نقد و بررسی
نقد چیزبالز (Cheeseballs) | 2014
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاه اثر: تعمد در بدبودن «Cheeseballs» محصول سال ۲۰۱۴، مجموعهای گلچینشده از چند کوتاهفیلم است که عمداً بر خامی، افراط و بینزاکتی تکیه میکند. فیلم با وعدهٔ قصهای منسجم یا تجربهای خوشساخت پیش نمیرود؛ بیشتر شبیه ویترینی از ایدههای هجوآمیز و زننده است که یکی پس از دیگری عرضه میشوند.
همین رویکرد، از همان ابتدا تکلیف مخاطب را روشن میکند: این اثر قرار نیست با ظرافت طنز یا پرداخت دقیق شخصیتها دل ببرد؛ میخواهد با بیپروایی و غرابت واکنش برانگیزد. مجموعه بخشهایی چون سهگانهٔ پیتزا، «فیلم کونلیس»، «اونگابونگا» و «پسر قهرمان عنکبوت موزی شگفتانگیز» را کنار هم میگذارد.
اما قصدِ بد بودن، خودبهخود به سرگرمکنندگی نمیانجامد. «Cheeseballs» در بهترین لحظاتش از همین فاصلهٔ میان ابتذال آگاهانه و ابتذال بیثمر نیرو میگیرد؛ در ضعیفترین لحظاتش، این فاصله از میان میرود و شوخیها تنها طولانی و فرسوده به نظر میرسند. ساختار گلچینی و مسئلهٔ ریتم ساختار چندپارهٔ فیلم امکان میدهد هر بخش لحن و منطق خودش را داشته باشد؛ در عوض، پیوند میان آنها بیشتر بر همنشینی تکیه دارد تا بر روایتی واحد.
نتیجه، اثری است که ریتمش تابع کیفیت هر قطعه میشود. آغازِ پیتزامحور، با ایدهای بهاندازهٔ کافی نامعقول و چند موقعیت بامزه، زودتر از بقیه راهش را به سوی خنده باز میکند. همین شروع، معیاری میسازد که بخشهای بعدی ناخواسته با آن سنجیده میشوند. از آنجا که بخشهای بعدی همان انرژی را حفظ نمیکنند، تماشاگر ممکن است احساس کند فیلم پس از شروعی نسبتاً موفق، به جای گسترش طنز، صرفاً بر تندی و غرابت میافزاید.
« اما قصدِ بد بودن، خودبهخود به سرگرمکنندگی نمیانجامد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
در قالب گلچین، افتوخیز کیفیت طبیعی است؛ با این حال، «Cheeseballs» همیشه نمیتواند تفاوت میان یک ایدهٔ کوتاه و مؤثر و ایدهای را که بیش از ظرفیتش ادامه یافته، تشخیص دهد. گاهی توقف بهموقع میتوانست خود بخشی از شوخی باشد. کمدیِ افراط و مرز میان جسارت و تنبلی طنز فیلم بهروشنی برای مخاطبی ساخته شده که با کمدیهای ترومایی و شوخیهای بیمحابا آشناست.
اینجا، خوشسلیقگی نه معیار اصلی است و نه هدف. اثر از موقعیتهای ناخوشایند، لحن زننده و هجوهای آشکارا اغراقآمیز بهره میگیرد و روی این تصور حساب میکند که شکستن آداب و رسوم، بهتنهایی خندهآور خواهد بود. گاهی این محاسبه جواب میدهد: ایدهٔ چنان نامتعارفی که از شدت بیپروایی به مضحکه بدل میشود، میتواند خندهای ناگهانی ایجاد کند.
