نقد و بررسی
نقد اولتیماتوم بورن (The Bourne Ultimatum) | 2007
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به گذشته، نه فقط فرار از تعقیب «The Bourne Ultimatum» ادامهٔ مستقیم مسیر جیسون بورن است؛ مردی که سالهاست از دستگاهی میگریزد که او را ساخته، آموزش داده و سپس به چشم تهدیدی برای خود نگریسته است. اما این بار نیروی محرک داستان تنها نجات از تعقیبکنندگان نیست. انتشار سرنخهایی دربارهٔ عملیات بلکبرایر و ارتباط آن با برنامهٔ تردستون، بورن را به آستانهٔ گذشتهای نزدیک میکند که مدتها از آن بیخبر مانده بود.
پیگیریهای سایمون راس، روزنامهنگار کنجکاو و مصمم، رشتهای از وقایع را به حرکت درمیآورد و خاطرات پراکندهٔ بورن را به پرسشهایی جدیتر بدل میسازد. فیلم اطلاعات خود را قطرهچکانی عرضه میکند. تماشاگر، همچون قهرمان داستان، ناچار است از میان تماسهای کوتاه، نگاههای مبهم و مدارک ناقص معنای کاملتری بسازد.
همین شیوه به روایت حس جستوجویی زنده میبخشد: راز گذشته صرفاً معمایی برای گشودن نیست، بلکه مسئلهای اخلاقی و شخصی است. بورن میخواهد بداند چه کسی بوده، اما پرسش دشوارتر آن است که آیا میتواند مسئولیت آنچه انجام داده را بپذیرد و از تعریف تحمیلشدهٔ دیگران فراتر برود. ساختار روایی و ریتم بیوقفه پل گرینگرس فیلم را با ضرباهنگی تند و فشرده پیش میبرد.
رویدادها بهسرعت از شهری به شهر دیگر منتقل میشوند و هر کشف، خطر تازهای را به دنبال میآورد. روایت کمتر به مکثهای توضیحی طولانی تن میدهد؛ گفتوگوها اغلب کوتاهاند و اطلاعات در دل کنش، تعقیب و مراقبتهای اطلاعاتی آشکار میشوند. نتیجه، فیلمی است که تماشاگر را در موقعیت بورن قرار میدهد: همیشه باید زودتر از خطر تصمیم گرفت، اما فرصت اندیشیدن بهندرت فراهم میشود.
« اما این بار نیروی محرک داستان تنها نجات از تعقیبکنندگان نیست. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این شتاب، در عین حال، هم امتیاز اصلی فیلم است و هم یکی از محدودیتهایش. رشتهٔ پیوستهٔ بحرانها سرگرمکننده و پرکشش است، اما گاه مجال اندکی برای نشستن پیامدهای عاطفی رویدادها باقی میگذارد. برخی شخصیتها و رابطهها بیشتر در خدمت پیشبرد تعقیب قرار میگیرند تا آنکه فرصت یابند بهطور مستقل گسترش پیدا کنند.
بااینحال، فیلم از آشفتگی کامل میگریزد؛ زیرا خط مرکزی داستان روشن است: بورن میکوشد به سرچشمهٔ هویت خود برسد و همزمان از سازمانی جان به در ببرد که نمیخواهد رازهایش افشا شود. جیسون بورن و بازی مهارشدهٔ مت دیمون مت دیمون در نقش بورن، قهرمانی کمحرف و درونگرا میسازد که احساساتش را نه در سخنرانی، بلکه در مکثها و تصمیمهایش نشان میدهد.
او از الگوی مأمور شکستناپذیر و پرزرقوبرق فاصله دارد؛ بدنش همواره آمادهٔ واکنش است، اما نگاهش حامل خستگی و بیاعتمادی است. بورن در این فیلم بیش از آنکه به پیروزی در یک نبرد بیندیشد، در پی فهمیدن جایگاه خود در زنجیرهای از خشونت و فریب است. بازی دیمون بهخوبی میان مهارت عملی و آسیبپذیری پنهان تعادل برقرار میکند.
