نقد و بررسی
نقد مقدس (The Saint) | 1997
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازآفرینی یک قهرمان آشنا فیلم «The Saint» محصول ۱۹۹۷، در ظاهر به سنت ماجراجوییهای جاسوسی و سرقتهای پرزرقوبرق وفادار است؛ اما در باطن، بیشتر از آنکه بازگویی مطمئنی از ماجراهای سایمون تمپلر باشد، تلاشی برای ساختن دوبارهٔ شخصیت اوست. تمپلرِ وال کیلمر دزدی حرفهای و استاد تغییر چهره است که نامهای مستعارش را از میان قدیسان برمیگزیند.
فیلم از این ویژگی نه فقط بهعنوان وسیلهای برای فریب و تعقیبوگریز، بلکه بهعنوان بخشی از بحران هویت او بهره میگیرد: مردی که پیوسته چهره عوض میکند، ناگزیر با این پرسش روبهرو میشود که زیر این همه نقاب چه کسی پنهان است. این رویکرد به شخصیت، به فیلم امکانی دراماتیک میدهد تا از قهرمان صرفاً زیرک و خوشلباس فراتر رود.
بااینحال، پرداخت پیشینه و دگرگونی درونی سایمون همیشه به اندازهٔ ایدهٔ مرکزی آن دقیق نیست. گاهی فیلم میخواهد او را پیچیده و زخمخورده نشان دهد، اما در اجرا به مجموعهای از ژستهای مرموز و تغییر چهرههای نمایشی نزدیک میشود. بنابراین، «قدیس» بیش از آنکه تصویری کاملاً یکپارچه از قهرمانش بسازد، میان افسانهپردازی، شوخی و درام عاشقانه در رفتوآمد است.
قصهای بزرگ با منطق ناپایدار مأموریت اصلی، دزدیدن فرمول محرمانهٔ همجوشی سرد است؛ کشفی که در جهان فیلم میتواند بحران انرژی را دگرگون کند. سایمون این مأموریت را از ایوان ترتیاک، سرمایهدار نفتی روس، میپذیرد و برای رسیدن به فرمول به اما راسل، دانشمندی که آن را در اختیار دارد، نزدیک میشود.
« تمپلرِ وال کیلمر دزدی حرفهای و استاد تغییر چهره است که نامهای مستعارش را از میان قدیسان برمیگزیند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
اما ماجرا به یک سرقت ساده محدود نمیماند: دسیسهای سیاسی در کار است و فرمول به ابزار بازی قدرت میان الیگارشی، دولت و دانشمندان بدل میشود. این گستردگی، در آغاز حس ماجراجویی بینالمللی و پرمخاطرهای ایجاد میکند؛ بااینحال، فیلمنامه برای پیوند دادن همهٔ عناصرش به دشواری میافتد. فناوری، بحران سیاسی، تعقیبوگریز و رابطهٔ عاشقانه گاه بهجای آنکه یکدیگر را تقویت کنند، در رقابت با هم قرار میگیرند.
جزئیات توطئه چنان فشرده و پرپیچوخم میشوند که تماشاگر ممکن است بیشتر سرگرم دنبالکردن سازوکار نقشه باشد تا درگیرشدن با پیامدهای اخلاقی آن. باورپذیری نیز در چند نقطه قربانی نیاز فیلم به غافلگیری و نمایش میشود؛ گویی کافی است طرحی پرهیجان باشد تا منطق درونیاش موقتاً کنار گذاشته شود.
وال کیلمر و هنرِ نقابزدن مهمترین نیروی زندهٔ فیلم، وال کیلمر است. او سایمون را با انرژی، شیطنت و نوعی بازیگوشی نمایشی پیش میبرد که با فضای اغراقآمیز اثر تناسب دارد. تغییر چهرههای پیاپی، که ممکن بود به ترفندی تکراری بدل شود، در دست او به فرصتی برای عوضکردن آهنگ بازی تبدیل میشود: یکبار آرام و اغواگر، بار دیگر کمیک و بیپروا، و در لحظهای دیگر متکی بر ظاهری که عمداً بیش از حد تصنعی است.