ولی فیلم در همهجا میان جسارت و تنبلی تمایز نمیگذارد. عبور از مرزهای سلیقه، وقتی به طنز بدل میشود که پشت آن نگاه یا زمانبندی باشد؛ وگرنه صرفاً تکرار یک تحریک خام باقی میماند. برخی شوخیها به جای آنکه با غافلگیری یا ساختار کمیک پیش بروند، بر زنندگی خود تکیه میکنند. این تفاوت توضیح میدهد که چرا برای برخی تماشاگران اثر سرگرمکننده است و برای برخی دیگر خستهکننده: آستانهٔ تحمل شوخیهای نامتعارف مهم است، اما کافی نیست؛ کیفیت اجرا نیز تعیینکننده است.
شروع پیتزا؛ لحظهای که فیلم جان میگیرد بخش آغازین پیتزا بهترین نمونهٔ استفادهٔ فیلم از ایدهای ساده و پوچگراست. خودِ فرض داستان، با اغراق عجیبش، زمینهای فراهم میکند تا موقعیت از همان ابتدا خندهدار و نامنتظر باشد. فیلم در این قسمت گاهی میفهمد که شوخی نباید فقط بلندتر و زنندهتر شود؛ باید ضرباهنگ داشته باشد و مخاطب را با تغییر مسیر غافلگیر کند.
« گاهی توقف بهموقع میتوانست خود بخشی از شوخی باشد. »
شخصیتها و اجرا
به همین دلیل است که حتی تماشاگرانی که با باقی مجموعه ارتباط چندانی نمیگیرند، ممکن است چند لحظهٔ این بخش را به یاد بیاورند. این موفقیت نسبی، در عین حال نقطهضعف ساختاری اثر را آشکار میکند. وقتی بخش نخست معیار خندهپذیری میشود، ادامهٔ فیلم باید یا آن ایده را دگرگون کند یا راهی تازه برای حفظ تازگی پیدا کند.
«Cheeseballs» همیشه به این چالش پاسخ نمیدهد. تکرار و گسترش ایده، بهتنهایی معادل پیشرفت نیست؛ و برخی قطعات بعدی، به جای آنکه بازی تازهای با منطق ابزورد فیلم بکنند، از انرژی اولیه فاصله میگیرند. اجرا و زیباییشناسی کمهزینه ظاهر فیلم با روحیهٔ کمهزینه و خام آن سازگار است. این خامی را میتوان بخشی از زبان اثر دانست: فیلم نمیکوشد به محصولی صیقلی و متعارف بدل شود، بلکه گاه از بیقاعدگی و ناشیگری خود برای ساختن حس آشوب استفاده میکند.
در چنین کمدیای، جلوهٔ دستساز یا اجرای ناموزون میتواند به شوخی کمک کند، بهویژه وقتی خود فیلم انگار از نقصهایش آگاه است. با این همه، آگاهی از کمبودها همیشه آنها را به انتخاب هنری تبدیل نمیکند. اگر میزانسن، تدوین یا اجرای یک شوخی نتواند موقعیت را روشن و موجز نگه دارد، نتیجه ممکن است نه آگاهانه نامرتب، بلکه صرفاً کمجان به نظر برسد.
فیلم میان این دو حالت حرکت میکند: گاهی خامیاش جذابیت فرقهای و بازیگوشی دارد؛ گاهی نیز حس میشود که ایده پیش از شکلگرفتن کامل رها شده است. همین ناهمگونی بخش مهمی از تجربهٔ تماشای آن است. شوخیهای دورهمند و مسئلهٔ دوام یکی از وجوه قابلتوجه فیلم، پیوندش با فضای کمدیهای اینترنتی و شوخیهای عامدانه تندِ دورهٔ خودش است.
« این موفقیت نسبی، در عین حال نقطهضعف ساختاری اثر را آشکار میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
برای بعضی مخاطبان، این ویژگی حالوهوای قدیمی و نوستالژیکی دارد؛ گویی با کپسولی از زمان روبهرو هستند که نوعی از طنز بیپرده را ثبت کرده است. اما زمان، بعضی شوخیها را نهفقط کهنه، بلکه ناخوشایندتر میکند. بهویژه وقتی شوخی بر کلیشههای نژادی یا تحقیر گروهی بنا شده باشد، گذشت زمان الزاماً آن را بامزهتر نمیکند؛ ممکن است بیش از هر چیز نگاه و محدودیتهای همان دوره را برجسته سازد.