او در لحظات اکشن دقیق و قاطع است، اما فیلم اجازه میدهد در فاصلهٔ کوتاه میان دو خطر، اندکی تردید یا تأمل نیز دیده شود. بورن برای مخاطب جذاب است، نه چون هیچگاه نمیترسد یا اشتباه نمیکند، بلکه چون هنوز میکوشد میان بقای خویش و حفظ وجدانش مرزی نگه دارد. این کشمکش، او را از یک ماشین تعقیبوگریز فراتر میبرد.
« این شتاب، در عین حال، هم امتیاز اصلی فیلم است و هم یکی از محدودیتهایش. »
شخصیتها و اجرا
بازیگران مکمل و نبرد درون سازمان حضور بازیگران مکمل، بهویژه جوآن آلن در نقش پاملا لندی و دیوید استراترن در نقش نوآ ووسن، به داستان بُعدی نهادی میدهد. تقابل آن دو فقط رویارویی دو مأمور نیست؛ اختلاف بر سر معنای امنیت، حدود اختیار و مسئولیتپذیری است. ووسن نمایندهٔ منطقی سرد و مصلحتاندیشانه است که هر اقدام را با ضرورت عملی توجیه میکند.
لندی، در مقابل، میان وظیفهٔ سازمانی و تردید اخلاقی گرفتار است. آلن این کشمکش را با بازیای کماغراق و سنجیده منتقل میکند. جولیا استایلز نیز در مقام نیکی پارسونز حضوری تأثیرگذار دارد. او به جهان بورن پیوندی انسانی میبخشد و واکنشهایش گاه بیش از توضیحهای صریح، عمق گذشتهٔ مشترک شخصیتها را القا میکند.
سایمون راس با بازی پدی کانسیداین نیز کارکردی مهم دارد: او یادآور این نکته است که افشای حقیقت به شجاعت فردی نیاز دارد، اما خبرنگار در برابر سامانهای مجهز و بیرحم تا چه اندازه آسیبپذیر است. بازیگران با ایجاد تفاوتهای ظریف در لحن و رفتار، از یکسانشدن شخصیتها در فضای پرهیاهوی فیلم جلوگیری میکنند.
اکشن و طراحی صحنههای تعقیب اکشن فیلم بهجای آنکه صرفاً نمایش مهارتهای قهرمان باشد، از منطق موقعیت و محیط بهره میگیرد. ایستگاهها، خیابانها، راهروها و فضاهای بسته، هرکدام به بخشی از معادلهٔ بقا تبدیل میشوند. بورن از آنچه در دسترس دارد استفاده میکند و درگیریها اغلب کوتاه، ناگهانی و بیرحماند.
« تقابل آن دو فقط رویارویی دو مأمور نیست؛ اختلاف بر سر معنای امنیت، حدود اختیار و مسئولیتپذیری است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این رویکرد خشونت را کمتر شبیه رقصی نمایشی و بیشتر شبیه واکنشی اضطراری جلوه میدهد. تعقیبوگریزهای فیلم، بهخصوص بخشهای پرتنش شهر طنجه، نمونهٔ برجستهٔ همین طراحیاند. تدوین سریع، تغییر مداوم زاویهٔ دید و صدای محیط، حس گرفتارشدن در میانهٔ حادثه را ایجاد میکند. تماشاگر بهجای آنکه از فاصلهای امن نظارهگر صحنه باشد، گویی در تعقیب و گریز شریک میشود.
این سبک در بهترین لحظهها انرژی کمنظیری دارد؛ هر حرکت کوچک میتواند مسیر صحنه را عوض کند و تنش بهتدریج تا مرز فرسودگی بالا میرود. دوربین لرزان؛ انتخابی مؤثر با بهایی واقعی دوربین روی دست و قاببندی ناآرام، امضای بصری فیلم است. این انتخاب با آشفتگی جهان بورن تناسب دارد: او نه دیدی کامل به پیرامونش دارد و نه زمانی کافی برای تحلیل همهچیز.
