نقد و بررسی
نقد وضعیت بازی (State of Play) | 2009
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاه فیلم در تریلر سیاسی «State of Play» ساختهٔ Kevin Macdonald، تریلری سیاسی و روزنامهنگارانه است که در واشینگتنِ پرهیاهو میگذرد؛ شهری که در آن حقیقت نه چیزی آماده برای کشف، بلکه مجموعهای از قطعات پراکنده، روایتهای متناقض و منافع متعارض است. فیلم از قتل دستیار یکی از نمایندگان کنگره آغاز میکند و بهتدریج این پرونده را به دوستیهای قدیمی، رازهای خصوصی و مناقشههایی دربارهٔ قدرت سیاسی و شرکتهای امنیتی پیوند میزند.
با این همه، محور اصلی اثر تنها پرسش «چه کسی مرتکب جنایت شده؟» نیست؛ فیلم میپرسد در جهانی که سیاستمدار، منبع خبری و رسانه هر یک چیزی برای پنهانکردن دارند، روزنامهنگار چگونه میتواند میان حقیقت و مصلحت تمایز بگذارد. فیلم بر پایهٔ مجموعهٔ تلویزیونی بریتانیایی همنام ساخته شده و مواد داستانی فراوانی را در قالب یک فیلم بلند گرد میآورد.
این فشردگی به روایت انرژی و شتاب میدهد، اما همزمان بر پیچیدگیها و گاه بر نارساییهای آن نیز میافزاید. حاصل، اثری است که هم به سنت تریلرهای سیاسی کلاسیک نظر دارد و هم میکوشد با بحران روزنامهنگاری در عصر رسانههای نوین درگیر شود. روایت و معماری معما قصه با کنار هم قرار گرفتن رخدادهایی آغاز میشود که در نگاه نخست ارتباطی با یکدیگر ندارند.
خبرنگار کهنهکار، Cal McAffrey، بهواسطهٔ دوستی دیرینهاش با نمایندهٔ کنگره، Stephen Collins، وارد پرونده میشود؛ پروندهای که بهسرعت از یک تحقیق جنایی فراتر میرود و به عرصهٔ رقابت سیاسی و نفوذ اقتصادی پا میگذارد. همکار جوانتر او، Della Frye، نیز با نگاهی متفاوت به کار خبری، در کنار او قرار میگیرد.
« این فشردگی به روایت انرژی و شتاب میدهد، اما همزمان بر پیچیدگیها و گاه بر نارساییهای آن نیز میافزاید. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
کشش اصلی روایت از همین حرکت تدریجی میان نشانهها و از این پرسش برمیخیزد که کدام اطلاعات قابل اعتمادند و کدامیک برای هدایت خبرنگاران به مسیر دلخواه کاشته شدهاند. فیلمنامه در ساماندادن به سرنخها مهارت دارد. اطلاعات در بخشهای مختلف آشکار میشوند و هر کشف، تصویر پیشین را اندکی جابهجا میکند.
فیلم عموماً از توضیحهای طولانی پرهیز میکند و ترجیح میدهد تحقیق را از راه گفتوگوها، تماسها، اسناد و مواجهه با منابع پیش ببرد. این شیوه برای تریلری دربارهٔ روزنامهنگاری مناسب است، زیرا خودِ فرایند فهمیدن را به بخشی از تعلیق بدل میکند. با این حال، معماری معما گاه بیش از اندازه بر نشانههای آشنا تکیه میکند.
بعضی پیچشها بهجای آنکه کاملاً غافلگیرکننده باشند، از پیش با تأکید روایی یا سرنخهایی نسبتاً آشکار اعلام میشوند. تماشاگر ژانرآشنا ممکن است پیش از شخصیتها مسیر برخی افشاگریها را حدس بزند. در سوی دیگر، شتاب فیلم برای پیوند دادن پروندهٔ قتل به توطئهای کلان، گاهی از فرصت پرداختن به جزئیات انسانی میکاهد.
بنابراین تعلیق مؤثر است، اما همواره به همان اندازه که پرشتاب است، ظریف و نامنتظر نیست. روزنامهنگاری در کانون درام یکی از جذابترین لایههای فیلم، تصویر آن از کار خبری است؛ کاری متکی بر سماجت، بررسی منابع، گفتوگو و داوری دربارهٔ آنچه هنوز نمیتوان با اطمینان منتشر کرد. Cal روزنامهنگاری از نسل قدیم است: بدبین، باتجربه و عادتکرده به پیگیری حضوری.
