نقد و بررسی
نقد سوله (Sole) | 2019
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
طرحی ساده با بار اخلاقی سنگین «Sole» ساختهٔ Carlo Sironi از موقعیتی آغاز میکند که در نگاه نخست میتواند به درامی جنجالی یا ملودرامی پرحادثه بدل شود: لِنا، زنی هفتماهه باردار، قصد دارد نوزادش را در برابر پول واگذار کند؛ اِرمانو نیز میپذیرد در نقش پدر ظاهر شود تا عمویش فابیو و همسر او، بیانکا، کودک را به شیوهای ظاهراً قانونی به فرزندی بپذیرند.
اما فیلم بهجای آنکه بر جنبهٔ تبهکارانه یا رسواییبرانگیز این توافق تکیه کند، به فضای محدود و روزمرهٔ زندگی این دو غریبه پناه میبرد. آنها باید زیر یک سقف بمانند و در برابر دیگران نقش زوجی عادی را بازی کنند؛ نقشی که بهتدریج از یک قرارداد بیرونی فراتر میرود و پرسشهایی دربارهٔ تعلق، مسئولیت و معنای خانواده پیش میکشد.
فیلم در این مسیر از داوری شتابزده پرهیز میکند. لِنا و اِرمانو نه قربانیانی کاملاً بیاختیارند و نه شخصیتهایی که بتوان رفتارشان را با یک حکم اخلاقی ساده توضیح داد. تصمیمهایشان از نیاز، منفعتطلبی، ترس و ناتوانی در تصور آینده سرچشمه میگیرد. همین چندگانگی است که موقعیت مرکزی فیلم را از یک معمای اخلاقی انتزاعی بیرون میآورد و به تجربهای انسانی بدل میکند.
«Sole» محصول مشترک ایتالیا و لهستان و نخستین فیلم بلند Carlo Sironi است؛ او در یادداشت کارگردان، پرسش از معنای پدرشدن و مسئولیت در قبال کودکی را یکی از سرچشمههای شکلگیری اثر معرفی میکند. روایتِ کمحادثه و اعتماد به سکوت ساختار روایی فیلم آرام است و از پیچشهای پرشمار یا رخدادهای ناگهانی فاصله میگیرد.
« فیلم در این مسیر از داوری شتابزده پرهیز میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بخش مهمی از تجربهٔ تماشای آن در انتظار، مکث و تکرار شکل میگیرد: شخصیتها در خانهاند، به کارهای روزمره میپردازند، بحث میکنند یا در سکوت از کنار یکدیگر میگذرند. این کندی صرفاً انتخابی برای ایجاد حالوهوای هنری نیست؛ با وضعیت شخصیتها تناسب دارد. آنها در نظمی موقت گرفتار شدهاند و زندگیشان تا زمان زایمان به نوعی تعلیق درآمده است.
فیلم نیز این تعلیق را به ریتم خود منتقل میکند. چنین رویکردی برای مخاطبی که انتظار پیشرفت سریع داستان یا توضیح روشن دربارهٔ گذشته و انگیزههای همهٔ شخصیتها دارد، ممکن است فرساینده باشد. بااینحال، کندی روایت گاه امکان میدهد تغییرات کوچک را جدی بگیریم: یک نگاه که اندکی طولانیتر میشود، واکنشی که با رفتار پیشین شخصیت تفاوت دارد، یا سکوتی که دیگر تنها نشانهٔ بیاعتنایی نیست.
فیلم از تماشاگر میخواهد این نشانههای کمصدا را بخواند و از پرکردن همهٔ خلأها با توضیح صریح خودداری میکند. قوت این روش در ظرافت آن است و محدودیتش در اینکه گاهی فاصلهٔ میان صحنهها بیش از اندازه احساس میشود. لِنا و اِرمانو؛ دو غریبه در نقش یک خانواده هستهٔ عاطفی فیلم نه قرارداد میان خانوادهها، بلکه رابطهٔ ناپایدار لِنا و اِرمانو است.
هر دو در آغاز به دیگری همچون بخشی از معامله نگاه میکنند. لِنا میخواهد برنامهاش را به سرانجام برساند و اِرمانو نیز درگیر ملاحظات شخصی خویش است. همخانهشدنِ ناخواسته، جروبحثهای پیدرپی و ضرورت نمایش یک زندگی مشترک، آنها را در وضعیتی قرار میدهد که مرز میان تظاهر و عادت بهتدریج مبهم میشود.
