نقد و بررسی
نقد بسکتبال (BASEketball) | 1998
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای نامتعارف برای هجوی آشنا «BASEketball» از فرضی ساده اما پربازده آغاز میکند: چه میشود اگر بسکتبال و بیسبال در هم آمیخته شوند و بازی تازهای پدید آید؟ دو دوست کموبیش ناکام، کوپ و ریمر، این ورزش را از سر بداههپردازی و برای غلبه بر حریفانی ورزیدهتر اختراع میکنند؛ اما بازی محلیشان کمکم به پدیدهای فراگیر و سپس به لیگ حرفهای بدل میشود.
این مسیر، به فیلم امکان میدهد از سرگرمی ورزشی به هجو مناسبات اقتصادی و نمایشی ورزش حرفهای برسد. ایدهی ترکیب دو رشته هم صرفاً ترفندی برای ساختن شوخی نیست: قواعد تازه، موقعیتهایی میسازند که در آن رقابت، تاکتیک و حتی غرور ورزشکاران همواره در معرض آشفتگی و مضحکه قرار میگیرد. در عین حال، فیلم بیش از آنکه در پی طراحی نظامی دقیق و باورپذیر برای این ورزش باشد، به ظرفیت کمدی آن دل میبندد.
هجو تجاریشدن ورزش در پسِ شوخیهای پرهیاهو، دغدغهای روشن دیده میشود: ورزش چگونه، زیر فشار مالکان و سرمایهگذاران، از تجربهای جمعی به کالایی برای سودآوری تبدیل میشود؟ مقرراتی که در آغاز برای حفظ دسترسی و استقلال بازی وضع شدهاند، در برابر میل به گسترش نفوذ تجاری قرار میگیرند.
فیلم از این تقابل برای دستانداختن جابهجایی تیمها، معامله بر سر بازیکنان، تبلیغات و دستکاری قوانین بهره میگیرد؛ عناصری که در جهان داستان میتوانند سرنوشت یک لیگ را تغییر دهند. بااینحال، «BASEketball» بیشتر به طعنههای مستقیم و تصویرهای اغراقشده تکیه دارد تا تحلیل دقیق. نگرانیاش دربارهی سلطهی پول بر ورزش قابلفهم است، اما گاه مضمون زیر انبوه شوخیها گم میشود.
« این مسیر، به فیلم امکان میدهد از سرگرمی ورزشی به هجو مناسبات اقتصادی و نمایشی ورزش حرفهای برسد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم نظامی یکدست از استدلال نمیسازد؛ بیشتر موقعیتهایی کمیک خلق میکند که در آنها آرمانِ بازیِ مردمی با منطق سودجویی برخورد میکند. همین سادگی هم نقطهی قوت آن است و هم محدودیتش: طنز بیواسطه و قابلدریافت میماند، اما لایهی انتقادیاش چندان ژرف نمیشود. کارگردانی و ضرباهنگ شوخیها دیوید زوکر، کارگردان فیلم، جهان داستان را با منطق کمدی اغراقآمیز میسازد: شخصیتها بیش از آنکه به رفتار روزمرهی آدمهای عادی نزدیک باشند، مهرههایی در دستگاهی برای تولید موقعیتهای مضحکاند.
شوخیهای تصویری، واکنشهای ناگهانی و بازی با فضای رقابت ورزشی، ریتمی پرجنبوجوش به فیلم میدهند. گاه یک موقعیت چنان بیپروا از حد معمول عبور میکند که خودِ بیمنطقی آن به منبع خنده بدل میشود. این شیوه برای مخاطبی که با کمدی عامدانهی سبک و زمخت همراه است، لحظات بامزهای فراهم میآورد؛ اما فیلم همیشه در تنظیم آهنگ خود موفق نیست.
