نقد و بررسی
نقد تعطیلاتی بینقص در قاب تصویر (A Picture Perfect Holiday) | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
قصهای آشنا در قابهای زمستانی «A Picture Perfect Holiday» از همان نقطهای آغاز میکند که بسیاری از عاشقانههای تعطیلاتی به آن بازمیگردند: شخصیتی موفق اما گرفتار در محدودهٔ امن خود، سفری ناخواسته، اقامتگاهی که قرار نیست فقط محل استراحت باشد و آشنایی با کسی که درست نقطهٔ مقابل اوست.
گبی جونز، عکاس مد، برای گسترش تجربهاش راهی اردوی عکاسی کریسمس در کوههای راکی میشود؛ اما همخانه شدن ناخواسته با شان، عکاس حیاتوحش، برنامههایش را از مسیر اولیه خارج میکند. تقابل این دو، هم موتور کمدی فیلم است و هم بستری برای شکلگیری رابطهای که فیلم از همان ابتدا بهروشنی نویدش را میدهد.
این آشناییزداییِ کوچکی در دل فرمولی آشنا رخ میدهد، نه بیرون از آن. فیلم قرار نیست با تعلیقی پیچیده یا چرخشی غافلگیرکننده مخاطب را متوقف کند؛ نیروی اصلیاش در مسیر تدریجی نزدیکشدن دو شخصیت و تجربهٔ مشترک آنهاست. بنابراین، پیشبینیپذیری داستان را نمیتوان صرفاً خطایی تصادفی دانست: بخشی از قرارداد ژانر است.
مسئله زمانی پدید میآید که آشنایی با قالب، جای ظرافت را بگیرد و بسیاری از موقعیتها پیش از آنکه به نتیجه برسند، نتیجهٔ محتمل خود را آشکار کنند. فیلم در این زمینه بیش از آنکه غافلگیرکننده باشد، آسوده و قابلپیشبینی است. عکاسی؛ ایدهای که ظرفیت بیشتری داشت بهترین تمهید داستان، پیوند دادن اختلاف عاطفی و حرفهای زوج اصلی به دو شیوهٔ نگاهکردن است.
« این آشناییزداییِ کوچکی در دل فرمولی آشنا رخ میدهد، نه بیرون از آن. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
گبی به عکاسی مد خو گرفته؛ جهانی که در آن نور، ترکیببندی و سوژه با دقت و برنامهریزی سامان میگیرند. شان در قلمرو حیاتوحش فعالیت میکند؛ جایی که صبر، مشاهده و پذیرش رخدادهای پیشبینینشده اهمیت بیشتری دارند. این تفاوت تنها بهانهای برای کلکل نیست؛ میتواند پرسشی دربارهٔ خودِ دیدن باشد: آیا عکس باید جهان را مطابق میل عکاس مرتب کند، یا باید به عکاس بیاموزد که جهان را همانگونه که هست ببیند؟
فیلم از این تقابل برای ساختن تمثیلی ساده اما مؤثر بهره میگیرد. گبی و شان با آموختن از یکدیگر، فقط مهارتهای تازهای را تجربه نمیکنند؛ امکان دیگری برای فهمیدن آدمها و موقعیتها را نیز مییابند. ایدهٔ «چیزی فراتر از آنچه در قاب دیده میشود» در اینجا هم معنایی حرفهای دارد و هم عاطفی.
بااینحال، فیلم گاهی این ایده را زودتر از آنکه بپرورد، توضیح میدهد. بحث میان نگاه هنری و روش کار، بهویژه برای تماشاگر علاقهمند به عکاسی، جذاب است، اما میشد آن را پیوستهتر به انتخابهای شخصیتها و تحول رابطهشان گره زد. شیمی بازیگران و گرمای رابطه تکیهگاه اصلی فیلم، بازی تاتیانا علی و هندرسون وید در نقش گبی و شان است.
