نقد و بررسی
نقد ناهوئل و کتاب جادویی (Nahuel and the Magic Book) | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
افسانهای آشنا با ریشهای محلی «ناهوئل و کتاب جادویی» قصهای ماجراجویانه درباره پسری است که در شهرکی ماهیگیری زندگی میکند، اما از دریا میترسد؛ همان دریا که بخشی جداییناپذیر از زندگی پدرش و دنیای پیرامون اوست. پیدا شدن کتابی جادویی، ورود جادوگری تاریک به ماجرا و به خطر افتادن پدر، ناهوئل را به سفری میکشاند که در ظاهر برای نجات خانواده آغاز میشود و در باطن، آزمونی برای رویارویی با ترس و نابسندگیهای خویش است.
فیلم از الگوی آشنای قصههای بلوغ و سفر قهرمان بهره میبرد: قهرمانی کمسنوسال، نیرویی تهدیدکننده، همراهانی در مسیر و دشواریهایی که باید یکییکی پشت سر گذاشته شوند. بنابراین، تعجبی ندارد اگر بسیاری از پیچهای داستانی از پیش قابل حدس باشند. بااینهمه، آشنایی با قالب لزوماً به معنای بیاثر بودن آن نیست.
اثر میکوشد قصهای ساده و قابلفهم را با صداقتی عاطفی روایت کند؛ صداقتی که گاه بیش از تازگی طرح، تماشاگر را با خود همراه میسازد. ترس از دریا؛ استعارهای برای بزرگشدن هسته عاطفی فیلم نه خود کتاب جادویی، بلکه رابطه ناهوئل با پدر و ترس دیرپایش از دریاست. دریا در اینجا تنها پسزمینهای زیبا یا عنصری برای پیشبرد ماجرا نیست؛ فضایی است که هم زندگی روزمره را شکل میدهد و هم بیم و اضطراب پسر را در خود جمع میکند.
« بنابراین، تعجبی ندارد اگر بسیاری از پیچهای داستانی از پیش قابل حدس باشند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
ناهوئل میخواهد به پدر نزدیک شود و در جهان او جایی برای خود پیدا کند، اما هراسش مانع این خواسته است. همین کشمکش کوچک و انسانی، به قصهای پر از جادو معنایی قابل لمس میدهد. سفر ناهوئل را میتوان حرکتی از وابستگی به مسئولیتپذیری دانست. او در آغاز بیش از آنکه قهرمانی آماده باشد، کودکی است گرفتار ترس و تردید.
مواجهه با خطر، او را ناگهان بینقص یا شکستناپذیر نمیکند؛ بلکه بهتدریج و در دل تجربهها و انتخابهایش توان ایستادگی را میآموزد. فیلم این مسیر را برای مخاطب کمسنوسال روشن و دسترسپذیر نگه میدارد، هرچند گاهی فرصت نمییابد لایههای روانی آن را عمیقتر بکاود. جادویی که از تصویر جان میگیرد برجستهترین امتیاز فیلم، فضاسازی بصری آن است.
طراحیها نرم، صمیمی و گاه بانمکاند و به جهان داستان حالوهوای کتابی مصور میبخشند. این انتخاب تصویری با لحن افسانهای فیلم تناسب دارد: موجودات و فضاهای نامأنوس بهجای آنکه صرفاً هراسآور باشند، اغلب کیفیتی خیالانگیز و دلنشین پیدا میکنند. در برخی صحنهها، رنگ و ترکیببندی چنان چشمنواز است که تماشاگر را از سادگی روایت فراتر میبرد و درگیر تماشای خود جهان میکند.
« ناهوئل میخواهد به پدر نزدیک شود و در جهان او جایی برای خود پیدا کند، اما هراسش مانع این خواسته است. »
شخصیتها و اجرا
فیلم از سنت انیمیشن دوبعدی بهره میگیرد و این ویژگی به آن شخصیتی مستقل میدهد. سادگی خطوط و لطافت حرکتها در کنار لحظههای پرتحرکتر، حس قصهگویی تصویری را زنده نگه میدارد. هرچند کیفیت اجرا در تمام لحظات یکدست نیست، طرح کلی جهان بهاندازه کافی جذاب است تا مخاطب بخواهد در آن بماند.
جادو در این فیلم تنها نیرویی برای گشودن گرههای داستان نیست؛ بخشی از زبان بصری اثر است و به تصویر امکان میدهد از واقعگرایی روزمره فاصله بگیرد. افسانههای محلی و هویت فیلم یکی از ظرفیتهای دلپذیر فیلم، پیوندش با جغرافیا و افسانههای شیلیایی و فرهنگ بومی ماپوچه است. این ریشهها به داستان امکان میدهند از یک ماجرای جادویی کاملاً بیمکان فاصله بگیرد و نشانههایی از جهانی خاص را به نمایش بگذارد.
حضور موجودات و عناصر افسانهای محلی، برای مخاطبی که با این روایتها آشنا نیست، دریچهای به فضایی تازه میگشاید؛ فضایی که میتوانست به یکی از متمایزترین ویژگیهای اثر بدل شود. بااینحال، فیلم همیشه از این امکان بهطور کامل استفاده نمیکند. افسانهها بیشتر در سطح رنگوبو و طراحی جهان حضور دارند تا آنکه پیوندی ژرف با مضمون یا ساختار داستان پیدا کنند.