« این کندی صرفاً انتخابی برای ایجاد حالوهوای هنری نیست؛ با وضعیت شخصیتها تناسب دارد. »
شخصیتها و اجرا
فیلم از این تحول یک داستان عاشقانهٔ متعارف نمیسازد؛ نزدیکی میان این دو بیشتر حاصل همزیستی، اصطکاک و مواجهه با مسئولیتی است که هیچیک در ابتدا برای آن آماده نیست. لِنا شخصیتی بسته و دشوارخوان است. فیلم اطلاعاتی محدود دربارهٔ درون او میدهد و بهجای آنکه گذشتهاش را با گفتوگوهای توضیحی شرح دهد، میگذارد بخشی از شخصیتش در رفتار و سکوت دیده شود.
این ابهام میتواند با تجربهٔ تنهایی او سازگار باشد، اما گاهی انگیزههایش را بیش از اندازه دور از دسترس نگه میدارد. اِرمانو نیز از آغاز قهرمانی دگرگونشونده نیست؛ بیثباتی و خودمحوریاش بخشی از واقعیت شخصیت اوست. آنچه اهمیت دارد، نه پاکشدن ناگهانی کاستیهایش، بلکه شکلگیری تدریجی نوعی توجه و مراقبت است.
فیلم با همین تغییرهای جزئی، امکان دگرگونی را باورپذیر میکند. بازیگری؛ احساس در جزئیات بازیهای Sandra Drzymalska و Claudio Segaluscio با زبان کمگوی فیلم هماهنگاند. آنها بهجای بیان مستقیم احساسات، از تغییرهای ظریف در حالت چهره، مکث و لحن استفاده میکنند. بازی Drzymalska در نقش لِنا بهویژه بر فاصلهگذاری تکیه دارد: شخصیتش ممکن است سرد یا دستنیافتنی به نظر برسد، اما زیر این ظاهر، کشمکشی درونی جریان دارد که بازیگر آن را بیآنکه به نمایش پررنگ بدل کند، قابل احساس میسازد.
Segaluscio نیز اِرمانو را با نوعی بیهدفی و ناآمادگی مجسم میکند؛ شخصیتی که در آغاز کمتر به پیامد اعمالش میاندیشد و ناچار است آرامآرام نسبت خود را با مسئولیت بازبسنجد. پرهیز از اغراق در این اجراها امتیازی اساسی است. داستان میتوانست بازیگران را به سمت فورانهای عاطفی و لحظههای نمایشی سوق دهد، اما فیلم بیشتر به واکنشهای مهارشده اعتماد میکند.
« اِرمانو نیز از آغاز قهرمانی دگرگونشونده نیست؛ بیثباتی و خودمحوریاش بخشی از واقعیت شخصیت اوست. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
در نتیجه، لحظههایی که شخصیتها از عادت همیشگی خود فاصله میگیرند، وزن بیشتری پیدا میکنند. در مقابل، همین خویشتنداری گاهی سبب میشود ارتباط عاطفی مخاطب با شخصیتها دیر شکل بگیرد؛ اگر تماشاگر نتواند با سکوتها همراه شود، ممکن است این اجراهای کنترلشده را یکنواخت یا بیش از حد سرد دریابد.
تصویر و فضا؛ سرما بهمثابه زبان عاطفی فضای دیداری «Sole» در خدمت همان فاصله و تعلیقی است که روایت میسازد. قابهای خلوت و محیطهای سرد، شخصیتها را کوچک و تنها نشان میدهند؛ گویی جهان اطرافشان بیش از آنکه پناهگاه باشد، فضایی بیاعتناست که در آن باید راهی برای زیستن پیدا کنند. فیلمبرداری Gergely Pohárnok و طراحی تصویری اثر از زیبایی پرزرقوبرق پرهیز میکند و به ترکیببندیهای ساده و حالوهوایی کمحرارت تکیه دارد.
