نقد و بررسی
نقد Chato's Land | 1972
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
سرزمین بیگانه، خشونتی آشنا «Chato’s Land» وسترنی تلخ و بیپرده است که تعقیبوگریز را به بستری برای کاوش در نژادپرستی، مالکیت و خشونت بدل میکند. فیلم با موقعیتی ظاهراً ساده آغاز میشود: چاتو، مردی نیمهآپاچی، پس از آنکه کلانتر نژادپرست به او حمله میکند، برای دفاع از خود او را میکشد و از شهر میگریزد.
اما تعقیبکنندگانش خیلی زود از پیگیری یک قتل فراتر میروند؛ آنچه آنان را به پیش میراند، نه جستوجوی عدالت، بلکه غرور جریحهدارشده و باور به حق برتری خود است. مایکل وینر در این فیلم، وسترن را از تصویر آشنای قهرمانان قانونمدار و مرزهای روشن میان خیر و شر دور میکند. قانون از همان ابتدا به ابزار تحقیر بدل شده و گروهی که خود را مجری عدالت میپندارد، با هر گام بیشتر به خشونتی عریان و بیمهار نزدیک میشود.
فیلم جهانش را نه با سخنرانی، بلکه با رفتار آدمهایش میسنجد: چه کسی زمین را میشناسد، چه کسی مدعی مالکیت آن است و چه کسی حاضر است برای اثبات قدرتش هر چیزی را نابود کند. چاتو؛ حضوری کمکلام و استوار چارلز برانسون در نقش چاتو با کمترین گفتوگو، نقشی مبتنی بر سکوت، نگاه و واکنشهای سنجیده میسازد.
این کمگویی صرفاً ویژگی قهرمانِ خونسرد فیلم نیست؛ فاصلهای هم میان او و جهان سفیدپوستانی ایجاد میکند که میخواهند او را تعریف کنند، محاکمه کنند و سرانجام به دام اندازند. چاتو کمتر از آنکه با کلام خود را توضیح دهد، از طریق حرکت در چشمانداز و شناخت عملیاش از محیط شناخته میشود.
« مایکل وینر در این فیلم، وسترن را از تصویر آشنای قهرمانان قانونمدار و مرزهای روشن میان خیر و شر دور میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
برانسون از این نقش تصویری سنگی و کمنفوذ میسازد؛ با این حال، سکون چهرهاش به معنای بیحسی نیست. در پس آن، مراقبت از خانواده، سنجش خطر و تصمیمی که هر بار با فشار بیشتری شکل میگیرد، حضور دارد. بازی او در برابر گروه پرهیاهو و پراکندهٔ تعقیبکنندگان، مرکز ثقل فیلم میشود. چاتو در آغاز فقط میخواهد از دسترس آنان دور بماند، اما سرزمینی که میشناسد بهتدریج امکان تبدیلشدن از شکار به شکارچی را برایش فراهم میکند؛ بیآنکه فیلم این دگرگونی را به پیروزی ساده و بیهزینه بدل سازد.
گروه تعقیبکنندگان و چهرههای متفاوت قدرت در برابر چاتو، جک پالانس نقش کاپیتان کوئینسی ویتمور را بازی میکند؛ افسر پیشین کنفدراسیون که با اقتدار ظاهری، گروه را گرد میآورد و میکوشد نظم نظامی را بر تعقیب تحمیل کند. پالانس این شخصیت را صرفاً شروری پرخاشگر نمیسازد. در او نوعی انضباط، خاطرهٔ شکست و میل به بازگرداندن اقتدار ازدسترفته دیده میشود؛ اما همین انضباط، وقتی در خدمت پیشداوری و تعصب قرار میگیرد، به پوششی برای خشونت تبدیل میشود.
با این همه، گروه تعقیبکنندگان از نظر پرداخت یکدست نیست. برخی اعضا فرصت پیدا میکنند تا ترس، کینه یا تردیدشان آشکار شود، اما برخی دیگر بیش از آنکه شخصیتهایی مستقل باشند، نمونههایی از خشونت جمعی باقی میمانند. این تفاوت در کیفیت پرداخت گاه به سود فیلم است، زیرا جمع را به موجودیتی متزلزل و گرفتار اختلاف نشان میدهد؛ گاه نیز به زیان آن تمام میشود، چون انگیزههای افراد به اندازهای بسط نمییابد که هر شکاف درونی وزن دراماتیک کامل پیدا کند.
