نقد و بررسی
نقد آن در گرین گیبلز: آتش و شبنم (Anne of Green Gables: Fire & Dew) | 2017
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت اَن به آستانهٔ بزرگسالی «اَن در گرین گیبلز: آتش و شبنم» داستان دختری را دنبال میکند که از آستانهٔ نوجوانی عبور کرده و ناچار است رؤیاهایش را در جهانی واقعیتر بیازماید. سفر اَن به شارلوتتاون برای شرکت در کلاسهای فشرده، صرفاً جابهجایی از روستا به شهر نیست؛ تجربهای است که او را از پناه آشنای گرین گیبلز دور میکند و با پرسشی دشوار روبهرو میسازد: چگونه میتوان به آینده دل بست، بیآنکه پیوندهای گذشته را از دست داد؟
فیلم این گذار را با لحنی ملایم و خانوادگی روایت میکند؛ لحنی که گرمای آشنای مجموعه را حفظ میکند، اما اندوه و اضطراب را نیز به فضای آن راه میدهد. رؤیای معلمشدن و آزمون استقلال هدف اَن برای معلمشدن، نیروی محرک بخش مهمی از روایت است. او در شارلوتتاون با فضای تازه، همکلاسیهایی متفاوت و رقابتی روبهرو میشود که آرمانگراییاش را به محک میزند.
روایت در این بخش به تجربهای آشنا از رشد میپردازد: رؤیا هنگامی معنا پیدا میکند که با محدودیتها، شکستهای کوچک و انتخابهای دشوار برخورد کند. اَن همچنان خیالپرداز و پرشور است، اما فیلم میکوشد نشان دهد که بزرگشدن به معنای کنارگذاشتن تخیل نیست؛ بلکه یعنی آموختنِ مسئولیتپذیری در برابر آرزوهایی که زمانی تنها در ذهن وجود داشتند.
« رؤیای معلمشدن و آزمون استقلال هدف اَن برای معلمشدن، نیروی محرک بخش مهمی از روایت است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
شهر در برابر گرین گیبلز، هم فرصت است و هم فاصله. اَن برای پیشرفتن باید استقلال بیشتری پیدا کند، اما همین استقلال بهای عاطفی دارد: دوری از خانه و از کسانی که حضورشان بخشی از امنیت او بوده است. فیلم این دوگانگی را بهخوبی درمییابد، هرچند گاه بهسبب شتاب روایت فرصت نمییابد همهٔ پیامدهای آن را به اندازهٔ کافی بپروراند.
گرین گیبلز؛ خانهای که دگرگون میشود در سوی دیگر، متیو و ماریلا با خلأیی روبهرو هستند که رفتن اَن در زندگی روزمرهشان ایجاد کرده است. وضعیت آنان فقط حاشیهای برای داستان بلوغ اَن نیست؛ یادآوری میکند که تغییر، در یک خانواده به شکلهای متفاوت تجربه میشود. آنچه برای اَن آغاز راهی تازه است، برای سرپرستانش نشانهای از گذر زمان و تغییر جایگاهشان در زندگی اوست.
دشواریهای مالی و بیماری نیز به این نگرانیها وزن بیشتری میبخشند. فیلم در تصویرکردن گرین گیبلز همچنان به حس خانهبودن تکیه میکند: مکانی که خاطره، عادت و محبت در آن به هم گره خوردهاند. همین گرما سبب میشود که دگرگونیهای پیشرو فقط رویدادهایی داستانی نباشند، بلکه در قالب تهدیدی برای آسودگی و پیوندهای قدیمی احساس شوند.
« شهر در برابر گرین گیبلز، هم فرصت است و هم فاصله. »
شخصیتها و اجرا
تقابل خانه و شهر، بیش از آنکه تقابل دو جغرافیا باشد، فاصلهٔ میان پناه و تجربه است؛ جایی برای بازگشت در برابر جایی برای آزمودن خویشتن. بازیها و جانبخشی به شخصیتها بازیهای گروه بازیگران از نقاط قوت اثر است. Ella Ballentine اَن را با ترکیبی از شور، کنجکاوی و آسیبپذیری به تصویر میکشد؛ شخصیتی که نیروی خیالپردازیاش پابرجاست، اما در برابر واقعیتهای تازه نیز بیتفاوت نمیماند.
نقشآفرینی او کمک میکند که اَن صرفاً قهرمانی پرانرژی نباشد، بلکه دختری در حال تغییر به نظر برسد؛ کسی که میان میل به پیشرفت و دلبستگی به خانه در رفتوآمد است. Martin Sheen و Sara Botsford نیز به متیو و ماریلا کیفیتی صمیمی و باورپذیر میبخشند. حضور آنان گرما و ثبات عاطفی لازم را به فیلم میدهد و نگرانیهایشان را از سطح چند موقعیت داستانی فراتر میبرد.
رابطهٔ این شخصیتها با اَن از آن جنس پیوندهایی است که در گفتارهای بزرگ و احساساتی خلاصه نمیشود؛ اهمیتش بیشتر در نگاهها، سکوتها و عادتهای مشترک آشکار میشود. شخصیتهای جوان پیرامون اَن نیز به فضای اجتماعی قصه رنگ میدهند، اگرچه همهٔ آنان مجال یکسانی برای شکلگیری پیدا نمیکنند.