این انتخاب به فیلم هویتی منسجم میبخشد: احساسات نه با موسیقی یا نماهای پرشور، بلکه از دل فضا و فاصلهٔ میان آدمها منتقل میشوند. بااینهمه، سرمای بصری فقط امتیاز نیست. گاه آنقدر بر تجربه مسلط میشود که امکان نزدیکی عاطفی را محدود میکند. فضای مینیمال فیلم با وضعیت شخصیتها سازگار است، اما اگر مخاطب این زبان تصویری را نپذیرد، ممکن است اندوه و لطافت زیرپوستی اثر را کمتر از آنچه هست احساس کند.
موسیقی و صدا نیز بهجای هدایت آشکار تماشاگر به سوی احساسی معین، در کلیت کمحرف فیلم حل میشوند. حاصل، اثری است که بیشتر از آنکه احساسات را اعلام کند، شرایط مشاهدهٔ آنها را فراهم میآورد. خانواده، پول و مسئولیت عنوان فیلم، که در ایتالیایی به معنای «خورشید» است و همزمان با مفهوم تنهایی نیز پیوندی شنیداری دارد، در خوانش اثر ظرفیت تأملبرانگیزی پیدا میکند.
« در نتیجه، لحظههایی که شخصیتها از عادت همیشگی خود فاصله میگیرند، وزن بیشتری پیدا میکنند. »
قوتها و کاستیها
کودک در مرکز معامله قرار گرفته، اما فیلم او را صرفاً موضوعی حقوقی یا کالایی نمیبیند؛ حضورش بهتدریج پرسش از معنای والدبودن را به تجربهای ملموس بدل میکند. آیا والدبودن از پیوند زیستی آغاز میشود، از قرارداد و خواست بزرگسالان، یا از پذیرش مسئولیتی که پیشبینیناپذیر از راه میرسد؟
فیلم پاسخ قطعی نمیدهد و همین بیپاسخی، با پیچیدگی موقعیتش تناسب دارد. در سوی دیگر، فابیو و بیانکا یادآور میشوند که میل به داشتن فرزند نیز میتواند زیر فشار قانون، خانواده و ناامیدی شکلهایی متناقض پیدا کند. بااینحال، تمرکز روایت عمدتاً بر لِنا و اِرمانو باقی میماند و شخصیتهای پیرامونی کمتر فرصت مییابند به همان اندازه چندلایه شوند.
این محدودیت گاهی جهان اخلاقی فیلم را کوچکتر از ظرفیت موضوعش نشان میدهد؛ برخی انگیزهها روشن نمیشوند و رابطهٔ میان منفعت مالی و خواست عاطفی میتوانست از جنبههای بیشتری کاویده شود. در عوض، فیلم از تبدیل بحث به بیانیهای اجتماعی پرهیز میکند و اجازه میدهد مسئله در رفتار شخصیتها مجسم بماند.
جمعبندی «Sole» درامی کمحادثه، مهارشده و تأملبرانگیز است که از موقعیتی اخلاقاً پیچیده، مطالعهای ظریف دربارهٔ تنهایی و مسئولیت میسازد. مهمترین دستاوردش این است که دگرگونی رابطهٔ لِنا و اِرمانو را نه با گفتارهای توضیحی، بلکه با جزئیات روزمره و تغییرهای کوچک پیش میبرد. بازیهای باورپذیر، فضای تصویری سرد و اعتماد به سکوت، به اثر هویتی یکپارچه میدهند؛ در همان حال، ریتم کند، شخصیتپردازی محدود و فاصلهٔ عاطفی ناشی از مینیمالیسم ممکن است برای بخشی از مخاطبان مانع همراهی شود.
« فیلم پاسخ قطعی نمیدهد و همین بیپاسخی، با پیچیدگی موقعیتش تناسب دارد. »
جمعبندی
این فیلم برای تماشاگرانی مناسبتر است که از درامهای آرام و شخصیتمحور لذت میبرند و مایلاند پرسشهای دشوار دربارهٔ خانواده و والدبودن را بدون پاسخهای ساده دنبال کنند. «Sole» بیش از آنکه حکمی صادر کند، موقعیتی را پیش چشم میگذارد و از تماشاگر میخواهد در سکوت آن بماند.
« Sole» بیش از آنکه حکمی صادر کند، موقعیتی را پیش چشم میگذارد و از تماشاگر میخواهد در سکوت آن بماند. »
ثبت دیدگاه