نقد و بررسی
نقد خشمِ در قفس (Caged Fury) | 1990
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
زندانی میان دو لحن «Caged Fury» فیلمی از آن دست آثار کمهزینه است که گویی نمیتواند تصمیم بگیرد چه میخواهد باشد: تریلری جنایی دربارهٔ فریب و اسارت، فیلمی بهرهکشانه از زیرژانر زندان زنان، یا اکشنی رزمی با قهرمانی که ناگهان راهش را به دل ماجرا باز میکند. همین ناهماهنگی، هم سرچشمهٔ بخش مهمی از جذابیت فیلم است و هم دلیل آشفتگی آن.
تماشاگر با اثری روبهروست که از همان ابتدا قرار نیست واقعنمایی یا ظرافت روایی را در اولویت بگذارد؛ اما برای آنکه این بیقاعدگی به سرگرمی بدل شود، باید با منطق اغراقآمیز و گاه بیپروای فیلم همراه شد. روایت با کت آغاز میشود؛ دختری که برای یافتن فرصتی در سینما راهی لسآنجلس شده است.
رویای ورود به دنیای بازیگری، او را در برابر کسانی قرار میدهد که از امید و سادهدلی تازهواردان بهرهبرداری میکنند. آشنایی با تهیهکنندهای فریبکار، مسیر او و دوست تازهاش را از وعدهٔ آزمون بازیگری به جایی تاریکتر میکشاند: زندانی مخفی که وجود رسمیاش انکار میشود و زنان در آن زیر سلطهٔ نگهبانانی بیرحم و سرپرستی ستمگر گرفتارند.
«Caged Fury» از این نقطه، به داستان تلاش برای بقا و یافتن راه رهایی نزدیک میشود. این شالوده با کلیشههای آشنای ژانر کار میکند، اما شیوهٔ پیوند دادن اجزایش چنان شتابزده و ناموزون است که گاه خودِ حادثهها بیش از شخصیتها بر پرده حکومت میکنند. این فیلم محصول ۱۹۹۰ به کارگردانی Bill Milling است و در کنار Roxanna Michaels، چهرههایی چون Erik Estrada و Richard Barathy را در گروه بازیگران دارد.
« همین ناهماهنگی، هم سرچشمهٔ بخش مهمی از جذابیت فیلم است و هم دلیل آشفتگی آن. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
رؤیای هالیوود و دام روایت ایدهٔ مرکزی فیلم ظرفیت روایی روشنی دارد: آرزوی ورود به صنعت سرگرمی میتواند به دام سوءاستفاده و سلطه بدل شود. کت برای دستیابی به فرصتی حرفهای قدم به شهری میگذارد که وعدههایش از واقعیتش بزرگترند؛ بعد، فیلم با چرخشی ناگهانی او را از فضای آزمون بازیگری به سازوکار زندانی پنهان میبرد.
این تغییر مسیر، بهجای آنکه بهتدریج ساخته شود، بیشتر حکم پرتاب شدن از یک فیلم به فیلمی دیگر را دارد. پیوند میان فریب اولیه، بازداشت و انتقال به زندان، از نظر منطق داستانی بهاندازهٔ کافی قانعکننده پرداخت نمیشود و در نتیجه، تماشاگر ممکن است بهجای نگرانی برای سرنوشت شخصیتها، مشغول پرسیدن این باشد که قصه چگونه به چنین نقطهای رسیده است.
از سوی دیگر، فیلم دربارهٔ سازوکار استثمار حرفی تلخ برای گفتن دارد. وعدهٔ شهرت و کار، پوششی برای به دام انداختن زنان میشود و نهادهایی که باید حافظ امنیت باشند، در جهان داستان یا غایباند یا بخشی از فسادند. این ایده میتوانست پایهٔ درامی مؤثر دربارهٔ نابرابری قدرت و آسیبپذیری آدمهای امیدوار باشد.
