نقد و بررسی
نقد پپه (Pepe) | 2024
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
روایتی از تبعید و بیگانگی فیلم «Pepe» ساختهٔ Nelson Carlo de Los Santos Arias از همان ابتدا روشن میکند که قرار نیست قصهای سرراست دربارهٔ یک اسبآبی مشهور روایت کند. پپه، حیوانی که نامش را رسانههای کلمبیایی بر او گذاشتند، از ورای مرگ سخن میگوید؛ اما صدایش نه به گزارشگری خونسرد میماند و نه به راوی دانای کلی که وقایع را مرتب و بیابهام توضیح دهد.
او از جابهجایی، خاطره، بدن و مرگ حرف میزند، گاه در مسیر روایت پیش میرود و گاه در اندیشههای پراکندهاش از آن فاصله میگیرد. فیلم از ما نمیخواهد فقط پی بگیریم چه رخ داده است؛ میخواهد تجربه کنیم زندگی در جهانی که به تو تعلق ندارد چه معنایی میتواند داشته باشد. ماجرای پپه به اسبآبیهایی بازمیگردد که به کلمبیا منتقل شدند و پس از مرگ پابلو اسکوبار در محیط پیرامون رها ماندند.
بااینحال، فیلم به بازسازی خطی این ماجرا بسنده نمیکند. از آفریقا تا آمریکای لاتین، از گذشته تا اکنون، و از سرگذشت حیوان تا زندگی مردمان حاشیهٔ رودخانه، مدام میان مسیرها و منظرهای گوناگون جابهجا میشود. این پراکندگی گاهی چشماندازهایی تازه میگشاید و گاهی تماشاگر را از تکیهگاه روایی محروم میکند.
«Pepe» بیش از آنکه داستانی دربارهٔ یک حیوان باشد، تأملی سینمایی دربارهٔ تبعید، سلطه و پیامدهای تصمیمهایی است که انسان برای دیگر موجودات میگیرد. پپه؛ صدایی بیقرار و نامأنوس یکی از انتخابهای جسورانهٔ فیلم آن است که پپه را نه به موضوعی خاموش برای مشاهده، بلکه به صدایی مستقل بدل میکند.
« بااینحال، فیلم به بازسازی خطی این ماجرا بسنده نمیکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
او از جایگاه یک حیوان سخن میگوید، اما گفتارش توضیحی علمی دربارهٔ جانوران نیست. در صدای او نوعی سردرگمی هست: گویی خود نیز نمیداند چرا میتواند حرف بزند یا چرا پس از مرگ هنوز خاطره و اندیشه دارد. این ناسازگاری میان موجودی حیوانی و زبانی انسانی، به فیلم کیفیتی رازآمیز میبخشد و پرسشی اساسی را پیش میکشد: انسان تا چه اندازه میتواند جهان ذهنی موجودی دیگر را بشناسد، بیآنکه تجربهٔ او را به زبان و تصورهای خود فروبکاهد؟
چندزبانهبودن صدای پپه نیز در این زمینه تزئینی نیست. تغییر زبان، گوشزد میکند که هویت او از دل یک مکان یا فرهنگ واحد برنخاسته است. بدنش از آفریقا به کلمبیا منتقل شده، اما زبانش همواره به شکلی ناپایدار میان خاستگاهها و سرزمینهای تازه حرکت میکند. این جابهجایی، تجربهٔ تبعید را در خود صدا مجسم میکند؛ تبعیدی که نه فقط مکانی، بلکه زبانی و ذهنی است.
در نتیجه، گفتار پپه هم راهی برای نزدیکشدن به اوست و هم یادآوریِ فاصلهای که میان انسان و حیوان باقی میماند. روایت چندپاره و جسارت فرمی ساختار «Pepe» از الگوی معمول مقدمه، گسترش و فرجام پیروی نمیکند. فیلم از بخشهایی با نقطهنظرهای متفاوت تشکیل شده و گاهی درست هنگامی که تماشاگر به یک مسیر عادت میکند، آن را رها میکند.
این گسستها ممکن است دلفریب باشند، چون اجازه نمیدهند فیلم به روایت سادهٔ علتومعلولی فروکاسته شود؛ اما دشواری نیز میآفرینند. برخی صحنهها بیش از آنکه در خدمت پیشبرد داستان باشند، همچون قطعاتی مستقل از یک رؤیای ناآرام کنار هم قرار گرفتهاند. تماشاگر باید خودش میان تصویرها، صداها و زمانهای گوناگون پیوند برقرار کند.