این تنوع، جذابیت دارد، اما بیهزینه نیست. شخصیت گاهی آنقدر در نمایش هویتهای جعلی غرق میشود که وجه عاطفی و رازآلودش کمرنگ میماند. بااینحال، کیلمر به نقش نوعی خودآگاهی میبخشد؛ انگار میداند فیلم در قلمرو واقعگرایی سختگیرانه حرکت نمیکند و بهتر است از اغراق خود شرمنده نباشد.
« وال کیلمر و هنرِ نقابزدن مهمترین نیروی زندهٔ فیلم، وال کیلمر است. »
شخصیتها و اجرا
شوخطبعی او بارها صحنههایی را که ممکن بود خشک یا بیش از حد جدی شوند، سبکتر میکند. این انرژی از عوامل اصلی ماندگاری فیلم است و کمک میکند نارساییهای فیلمنامه کمتر آزاردهنده به نظر برسند. اِما؛ قلب عاطفی و فرصت ازدسترفته رابطهٔ سایمون و اِما موتور عاطفی فیلم است. الیزابت شو در برابر بازی پرتحرک کیلمر، گرمایی آرامتر و صمیمیتی انسانیتر میآورد.
تفاوت میان دو شخصیت ــ یکی زندگیاش را بر فریب و تغییر بنا کرده و دیگری به دانش و حقیقت پایبند است ــ زمینهٔ مناسبی برای کشمکش فراهم میکند. نزدیکی آن دو نهفقط عنصر عاشقانهٔ قصه، بلکه عاملی است که تصمیمهای سایمون را از سطح محاسبهٔ حرفهای به قلمرو مسئولیت و دلبستگی میکشاند. بااینهمه، شخصیتپردازی اِما به اندازهٔ اهمیتش در داستان استوار نیست.
فیلم او را دانشمندی برجسته معرفی میکند، اما کمتر فرصت میدهد تا شیوهٔ اندیشیدن، مهارت تخصصی یا جدیت علمیاش در عمل دیده شود. در نتیجه، دانش او گاه بیشتر وسیلهای برای بهحرکتدرآوردن پیرنگ است تا بخشی باورپذیر از شخصیتش. این ضعف بهویژه زمانی نمایان میشود که فیلم از تماشاگر میخواهد خطرها و پیامدهای علمی ماجرا را جدی بگیرد.
با وجود این، شیمی میان شو و کیلمر آنقدر دلنشین است که رابطهشان همچنان باورپذیرترین و دوستداشتنیترین رشتهٔ پیونددهندهٔ فیلم باقی میماند. کارگردانی، فضا و حالوهوای دههٔ نود فیلیپ نویس فیلم را در قالب تریلری پرتحرک و بینالمللی میسازد؛ اثری که از فضای پساشوروی، رقابت سیاسی و دغدغهٔ انرژی بهره میگیرد، اما بیش از آنکه به تحلیل دقیق این زمینهها بپردازد، از آنها برای گسترش مقیاس ماجرا استفاده میکند.
« شوخطبعی او بارها صحنههایی را که ممکن بود خشک یا بیش از حد جدی شوند، سبکتر میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
مسکو در فیلم هم میدان بحران سیاسی است و هم پسزمینهای برای تعقیبوگریز و نمایش قدرت. این انتخاب، به قصه رنگی متفاوت از ماجراجوییهای صرفاً آمریکایی میدهد، هرچند فضای سیاسی بیشتر حالتی نمایشی دارد تا پیچیدگی اجتماعی عمیق. از نظر بصری و روایی، «The Saint» آشکارا به سینمای سرگرمیمحور دههٔ نود تعلق دارد: فناوریهای جذاب، هویتهای جعلی، نقشههای چندلایه و قهرمانی که از مهلکه با ترکیبی از نبوغ و شانس میگریزد.
این حالوهوا بخشی از لذت فیلم است، اما همانقدر نیز زمانمند به نظر میرسد. برخی راهحلها و جلوههای نمایشی امروز کهنهتر از آناند که زمانی بودهاند، و لحن اثر میان جاسوسی جدی و فانتزی سبکبال نوسان میکند. فیلم در بهترین لحظات از همین نوسان نیرو میگیرد؛ در ضعیفترین لحظات، نمیتواند تصمیم بگیرد دقیقاً چه نوع جهانی را میخواهد باورپذیر جلوه دهد.
