نقد و بررسی
نقد مدرسه قدیمی من (My Old School) | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
روایتی از خاطره، هویت و مدرسه «مدرسه قدیمی من» مستندی است که از دل یک خاطره جمعی آغاز میشود: ورود براندون لیِ شانزدهساله به آکادمی بیرزدن در سال ۱۹۹۳، مدرسهای در حومه مرفه گلاسگو. او با دانستههای گسترده، رفتار متفاوت و حضوری که با فضای معمول مدرسه جور درنمیآید، خیلی زود در ذهن دانشآموزان و آموزگاران میماند.
فیلم بهتدریج نشان میدهد که این خاطره ساده، به ماجرایی پیچیدهتر و خبرساز بدل شده است؛ اما ارزش اثر فقط در عجیببودن واقعه نیست. فیلمساز، جونو مکلئود، که خود از همکلاسیهای سابق براندون بوده، از این قصه برای اندیشیدن به حافظه، اعتماد و فاصله میان آنچه تجربه کردهایم و آنچه بعدها به یاد میآوریم بهره میگیرد.
فیلم با تکیه بر روایت همکلاسیها و آموزگاران سابق شکل میگیرد و در کنار آن، از تصاویر آرشیوی و بازسازیهای انیمیشنی استفاده میکند. همین ترکیب، «مدرسه قدیمی من» را از مستندی متعارف درباره یک ماجرای واقعی جدا میسازد: اثر نه صرفاً گزارش پروندهای گذشته است و نه بازسازی نمایشیِ یکدست، بلکه میان خاطرهگویی، طنز و بازبینی انتقادی در رفتوآمد است.
آغاز کنجکاویبرانگیز و ریتم روایت نقطه قوت نخست فیلم، شیوهای است که کنجکاوی را میسازد. در آغاز، با مجموعهای از جزئیات آشنا میشویم: دانشآموزی تازهوارد، با شخصیتی نامتعارف و هوشی چشمگیر، که بهسرعت در زندگی روزمره مدرسه جای میگیرد. روایت از همان ابتدا وعده میدهد که پشت این تصویر معمولی چیزی پنهان است، اما برای حفظ جذابیت، همه اطلاعات را یکباره آشکار نمیکند.
« آغاز کنجکاویبرانگیز و ریتم روایت نقطه قوت نخست فیلم، شیوهای است که کنجکاوی را میسازد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
هر خاطره، پرسش تازهای پیش میکشد و هر پاسخ، نگاه ما به روایتهای قبلی را اندکی تغییر میدهد. این تعلیق لزوماً به معنای تکیه بر هیجانسازی ارزان نیست. مکلئود بهجای آنکه واقعه را صرفاً در قالب معمایی برای حلکردن عرضه کند، به تجربه آدمهایی توجه دارد که در آن زمان بخشی از ماجرا بودهاند.
نتیجه، روایتی سرگرمکننده است که آرامآرام وجهی تأملبرانگیز پیدا میکند. جذابیت داستان واقعی در اینجا با پرسشی درباره سازوکار باورکردن همراه میشود: چرا جمعی از آدمها به تصویری که پیش رویشان است اعتماد میکنند و چه چیزهایی در ذهنشان باقی میماند؟ خاطرههای فردی و حقیقت جمعی یکی از دستاوردهای مهم فیلم، استفاده از تفاوت میان روایتهای شاهدان است.
همکلاسیها و آموزگاران گذشته را از موضع امروز خود به یاد میآورند؛ گاهی با شوخطبعی، گاهی با تردید و گاهی با اطمینانی که با گفته دیگران همخوان نیست. این اختلافها الزاماً نشانه دروغگویی نیستند. فیلم بهدرستی یادآوری میکند که خاطره، ضبطی دقیق و بیطرفانه از گذشته نیست؛ هرکس رویداد را از زاویه تجربه و برداشت خود بازسازی میکند.
