نقد و بررسی
نقد سجین (Sijjin) | 2023
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
مقدمه: میلِ مالکانه در پوشش وحشت «Sijjin» ساختهٔ Hadrah Daeng Ratu، فیلمی اندونزیایی در ژانر وحشت فراطبیعی است که قصهاش را بر پیوندی ناسالم و پیامدهای هولناک آن بنا میکند. ایرما دلباختهٔ گالانگ، پسرعموی متأهلش، است و نمیخواهد جایگاه همسر و فرزندان او را به رسمیت بشناسد. تصمیم او برای بهکارگیری جادوی سیاه، مسیر روایت را از درامی دربارهٔ وسواس و حسادت به داستانی از تسخیر، رخدادهای مرموز و تهدیدی رو به گسترش میکشاند.
فیلم، اقتباسی از اثر ترکی «Siccin» است؛ اما برای تماشاگر، بیش از هر چیز تجربهای از وحشت عامهپسند و عناصر آشنای این ژانر به شمار میآید. وسواس؛ نیروی محرک قصه نقطهٔ شروع داستان ساده و مؤثر است: عشق ایرما، بهجای آنکه به رابطهای متقابل و پذیرفتهشده تبدیل شود، به میلی برای تصاحب زندگی دیگری بدل میشود.
این تمهید به فیلم امکان میدهد وحشت را تنها از بیرون، در قالب نیرویی فراطبیعی، وارد نکند؛ ریشهٔ هراس از انتخاب انسانی خود ایرما سر برمیآورد. او برای تغییر واقعیت به جادو پناه میبرد، بیآنکه پیامدهای اخلاقی و شخصی چنین تصمیمی را جدی بگیرد. از این منظر، ماجرا دربارهٔ مجازات سادهٔ یک کردار نادرست نیست؛ دربارهٔ لحظهای است که میلِ مالکانه، مرزهای مسئولیت را پاک میکند و فرد را با نیرویی مواجه میسازد که دیگر مهارش در اختیار او نیست.
بااینحال، فیلم همیشه از ظرفیت روانی این ایده استفاده نمیکند. ایرما میتوانست شخصیتی پیچیدهتر باشد: زنی که در عین خطاکاری، ترسها، توجیهها و آسیبپذیریهایش فهمیده شوند. اما روایت در بعضی لحظات او را بیشتر به محرک رویدادها تبدیل میکند تا شخصیتی که دگرگونی درونیاش را بهتدریج دنبال کنیم.
« ایرما دلباختهٔ گالانگ، پسرعموی متأهلش، است و نمیخواهد جایگاه همسر و فرزندان او را به رسمیت بشناسد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
همین فاصله، از شدت اثرگذاری قصه میکاهد؛ زیرا هرچه کشمکش اخلاقی شخصیت روشنتر و چندلایهتر باشد، وحشتِ ناشی از انتخابش نیز قانعکنندهتر خواهد بود. فضای وهمآلود و طراحی صوتی یکی از موفقیتهای اصلی «Sijjin» در ساختن فضایی است که وقوع خطر را پیش از آشکارشدنش به تماشاگر گوشزد میکند.
صداگذاری و موسیقی، لحظههای سکون را بیخطر نمیگذارند و به محیطی که در ظاهر عادی است، کیفیتی ناآرام میبخشند. این شیوه برای فیلمی که بخش مهمی از تعلیقش بر انتظار و پیشبینی بنا شده، کارکردی اساسی دارد: خانه دیگر فقط محل زندگی خانواده نیست؛ فضایی است که هر صدای مبهم یا وقفهٔ ناگهانی میتواند نشانهٔ حضور چیزی ناشناخته باشد.
فیلم همچنین از تضاد میان زندگی روزمره و امر نامتعارف بهره میگیرد. رخدادهای فراطبیعی هنگامی تأثیر بیشتری دارند که در دل فضایی معمولی سربرآورند، نه در جهانی که از ابتدا آشکارا خیالی و هیولاوار باشد. «Sijjin» گاه موفق میشود همین حس رخنهکردن امر شوم به زندگی عادی را حفظ کند. البته موسیقی و نشانههای صوتی همیشه ظریف عمل نمیکنند؛ برخی از آنها بیش از اندازه به تماشاگر اعلام میکنند که اکنون باید بترسد.