تصویر متحرک و گاه ناپایدار، از نظر حسی این اضطراب را به مخاطب منتقل میکند. افزون بر آن، دوربین در بسیاری از صحنهها حس نزدیکی فیزیکی به کنش میآفریند؛ ضربهها و فرارها وزن و فوریت بیشتری پیدا میکنند. بااینهمه، این شگرد همیشه به سود فیلم عمل نمیکند. لرزش مداوم در بعضی لحظات، خوانایی کنش را کاهش میدهد و ممکن است بهجای افزایش هیجان، خستگی یا حتی سرگیجه ایجاد کند.
تماشاگر گاهی برای تشخیص جای شخصیتها و جهت حرکتشان به تلاش بیشتری نیاز دارد. تکرار این شیوه نیز اثر اولیهاش را کم میکند؛ چیزی که در آغاز تنشزا است، در ادامه ممکن است به نویزی تصویری بدل شود. بنابراین، نقطهٔ قوت سبکی فیلم همان جایی است که خطر افراط در آن نیز پدیدار میشود. مضمون قدرت، نظارت و هویت در زیر لایهٔ تعقیب و اکشن، فیلم دربارهٔ قدرت سازمانی و آسانیِ تبدیل انسان به ابزار سخن میگوید.
« این رویکرد خشونت را کمتر شبیه رقصی نمایشی و بیشتر شبیه واکنشی اضطراری جلوه میدهد. »
قوتها و کاستیها
بلکبرایر تنها نام یک برنامهٔ مخفی نیست؛ نشانهٔ ساختاری است که در آن نظارت، اطلاعات و خشونت میتوانند زیر عنوان امنیت توجیه شوند. فیلم با تمرکز بر شبکههای ارتباطی و مراقبت، جهانی را تصویر میکند که در آن پنهانماندن دشوار است و هر حرکت ممکن است زیر نگاه دیگری قرار داشته باشد. این مضمون به مسئلهٔ هویت بورن گره میخورد.
او در پی بازیابی گذشته است، اما فیلم بهسادگی گذشته را معادل حقیقت نهایی نمیگیرد. دانستن منشأ یک عمل، لزوماً آن را قابلقبول نمیکند؛ همانطور که پاککردن حافظه نیز مسئولیت را از میان نمیبرد. در نتیجه، جستوجوی بورن جنبهای اخلاقی پیدا میکند: او باید نهفقط بفهمد چه کسی بوده، بلکه انتخاب کند اکنون چه کسی میخواهد باشد.
این پرسش، به فیلم وزنی فراتر از هیجان لحظهای میدهد. جمعبندی «The Bourne Ultimatum» پایانی رضایتبخش و پرتحرک برای مسیر سهگانهٔ نخست بورن فراهم میکند، بیآنکه تمام ارزش خود را به حل معماهای داستان محدود سازد. فیلم در اکشن، ریتم، بازیگری و ساختن فضای بیاعتمادی موفق است و قهرمانش را در مرکز روایتی قرار میدهد که هم دربارهٔ بقاست و هم دربارهٔ مسئولیت.
پایانبندی، بدون آنکه لازم باشد جزئیاتش فاش شود، حس جمعشدن و رسیدن به نقطهای معنادار را منتقل میکند. در برابر این دستاوردها، دوربین لرزان گاه بیش از اندازه به چشم میآید و شتاب روایت بعضی لحظات انسانی را کمرمق میکند. بااینحال، فیلم از نیروی پیشبرندهٔ خود نمیکاهد و تجربهای نفسگیر میسازد که همچنان بر پایهٔ شخصیت و مضمون استوار است، نه صرفاً بر جلوههای اکشن.
« این مضمون به مسئلهٔ هویت بورن گره میخورد. »
جمعبندی
این اثری است که با هر تعقیب، پرسش مرکزیاش را روشنتر میکند: آیا انسانی که به ابزار بدل شده، میتواند دوباره اختیار زندگی خود را به دست آورد؟
ثبت دیدگاه