« فیلمنامه در ساماندادن به سرنخها مهارت دارد. »
شخصیتها و اجرا
Della به نسل تازهتر تعلق دارد و در محیط خبرهای برخط و رقابت برای جلب توجه فعالیت میکند. این تفاوت نسلی، صرفاً شوخی یا تقابل ساده نیست؛ در دل روایت پرسشی جدیتر جای دارد: آیا سرعت انتشار، جای دقت و مسئولیت را میگیرد، یا ابزار تازه میتواند روزنامهنگاری را زندهتر کند؟ سردبیر، Cameron Lynne، نمایندهٔ وجه دیگری از حرفه است.
او باید هم از استقلال تحریریه دفاع کند و هم در برابر فشارهای زمان، رقابت و ملاحظات سازمانی تصمیم بگیرد. حضورش یادآوری میکند که خبر تنها محصول خبرنگارِ تنها در خیابان نیست؛ انتخاب تیتر، تأیید اطلاعات، مدیریت خطر و تصمیم دربارهٔ زمان انتشار نیز بخشی از حقیقت رسانهایاند. فیلم بهخوبی نشان میدهد که انتشار یک خبر میتواند تبعاتی واقعی برای اشخاص و نهادها داشته باشد.
با این همه، اثر در ستایش روزنامهنگاری گاهی سادهانگار میشود. رابطهٔ نزدیک Cal با موضوع تحقیق، مرز میان دوستی و وظیفهٔ حرفهای را مخدوش میکند؛ مسئلهای مهم که فیلم طرحش میکند، اما همیشه تا ژرفای اخلاقی آن پیش نمیرود. به همین دلیل، تحسین فیلم از خبرنگارِ پیگیر، در جاهایی از سنجش دقیقتر مسئولیت او پیشی میگیرد.
با وجود این، تقابل میان روزنامهٔ چاپی و وبلاگ خبری، و نیز نگرانی دربارهٔ دوام اقتصادی رسانه، به اثر زمینهای فراتر از معمای جنایی میبخشد. بازیها و شخصیتپردازی Russell Crowe نقش Cal را با تکیه بر خستگی و سرسختی بازی میکند. ظاهر نامرتب و رفتار کمحوصلهٔ شخصیت، فقط نشانهای بیرونی نیست؛ از خبرنگاری خبر میدهد که به سازوکارهای قدرت بدگمان است، اما هنوز به ارزش پیگیری حقیقت باور دارد.
« Della به نسل تازهتر تعلق دارد و در محیط خبرهای برخط و رقابت برای جلب توجه فعالیت میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
Crowe برای نقش نوعی وزن و سکون میآورد که در برابر سرعت رویدادها کارآمد است. او Cal را قهرمانی بینقص نمیسازد؛ شخصیتش همزمان قابل اعتماد و مسئلهدار است، بهویژه هنگامی که دوستی قدیمی بر قضاوت حرفهایاش سایه میاندازد. Rachel McAdams در نقش Della حضوری زنده و کنجکاو دارد. او شخصیت را به نسخهای کمتجربه و سادهدل از خبرنگار کهنهکار تقلیل نمیدهد؛ تفاوتش بیشتر در شیوهٔ ورود به میدان خبر و میزان اعتمادش به ابزارهای تازه است.
تقابل این دو، به صحنههای تحقیق ضرباهنگ میبخشد و مانع میشود روایت در انبوه اطلاعات خشک شود. Helen Mirren نیز در نقش Cameron اقتدار سردبیر را با هوش و شوخطبعی مهارشده همراه میکند. شخصیت او در بسیاری از لحظهها مرکز ثقل حرفهای داستان است. Ben Affleck، در نقش نمایندهای گرفتار میان جاهطلبی سیاسی، بحران شخصی و افکار عمومی، حضوری کنترلشده دارد.
این خویشتنداری با چهرهٔ عمومی سیاستمدار سازگار است، هرچند شخصیت گاه از عمق عاطفی کافی برخوردار نمیشود. Robin Wright و بازیگران مکمل نیز به فضای روابط متشنج فیلم کمک میکنند، اما محدودیت زمانی اجازه نمیدهد همهٔ آنان به شخصیتهایی کاملاً مستقل و چندلایه بدل شوند. در مجموع، کیفیت بازیها از نقاط قوت روشن اثر است و به داستانی که گاهی طرحمحور میشود، نیروی انسانی میبخشد.