« او از جایگاه یک حیوان سخن میگوید، اما گفتارش توضیحی علمی دربارهٔ جانوران نیست. »
شخصیتها و اجرا
فیلم همچنین پیوسته میان رنگ و سیاهوسفید، قالبهای تصویری و شیوههای مختلف ثبت تصویر رفتوآمد میکند. گاه به واقعگرایی نزدیک میشود و گاه به انتزاع، مستند یا خیال. این تغییرها با موضوع اصلی آن تناسب دارند: جهانی که در آن جابهجایی، بیثباتی و بیگانگی تجربهای دائمی است. بااینهمه، پیوند معنایی همیشه به یک اندازه قانعکننده نیست.
بعضی تغییرهای فرمی به غنای فضای فیلم میافزایند؛ برخی دیگر ممکن است شبیه جهشهایی به نظر برسند که بیش از آنکه معنای تازهای بسازند، رشتهٔ توجه را قطع میکنند. این اثر از تماشاگر همراهی فعال میطلبد، اما همیشه پاداش این همراهی را به شکل وضوح روایی نمیدهد. تصویر، رودخانه و تنهایی تصویر در «Pepe» فقط ظرفی برای نمایش وقایع نیست؛ خودش بخشی از شیوهٔ اندیشیدن فیلم است.
نماهای باز رودخانه و چشماندازهای طبیعی، حس فاصله و سکون میآفرینند، درحالیکه نگاه از سطح آب یا از ارتفاع، گاهی جهان انسانی را کوچک و گذرا نشان میدهد. طبیعت در اینجا پسزمینهای آرام برای ماجرا نیست. رودخانه هم مسیر حرکت و بقاست و هم فضایی که انسانها، حیوانات و خاطرهها در آن به هم میرسند، بیآنکه الزاماً یکدیگر را بفهمند.
این تصاویر زیبا، آرامشبخش و بیخطر باقی نمیمانند. زیبایی چشمانداز در کنار حضور خشونت و تهدید، نوعی ناآرامی پدید میآورد. گاهی دوربین چنان مکث میکند که تماشاگر ناچار میشود به خود تصویر نگاه کند، نه اینکه منتظر رویداد بعدی بماند. چنین مکثهایی میتوانند تأملبرانگیز باشند، اما در صحنههایی که از پیش نیروی دراماتیک چندانی ندارند، به کندی بیش از اندازه نزدیک میشوند.
« فیلم همچنین پیوسته میان رنگ و سیاهوسفید، قالبهای تصویری و شیوههای مختلف ثبت تصویر رفتوآمد میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
ازاینرو، ریتم فیلم هم یکی از سرچشمههای جذابیت آن است و هم یکی از دشوارترین آزمونهایش: باید پذیرفت که گاه نگاهکردن، جای دنبالکردن حادثه را میگیرد. صدا؛ میان طبیعت و روایت در این فیلم، صدا بهاندازهٔ تصویر اهمیت دارد. نفسها، آواهای حیوانی، گفتار انسانها و صداهای محیطی، مرز میان طبیعت و روایت را پیوسته جابهجا میکنند.
صدای پپه تنها ابزاری برای توضیحدادن نیست؛ گاه خود به رخدادی مستقل بدل میشود، چیزی که از دل محیط برمیآید و سپس مسیر شنیدن ما را تغییر میدهد. این طراحی صوتی، جهان فیلم را از حالت مشاهدهٔ بیرونی بیرون میآورد و حس حضور در فضایی ناپایدار را تقویت میکند. در عین حال، انباشت صداها و تغییر پیوستهٔ زبانها ممکن است فاصلهای میان تماشاگر و روایت ایجاد کند.
آنچه در یک فیلم متعارف میتوانست با گفتوگویی روشن توضیح داده شود، اینجا گاه به آوایی مبهم، مکثی طولانی یا صدایی دور سپرده میشود. این انتخاب، در راستای مضمون بیگانگی است؛ اما گاهی نیز فهم عاطفی صحنه را دشوارتر میکند. فیلم بیش از آنکه بخواهد همهچیز را برای مخاطب ترجمه کند، او را در موقعیت شنیدنِ چیزی ناآشنا قرار میدهد.
سیاستِ نگاه و مسئولیت انسان پشت چهرهٔ نامتعارف و خیالانگیز فیلم، مسئلهای سیاسی نهفته است: انسان با قدرت و ثروت میتواند حیوان را از زیستگاهش جدا کند و وارد جهانی بیگانه سازد، بیآنکه پیامدهای آن تصمیم را بهدرستی در نظر بگیرد. اما فیلم از سادهسازی موضوع پرهیز میکند. پپه را نمیتوان فقط قربانی بیگناه دانست، همانطور که جامعهٔ انسانیِ پیرامون او نیز یکپارچه و بیتعارض نیست.