بااینهمه، فضای صوتی فیلم از مؤثرترین ابزارهای آن برای نگهداشتن تنش است. بازیها و لحظههای هراس بازیگران، بهویژه در صحنههای ترس و آشفتگی، به باورپذیرشدن وضعیت کمک میکنند. این اهمیت دارد، چون وحشت فراطبیعی هنگامی از سطح مجموعهای از جلوهها فراتر میرود که واکنش شخصیتها واقعی به نظر برسد.
« صداگذاری و موسیقی، لحظههای سکون را بیخطر نمیگذارند و به محیطی که در ظاهر عادی است، کیفیتی ناآرام میبخشند. »
شخصیتها و اجرا
ترس، درماندگی و بیاطمینانی باید در چهره و رفتار دیده شوند تا تماشاگر بتواند تهدید را از دریچهٔ تجربهٔ آنان احساس کند. بازیها در لحظات پرتنش، چنین امکانی فراهم میآورند و به صحنهها وزن عاطفی میدهند. در میان شخصیتها، ایرما بالقوه بیشترین ظرفیت را برای جلب توجه دارد؛ نه به این دلیل که باید با تصمیمهایش موافق بود، بلکه چون تناقض میان خواستهٔ او و واقعیتی که نمیپذیرد، هستهٔ دراماتیک فیلم را شکل میدهد.
بااینحال، پرداخت شخصیتها در همهجا همسنگ موقعیتهای هراسآور نیست. برخی واکنشها و روابط به اندازهای که برای ساختن همدلی یا فهم دقیقتر انگیزهها لازم است، بسط نمییابند. بنابراین، بازیگران در لحظههای پرتنش گاهی بیش از خود روایت به صحنه جان میدهند. جادوی سیاه و منطق پیامدها جادوی سیاه در فیلم هم ابزار پیشبردن قصه است و هم چارچوبی برای پرداختن به مسئولیت.
ایرما قصد دارد با دخالت در زندگی دیگران به خواستهاش برسد؛ اما چیزی که به راه میاندازد، از یک نقشهٔ شخصی فراتر میرود و فضای زندگی گالانگ و خانوادهاش را دگرگون میکند. این گسترش تهدید، به روایت کشش میدهد: تماشاگر پی میگیرد که چگونه یک انتخاب پنهانی به رخدادهایی آشکار و فزاینده تبدیل میشود و آیا کسی میتواند در برابر آن بایستد یا نه.
فیلم در این بخش از مصالح آشنای وحشت بهره میبرد: حضور نیرویی نامرئی، تسخیر، تصاویر ناآرامکننده و هراس از آنکه مرز میان واقعیت و توهم از میان برود. آشنابودن این عناصر بهخودیخود ضعف نیست؛ ژانر وحشت بارها با الگوهای مشترک، فضاهایی تازه ساخته است. مسئله آن است که تکرار باید با پرداختی متمایز یا انسجامی محکم همراه شود.
« بازیها در لحظات پرتنش، چنین امکانی فراهم میآورند و به صحنهها وزن عاطفی میدهند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
«Sijjin» در برخی لحظات با صدا، بازی و فضای دلهرهآلود به این هدف نزدیک میشود، اما در بعضی دیگر به نشانههای قراردادی تکیه میکند و فرصت گسترش ایدهٔ اصلی را از دست میدهد. ریتم و انسجام روایت روایت فیلم در بخشهایی پرشتاب و در بخشهایی ناموزون است. طرح اولیه بهسرعت تعارض را شکل میدهد و موقعیتهای هراسآور یکی پس از دیگری وارد داستان میشوند؛ اما سرعتِ افزایش خطر همیشه با روشنشدن رابطهٔ شخصیتها و منطق رخدادها همراه نیست.