کارگردانی، فضا و ریتم Macdonald فضای واشینگتن را نه با جلوهگری توریستی، بلکه همچون شبکهای از راهروها، دفترها، خیابانها و اتاقهای گفتوگو به تصویر میکشد؛ محیطی که در آن اطلاعات دستبهدست میشوند و هر ملاقات میتواند دریچهای تازه یا بنبستی دیگر باشد. دوربین و تدوین بهطور کلی در خدمت حرکت روایتاند.
« Crowe برای نقش نوعی وزن و سکون میآورد که در برابر سرعت رویدادها کارآمد است. »
قوتها و کاستیها
رفتوآمد خبرنگاران میان محل حادثه، تحریریه و منابع خبری، حس کار مداوم و فشار زمان را ایجاد میکند. ریتم فیلم در بخشهای پرتحرک، نقطهقوتی جدی است. تعقیب سرنخها و تغییر مسیر تحقیق، مخاطب را درگیر نگه میدارد و حس میدهد که هر لحظه ممکن است اطلاعات تازهای ظاهر شود. اما این شتاب یکنواخت نیست.
در بخشهایی، فیلم میان گفتوگوها و توضیحهای سیاسی مکث میکند و تنش فروکش میکند؛ گاه نیز انباشت اطلاعات باعث میشود دشوار باشد هر سرنخ را بهسرعت در جای درست نشاند. این افتوخیزها درامی را که میخواهد هم معما باشد و هم تحلیل سیاسی، اندکی ناموزون میکنند. سیاست، امنیت و دامنهٔ باورپذیری فیلم از پروندهٔ قتل برای پرداختن به پیوند میان قدرت سیاسی، منافع شرکتهای خصوصی و سازوکارهای امنیتی بهره میگیرد.
دغدغهٔ آن این است که واگذاری وظایف حساس به شرکتهای بیرون از دولت، چگونه میتواند پاسخگویی را دشوار کند و منافع اقتصادی را در پوشش ضرورتهای ملی پنهان سازد. این موضوع ظرفیت دراماتیک قابل توجهی دارد، زیرا فضای بیاعتمادی سیاسی را به پرسشی ملموس دربارهٔ پاسخگویی و نظارت تبدیل میکند.
اما هرچه روایت از پروندهای محدود به توطئهای بزرگتر گسترش مییابد، بخشی از باورپذیریاش را از دست میدهد. شرکت امنیتی و طرح سیاسیِ پیرامون آن گاهی بیشتر به ابزارهایی برای بالا بردن stakes داستان شباهت دارند تا ساختارهایی که با جزئیات و منطق کافی معرفی شده باشند. فیلم میخواهد هم پیچیدگی مناسبات قدرت را نشان دهد و هم در قالبی پرهیجان باقی بماند؛ در نتیجه، گاه پیچیدگی سیاسی را به نشانههایی کلی از فساد و نفوذ فرو میکاهد.
« رفتوآمد خبرنگاران میان محل حادثه، تحریریه و منابع خبری، حس کار مداوم و فشار زمان را ایجاد میکند. »
جمعبندی
این کاستی، پیام اصلی را از میان نمیبرد، اما قدرت اقناعی آن را محدود میکند. جمعبندی «State of Play» تریلری خوشساخت و بازیمحور است که معمای قتل را به تأملی دربارهٔ دوستی، اخلاق حرفهای، اقتصاد رسانه و نفوذ سیاسی پیوند میزند. فیلم در ساختن فضای پرتنش و حفظ کنجکاوی مخاطب موفق است و بازیهای Crowe، McAdams و Mirren به آن استحکام میبخشند.
در عین حال، فشردگی روایت، برخی پیچشهای قابل حدس و توطئهای که گاه از نظر مقیاس از پرداخت دراماتیکش بزرگتر میشود، مانع از آناند که اثر در همهٔ لایههای خود به یک اندازه قانعکننده باشد. با وجود این نارساییها، فیلم ارزش دیدن دارد؛ نه فقط بهعنوان معمایی دربارهٔ قتل و فساد، بلکه بهعنوان داستانی دربارهٔ دشواریِ دانستن و مسئولیتِ گفتن.
پرسش ماندگار آن این نیست که خبرنگار تا کجا میتواند برای رسیدن به خبر پیش برود، بلکه این است که در مسیر کشف حقیقت، چه چیزهایی را نباید قربانی کند.
« این کاستی، پیام اصلی را از میان نمیبرد، اما قدرت اقناعی آن را محدود میکند. »
ثبت دیدگاه