اما فیلمنامه بهجای تمرکز بر تجربهٔ شخصیتها، بارها به اتفاقهای ناگهانی و موقعیتهای اغراقشده پناه میبرد. حاصل، روایتی است که موضوعی جدی را به حرکت درمیآورد، اما همیشه نمیداند با جدیت آن چه کند. زندانی که جهان خودش را دارد زندان در «Caged Fury» بیش از آنکه مکانی باورپذیر باشد، صحنهای ساختهشده برای نمایش تسلط و بیقانونی است.
« این تغییر مسیر، بهجای آنکه بهتدریج ساخته شود، بیشتر حکم پرتاب شدن از یک فیلم به فیلمی دیگر را دارد. »
شخصیتها و اجرا
فضای بسته، نگهبانان خشن و رئیسزنی که بر محیط حکم میراند، عناصر آشنای فیلمهای زندان زناناند؛ ولی طراحی این جهان چنان اغراقآمیز است که گاهی مرز میان تهدید و مضحکه محو میشود. لباسها، ظاهر بعضی شخصیتها و نظم نامتعارف زندان، بهجای آنکه حس واقعیت را تقویت کنند، حالوهوایی عجیب و تقریباً کارتونی میسازند.
این فاصله از واقعگرایی لزوماً عیب محض نیست. در فیلمی عامهپسند و کمهزینه، گاهی همین بیاعتنایی به معیارهای طبیعی، نوعی انرژی رها و بازیگوشانه ایجاد میکند. اما اینجا تغییر لحن همیشه سنجیده نیست. فیلم در یک لحظه میخواهد فضای خطرناک و آزاردهندهای بسازد و در لحظهای دیگر، با انتخابهای بصری یا رفتاری نامتعارف، ناخواسته خنده برمیانگیزد.
بعضی تماشاگران ممکن است همین تناقض را جذاب بدانند؛ برای برخی دیگر، شوخی ناخواسته از شدت موقعیت میکاهد و مانع شکلگیری تعلیق میشود. ورود ناگهانی مشت و لگد یکی از غافلگیریهای فیلم، حضور پررنگ مبارزههای تنبهتن در دل داستانی است که در آغاز بیشتر به تریلری دربارهٔ فریب و زندانیشدن شباهت دارد.
وقتی پای شخصیت رزمیکار به ماجرا باز میشود، فیلم ناگهان به سوی الگویی دیگر تغییر جهت میدهد: تهدیدها قرار است نهفقط با پیگیری و تدبیر، بلکه با ضربههای سریع و نمایش توان جسمانی پاسخ بگیرند. این تغییر ممکن است برای کسی که انتظار درامی جنایی داشته، نامنتظر باشد؛ اما برای تماشاگر علاقهمند به فیلمهای عامهپسند، همان چیزی است که به اثر رنگی ویژه میدهد.
« این فاصله از واقعگرایی لزوماً عیب محض نیست. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
در این بخش، مهارت رزمی از ظرافت طراحی صحنه مهمتر به نظر میرسد. فیلم گاه بیشتر از آنکه مبارزهای خوشریتم و دقیق بسازد، به خودِ وقوع آن دل میبندد؛ همین خامی، در ترکیب با جدیت بازیگران و نامحتملبودن موقعیت، لحظاتی بامزه پدید میآورد. بعضی صحنهها چنان از منطق روزمره فاصله میگیرند که بهجای تنش، نوعی لذت تماشای بیقاعدگی ایجاد میکنند.
این جذابیت محدود است، اما واقعی: فیلم گاهی با همان چیزی سرگرم میکند که در یک اثر منسجمتر باید اصلاح میشد. شخصیتها و بازیها کت محور عاطفی داستان است، زیرا مسیر فیلم از امید او به بازیگری آغاز میشود و گرفتارشدنش محرک اصلی حوادث است. با این حال، فیلمنامه فرصت چندانی برای شکلدادن عمیق به درون او فراهم نمیکند.
او بیشتر در مقام شخصیتی قرار میگیرد که اتفاقها بر سرش فرود میآیند تا کسی که انتخابهایش با پیچیدگی روانی روایت را پیش ببرد. دوست تازهاش نیز در طرح کلی نقش مهمی دارد، اما فیلم بهندرت به رابطهٔ میان این دو بهاندازهای میپردازد که خطرهای پیشرو وزن عاطفی بیشتری پیدا کنند. در بخش مردانهٔ داستان نیز انتظار و نتیجه کاملاً همخوان نیستند.
