نقد و بررسی
نقد پری دریایی میلیون دلاری (Million Dollar Mermaid) | 1952
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
تماشاییبودن بهمثابه جوهرهٔ فیلم «پری دریایی یکمیلیوندلاری» بیش از آنکه زندگینامهای عمیق و موشکافانه باشد، ویترینی باشکوه برای نمایش هنر استر ویلیامز و خیالپردازیهای پرزرقوبرق سینمای موزیکال امجیام است. فیلم ساختهٔ مروین لیروی، زندگی آنِت کلرمن، شناگر استرالیایی و چهرهٔ پیشگام نمایشهای آبی، را دستمایه میگیرد؛ اما وزن اصلی اثر نه بر پیچیدگیهای روانشناختی او، بلکه بر حرکت بدن در آب، ترکیببندیهای چشمنواز و جادوی صحنههای نمایشی قرار دارد.
این انتخاب، هم سرچشمهٔ جذابیت فیلم است و هم حدّ آن را مشخص میکند: هرگاه فیلم به آب بازمیگردد، جان میگیرد؛ هرگاه از آن فاصله میگیرد، به زندگینامهای آشناتر و کمرمقتر بدل میشود. روایتی از رنج، جاهطلبی و شهرت داستان با کودکی آغاز میشود که بیماری فلج اطفال توان جسمیاش را تهدید کرده است.
شنا برای آنِت ابتدا راهی برای بازسازی توان بدن است، اما بهتدریج به زبان شخصی او و سپس به حرفهای بدل میشود که شهرت، استقلال و امکان انتخاب را برایش به همراه میآورد. با انتقال خانواده به انگلستان و ورود آنِت به جهان نمایش، مسیر او از تمرین و مهارت فردی به صحنههای عمومی و مناسبات صنعت سرگرمی میرسد.
« روایتی از رنج، جاهطلبی و شهرت داستان با کودکی آغاز میشود که بیماری فلج اطفال توان جسمیاش را تهدید کرده است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم همچنین به واکنش جامعه نسبت به مایوی یکتکهٔ او میپردازد؛ لباسی که در دورهٔ روایتشده جنجالبرانگیز است و بدن زن را نه فقط موضوع تماشا، بلکه نشانهای از تغییر هنجارهای اجتماعی میکند. با این همه، زندگی پرفرازونشیب کلرمن در فیلم به زنجیرهای نسبتاً آشنا از موانع، فرصتها، سوءتفاهمهای عاطفی و موفقیتهای حرفهای تبدیل میشود.
روایت گاهی از ظرفیت دراماتیک تجربهٔ واقعی او فاصله میگیرد و بهجای کندوکاو در معنای هر رخداد، بهسرعت از ایستگاهی به ایستگاه دیگر میرود. در نتیجه، فیلم تصویری کلی از زنی بلندپرواز و مقاوم به دست میدهد، اما کمتر مجال مییابد که تناقضها و هزینههای درونی این بلندپروازی را با عمق کافی بکاود.
استر ویلیامز و نقشِ نزدیک به خویشتن استر ویلیامز برای ایفای نقش کلرمن انتخابی طبیعی به نظر میرسد. مهارت واقعی او در شنا و حضور مطمئنش در آب به اجراهایی اعتبار میدهد که بازیگری صرف نمیتوانست جایگزین آن شود. بدن او در قاب، هم ابزار روایت است و هم بخشی از طراحی بصری فیلم: شنا، شیرجه و حرکتهای هماهنگ در آب، شخصیت را بینیاز از توضیحهای طولانی معرفی میکنند.
« استر ویلیامز و نقشِ نزدیک به خویشتن استر ویلیامز برای ایفای نقش کلرمن انتخابی طبیعی به نظر میرسد. »
شخصیتها و اجرا
ویلیامز در این لحظهها حضوری گیرا دارد و تواناییاش را نه در گفتار، بلکه در دقت و اطمینان حرکتی نشان میدهد. در صحنههای دراماتیک، اما، اجرای او کمتر اثرگذار است. احساسات گاه به شکل روشن و مستقیم عرضه میشوند، بیآنکه لایههای پیچیدهتری زیر آنها شکل بگیرد. این کمجانی بهخصوص زمانی به چشم میآید که فیلم انتظار دارد مخاطب دشواریهای عاطفی یا تردیدهای حرفهای آنِت را جدی بگیرد.
بازیگران همراه، از جمله ویکتور مچور و والتر پیجن، به جهان فیلم وزن و حضور میبخشند، ولی تمرکز اصلی همچنان بر ویلیامز و نمایش تواناییهای فیزیکی اوست. حاصل، شخصیتی است که در آب قانعکنندهتر از گفتوگوهای عاشقانه و لحظههای ملودراماتیک به نظر میرسد. آب؛ صحنهای برای رقص و معماری تصویر بهترین لحظههای فیلم در شمارههای آبی آن شکل میگیرند؛ جایی که استخر دیگر صرفاً مکان اجرا نیست، بلکه به صحنهای متحرک و خیالانگیز بدل میشود.
شناگران، نورها، فوارهها و حرکت دوربین در طرحهایی گرد هم میآیند که گاه یادآور رقص دستهجمعی و گاه شبیه نقاشی زندهاند. طراحی باسبی برکلی در این بخشها به فیلم نیرویی تصویری میدهد که از قصه فراتر میرود: بدنها در سطح و زیر آب حرکت میکنند، هندسهٔ جمعی پدید میآورند و سپس در ترکیبهای تازه از هم میگسلند.
