نقد و بررسی
نقد دسته ای از مارسی (The Pariah) | 1972
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به مارسیِ تیره «The Pariah» که با عنوان فرانسوی «La Scoumoune» شناخته میشود، فیلمی جنایی از José Giovanni است؛ روایتی که بیش از پانزده سال از زندگی دو دوست و خلافکار مارسی را در بر میگیرد. جهان فیلم به یک سرقت یا تعقیبوگریز محدود نمیماند: قانون، باندهای رقیب، زندان و حتی ساحلهای مینگذاریشده، هر یک صورتی تازه از تهدیدیاند که شخصیتها باید از آن جان به در ببرند.
این گستردگی زمانی، فیلم را از قصهای معمول درباره یک جرم خاص دور میکند و به مطالعهای درباره دوامآوردن در محیطی بیرحم بدل میسازد. با این همه، فیلم نه به دنبال بازسازی تاریخیِ پرجزئیات است و نه میخواهد از قهرمانانش چهرههایی آرمانی بسازد. Roberto Borgo، با بازی Jean-Paul Belmondo، در مرکز این جهان قرار دارد؛ مردی که مهارت، جسارت و تواناییاش در عبور از بحرانها، راه زندهماندن او را هموار میکند، اما او را از پیامدهای انتخابهایش مصون نمیسازد.
همراهی او با Xavier Saratov، با بازی Michel Constantin، بخشی از عاطفه و نیروی محرک داستان را شکل میدهد. رابطه این دو بیش از آنکه بر گفتارهای توضیحی تکیه کند، در حضور و رفتارشان آشکار میشود. دوستی در سایه قانون و خشونت یکی از وجوه مؤثر فیلم، تصویر دوستی در شرایطی است که اعتماد همواره در معرض فرسایش قرار دارد.
« با این همه، فیلم نه به دنبال بازسازی تاریخیِ پرجزئیات است و نه میخواهد از قهرمانانش چهرههایی آرمانی بسازد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
در جهان «The Pariah»، پیوند میان آدمها میتواند تکیهگاهی در برابر تهدید باشد، اما همزمان با منطق بقا و حسابگریهای روزمره گره میخورد. همین دوگانگی به رابطه دو شخصیت اصلی وزن میدهد: رفاقتشان نه تزئینی است و نه جدا از جهان تبهکاری که در آن زندگی میکنند. هر بار که آنان از خطری میگریزند، امنیت تازهای به دست نمیآورند؛ فقط به دوره کوتاهی از ناآرامی بعدی وارد میشوند.
فیلم در این زمینه به قهرمانانش نگاه سادهانگارانه ندارد. جذابیت و خونسردی Roberto نمیتواند واقعیت خشونت پیرامونش را از میان ببرد. او ممکن است در لحظهای از بحران بر دیگران برتری پیدا کند، اما اقتدارش همواره موقت است. قانون، زندان و رقبای مسلح هر یک بخشی از نظمی را میسازند که شخصیتها را به واکنش وامیدارد.
از این منظر، قهرمانی در فیلم بیشتر به معنای مهارت در گذر از خطر است تا پیروزی بر آن. روایت چندساله و فرسایش زمان انتخاب بازهای طولانی برای روایت، امکان میدهد که سرنوشت شخصیتها در مسیرهای گوناگون دنبال شود. فیلم از فضای جنایی شهری به موقعیتهایی دیگر، از جمله زندان و مناطق ساحلی خطرناک، حرکت میکند و هر تغییر مکان، آزمونی تازه میسازد.
« فیلم در این زمینه به قهرمانانش نگاه سادهانگارانه ندارد. »
شخصیتها و اجرا
این ساختار به اثر حس ماجراجویی میبخشد، اما در عین حال باعث میشود انسجام رواییاش بیشتر بر تداوم شخصیتها و گرفتاریهایشان تکیه کند تا بر یک هدف واحد و پیوسته. در این شیوه، گذر زمان تنها وسیلهای برای افزایش تعداد بحرانها نیست؛ فرسایشی است که بر زندگی شخصیتها سایه میاندازد. بااینحال، خط آشنای صعود و سقوط گنگستری، گاه از غافلگیری لازم برخوردار نیست.
آشنایی تماشاگر با قواعد ژانر سبب میشود بعضی از چرخشها زودتر از آنچه فیلم میخواهد قابل حدس باشند. فیلم در بهترین لحظاتش از خودِ مسیر و تغییرهای تدریجی شخصیتها نیرو میگیرد، نه از رازآلودگیِ طرح. بازیها و حضور چهرهها Jean-Paul Belmondo به نقش Roberto حضوری پرانرژی و درعینحال مسلط میبخشد.
جذابیت بازی او از آنجاست که میان اعتمادبهنفس و آسیبپذیری فاصلهای مطلق نمیکشد؛ شخصیت میتواند در لحظهای قاطع و نافذ باشد و در لحظهای دیگر زیر فشار شرایطی قرار بگیرد که مهارش از توان او بیرون است. این دوگانگی، مانع از آن میشود که Roberto به قهرمانی یکبعدی و شکستناپذیر بدل شود.