حضور بازیگران شناختهشده میتواند این تصور را ایجاد کند که فیلم بر چهرههای آشنایش تکیه خواهد کرد، اما سهم شخصیتها در روایت یکسان نیست؛ در عمل، بخشهایی از توجه به سوی قهرمان رزمیکار میرود. این جابهجایی به فیلم امکان میدهد انرژی اکشن خود را افزایش دهد، ولی انسجام تمرکز داستان را کم میکند.
« در این بخش، مهارت رزمی از ظرافت طراحی صحنه مهمتر به نظر میرسد. »
قوتها و کاستیها
بازیها نیز میان اجرای جدی و اغراق کمیک در نوساناند؛ گاهی همین نوسان به فضای عجیب فیلم کمک میکند و گاهی نشان میدهد اثر هنوز لحن خود را پیدا نکرده است. خشونت، تصویر و محدودیتهای تجربه تماشای فیلم برای همه خوشایند نیست. بخشی از آن بهسبب خشونت و آزارهایی که در جهان زندان جریان دارند، سنگین و ناراحتکننده است؛ این لحظات صرفاً تزئینی نیستند و ممکن است تجربهای ناخوشایند بسازند، بهویژه وقتی فیلم برای پرداختن به پیامدهایشان مکث کافی نمیکند.
ناهماهنگی میان تلخی مضمون و لحن گاه خندهآور، این مسئله را پیچیدهتر میکند: خشونت میتواند آزاردهنده باشد، اما همان صحنه یا صحنهٔ بعدی با اغراقی نامتناسب از جدیت خود فاصله بگیرد. کیفیت تصویر نیز از محدودیتهای محسوس اثر است. بافت تصویری کمرمق و حسوحال تولید ارزان، ممکن است برای گروهی از تماشاگران یادآور جذابیت خام فیلمهای قدیمی و کمبودجه باشد؛ برای گروهی دیگر، صرفاً مانعی در برابر لذت دیداری است.
این ویژگیها در کنار هم تجربهای ناهمگون میسازند: فیلم گاهی سرگرمکننده است، گاهی فرساینده، و گاهی ناخواسته خندهدار. بهتر است تماشاگر از ابتدا بداند که با اثری صیقلی و متوازن روبهرو نیست. جمعبندی «Caged Fury» فیلمی یکدست یا خوشساخت نیست. داستانش از جهشهای ناگهانی رنج میبرد، شخصیتپردازیاش کمعمق است و جهان زندانش بیش از اندازه ساختگی به نظر میرسد.
با این همه، همین آشفتگی در لحظههایی به امضای اثر تبدیل میشود: برخورد غیرمنتظرهٔ قصهٔ فریب با اکشن رزمی، ظاهر اغراقشدهٔ آدمها و مجموعهای از انتخابهای نامعمول، فیلم را از یکنواختی بیرون میآورد. این اثر برای کسی که از سینمای کمهزینهٔ عامهپسند، ناهمواریهای اجرایی و لذتِ تماشای فیلمی «بد اما سرگرمکننده» استقبال میکند، میتواند تجربهای خوشایند و حتی خندهآور باشد.
« خشونت، تصویر و محدودیتهای تجربه تماشای فیلم برای همه خوشایند نیست. »
جمعبندی
اما اگر انتظار درامی منسجم، تعلیقی سنجیده یا پرداختی مسئولانه به خشونت دارید، احتمالاً ناامید خواهید شد. در نهایت، ارزش تماشای آن نه در کمال فنی، بلکه در ترکیب غریب و بیقاعدهاش نهفته است؛ ترکیبی که گاه سرگرم میکند و گاه فاصلهای آزاردهنده میان قصد فیلم و اثری که واقعاً روی پرده شکل میگیرد، بهوجود میآورد.
« اما اگر انتظار درامی منسجم، تعلیقی سنجیده یا پرداختی مسئولانه به خشونت دارید، احتمالاً ناامید خواهید شد. »
ثبت دیدگاه