« صدا؛ میان طبیعت و روایت در این فیلم، صدا بهاندازهٔ تصویر اهمیت دارد. »
قوتها و کاستیها
مسئله در برخورد میان زیستبوم، زندگی مردم و حیوانی است که خود نقشی در انتخاب محل زندگیاش نداشته است. اهمیت فیلم در این است که از مخاطب نمیخواهد با یک حکم آماده از سالن بیرون برود. بهجای آن، بر محدودیت نگاه انسانی دست میگذارد: ما میکوشیم برای حیوان سخن بگوییم، برای رفتار او معنا بسازیم و تصمیم بگیریم چه چیزی به صلاح او یا دیگران است؛ اما چقدر از تجربهٔ واقعی او را درک میکنیم؟
این پرسش به استعمار، مهاجرت و سلطه نیز راه میبرد، بیآنکه همهٔ این موضوعها را به تمثیلی یکمعنا تقلیل دهد. هرچه فیلم کمتر توضیح میدهد، گاهی بیشتر مجال میدهد که پیامدهای اخلاقی ماجرا در ذهن تماشاگر رسوب کند. ریتم و دشواریِ همراهی کندی فیلم صرفاً نتیجهٔ مکثهای طولانی نیست؛ حاصل انتخابی است که در آن روایت بارها از مسیر مستقیم منحرف میشود.
فیلم برای رسیدن سریع به نقطهای مشخص شتاب ندارد و به عوض آن، زمان را صرف تصویرها، صداها و اندیشههایی میکند که ممکن است بهظاهر فرعی باشند. برای تماشاگر علاقهمند به سینمای تجربی، این شیوه فرصتی برای سکون و تأمل فراهم میآورد. برای کسی که انتظار دارد هر صحنه اطلاعات تازهای دربارهٔ پیشرفت ماجرا بدهد، همان شیوه میتواند کشدار و خستهکننده باشد.
این دشواری را نمیتوان صرفاً ایرادی بیرونی و بیارتباط با مضمون فیلم شمرد. پراکندگی و گسست، تجربهٔ موجودی را بازتاب میدهند که از خاستگاه خود جدا شده و در محیطی نامأنوس گرفتار آمده است. بااینحال، هر انتخاب فرمی که از نظر مضمونی قابلدفاع باشد، لزوماً در تجربهٔ تماشاگر موفق نیست.
« مسئله در برخورد میان زیستبوم، زندگی مردم و حیوانی است که خود نقشی در انتخاب محل زندگیاش نداشته است. »
جمعبندی
بعضی بخشها چنان از خط اصلی فاصله میگیرند که انسجام کلی را سست میکنند. «Pepe» در بهترین لحظههایش همین پراکندگی را به شکلی شاعرانه و هدفمند به کار میگیرد؛ در لحظههای کماثرتر، ممکن است مخاطب را به این تردید بیندازد که آیا هر تصویر و تغییر سبکی واقعاً به کلیت اثر خدمت میکند یا نه.
جمعبندی «Pepe» فیلمی بلندپروازانه و نامتعارف است که از قالب زندگینامهٔ یک حیوان فراتر میرود و به تجربهای دربارهٔ تبعید، زبان، طبیعت و مسئولیت انسان بدل میشود. چندزبانهبودن صدای پپه، تصاویر خیالانگیز، طراحی صوتی و تغییر شکلهای پیدرپیِ روایت، آن را از آثار روایی متعارف جدا میکنند.
در سوی دیگر، ساختار گسسته، تغییرهای گاه گیجکنندهٔ سبک و ریتم کند میتوانند تمرکز و همراهی مخاطب را دشوار سازند. ارزش فیلم بیش از آنکه در پاسخهایی قطعی باشد که عرضه میکند، در پرسشهایی است که باز میگذارد: چه کسی حق دارد از زبان دیگری سخن بگوید؟ حیوانی که به سرزمین دیگری منتقل شده، چگونه در نگاه انسان معنا پیدا میکند؟
و آیا طبیعت را میتوان صرفاً بهعنوان محیطی برای زندگی و تصمیمگیریهای بشری دید؟ «Pepe» ممکن است برای همه تجربهای روان یا کاملاً منسجم نباشد، اما جسارتش در تبدیل فرم سینمایی به بخشی از مضمون، آن را به اثری ماندگار و بحثبرانگیز بد
« بعضی بخشها چنان از خط اصلی فاصله میگیرند که انسجام کلی را سست میکنند. »
ثبت دیدگاه