« ویلیامز در این لحظهها حضوری گیرا دارد و تواناییاش را نه در گفتار، بلکه در دقت و اطمینان حرکتی نشان میدهد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این صحنهها فقط نمایش مهارت شناگران نیستند؛ میزانسنهای پرجزئیاتیاند که در آنها آب هم عنصر طبیعی است و هم مادهٔ خامِ طراحی. رنگ، دود، نور و حرکت، فضایی میسازند که به واقعگرایی پایبند نمیماند و عمداً به سوی شکوه صحنهای میرود. از همین روست که بسیاری از لحظههای ماندگار فیلم را میتوان بدون یادآوری دقیق جزئیات قصه به خاطر آورد: تصویرها در حافظه میمانند، حتی وقتی روایت میان آنها کمشتاب پیش میرود.
شکوه امجیام و جهانِ خیالپردازانه فیلم نمونهای گویا از سینمای موزیکال استودیویی دههٔ پنجاه است؛ جهانی که در آن لباسها، دکورها و اجراها با هدف ساختن شکوهی آشکار و بیپرده کنار هم قرار میگیرند. این زرقوبرق قرار نیست واقعیت را بیواسطه بازسازی کند؛ میخواهد آن را به رؤیایی قابلتماشا تبدیل کند.
از این منظر، «پری دریایی یکمیلیوندلاری» را باید در کنار قصهاش، بهعنوان تجربهای از تماشای نمایش نیز سنجید. حتی لحظههایی که درام بیش از اندازه ساده به نظر میرسد، میتوانند بخشی از لحن عامدانهٔ سرگرمکنندهٔ فیلم باشند. اما همین سبکپردازی هزینهای دارد. زندگی کلرمن با موانع اجتماعی و حرفهای مهمی پیوند خورده است، ولی فیلم گاهی آنها را به فرصتی برای افزایش هیجان صحنهای یا پیشبرد سریع داستان تقلیل میدهد.
« رنگ، دود، نور و حرکت، فضایی میسازند که به واقعگرایی پایبند نمیماند و عمداً به سوی شکوه صحنهای میرود. »
قوتها و کاستیها
شکوه بصری، توجه را به خود جلب میکند و مجال تأمل دربارهٔ فشارهای جنسیتی، بهای شهرت و سازوکارهای بهرهبرداری از تصویر زن را محدود میسازد. فیلم به موضوعات اجتماعی اشاره میکند، اما بیش از آنکه آنها را بگشاید، از نیروی نمایشیشان بهره میگیرد. ریتمی نامتوازن و درامی کمفروغ با وجود جذابیت شمارههای آبی، ریتم اثر یکدست نیست.
بخشهایی از روایت با شتاب از یک نقطهٔ عطف به نقطهٔ دیگر میروند و بخشهایی دیگر در گفتوگوها و موقعیتهای ملودراماتیک مکث میکنند، بیآنکه تنش یا شناخت تازهای به داستان بیفزایند. این نوسان ممکن است تماشاگرانی را که برای زندگینامهای پرکشش یا شخصیتپردازی دقیق آمدهاند، خسته کند.
فیلم میداند چگونه تصویری باشکوه بسازد، اما همیشه نمیداند چگونه میان آن تصاویر، نیروی روایی را زنده نگه دارد. ضعف دیگر، فاصلهٔ میان اهمیت تاریخی شخصیت و عمق پرداخت سینمایی اوست. کلرمن زنی است که از بیماری و محدودیتهای اجتماعی فراتر میرود و در حرفهای مردسالارانه به شهرت میرسد؛ با این حال، فیلم بهندرت در تجربهٔ ذهنی این مسیر درنگ میکند.
« فیلم به موضوعات اجتماعی اشاره میکند، اما بیش از آنکه آنها را بگشاید، از نیروی نمایشیشان بهره میگیرد. »
جمعبندی
جاهطلبی، استقلال و عشق در روایت حضور دارند، اما گاه بیشتر به اجزای لازم برای زندگینامهای استودیویی میمانند تا نیروهایی متعارض که شخصیت را از درون دگرگون میکنند. همین امر توضیح میدهد چرا قصه، با همهٔ ظرفیت واقعیاش، به اندازهٔ اجراهای آبی در ذهن نمیماند. جمعبندی «پری دریایی یکمیلیوندلاری» فیلمی است که ارزش اصلیاش را در پیوند میان نمایش، مهارت بدنی و شکوه بصری مییابد.
استر ویلیامز در آب حضوری کممانند دارد و طراحی صحنههای آبی، فیلم را به جشنی رنگین و پرتحرک بدل میکند. در مقابل، روایت زندگی آنِت کلرمن سادهتر از ظرفیت شخصیت و تجربهٔ تاریخی اوست؛ بازی دراماتیک ویلیامز گاه کمجان میشود و ریتم نیز همیشه از کشش کافی برخوردار نیست. بااینحال، اثر برای تماشاگر علاقهمند به موزیکالهای کلاسیک، نمونهای سرگرمکننده از سینمای پرزرقوبرق استودیویی است؛ فیلمی که شاید قصهاش بهتنهایی چندان تازه نباشد، اما تصاویر آب و حرکتش همچنان نیرویی مسحورکننده دارند.
« همین امر توضیح میدهد چرا قصه، با همهٔ ظرفیت واقعیاش، به اندازهٔ اجراهای آبی در ذهن نمیماند. »
ثبت دیدگاه