نقد و بررسی
نقد کریسمس خانوادگی جنکینز (A Jenkins Family Christmas) | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
کریسمس پس از فقدان «A Jenkins Family Christmas» از همان آغاز، جشن را با فقدان پیوند میزند: پدر خانواده درگذشته و دو دخترش باید نخستین کریسمسِ بیاو را از سر بگذرانند. این انتخاب، فیلم را از مسیر آشنای کمدیهای تعطیلاتیِ متکی بر تزئینات، آشتیهای فوری و شورِ بیدغدغه جدا میکند. در اینجا سنتهای خانوادگی صرفاً بهانهای برای گردهمایی نیستند؛ یادگارهاییاند که هم تسلی میبخشند و هم غم را دوباره به سطح میآورند.
فیلم بهدرستی درمییابد که سوگواری در یک خانواده یکسان تجربه نمیشود. هر کس با فقدان به شیوهای دیگر کنار میآید و تفاوت همین واکنشهاست که تنش را پدید میآورد. جشن کریسمس قرار است یاد پدر را زنده نگه دارد، اما کوشش برای حفظ ظاهرِ «همهچیز مثل همیشه» بهسرعت نشان میدهد که دیگر هیچچیز مثل همیشه نیست.
این بستر عاطفی، به داستان ظرفیتی بیش از یک کمدی خانوادگی معمولی میدهد، هرچند فیلم همیشه از این ظرفیت به بهترین شکل بهره نمیگیرد. ورود غریبه و بازتعریف خانواده ورود خواهر ناتنیای که خانواده پیشتر او را نمیشناخته، تعادل جمع را برهم میزند و پرسشی محوری پیش میکشد: خانواده را چه چیزی میسازد؛ پیوند خونی، خاطرات مشترک یا پذیرشِ اکنون؟
« فیلم بهدرستی درمییابد که سوگواری در یک خانواده یکسان تجربه نمیشود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم این موقعیت را به محرکی برای افشای رازها و بازبینی رابطهها بدل میکند، بیآنکه بهتر باشد جزئیات بیشتری از مسیر روایی گفته شود. این عنصر، ساختار نسبتاً آشنای گردهمایی خانوادگی را از سکون بیرون میآورد. هر شخصیت با ورود تازهوارد ناچار میشود جایگاه خود را دوباره تعریف کند؛ بهویژه در خانوادهای که فقدان پدر هنوز زخم تازهای است.
با اینحال، فیلم گاهی از این تغییرِ بنیادین بیشتر برای تشدید مشاجرهها استفاده میکند تا برای کاوش آرام و ژرف در معنای تعلق. در نتیجه، ایدهٔ داستانی از پرداخت روانشناختی آن پربارتر به نظر میرسد. سنت، سوگ و بارِ خاطره سنتهای کریسمسی در فیلم تنها پسزمینهای گرم و تزئینی نیستند؛ آنها میراثی عاطفیاند که خواهران میخواهند حفظ کنند، اما معلوم نیست حفظ عینِ گذشته واقعاً ممکن یا حتی مطلوب باشد.
همین کشاکش میان تداوم و تغییر، یکی از لایههای تأملبرانگیز اثر است. گاه وفاداری به خاطره، شکلی از عشق است و گاه تلاشی برای گریختن از پذیرش اینکه خانواده وارد مرحلهای تازه شده است. فیلم از این ایده بهخوبی برای ایجاد اصطکاک بهره میگیرد، اما در بعضی لحظهها تنش را بیش از اندازه بالا میبرد.
« این عنصر، ساختار نسبتاً آشنای گردهمایی خانوادگی را از سکون بیرون میآورد. »
شخصیتها و اجرا
اختلافها آنقدر تند میشوند که اندوهِ زیرین مجال چندانی برای شکلگرفتن پیدا نمیکند. به جای آنکه سکوت، مکث یا آسیبپذیری شخصیتها گاهی فضای صحنه را در اختیار بگیرد، گفتوگوها به مجادلههایی پرحرارت بدل میشوند. این انتخاب، انرژی نمایشی ایجاد میکند، اما میتواند تماشاگر را از نزدیکی عاطفی با شخصیتها دور کند.
بازنمایی کوییر و بیننژادی یکی از تازهترین جنبههای فیلم، جایدادن رابطهٔ عاشقانهٔ کوییر و بیننژادی در دل یک روایت کریسمسی خانوادگی است. چنین حضوری صرفاً جزئی تزئینی نیست؛ فیلم اجازه میدهد رابطه با واکنشها، پیشفرضها و نگرانیهای اطرافیان روبهرو شود. همین امر به داستان امکان میدهد دربارهٔ عشق، نژاد و هویت حرف بزند، بیآنکه خود را به چارچوبی کاملاً جدی و خطابهوار محدود کند.