بازیگران باتجربه، از جمله جیمز ویتمور، ریچارد بیسهارت و سایمون اوکلند، به این گروه حضور و اعتبار میبخشند، هرچند همهٔ شخصیتها از این فرصت یکسان بهره نمیبرند. بیابان بهمثابه نیروی دراماتیک یکی از مهمترین دستاوردهای فیلم، تبدیل چشمانداز به بخشی فعال از درام است. سنگ، خاک خشک و پهنههای بیپناه صرفاً پسزمینهٔ دویدن و تیراندازی نیستند؛ آنان هر تصمیم را دشوارتر میکنند و بر ناآشنایی تعقیبکنندگان با محیط تأکید میگذارند.
« برانسون از این نقش تصویری سنگی و کمنفوذ میسازد؛ با این حال، سکون چهرهاش به معنای بیحسی نیست. »
شخصیتها و اجرا
فضای بیابانی، هم خطر را ملموس میکند و هم نسبت میان چاتو و سرزمین را برجسته میسازد: او در محیطی حرکت میکند که برای دیگران تهدیدی نامفهوم است، اما برای خودش مجموعهای از مسیرها، پناهگاهها و امکانهاست. فیلم در اینجا ایدهای روشن و مؤثر دارد: قدرت فقط در سلاح یا شمار افراد خلاصه نمیشود؛ شناخت محیط نیز شکلی از قدرت است.
تعقیبکنندگان با این تصور پیش میروند که برتری عددی و خشونت آنان کافی است. اما هرچه دورتر میشوند، فاصلهٔ میان اعتمادبهنفسشان و توان واقعیشان بیشتر آشکار میشود. زمین به چاتو کمک میکند، اما همچون نیرویی جادویی یا راهحلی آسان عمل نمیکند؛ سرزمین سخت و بیرحم است و خطر را برای همه، از جمله او، در خود دارد.
ریتم، تعلیق و ساختار تعقیب ساختار اصلی «Chato’s Land» بر جابهجایی تدریجی جایگاه شکار و شکارچی بنا شده است. فیلم ابتدا تنش را از رویارویی مستقیم میسازد، سپس آن را به انتظار، حدس و فرسایش گروه گسترش میدهد. تعقیبکنندگان نه فقط باید چاتو را پیدا کنند، بلکه باید با ترس خود، اختلافهای درونی و دشواری مسیر نیز کنار بیایند.
همین تغییر تمرکز، به فیلم امکان میدهد تعلیق را از دل فاصله و غیاب بسازد؛ حضور نداشتن چاتو در قاب، گاه بیش از یک رویارویی آشکار اضطراب ایجاد میکند. با این حال، میانهٔ فیلم از نظر ریتم آسیبپذیر است. تکرار حرکت گروه در چشمانداز، جستوجو و انتظار، گاهی کشدار میشود و برخی بخشها بیش از آنکه اطلاعات یا تحولی تازه اضافه کنند، بر همان حس خطر تأکید میگذارند.
« تعقیبکنندگان با این تصور پیش میروند که برتری عددی و خشونت آنان کافی است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این کندی میتواند برای مخاطبی که به تعقیبوگریزی پرشتاب چشم دوخته، خستهکننده باشد. در عین حال، کندی در بخشهایی با جهانبینی فیلم تناسب دارد: فرسایش جسمی و روانی زمان میبرد، و بیابان اجازه نمیدهد روایت با سرعتی آسوده و بیهزینه پیش برود. مشکل زمانی پدیدار میشود که تکرار، بهجای افزایش فشار، از شدت آن میکاهد.
نژادپرستی و فروپاشی ادعای تمدن فیلم در مرکز اخلاقی خود پرسشی آزاردهنده میگذارد: چه کسی واقعاً خطرناک است؟ چاتو، که در آغاز در موقعیتی دفاعی قرار دارد، یا مردانی که به نام قانون و نظم او را دنبال میکنند؟ پاسخ فیلم ساده است، اما سادهسازی نمیشود؛ زیرا خشونت چاتو نیز از چشم دور نمیماند.
