نقد و بررسی
نقد دختران دری (Derry Girls) | 2018
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازنمایی نوجوانی در سایهٔ تاریخ «دختران دری» کمدیای است که نوجوانی را نه در خلأ، بلکه در دل واقعیتی سیاسی و تاریخی روایت میکند. ماجرا در دریِ ایرلند شمالی و روزگار درگیریهای موسوم به «دردسرها» میگذرد؛ اما مجموعه از تبدیل تاریخ به پسزمینهای سنگین و توضیحی پرهیز میکند. ناامنی، شکافهای مذهبی و سیاسی و حضور محسوس تنش در زندگی روزمره، همواره در حاشیهٔ قاب هستند، حال آنکه مرکز توجه به دغدغههایی اختصاص دارد که برای نوجوانان همهجا آشناست: دوستی، مدرسه، خانواده، آبرو و میل به دیدهشدن.
این همنشینی، به اثر نیرویی دوگانه میبخشد؛ خندههایش سبکاند، اما جهانی که در آن رخ میدهند هرگز کاملاً بیخطر نیست. طنزی از جنس آشوب طنز مجموعه بر زنجیرهای از سوءتفاهمها، تصمیمهای عجولانه و واکنشهایی بنا شده که از یک موقعیت کوچک، بحرانی بهظاهر عظیم میسازند. شخصیتها معمولاً با اطمینان کامل وارد دردسر میشوند و همان اعتمادبهنفس، راه خروج را دشوارتر میکند.
این الگو بهخودیخود تازه نیست، اما «دختران دری» با گفتوگوهای تند، ضرباهنگ سریع و تضاد میان جدیت شخصیتها و پوچی موقعیتها، آن را سرزنده نگه میدارد. شوخیها اغلب از لحن و واکنش افراد زاده میشوند، نه صرفاً از حادثه؛ گویی هر شخصیت، بحران را مطابق منطق مخصوص خود بازتعریف میکند. البته این سازوکار گاهی بیش از اندازه آشکار میشود.
وقتی گروهی از نوجوانان بار دیگر بهواسطهٔ تصمیمی نسنجیده در مخمصه میافتند، تماشاگر ممکن است زودتر از خودشان مسیر آشوب را حدس بزند. تکرار این الگو در بعضی قسمتها از تازگی موقعیت میکاهد. بااینحال، اجرا و جزئیات رفتاری اغلب چنان پرانرژیاند که پیشبینیپذیری را تا حدی جبران میکنند.
« شخصیتها معمولاً با اطمینان کامل وارد دردسر میشوند و همان اعتمادبهنفس، راه خروج را دشوارتر میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
گروهی از صداهای متمایز هستهٔ اصلی مجموعه از ارین، اورلا، کلر، میشل و جیمز تشکیل شده است؛ پنج نوجوانی که تفاوتهایشان موتور بسیاری از شوخیها و تنشهای میانفردی است. ارین با بلندپروازی و خودآگاهی افراطیاش، جهان را همچون صحنهای میبیند که باید در آن نقشی مهم ایفا کند. میشل جسور، بیپروا و آمادهٔ اظهار نظر است؛ کلر حساستر و نگرانتر از آن است که بتواند همیشه با آسودگی از موج ماجراها عبور کند.
اورلا با نگاه نامتعارفش به جهان، گاه معنای موقعیتها را به شکلی کاملاً شخصی درمییابد. جیمز نیز با جایگاه متفاوتش در جمع، امکان شوخی با هویت، تعلق و نگاه دیگران را فراهم میکند. اهمیت این شخصیتپردازی در آن است که اعضای گروه صرفاً مجموعهای از تیپهای کمیک نمیمانند. هرکدام ممکن است خودخواه، نادان یا بیملاحظه باشند، اما دوستیشان با یکدیگر از همین نقصها شکل میگیرد.
آنان همیشه همدیگر را درست نمیفهمند و گاه به یکدیگر آسیب میزنند، ولی پیوندشان با یک آشتی نمایشی و بیهزینه تعریف نمیشود. هماهنگی بازیگران نیز به این جمع جان میدهد: تفاوت لحن، مکثها و واکنشهای چهرهای باعث میشود گفتوگوها همچون موسیقی گروهی، از ضرباهنگی مشترک برخوردار باشند.
خانواده و مدرسه؛ صحنههای مکمل دنیای «دختران دری» به راهروهای مدرسه محدود نیست. خانوادهها، بزرگترها و فضای خانه، لایهای دیگر از طنز و عاطفه میسازند. بزرگسالان نه صرفاً موانع نوجواناناند و نه صاحبان خردی که همیشه پاسخ درست را میدانند؛ آنان نیز گرفتار عادتها، غرور، اختلافهای خانوادگی و نگرانیهای خود هستند.
« ارین با بلندپروازی و خودآگاهی افراطیاش، جهان را همچون صحنهای میبیند که باید در آن نقشی مهم ایفا کند. »
شخصیتها و اجرا
همین امر جهان سریال را از دو قطب سادهٔ «نوجوانان سرکش» و «بزرگسالان سختگیر» دور میکند. مدرسه نیز صرفاً پسزمینهای برای شوخیهای دانشآموزی نیست. نظم مذهبی و آموزشی آن، در کنار شخصیتهای اقتدارگرا و مقررات روزمره، موقعیتهایی میسازد که تضاد میان میل نوجوانان به آزادی و محدودیتهای محیط را آشکار میکند.