به همین دلیل، جمعشدن دوباره همکلاسیها در برابر دوربین، فقط فرصتی برای مرور یک ماجرای قدیمی نیست. این دیدار نوعی بازسازی اجتماعی است: آدمهایی که روزگاری در یک کلاس کنار هم بودهاند، حالا میکوشند بفهمند در آن زمان چه میدانستند، چه چیزی را نادیده گرفتند و کدام تصویرها را در گذر سالها به حقیقتی قطعی تبدیل کردند.
« هر خاطره، پرسش تازهای پیش میکشد و هر پاسخ، نگاه ما به روایتهای قبلی را اندکی تغییر میدهد. »
شخصیتها و اجرا
در چنین لحظههایی، فیلم از حکایت عجیب یک دانشآموز فراتر میرود و به تأملی درباره محدودیت حافظه و شکنندگی اطمینان بدل میشود. انیمیشن و زبان بصری فیلم بازسازیهای انیمیشنی، بخش مهمی از هویت بصری فیلم را میسازند. این انتخاب به کارگردان امکان میدهد خاطراتی را تصویر کند که فیلمبرداری مستقیمی از آنها در دست نیست؛ افزون بر آن، حالوهوایی بازیگوش و اندکی نامتعارف به روایت میدهد.
انیمیشن در اینجا صرفاً جایگزین تصویر آرشیوی نیست، بلکه با فضای قصه تناسب دارد: ماجرا در ناحیهای میان واقعیت مستند و افسانهای مدرسهای حرکت میکند و سبک تصویری نیز همین بیقراری را بازتاب میدهد. با این همه، این انتخاب برای همه تماشاگران یکسان اثر نمیگذارد. تکرار بازسازیهای کارتونی ممکن است برای برخی بیش از اندازه نمایشی یا سادهساز به نظر برسد و گاهی از تأثیر عاطفی مصاحبهها بکاهد.
فیلم در بهترین لحظاتش میان تصویر آرشیوی، خاطره شفاهی و انیمیشن توازنی زنده برقرار میکند؛ اما هرگاه بازسازیها بیش از آنکه به روایت چیزی بیفزایند صرفاً بر لحن شوخ اثر تأکید کنند، بخشی از نیروی مستند کاهش مییابد. این ناهماهنگی، ضعف مطلق نیست، اما از محدودیتهای انتخاب فرمی فیلم به شمار میرود.
آلن کامینگ؛ حضوری نامعمول و بهیادماندنی یکی از جسورانهترین تصمیمهای فیلم، حضور آلن کامینگ در نقش تصویریِ براندون است. براندون در مستند با دوربین روبهرو نمیشود، اما صدای او در مصاحبه به گوش میرسد و کامینگ آن را لبخوانی میکند. حاصل، نه بازسازی متعارف چهره یک شخصیت است و نه اجرای نمایشی کامل؛ نوعی حضور میانجیشده است که هم توجه برمیانگیزد و هم با موضوع فیلم پیوند دارد.
« انیمیشن و زبان بصری فیلم بازسازیهای انیمیشنی، بخش مهمی از هویت بصری فیلم را میسازند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
تماشاگر در حالی به صدای شخصی واقعی گوش میدهد که چهرهای بازیگرانه را میبیند؛ این فاصله، یادآور آن است که در این فیلم دسترسی ما به آدمها و گذشتهشان همیشه از مسیر روایت و بازنمایی میگذرد. اجرای کامینگ به اثر رنگی غریب و بهیادماندنی میبخشد و از نظر ریتم نیز به گفتوگوها انرژی میدهد.
همزمان، انتخاب او پرسشی ظریف ایجاد میکند: وقتی شخصی حاضر نیست مقابل دوربین قرار گیرد، فیلم چگونه میتواند نبود او را به تصویری تبدیل کند؟ پاسخ اثر در عین حال خلاقانه و کمی ناآرامکننده است. بازیگر جایگزینِ سادهای برای شخصیت نیست؛ حضورش آشکارا ساختگی است و همین آشکاری، بهجای پنهانکردن فاصله، آن را برجسته میکند.