هر دو به شخصیتهای خود کیفیتی صمیمانه میدهند که به فیلم کمک میکند از خشکیِ بعضی موقعیتهای آشنا فاصله بگیرد. رابطهشان بر کشش فوری و پرهیاهو بنا نشده، بلکه از برخورد دو عادت و دو نگاه شکل میگیرد: یکی میخواهد موقعیتها را کنترل کند و دیگری بیشتر به مشاهده و همراهی با آنها گرایش دارد.
« گبی به عکاسی مد خو گرفته؛ جهانی که در آن نور، ترکیببندی و سوژه با دقت و برنامهریزی سامان میگیرند. »
شخصیتها و اجرا
همین تفاوت، وقتی بازیگران با حسوحال مناسبی اجرایش میکنند، فضایی گرم و سرگرمکننده میسازد. البته همهٔ لحظههای بازیگوشانه به یک اندازه طبیعی نیستند. بعضی شوخیها و کلکلها چنان طراحی شدهاند که انگار فیلم برای اطمینان از سرگرمکنندهبودن صحنه، بر آنها اصرار میکند. در چنین لحظاتی، گفتگو بهجای آنکه از شخصیتها بجوشد، به وظیفهای برای پیشبردن حالوهوای کمدی تبدیل میشود.
بااینهمه، اجرای نرم و دلپذیر بازیگران معمولاً مانع از آن میشود که این ناهماهنگیها تمام جذابیت رابطه را از میان ببرد. فیلم در ساختن حس همراهی میان دو نقش اصلی موفقتر است تا در پرداخت همهٔ دیالوگهایشان. دکور کریسمس؛ گرمای دلخواه و شیرینی افراطی فضای کریسمسی در این فیلم پسزمینهای کمرنگ نیست؛ بخشی از هویت و لحن آن است.
سفر به کوهستان، اقامت در کلبه و دورهمیهای مرتبط با تعطیلات، محیطی میسازند که از تماشاگر دعوت میکند برای مدتی کوتاه به جهانی آرامتر و دلپذیرتر پناه ببرد. در این جهان، تنشها محدودند، سوءتفاهمها راهحل دارند و حتی اختلافنظرها سرانجام میتوانند به فرصتی برای شناخت متقابل تبدیل شوند.
همین سادگی برای تماشاگرانی که از فیلمهای تعطیلاتی انتظار آرامش و صمیمیت دارند، امتیازی واقعی است. اما فیلم گاهی چنان بر شیرینی و تزئینات فصل تأکید میکند که فضای آن از لطافت به اغراق نزدیک میشود. حالوهوای کریسمس بهجای آنکه در تار و پود زندگی روزمرهٔ شخصیتها حل شود، گاه مانند لایهای ضخیم بر صحنهها مینشیند.
« همین تفاوت، وقتی بازیگران با حسوحال مناسبی اجرایش میکنند، فضایی گرم و سرگرمکننده میسازد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
نتیجه میتواند برای یک تماشاگر سرخوش و پذیرا دلنشین باشد و برای دیگری بیش از اندازه ساختگی به نظر برسد. این افراط بخشی از منش فیلم است، اما در لحظههایی که روایت به مکث، سکوت یا احساسات پیچیدهتر نیاز دارد، گرمای تزئینی محیط مجال اندکی برای ظرافت باقی میگذارد. بازنماییای که جهان داستان را گستردهتر میکند حضور زوجی همجنسگرا از نکات مهم فیلم است؛ بهویژه چون این رابطه صرفاً بهعنوان موضوعی برای شوخی یا مسئلهای بیرون از بافت داستان مطرح نمیشود.
حضور آنها به جهان فیلم تنوع میبخشد و نشان میدهد روایتهای عاشقانهٔ تعطیلاتی میتوانند شخصیتها و شکلهای متفاوتی از رابطه را در خود جای دهند، بیآنکه گرمای عمومی اثر از دست برود. این انتخاب به فیلم حالوهوایی تازهتر از بخشی از آثار همقالبش میدهد. البته تازگی در بازنمایی لزوماً به معنای پیچیدگی بیشتر داستان نیست.