« بازیها و جانبخشی به شخصیتها بازیهای گروه بازیگران از نقاط قوت اثر است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
لحن تصویری و حس نوستالژی «آتش و شبنم» بیش از آنکه بر غافلگیریهای فرمی تکیه کند، بر خلق فضایی گرم و آشنا بنا شده است. حالوهوای روستایی و آرام اثر، حس نوستالژیک مجموعه را زنده نگه میدارد و با لطافت داستان خانوادگی آن هماهنگ است. عنوان فیلم نیز با این دوگانگی سازگار مینماید: آتش میتواند یادآور شور و حرکت باشد و شبنم لطافت و اندوهی آرام را به ذهن بیاورد.
فیلم در بهترین لحظههایش میان این کیفیتها تعادل برقرار میکند؛ شیرینی و صمیمیت را حفظ میکند، بیآنکه اندوه را کاملاً از قاب بیرون براند. این انتخاب، مخاطبی را که به فضای آرام و دلنشین مجموعه دل بسته است، با خود همراه میکند. در عین حال، تکیه بر همان گرمای آشنا گاه باعث میشود فیلم از نظر بصری و روایی بیش از اندازه محتاط به نظر برسد.
لحظههای برجسته معمولاً از پیوندهای انسانی و احساس شخصیتها نیرو میگیرند، نه از گسترش چشمگیر زبان سینمایی. روایت چندشاخه و ریتم فشرده فیلم چند خط داستانی را همزمان پیش میبرد: تحصیل اَن، رابطههای دوستانه و عاطفی، نگرانیهای خانوادگی و تغییراتی که در گرین گیبلز رخ میدهد. این چندگانگی به جهان اثر حس زندگی میدهد و اجازه نمیدهد داستان تنها به یک هدف تحصیلی محدود شود.
« این انتخاب، مخاطبی را که به فضای آرام و دلنشین مجموعه دل بسته است، با خود همراه میکند. »
قوتها و کاستیها
بااینحال، جمعکردن این همه محور در قالب یک فیلم بلند، دشواریهایی پدید میآورد. برخی رویدادها سریع از راه میرسند و پیش از آنکه فرصت کافی برای تهنشینشدن پیدا کنند، جای خود را به رویدادی دیگر میدهند. در نتیجه، ریتم گاهی فشرده و گذارها شتابزدهاند. تماشاگر میتواند اهمیت عاطفی بعضی تجربهها را دریابد، اما شاید احساس کند فیلم از کنار آنها زودتر از حد لازم میگذرد.
این مسئله بهویژه هنگامی محسوس است که چند مسیر روایی نیازمند توجه همزماناند؛ تمرکز اثر میان آنها تقسیم میشود و انسجامی که در بخشهای آرامتر شکل گرفته، اندکی سست میشود. بعضی از این مواد داستانی احتمالاً در قالب مجموعهای چندقسمتی مجال بیشتری برای رشد مییافتند. عشق، اندوه و انتخابهای دشوار روایت اَن در شارلوتتاون تنها دربارهٔ درس و آیندهٔ شغلی نیست.
جوانههای عشق و تجربهٔ اندوه، جهان عاطفی او را پیچیدهتر میکنند و نشان میدهند که رشد شخصی مسیری هموار و یکسویه نیست. فیلم از آشکارکردن همهٔ پیامدهای این تجربهها پرهیز میکند، اما حضورشان را به اندازهای پررنگ میسازد که لحن اثر از شیرینی محض فاصله بگیرد. همین آمیزهٔ امید و غم به داستان عمق میدهد، هرچند روایت فشرده گاهی مانع از آن میشود که هر تغییر عاطفی با مکثی متناسب دنبال شود.
« بااینحال، جمعکردن این همه محور در قالب یک فیلم بلند، دشواریهایی پدید میآورد. »
جمعبندی
جمعبندی «اَن در گرین گیبلز: آتش و شبنم» فیلمی صمیمی و خوشحس دربارهٔ حرکت از امنیت خانه به سوی استقلال است. بازیهای باورپذیر، فضای گرم و پیوند عاطفی میان اَن و خانوادهاش، تماشای آن را دلنشین میکنند. اثر همچنین میکوشد شیرینیِ بلوغ را در کنار نگرانی، عشق و اندوه بنشاند و از این راه تصویری کاملتر از تغییر ارائه دهد.
بااینحال، تعدد داستانها و شتاب در پرداخت، مانع از آن میشود که همهٔ خطها به یک اندازه قوام یابند. پایان نیز حس ناتمامی برجای میگذارد و برخی پرسشهای عاطفی را بیپاسخ میگذارد؛ نه بهگونهای که تجربهٔ تماشای فیلم را بیارزش کند، بلکه چنانکه اشتیاق به ادامهٔ زندگی شخصیتها را بیشتر میسازد.
این اثر بیش از آنکه روایتی کاملاً بسته باشد، وداعی گرم و اندوهگین با مرحلهای از زندگی اَن است؛ وداعی که یادآور میشود رشدکردن گاهی یعنی رفتن بهسوی آینده، درحالیکه دل همچنان در خانه مانده است.
« جمعبندی «اَن در گرین گیبلز: آتش و شبنم» فیلمی صمیمی و خوشحس دربارهٔ حرکت از امنیت خانه به سوی استقلال است. »
ثبت دیدگاه