اثر بهجای آنکه او را قهرمانی پاک و بیخطا بسازد، نشان میدهد چگونه تعقیب و تعرض میتواند مسیر کنش او را تغییر دهد و انتقام را به نیروی غالب تبدیل کند. در این چارچوب، نژادپرستی صرفاً تعصب فردی نیست؛ نظامی از امتیاز و مالکیت است که به گروه تعقیبکننده اجازه میدهد خشونت خود را موجه جلوه دهد.
آنان سرزمینی را که نمیشناسند متعلق به خود میپندارند و حضور چاتو را نوعی نافرمانی میدانند. همین تناقض، فیلم را به وسترنی بازنگرانه بدل میکند: اسطورهٔ گسترش مرز و برقراری نظم، از خلال رفتار کسانی سنجیده میشود که ادعای تمدن دارند، اما در عمل به تهدید و ویرانی متوسل میشوند. فیلم همچنین در فضای پرتنش اوایل دههٔ هفتاد ساخته شده و میتوان پژواک نگاه انتقادی آن به جنگ و قدرت را در مواجههٔ جمع مسلح با سرزمینی ناآشنا دید؛ بیآنکه روایت به تمثیلی یکبهیک فروکاسته شود.
« این کندی میتواند برای مخاطبی که به تعقیبوگریزی پرشتاب چشم دوخته، خستهکننده باشد. »
قوتها و کاستیها
خشونت جنسی و مرز بهرهکشی بیرحمی فیلم بخشی از هویت آن است، اما نه تماماً به سودش. خشونت جنسی علیه همسر چاتو نقطهای تعیینکننده در مسیر داستان است؛ با این حال، نمایش چنین رخدادی همواره خطر آن را دارد که رنج زن را به ابزاری برای پیشبرد انتقام مردانه تقلیل دهد. در این فیلم، آسیب واردشده به خانوادهٔ چاتو انگیزهٔ تحول داستانی را فراهم میکند، اما شخصیت زن مجال محدودی برای برخورداری از صدایی مستقل و حضوری همسنگ با کارکرد رواییاش دارد.
از همین رو، شوک صحنهها را نمیتوان فقط با اشاره به تلخی یا اهمیتشان توجیه کرد. خشونت افراطی گاه در خدمت افشای فساد اخلاقی گروه تعقیبکنندگان قرار میگیرد، اما گاه به آستانهٔ بهرهکشی نزدیک میشود؛ گویی شدت تصویر باید جای پیچیدگی عاطفی را بگیرد. این تنش، بخش مهمی از تجربهٔ تماشای فیلم است: اثر میخواهد خشونت را محکوم کند، ولی در عین حال از نیروی تکاندهندهٔ تصویرهای خشن برای حفظ توجه بهره میبرد.
مخاطب ممکن است همزمان پیام انتقادی فیلم را دریابد و نسبت به شیوهٔ بیانش احساس ناآرامی کند. جمعبندی «Chato’s Land» وسترنی سختخو و ناآرام است که کشش تعقیبوگریز را با نقد نژادپرستی و میل به سلطه پیوند میزند. بازی کمکلام چارلز برانسون و حضور پرهیبت جک پالانس به فیلم نیرویی ماندگار میدهند، و چشمانداز خشک و سنگی آن از پسزمینه به عاملی تعیینکننده در روایت بدل میشود.
در برابر این قوتها، افت ریتم در میانه، نابرابری شخصیتپردازی گروه و استفادهٔ مسئلهبرانگیز از خشونت جنسی، مانع از آن میشود که اثر همواره به همان اندازه که قصد دارد، پیچیده و نافذ باشد. با وجود این کاستیها، فیلم بهواسطهٔ نگاه بدبینانهاش به عدالت و قدرت در ذهن میماند. ارزش آن نه در ارائهٔ قهرمانی بینقص یا پایانی آرامشبخش، بلکه در نشاندادن چرخهای است که در آن تعصب، تعرض و انتقام یکدیگر را تشدید میکنند.
« خشونت جنسی و مرز بهرهکشی بیرحمی فیلم بخشی از هویت آن است، اما نه تماماً به سودش. »
جمعبندی
«Chato’s Land» تماشایی دشوار است، اما دشواریاش بخشی از پرسشی است که پیش میکشد: وقتی قانون در خدمت برتریجویی قرار میگیرد، مرز میان اجرای عدالت و اعمال خشونت تا چه اندازه قابل دفاع باقی میماند.
ثبت دیدگاه