فیلم همچنان به قواعد آشنای ژانر وفادار میماند و خطوط روایی فرعی نیز در کلیتِ سبک و سبکبار اثر حرکت میکنند. بااینحال، حضور این زوج به فضای جمعی داستان رنگی انسانیتر میدهد و کمک میکند تعطیلات فقط عرصهٔ شکلگیری رابطهٔ مرکزی نباشد. این بخش از فیلم شاید از نظر حجم چندان گسترده نباشد، اما از نظر تنوع و حس فراگیری، اثری مثبت بر تجربهٔ تماشا دارد.
محدودیتهای روایت و کمدی روایت فیلم، با وجود ایدهٔ جذاب عکاسی، چندان از الگوی آشنای عاشقانههای تلویزیونی فاصله نمیگیرد. شخصیتها در مسیر مشخصی حرکت میکنند و تماشاگر معمولاً میتواند حدس بزند که اختلافهای آغازین چگونه قرار است به نزدیکی عاطفی بدل شوند. این پیشبینیپذیری برای مخاطبی که بهدنبال داستانی پیچیده یا پرتنش است، محدودکننده خواهد بود؛ اما برای تماشاگر علاقهمند به قصهای سبک و آرام، میتواند همان حس اطمینانبخشی را فراهم کند که از چنین فیلمی انتظار دارد.
« نتیجه میتواند برای یک تماشاگر سرخوش و پذیرا دلنشین باشد و برای دیگری بیش از اندازه ساختگی به نظر برسد. »
قوتها و کاستیها
مشکل اصلی نه استفاده از قراردادهای ژانر، بلکه تکرار بیتغییر آنهاست. برخی موقعیتها بهاندازهای آشنا هستند که فیلم برای جانبخشیدن به آنها به شوخی و واکنشهای پررنگتر تکیه میکند؛ تکیهای که همیشه نتیجهبخش نیست. کلکل میان شخصیتها گاه بامزه و گاه تصنعی است، و لحظاتی که باید از تفاوت دیدگاه آنها زاده شوند، به شوخیهایی از پیش آماده نزدیک میشوند.
فیلم هرگاه به مشاهدهٔ آرامتر، تفاوت میان شیوههای عکاسی یا تحول تدریجی شخصیتها بازمیگردد، متقاعدکنندهتر میشود؛ هرگاه برای حفظ ریتم، شلوغی را جایگزین ظرافت میکند، بخشی از اثرگذاریاش را از دست میدهد. جمعبندی «A Picture Perfect Holiday» عاشقانهای سبک و گرم است که از فرمولی آشنا بهره میگیرد و با پیوندزدن عکاسی به تفاوت نگاه شخصیتها، به داستانش هویتی کوچک اما مؤثر میبخشد.
شیمی دلنشین تاتیانا علی و هندرسون وید، بازیهای خوشحس و حضور زوج همجنسگرا از نقاط قوت آناند؛ در برابر، مسیر روایی قابلحدس، فضای گاه بیشازحد شیرین و شوخیهایی که همیشه طبیعی از کار درنمیآیند، کیفیت تجربه را محدود میکنند. جذابیت فیلم بیش از آنکه در غافلگیری یا عمق دراماتیک باشد، در آرامش و صمیمیتی است که عرضه میکند.
این اثر برای تماشاگرانی مناسب است که از فیلمهای کریسمسی انتظار جهانی آشنا، جمعوجور و سرشار از گرمای تعطیلات دارند و از پیش میدانند که قرار نیست روایت، قواعد محبوب این ژانر را زیرورو کند. علاقهمندان به عکاسی نیز ممکن است از تفاوت میان نگاه مد و حیاتوحش و گفتوگوهای مرتبط با شیوهٔ ثبت تصویر لذت ببرند، هرچند این ایدهها ظرفیت پرداختی گستردهتر داشتند.
« مشکل اصلی نه استفاده از قراردادهای ژانر، بلکه تکرار بیتغییر آنهاست. »
جمعبندی
فیلم در نهایت همچون تصویری خوشآبورنگ است: شاید قابش کاملاً تازه نباشد، اما گرمایی دارد که برای یک تماشای سبکِ تعطیلاتی کافی است.
ثبت دیدگاه