بعضی شوخیها بیش از اندازه کش میآیند و برخی دیگر، بهجای آنکه از دل شخصیت یا موقعیت سربرآورند، صرفاً برای شوکهکردن یا شکستن وقار صحنه جا داده شدهاند. در نتیجه، کمدی اثر موجی است: لحظههایی سرزنده و بهیادماندنی در کنار بخشهایی که تکرار لحن و هیاهو، اثرگذاریشان را کاهش میدهد.
کوپ و ریمر؛ رفاقت در مرکز داستان رابطهی کوپ و ریمر نیروی عاطفی اصلی فیلم است. این دو نه قهرمانانی باشکوهاند و نه نمونهی ورزشکارانی منضبط؛ جذابیتشان از بیادعایی، خودخواهیهای کوچک و پیوند دوستانهای میآید که با وجود اختلافها میانشان برقرار است. گسترش بازی تازه، آنها را در برابر موقعیتی قرار میدهد که از دنیای محدود و صمیمیشان فراتر میرود.
« شوخیهای تصویری، واکنشهای ناگهانی و بازی با فضای رقابت ورزشی، ریتمی پرجنبوجوش به فیلم میدهند. »
شخصیتها و اجرا
از این رو، فیلم در کنار هجو ورزش حرفهای، به مسئلهی رفاقت نیز میپردازد: آیا دوستی در برابر شهرت، پول و رقابت دوام میآورد؟ تِرِی پارکر و مَت استون برای نقشهای اصلی انرژی و آشناییِ دو دوست قدیمی را به صحنه میآورند. هماهنگی میانشان گاهی چنان طبیعی است که شوخیها حالوهوای بداهه پیدا میکنند؛ بااینحال، بازی آنها همیشه ظریف یا متوازن نیست.
گفتوگوهای پرشتاب و لحن کودکانهی شخصیتها در بعضی صحنهها بهجای آنکه بانمک باشد، فرساینده میشود. این محدودیت بهویژه زمانی آشکار است که فیلم انتظار دارد مخاطب درگیری عاطفی شخصیتها را جدی بگیرد؛ زیرا بازی اغراقآمیز میتواند فاصلهای میان احساسِ صحنه و واکنش تماشاگر ایجاد کند.
طنز زمخت و مرزهای آن زبان کمدی فیلم بر شوخیهای کودکانه، رفتارهای سبکسرانه و گاه بذلهگوییهای مبتذل استوار است. این انتخاب با تصویر قهرمانانی که از بلوغ اجتماعی و ورزشی فاصله دارند، همخوانی دارد و به اثر هویتی مشخص میدهد. «BASEketball» علاقهای به وقار مرسوم فیلمهای ورزشی ندارد؛ عمداً شکوه مسابقه را میشکند و ستارهبودن را امری مضحک جلوه میدهد.
طنز آن از این تناقض نیرو میگیرد: بازیای که قرار است جدی و حرفهای شود، همچنان ریشه در شوخی و بداهه دارد. اما اتکای مداوم به همین جنس شوخی، دامنهی اثر را محدود میکند. تماشاگرانی که با کمدی رکیک و بیپرده ارتباط نمیگیرند، احتمالاً از همان بخشهای آغازین فاصله خواهند گرفت؛ حتی مخاطبان همراه نیز ممکن است از تکرار لحن خسته شوند.
« تِرِی پارکر و مَت استون برای نقشهای اصلی انرژی و آشناییِ دو دوست قدیمی را به صحنه میآورند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
برخی شوخیها بهجای آنکه شخصیتپردازی را غنی کنند، صرفاً بر ابتذال خود تکیه دارند. از این منظر، فیلم در انتخابهایش جسور است، اما همیشه در پالایش آنها موفق نیست. بازیگران مکمل و جهان ورزشی بازیگران مکمل به جهان داستان رنگ و تنوع میبخشند. حضور ارنست بورگناین در نقش تد دِنسلو، چهرهای گرمتر و صمیمیتر به بخشهایی از روایت میدهد؛ در سوی دیگر، رابرت وان در نقش مالک رقیب، نمایندهی وجه حسابگر و قدرتطلب دنیای لیگ است.