این برخوردها گاه کاریکاتوری میشوند، اما در کلیت اثر، مدرسه همچون نهادی واقعی و ملموس حضور دارد؛ جایی که دوستیها آزموده میشوند و شخصیتها تصویری از خود و دیگران به دست میآورند. تاریخ در حاشیهای زنده یکی از امتیازهای مهم مجموعه، شیوهٔ حضور تاریخ است. درگیریهای سیاسی هیچگاه به تزئینی بیاثر بدل نمیشوند؛ آنها بر رفتوآمد، احساس امنیت و برداشت مردم از یکدیگر سایه میاندازند.
بااینحال، روایت از آن نمیخواهد که هر لحظه به بیانیهای تاریخی تبدیل شود. در عوض، نشان میدهد زندگی عادی چگونه در کنار اضطراب تاریخی ادامه پیدا میکند: نوجوانان همچنان دلمشغول مهمانی، امتحان و محبوبیتاند، حتی اگر جهان بیرون از مدرسه یادآور خطر و جدایی باشد. این انتخاب، هم نقطهٔ قوت اثر است و هم محدودیت آن.
بینندهای که انتظار واکاوی ژرف و نظاممند تاریخ سیاسی ایرلند شمالی را دارد، ممکن است سهم طنز را بیش از اندازه پررنگ بیابد. اما هدف مجموعه نگارش تاریخ جامع نیست؛ اهمیت آن بیشتر در ثبت حس زیستن در مکانی مشخص است. لهجه، آداب، حساسیتهای محلی و خاطرهٔ مشترک مردم دری، به اثر فردیتی میبخشند که نسخهبرداری از آن آسان نیست.
« همین امر جهان سریال را از دو قطب سادهٔ «نوجوانان سرکش» و «بزرگسالان سختگیر» دور میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این جزئیات، حتی وقتی نیازمند آشنایی فرهنگی بیشتریاند، جهان داستان را به محیطی معین و زنده پیوند میزنند. ریتم، بازی و مرز اغراق ریتم تند، از مهمترین ابزارهای سریال است. شوخیها معمولاً فرصت زیادی برای مکث ندارند و یک واکنش، پیش از آنکه موقعیت قبلی فروکش کند، حادثهٔ بعدی را به راه میاندازد.
این شتاب با بیقراری نوجوانی تناسب دارد و تماشاگر را در جریان آشوب جمعی نگه میدارد. از سوی دیگر، مجموعه در لحظههای آرامتر امکان میدهد پیوند میان شخصیتها آشکار شود؛ هرچند این مکثها معمولاً کوتاهاند و بهسرعت جای خود را به گفتوگو یا دردسر تازه میدهند. بازیها آگاهانه از واقعگرایی کمادا فاصله میگیرند.
واکنشها گاه بزرگنماییشدهاند و شخصیتها احساسات خود را با شدت و وضوحی کمیک بروز میدهند. این سبک برای بسیاری از موقعیتها مؤثر است، زیرا فاصلهٔ میان فاجعهٔ ذهنی نوجوانان و اهمیت واقعی ماجرا را برجسته میکند. بااینهمه، ممکن است برای برخی بینندگان بیش از حد پرصدا یا عصبی جلوه کند.
اثر از تماشاگر میخواهد با منطق اغراقآمیزش همراه شود؛ اگر این قرارداد پذیرفته نشود، بخشی از جذابیت اجرا از دست میرود. محدودیتهای شوخی و دسترسی فرهنگی زبان تند و شوخیهای صریح، بخشی از شخصیت اثرند. گفتوگوها گاهی عمداً بیپرده و بیملاحظهاند و این صراحت به فضای نوجوانانه و بیقرار مجموعه کمک میکند؛ اما برای همهٔ مخاطبان دلپذیر نیست.
« این جزئیات، حتی وقتی نیازمند آشنایی فرهنگی بیشتریاند، جهان داستان را به محیطی معین و زنده پیوند میزنند. »
قوتها و کاستیها
افزون بر آن، بسیاری از شوخیها از لهجه، تاریخ و نشانههای فرهنگی ایرلند شمالی نیرو میگیرند. حتی وقتی موقعیت کلی قابلفهم است، ظرافت بعضی ارجاعها ممکن است برای بینندهای ناآشنا کمرنگ بماند. این وابستگی فرهنگی در عین حال که به اثر اصالت میدهد، دسترسی کامل به طنزش را برای مخاطب بیرونی دشوارتر میکند.
جمعبندی «دختران دری» کمدیای پرجنبوجوش و شخصیتمحور است که از دل یک محیط تاریخی و فرهنگی مشخص، روایتی صمیمی از نوجوانی میسازد. طنز تند، گروه بازیگران هماهنگ و دوستی پرنقص اما باورپذیر شخصیتها، آن را از مجموعهای صرفاً متکی بر شوخیهای پراکنده فراتر میبرد. در مقابل، تکرار چرخهٔ دردسرسازی، اغراق اجرایی و وابستگی به ارجاعات محلی میتواند گاه از اثر فاصله ایجاد کند.
بااینحال، نیروی اصلی مجموعه در همین تناقض نهفته است: جهانش هم آشفته و خندهآور است و هم زیر سایهٔ واقعیتی جدی قرار دارد. حاصل، کمدیای متمایز است که نوجوانانش را نه قهرمانانی بیخطا، بلکه گروهی پرحرف، خودخواه، دوستداشتنی و بهیادماندنی نشان میدهد.
« افزون بر آن، بسیاری از شوخیها از لهجه، تاریخ و نشانههای فرهنگی ایرلند شمالی نیرو میگیرند. »
ثبت دیدگاه