در نتیجه، برخی پرسشها بیپاسخ میمانند یا توضیحهایی که برای فهم بهتر موقعیت لازماند، به اندازهٔ کافی جا نمیافتند. چنین گسستهایی میتوانند تعلیق را از ابهامِ هدفمند به سردرگمی تبدیل کنند. این مشکل در آثاری که بر نیروهای فراطبیعی تکیه دارند، حساستر است. لازم نیست همهچیز بهطور کامل توضیح داده شود؛ بخشی از جذابیت وحشت در ناشناختگی است.
اما حتی رازآلودگی نیز به قواعدی نیاز دارد که تماشاگر بتواند آن را احساس کند. وقتی پیوند علت و معلول سست شود، اهمیت رخدادها کمتر به نظر میرسد و صحنههای ترسناک به اپیزودهایی جدا از مسیر دراماتیک بدل میشوند. «Sijjin» در ایجاد موقعیتهای ناآرامکننده تواناتر از پیوندزدن همهٔ آنها در روایتی یکپارچه است.
کلیشهها و محدودیتهای ترساندن فیلم برای برانگیختن ترس، بارها از پرش ناگهانی، ظاهرشدن موجود یا چهرهای هراسآور و تشدید ناگهانی صدا استفاده میکند. این شگردها میتوانند غافلگیری کوتاهمدت ایجاد کنند، اما اثرشان با تکرار کاهش مییابد؛ بهخصوص وقتی پیش از آن، فضای داستان نشانهای جزئی و ظریف برای آمادهکردن ترس نساخته باشد.
« ریتم و انسجام روایت روایت فیلم در بخشهایی پرشتاب و در بخشهایی ناموزون است. »
قوتها و کاستیها
برخی لحظهها بیشتر به شوک متکیاند تا به اضطرابی که آرامآرام در ذهن تماشاگر انباشته شود. از سوی دیگر، آشنایی با قواعد فیلمهای تسخیر و جادوی سیاه باعث میشود شماری از صحنهها از پیش قابلحدس به نظر برسند. فیلم گاهی با تصویرهای خشنتر یا فضای صوتی پررنگتر میکوشد این آشنایی را جبران کند، اما شدت بصری بهتنهایی جای تازگی روایی را نمیگیرد.
بهترین لحظههای «Sijjin» آنهایی هستند که ترس را از دل موقعیت و احساس ناامنی بیرون میکشند؛ لحظههای کماثرتر، بر واکنش ناگهانی تماشاگر حساب میکنند. جمعبندی «Sijjin» فیلمی است با طرحی روشن و ظرفیت مناسب برای پیوندزدن وسواس عاطفی به وحشت فراطبیعی. فضای وهمآلود، موسیقی و صداگذاری مؤثر، و بازیهای باورپذیر در لحظات ترس، آن را به تجربهای تماشایی برای علاقهمندان به وحشت عامهپسند تبدیل میکنند.
در برابر این امتیازها، روایت گاه از انسجام کافی برخوردار نیست، بعضی پرسشها بیپاسخ میمانند و شماری از ترساندنها به الگوهای آشنا و کماثر متکیاند. پایانبندی نیز، بیآنکه لازم باشد جزئیاتی از آن فاش شود، ممکن است برای بخشی از مخاطبان رضایتبخش نباشد و اثر را در ذهن ماندگار نکند.
در نهایت، فیلم بیش از آنکه با تازگی ابزارهایش بدرخشد، به موقعیت مرکزی خود تکیه دارد: خواستنِ آنچه از آنِ دیگری است و خیالِ کنترلکردن پیامدهای این خواستن. همین ایده، در کنار لحظات موفق فضاسازی، به «Sijjin» نیرویی قابلاعتنا میبخشد؛ اما ضعف در پیوند روایی و اتکا به کلیشهها مانع میشود این نیرو به تجربهای کاملاً منسجم و ماندگار بدل شود.
« برخی لحظهها بیشتر به شوک متکیاند تا به اضطرابی که آرامآرام در ذهن تماشاگر انباشته شود. »
ثبت دیدگاه