ریتم و توازن ژانری «The Saint» نزدیک به دو ساعت زمان دارد و در بخشهایی از میانه، از حرکت بازمیماند. فیلم پس از برپا کردن مأموریت و معرفی شخصیتها، مدتی را صرف چرخاندن مهرههای توطئه میکند؛ اما این جابهجاییها همیشه به افزایش تعلیق نمیانجامند. چون پیرنگ از ابتدا چندین خط موازی را دنبال میکند، برخی صحنهها به توضیح وضعیت یا انتقال اطلاعات اختصاص مییابند و ضرباهنگ ماجراجویی فروکش میکند.
در سوی دیگر، فیلم بهخوبی میداند که جذابیتش فقط در تعقیبوگریز نیست. شوخیهای سایمون و لحظههای رابطهٔ او با اِما به اثر مجال تنفس میدهند و از تبدیلشدنش به تریلری کاملاً مکانیکی جلوگیری میکنند. مشکل آنجاست که این دو بخش همیشه در توازن نیستند: گاهی عاشقانه از دل ماجرا بهنرمی شکل میگیرد و گاهی پیرنگ سیاسی چنان پرحجم میشود که رابطه را به حاشیه میراند.
« مسکو در فیلم هم میدان بحران سیاسی است و هم پسزمینهای برای تعقیبوگریز و نمایش قدرت. »
قوتها و کاستیها
حاصل، فیلمی است که صحنههای سرگرمکنندهٔ فراوان دارد، اما پیوستگی هیجانیاش یکنواخت نیست. نسبت با سرگرمی و میراث شخصیت برای تماشاگرانی که با نسخههای پیشین شخصیت سایمون تمپلر آشنا هستند، فیلم ممکن است بیش از هر چیز آزمونی برای سنجش میزان وفاداری باشد. این اقتباس آشکارا ترجیح میدهد شخصیت را در قالب تریلری پرزرقوبرق و عاشقانه بازسازی کند، نه آنکه صرفاً الگویی کلاسیک را بازتولید کند.
همین انتخاب به فیلم آزادی میدهد، اما خطر فاصلهگرفتن از تصویری را نیز به همراه دارد که هواداران قدیمیتر از «قدیس» در ذهن دارند. برای مخاطبی که بدون انتظار تاریخی سراغ فیلم میرود، اثر بیشتر بهعنوان سرگرمیِ پراغراق کار میکند: قهرمانی خوشزبان، مأموریتی پرمخاطره، رابطهای جذاب و فضایی که بهجای واقعگرایی، بر خوشنمایی و حرکت تکیه دارد.
ضعفهای قصه را نمیتوان نادیده گرفت، اما انرژی بازیگر اصلی و پیوند عاطفی دو شخصیت مرکزی باعث میشود فیلم از مجموعهای صرفاً سرد و محاسبهگر فراتر رود. جمعبندی «The Saint» فیلمی بینقص یا کاملاً منسجم نیست؛ قصهاش بیش از اندازه به توطئههای پیچیده و اتفاقهای بعید تکیه میکند، نقش اِما در مقام دانشمند بهقدر کافی بسط نمییابد و ریتم میانهٔ اثر گاه افت میکند.
بااینحال، فیلم نیرویی دارد که آن را از فراموششدن نجات میدهد: بازی پرجنبوجوش وال کیلمر، شیمی گرم او با الیزابت شو و سرزندگیِ اغراقآمیزی که به جهان داستان میبخشند. این اثر را بهتر است نه تریلری واقعگرایانه دربارهٔ علم و سیاست، بلکه ماجراجوییای خوشساخت در روحیهٔ سینمای سرگرمیمحور دههٔ نود دید.
« حاصل، فیلمی است که صحنههای سرگرمکنندهٔ فراوان دارد، اما پیوستگی هیجانیاش یکنواخت نیست. »
جمعبندی
اگر تماشاگر با توقع منطق بینقص وارد آن شود، نارساییهایش بهسرعت آشکار میشوند؛ اما اگر به آن اجازه دهد در قلمرو فانتزی، شوخی و عاشقانه حرکت کند، «The Saint» هنوز میتواند تجربهای دلپذیر و تماشایی باشد.
ثبت دیدگاه