ازاینرو، تماشای فیلم برای مخاطب امروز میتواند دوگانه باشد: بخشی از جذابیتش در دیدن لحن و هنجارهای کمدیِ یک دوره نهفته است، اما همان فاصلهٔ تاریخی ممکن است به تجربهای ناراحتکننده یا فرساینده بدل شود. «Cheeseballs» در این معنا فقط مجموعهای از لطیفههای عجیب نیست؛ ناخواسته سندی کوچک از نوعی ذائقهٔ عامهپسند نیز هست، با تمام تناقضها و زبریهایش.
مخاطب مناسب و محدودیتهای اثر این اثر بیش از آنکه تماشای همگانی باشد، تجربهای ویژه برای دوستداران سینمای ترومایی، کمدیهای عمداً بد و فیلمهای مستقلِ آشفته است. مخاطبی که از شوخیهای مؤدبانه و روایت منظم انتظار دارد، احتمالاً با آن ارتباط نمیگیرد. حتی علاقهمندان این نوع کمدی نیز ممکن است در برابر بخشهایی که کش میآیند یا شوخیشان به تکرار میافتد، بیحوصله شوند.
واکنشهای متفاوت به فیلم نیز همین دوگانگی را بازتاب میدهند: برخی از بیپروایی و لحظات خندهآورش لذت میبرند، در حالی که برخی دیگر شروع پیتزا را تنها نقطهٔ قابلتحمل مجموعه میدانند. ضعف اصلی فیلم صرفاً ناپختگی فنی یا شوخیهای زننده نیست؛ مسئله آن است که این عناصر همیشه به یک تجربهٔ کمیک منسجم تبدیل نمیشوند.
« اما زمان، بعضی شوخیها را نهفقط کهنه، بلکه ناخوشایندتر میکند. »
قوتها و کاستیها
اثر گاهی میتواند تماشاگر را با یک موقعیت نامعقول غافلگیر کند، اما سپس بیش از حد در همان محدوده میماند. تماشاگر باید آمادگی پذیرش نوسان شدید کیفیت و لحظاتی را داشته باشد که بیشتر از آنکه بخنداند، تحمل او را میآزماید. جمعبندی «Cheeseballs» مجموعهای نامتوازن، عامدانه خام و آشکارا بیپرواست که جذابیتش را نه از ظرافت، بلکه از افراط و غرابت میگیرد.
بخش آغازین پیتزا چند لحظهٔ واقعاً بامزه دارد و روحیهٔ کمدی ترومایی فیلم برای مخاطب مناسب میتواند سرگرمکننده باشد. بااینحال، بخشهای بعدی همیشه آن انرژی را حفظ نمیکنند؛ برخی شوخیها کش میآیند و بعضی دیگر زیر بار کلیشهها و بیمزگی فرسوده میشوند. تماشای آن بیش از آنکه مواجهه با یک کمدی موفق و یکپارچه باشد، تجربهٔ گشتوگذار در مجموعهای از آزمونهای طنز است: گاهی عجیب و خندهدار، گاهی خستهکننده و گاهی یادآور دورهای که هر شوخیِ تند را بهسادگی مترادف جسارت میگرفت.
برای دوستداران این نوع سینما، همین آشفتگی میتواند بخشی از لذت باشد؛ برای دیگران، احتمالاً مهمترین خاطره از فیلم همان شروع پیتزا و انتظارِ برآوردهنشدهٔ ادامهاش خواهد بود.
« اثر گاهی میتواند تماشاگر را با یک موقعیت نامعقول غافلگیر کند، اما سپس بیش از حد در همان محدوده میماند. »
ثبت دیدگاه