تقابل این دو شخصیت، هرچند گاه به تیپسازی نزدیک میشود، به فیلم کمک میکند تا تضاد میان آرمانِ بازی و منافع تجاری را ملموستر کند. یاسمین بلیث و جنی مککارتی نیز در مسیرهای عاطفی و اجتماعی داستان حضور دارند، هرچند فیلم همواره به آنها مجال نمیدهد فراتر از نقشهای کارکردیشان رشد کنند.
فضای ورزشی فیلم نیز با بهرهگیری از چهرههای آشنا و اشارههای نمایشی، حالتی شبهواقعی پیدا میکند؛ گویی ورزش ساختگی داستان، راهی برای شوخی با آیینها و ستارهسازیِ ورزش واقعی است. بااینهمه، تمرکز روایت بر دو شخصیت اصلی سبب میشود بسیاری از جنبههای لیگ و بازی در حد زمینه باقی بمانند.
فیلم بیش از آنکه بخواهد جهانی کامل و مستقل بسازد، از این جهان برای پیشبردن کمدی و کشمکش شخصیتها استفاده میکند. گذر زمان و ماندگاری امروز «BASEketball» همزمان نشانههایی از زمانهی خود و محدودیتهایش را آشکار میکند. موضوع تجاریشدن ورزش هنوز قابلیت طنز دارد و ایدهی لیگِ بناشده بر قواعدی ضدانحصاری همچنان جذاب است.
« برخی شوخیها بهجای آنکه شخصیتپردازی را غنی کنند، صرفاً بر ابتذال خود تکیه دارند. »
قوتها و کاستیها
اما بخشی از شوخیها به حساسیتهای کمدیِ دورهی ساخت فیلم وابستهاند و ممکن است برای مخاطب امروزی کهنه یا بیش از حد کودکانه جلوه کنند. این فرسودگی بهخصوص در لحظاتی دیده میشود که فیلم بهجای یافتن زاویهای تازه، همان جنس شوخی را با شدت بیشتر تکرار میکند. با وجود این، اثر بهسبب ایدهی مرکزیِ غیرمتعارف و آمیزش طنز ورزشی با هجو سرمایهداری، هویت قابلتشخیصی دارد.
ارزش تماشایش بیش از آنکه در انسجام کامل روایت یا ظرافت اجرایی باشد، در جسارت طرح اولیه و چند موقعیت کمیک موفق نهفته است. این فیلم نه اثری برای همهی سلیقهها، بلکه کمدیای خاص است که یا با بیپروایی و سبکسریاش همراه میشوید، یا تکرار همان ویژگیها شما را از آن دور میکند. جمعبندی «BASEketball» کمدی ورزشیِ نامتعارفی است که از یک بازی خیالی برای هجو پولسالاری، شهرت و دستکاری قواعد رقابت بهره میگیرد.
ایدهی ترکیب بیسبال و بسکتبال، رابطهی صمیمانهی کوپ و ریمر و حضور بازیگران مکمل، به فیلم انرژی میبخشند؛ در مقابل، شوخیهای زمخت، بازیهای نابرابر و ضرباهنگ ناپایدار مانع از آن میشوند که اثر به کمدیای یکدست و ماندگار بدل شود. حاصل، فیلمی پرنقص اما صاحبهویت است: سرگرمکننده برای دوستداران طنز ابلهانه و هجو ورزشی، و احتمالاً خستهکننده برای کسانی که به کمدی سنجیدهتر یا شخصیتپردازی واقعگرایانه علاقه دارند.
« با وجود این، اثر بهسبب ایدهی مرکزیِ غیرمتعارف و آمیزش طنز ورزشی با هجو سرمایهداری، هویت قابلتشخیصی دارد. »
ثبت دیدگاه