طنز، شگفتی و سایههای جدیتر فیلم در بخشهایی لحنی شوخ و حتی سبک دارد. خاطرات مدرسه، رفتارهای عجیب و توصیفهای رنگارنگ شاهدان، موقعیتهایی میسازند که گاه خندهدارند. اما اثر در همان حال از تبدیل ماجرا به تفریحی بیدغدغه پرهیز میکند. هرچه تصویر اولیه پیچیدهتر میشود، پرسشهایی درباره پیامدهای انسانی و اجتماعی آن نیز پررنگتر میشوند.
رفتار یک فرد فقط به یک شوخی بزرگ یا حکایتی عجیب خلاصه نمیشود؛ چنین رویدادی بر دوستان، آموزگاران و فضای مدرسه اثر میگذارد و نگاه آنها به اعتماد و قضاوت را تغییر میدهد. تغییر لحن فیلم از این جهت مؤثر است که ناگهانی و تصنعی به نظر نمیرسد. طنز از دل همان فاصله میان اتفاق و برداشت آدمها بیرون میآید، اما با پیشروی روایت، وجه تلختر ماجرا نیز آشکار میشود.
« اجرای کامینگ به اثر رنگی غریب و بهیادماندنی میبخشد و از نظر ریتم نیز به گفتوگوها انرژی میدهد. »
قوتها و کاستیها
فیلم نمیکوشد برای هر ابهامی پاسخ اخلاقی سادهای فراهم کند. در عوض، تماشاگر را وامیدارد همزمان از قصه شگفتزده شود و درباره میل خود به قضاوت سریع بیندیشد. کشآمدن روایت و محدودیتهای فیلم «مدرسه قدیمی من» با وجود ساختار جذابش، همیشه از نظر ریتم به یک اندازه فشرده نیست. در بخشهایی، روایت بر خاطره یا موضوعی مکث میکند که پیشتر به اندازه کافی روشن شده است.
بازگشت دوباره به همان مضمون، گاه جزئیاتی تازه میافزاید، اما همیشه ارزش مکث طولانی را ندارد. این مسئله بهویژه برای تماشاگرانی که با سرعت بیشتری انتظار حرکت داستان را دارند محسوس است. فیلم همچنین میان دو هدف در نوسان است: تعریف ماجرایی غریب و بررسی چگونگی شکلگیری روایت آن. این دو هدف بهخوبی به هم مربوطاند، اما گاهی مسیرهای فرعی و مرور دوباره خاطرات، تمرکز را کم میکنند.
نسخهای فشردهتر میتوانست ضرباهنگ را حفظ کند و در عین حال فضای کافی برای پیچیدگیهای عاطفی و اخلاقی باقی بگذارد. با این حال، همین مکثها گاه فرصتی فراهم میکنند تا تماشاگر از دنبالکردن صرفِ پرسش «بعد چه شد؟» فاصله بگیرد و به پرسش دشوارتر «ما آنچه را به یاد میآوریم چگونه میدانیم؟» نزدیک شود.
جمعبندی «مدرسه قدیمی من» مستندی متمایز است که از یک ماجرای نامعمول، روایتی سرگرمکننده و در عین حال تأملبرانگیز میسازد. جذابیت قصه، خاطرههای متناقض شاهدان، استفاده خلاقانه از انیمیشن و لبخوانی بهیادماندنی آلن کامینگ، به فیلم هویتی خاص میبخشند. در مقابل، بعضی تکرارها و مکثهای طولانی، از تیزی ریتم میکاهند و سبک بصری آن ممکن است برای همه دلپذیر نباشد.
« فیلم نمیکوشد برای هر ابهامی پاسخ اخلاقی سادهای فراهم کند. »
جمعبندی
بهترین راه مواجهه با این اثر، دانستن کمترین مقدار ممکن از جزئیات فراتر از نقطه آغاز آن است؛ زیرا لذت فیلم تا اندازهای به حرکت تدریجی روایت و تغییر نگاه تماشاگر وابسته است. اما حتی جدا از رازهای قصه، فیلم درباره چیزی فراتر از یک رسوایی مدرسهای سخن میگوید: درباره خاطرهای که با گذشت زمان شکل تازه میگیرد، جمعی که برای بازفهم گذشته دور هم جمع میشود، و مرز لغزانی که میان حقیقت، برداشت و داستانپردازی ذهنی قرار دارد.
ثبت دیدگاه