« بااینحال، خط آشنای صعود و سقوط گنگستری، گاه از غافلگیری لازم برخوردار نیست. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
Michel Constantin نیز در نقش Xavier، وزن و آرامشی متفاوت به همراهی دو شخصیت میدهد. حضور او در کنار Belmondo تنها مکملی برای قهرمان اصلی نیست؛ رابطه میان این دو، یکی از محورهای عاطفی روایت است. Claudia Cardinale در نقش Georgia Saratov نیز به جهان مردانه و خشن فیلم بُعدی انسانیتر میافزاید.
بازیها در مجموع بیش از آنکه متکی به نمایشهای پرهیاهو باشند، از بیان احساسات از راه مکث، نگاه و واکنشهای کنترلشده بهره میبرند. چنین رویکردی با لحن جدی فیلم تناسب دارد. تصویر، فضا و موسیقی فضاسازی تصویری «The Pariah» از مهمترین عوامل تمایز آن است. فیلم میان محیط شهری، فضاهای بسته زندان و چشماندازهای ساحلی جابهجا میشود و از این راه، حس گرفتارشدن را در برابر میل به گریز قرار میدهد.
مکانها صرفاً پسزمینه رخدادها نیستند: زندان با محدودیت و نظارت پیوند میخورد، درحالیکه ساحلِ مینگذاریشده تصویری از آزادیای است که خود میتواند مرگبار باشد. این تضاد، بدون نیاز به توضیح مستقیم، بخشی از تجربه شخصیتها را منتقل میکند. موسیقی متنوع فیلم نیز به این جابهجاییها رنگ میدهد و به جهان آن کیفیتی زنده میبخشد.
« Michel Constantin نیز در نقش Xavier، وزن و آرامشی متفاوت به همراهی دو شخصیت میدهد. »
قوتها و کاستیها
در لحظات پرتنش، صدا و تصویر به ایجاد اضطراب کمک میکنند؛ در بخشهای آرامتر، موسیقی میتواند فاصلهای کوتاه از خشونت فراهم کند، بیآنکه آن را واقعاً از میان بردارد. در مجموع، فیلم از نظر فضا و حسوحال، گاهی از داستان جلوتر میرود: برخی صحنهها بهواسطه محیط، میزانسن و ریتم در ذهن میمانند، حتی اگر خودِ رویدادها از الگوهای آشنای ژانر پیروی کنند.
سنگینی لحن و استعارههای آشکار جدیت فیلم در خدمت موضوع آن است، اما این انتخاب همیشه به یک اندازه مؤثر نیست. در بخشهایی، فضای سنگین و متواصل داستان از تنوع عاطفی کافی برخوردار نمیشود و تماشاگر ممکن است احساس کند بحرانها، بیآنکه فرصتی برای تغییر ریتم فراهم شود، پیدرپی بر هم انباشته میشوند.
همین یکنواختی نسبی، از تأثیر برخی لحظات میکاهد؛ زیرا هنگامی که همهچیز در وضعیت اضطراب قرار دارد، تشخیص لحظههای واقعاً تعیینکننده دشوارتر میشود. استعارههای پرواز در بخش پایانی نیز میتوانند دو واکنش متفاوت برانگیزند. از یک سو، پرواز تصویری مناسب برای میل به رهایی از جهانی محدودکننده است؛ از سوی دیگر، تأکید نمادین بر آن ممکن است برای برخی تماشاگران بیش از اندازه آشکار یا اغراقشده جلوه کند.
« سنگینی لحن و استعارههای آشکار جدیت فیلم در خدمت موضوع آن است، اما این انتخاب همیشه به یک اندازه مؤثر نیست. »
جمعبندی
نکته مهم این است که این برداشت، به معنای افشای سرانجام یا پیچش اصلی داستان نیست: بحث بر سر زبان نمادین فیلم و میزان موفقیت آن در پیوندزدن تصویر با مضمون است. جمعبندی «The Pariah» فیلمی جنایی است که نیروی اصلیاش را از همراهی دو شخصیت، بازیهای باورپذیر و فضاسازی متمایزش میگیرد.
روایت چندساله و حرکت میان خیابان، زندان و ساحل، به آن دامنهای فراتر از یک داستان ساده درباره خلافکاران میبخشد؛ اما ساختار آشنای صعود و سقوط، گاه از تازگی و غافلگیری اثر کم میکند. جدیت ممتد و نمادپردازی آشکار آن نیز ممکن است برای همه تماشاگران یکسان کار نکند. با وجود این کاستیها، فیلم در ترسیم جهانی که در آن رفاقت، خشونت و بقا از هم جداشدنی نیستند، شخصیتی روشن دارد.
حاصل، اثری است که بیش از آنکه با پیچیدگی طرحش به یاد بماند، با چهرههایش، حس فرسایش زمان و کشمکش مداوم میان گرفتارماندن و گریختن اثر میگذارد.
« جدیت ممتد و نمادپردازی آشکار آن نیز ممکن است برای همه تماشاگران یکسان کار نکند. »
ثبت دیدگاه