اهمیت این بازنمایی در آن است که شخصیتهای کوییر را بیرون از فضای روزمره و خانوادگی قرار نمیدهد. آنها بخشی از همان جمعاند؛ با لحظههای خنده، دلخوری و صمیمیت. فیلم در این زمینه از کلیشهٔ رایجِ کریسمس که خانواده را تصویری یکدست و بیتعارض نشان میدهد فاصله میگیرد. بااینحال، بعضی تقابلها مستقیم و پررنگاند و پیچیدگی موضوع گاهی به چند واکنش تند یا گفتوگویی توضیحی تقلیل پیدا میکند.
« اختلافها آنقدر تند میشوند که اندوهِ زیرین مجال چندانی برای شکلگرفتن پیدا نمیکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
رویکرد فیلم ارزشمند است، اما پرداخت آن همیشه به اندازهٔ نیتش ظریف نیست. کمدیِ پرجنبوجوش، با فراز و فرود طنز فیلم از برخورد شخصیتهای گوناگون و آشفتگیِ جمع خانوادگی نیرو میگیرد. شوخیها گاهی بهخوبی از دل موقعیت بیرون میآیند و تماشاگر را، در میان بحثها و رنجشها، به خنده میاندازند.
وجود این لحظهها مهم است؛ زیرا فیلم نمیخواهد سوگ را به اندوهی یکنواخت تبدیل کند و میداند که خانوادهها حتی در روزهای دشوار نیز میخندند، طعنه میزنند و از موضوعی کوچک سرگرمی میسازند. اما کیفیت شوخیها همواره یکدست نیست. بعضی موقعیتها بیش از آنکه به ضرباهنگ کمدی تکیه کنند، صرفاً بر صدای بلند و واکنشهای اغراقآمیز بنا شدهاند.
در چنین لحظههایی، شوخی به جای آنکه تنش را دقیقتر کند یا از آن فاصلهای خلاقانه بگیرد، به تکرار همان آشفتگی تبدیل میشود. فیلم در بهترین لحظاتش، طنز را راهی برای آشکارکردن صمیمیت و عیبوهنر شخصیتها میکند؛ در ضعیفترین لحظات، شوخیها معمولی میمانند و بهسرعت از یاد میروند. بازیها و ریتم اجرا بازیگران، جمعی پرشخصیت و پرانرژی را شکل میدهند، اما میزان انرژی اجراها همیشه با یکدیگر هماهنگ نیست.
« رویکرد فیلم ارزشمند است، اما پرداخت آن همیشه به اندازهٔ نیتش ظریف نیست. »
قوتها و کاستیها
برخی بازیها بیش از اندازه بر تأکیدهای نمایشی و واکنشهای بزرگ تکیه دارند؛ برخی دیگر کمجانتر به نظر میرسند و در برابر شدت صحنهها توان کافی برای حفظ تعادل ندارند. حاصل، گروهی است که گاهی باورپذیر و سرزنده است و گاهی چنان شلوغ میشود که توجه از رابطههای عاطفی به خودِ هیاهو منحرف میگردد.
این ناهماهنگی بر ریتم فیلم نیز اثر میگذارد. صحنهها پیوسته میان کمدی، رنجش و آشکارشدن مسائل خانوادگی جابهجا میشوند؛ ترکیبی که میتوانست ضرباهنگی پویا بسازد، اما در مواردی به ازدحام حسی میانجامد. تماشاگر فرصت کمی برای مکث و هضم احساسات دارد. بهویژه هنگامی که چند شخصیت همزمان بر تنش میافزایند، فیلم بیش از آنکه فضای یک جمع خانوادگی را بازسازی کند، تجربهٔ فرسایندهٔ حضور در مشاجرهای طولانی را تداعی میکند.
جمعبندی «A Jenkins Family Christmas» اثری بینقص یا کاملاً منسجم نیست، اما در انتخاب موضوع و فضای خود جسارتهایی دارد که آن را از بسیاری از روایتهای متعارف کریسمسی متمایز میکند. سوگواری، تغییر شکل خانواده و بازنمایی مثبتِ عشق کوییر و بیننژادی، به فیلم هویتی خاص میبخشند؛ در کنار آنها، شوخیهای گاهبهگاه موفق، گرما و سرگرمی لازم را فراهم میکنند.
« این ناهماهنگی بر ریتم فیلم نیز اثر میگذارد. »
جمعبندی
در سوی دیگر، بازیهای ناهمگون، طنز ناپیوسته و کشمکشهایی که گاه بیش از حد طول میکشند، از تأثیر عاطفی فیلم میکاهند. اثر در لحظههایی که اجازه میدهد آدمها از پشت دفاعها و رنجشهایشان دیده شوند، صمیمی و دلنشین است؛ اما هرگاه هیاهو بر ظرافت غلبه میکند، تماشای آن میتواند خستهکننده شود.
بااینهمه، برای تماشاگرانی که از فیلم کریسمسی انتظار تصویری بیدردسر و یکدست ندارند، این روایت نامتعارفِ خانوادهای در حال سوگواری، تجربهای بهیادماندنی و گاه واقعاً بامزه خواهد بود.
ثبت دیدگاه