« فیلم از سنت انیمیشن دوبعدی بهره میگیرد و این ویژگی به آن شخصیتی مستقل میدهد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بخشی از اسطورهشناسی معرفی میشود، اما فرصت کافی برای ریشهدارشدن آن در تجربه شخصیتها فراهم نمیآید. در نتیجه، جهان فیلم از نظر بصری صاحب نشانههایی ویژه است، ولی از نظر روایی گاهی به قلمرویی آشنا از جادوگران، موجودات عجیب و مأموریتهای نجات نزدیک میماند. روایت آشنا و ریتم ناپایدار روایت فیلم روشن و سرراست است؛ ویژگیای که برای مخاطبان کودک و خانواده مزیت به شمار میرود، اما برای تماشاگرانی که دنبال پیچیدگی رواییاند، محدودیت ایجاد میکند.
انگیزهها و موانع غالباً بهسرعت قابل تشخیصاند و مسیر کلی ماجرا چندان غافلگیرکننده نیست. فیلم بیش از آنکه بخواهد قواعد قصههای ماجراجویانه را دگرگون کند، در چارچوب همان قواعد پیش میرود و تلاش دارد با گرمی شخصیت اصلی و جذابیت بصری، تازگی را جبران کند. ریتم نیز در همه بخشها به یک اندازه مؤثر نیست.
لحظههایی که سفر ناهوئل را به حرکت درمیآورند، سرگرمکنندهاند؛ اما میان این نقاط، بعضی بخشها کش میآیند یا از شتاب لازم برخوردار نیستند. فیلم گاه به جای افزودن لایهای تازه به شخصیتها یا روابطشان، صرفاً زمان بیشتری را در مسیر ماجرا میگذراند. این نوسان باعث میشود هیجان داستان پیوسته اوج نگیرد و برخی مخاطبان احساس کنند قصه میتوانست موجزتر و متمرکزتر روایت شود.
« بخشی از اسطورهشناسی معرفی میشود، اما فرصت کافی برای ریشهدارشدن آن در تجربه شخصیتها فراهم نمیآید. »
قوتها و کاستیها
شخصیتها و صداپیشگی ناهُوئل بهعنوان مرکز عاطفی فیلم، شخصیتی همدلیبرانگیز است؛ کودکی که ترسهایش ملموساند و میلش به نزدیکشدن به پدر، به ماجراجویی او انگیزهای انسانی میدهد. رابطه پدر و پسر نیز گرمایی به قصه میبخشد که مانع میشود ماجرا صرفاً به مجموعهای از تعقیبوگریزها و رخدادهای جادویی تبدیل شود.
بااینحال، برخی شخصیتهای فرعی فرصت چندانی برای شکلگیری کامل نمییابند. آنان گاهی بیشتر کارکردی داستانی دارند تا حضوری مستقل و ماندگار. صداپیشگی یکی از بخشهای نابرابر فیلم است. در لحظاتی، اجراها با طراحی شخصیتها هماهنگاند؛ اما در بخشهایی دیگر، لحن و تأکیدها مصنوعی به گوش میرسند و دیالوگها از طبیعیبودن فاصله میگیرند.
این مسئله بهویژه هنگامی آشکار میشود که صحنه به احساسات ظریف یا واکنشی پرانرژی نیاز دارد: صداها همیشه آن نیروی لازم را به تصویر نمیافزایند. از آنجا که فیلم بر رابطههای خانوادگی و ترسهای شخصی تکیه دارد، ضعف در بیان صوتی گاهی از شدت تأثیر عاطفی میکاهد. برای چه تماشاگری؟ فیلم بیش از همه برای مخاطبان کودک و خانواده مناسب است؛ کسانی که از قصههای جادویی، طراحیهای دوستداشتنی و سفر قهرمانی سرراست لذت میبرند.
« بااینحال، برخی شخصیتهای فرعی فرصت چندانی برای شکلگیری کامل نمییابند. »
جمعبندی
تماشاگرانی که به انیمیشنهای دوبعدی و جهانهای افسانهای علاقه دارند نیز احتمالاً با فضای آن ارتباط خواهند گرفت. در مقابل، کسانی که در جستوجوی روایتی پیچیده، شخصیتپردازی چندلایه یا طنزی پیوستهاند، ممکن است از پیشبینیپذیری و کندی مقطعی فیلم فاصله بگیرند. جمعبندی «ناهوئل و کتاب جادویی» اثری بینقص یا نوآورانه در ساختار داستانی نیست، اما گرمایی صادقانه و جهانی دیدنی دارد.
قصه آشناست و مسیرش چندان غافلگیرکننده پیش نمیرود؛ در عوض، طراحی نرم و خیالانگیز، پیوند با افسانههای محلی و محور عاطفی رابطه پدر و پسر به آن شخصیت میبخشند. صداپیشگی ناهماهنگ و ریتم گاه کشدار از تأثیر کلی میکاهند، اما حس قصهگویی صمیمانه فیلم همچنان باقی میماند. حاصل، ماجرایی ساده و دلنشین است که شاید مدتها در ذهن نماند، اما در لحظه تماشا میتواند با جادوی تصویری و صداقت احساسیاش همراهی خوشایندی فراهم کند.
« صداپیشگی ناهماهنگ و ریتم گاه کشدار از تأثیر کلی میکاهند، اما حس قصهگویی صمیمانه فیلم همچنان باقی میماند. »
ثبت دیدگاه