نقد و بررسی
نقد عروسیهای احمقانه ۳ (Serial (Bad) Weddings 3) | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به خانهای که دیگر کوچک نیست «Serial (Bad) Weddings 3» بار دیگر ما را به جمع خانوادهٔ ورنوی میبرد؛ خانوادهای که در دو فیلم پیشین، اختلافهای فرهنگی و نسلی را به موتور اصلی کمدی بدل کرده بود. این بار مناسبت گردهمایی، چهلمین سالگرد ازدواج کلود و ماری است. چهار دخترشان میخواهند در خانهٔ خانوادگی شینون جشنی غافلگیرکننده برپا کنند و والدین همسرانشان را نیز به آن دعوت میکنند.
به این ترتیب، خانهای که پیشتر محل برخورد چند جهان متفاوت بود، این بار میزبان جمعی بزرگتر و پرتنشتر میشود. ایدهٔ مرکزی ساده و آشناست: گردهمایی خانوادگی، تفاوتهای شخصیتی را آشکار میکند و هر آشنایی تازه امکان سوءتفاهمی تازه میسازد. فیلم از همین الگوی آزمودهشده نیرو میگیرد، اما در عین حال ناگزیر با پرسشی روبهروست: آیا هنوز میتوان از این خانواده موقعیتی واقعاً تازه بیرون کشید؟
کمدیِ برخوردها و دامِ تکرار بخش بزرگی از خندههای فیلم از کنار هم قرارگرفتن آدمهایی میآید که عادت دارند جهان را از دریچهٔ خودشان ببینند. جمعشدن خانوادههای دامادها و عروسها در فضایی مشترک، زمینهای مناسب برای برخورد سلیقهها، حساسیتها و غرورهای شخصی فراهم میکند. در چنین موقعیتهایی، لازم نیست داستان هر بار به سوی حادثهای بزرگ برود؛ گاهی یک نگاه، یک کنایه یا واکنشی بیش از اندازه جدی، برای ساختن لحظهای کمیک کافی است.
« این بار مناسبت گردهمایی، چهلمین سالگرد ازدواج کلود و ماری است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
با این همه، آشنایی سازوکارها شمشیری دو لبه است. مخاطبی که قسمتهای قبلی را دیده، خیلی زود میتواند حدس بزند یک سوءتفاهم از چه مسیری پیش میرود و واکنش کلود احتمالاً چگونه خواهد بود. فیلم از ریتم تند شوخیها بهره میبرد، اما سرعت بهتنهایی تازگی نمیآورد. در بخشهایی، شوخیها بیش از آنکه به موقعیتی تازه پاسخ دهند، یادآور همان الگوهای قبلیاند؛ گویی فیلم بهجای گسترش جهان خود، دوباره سراغ ابزارهایی میرود که پیشتر کار کردهاند.
از این رو، خنده همچنان حاضر است، اما غافلگیریِ قسمت نخست کمتر احساس میشود. این دنباله در معرفی خود نیز همان فضای کمدی خانوادگی را حفظ میکند، بیآنکه وعدهٔ گسستی اساسی از گذشته بدهد. کلود و آندره؛ نیروی محرک شوخیها در میان انبوه شخصیتها، کلود و آندره از مؤثرترین سرچشمههای کمدیاند.
جدلها و کلکل میان این دو، از تضاد رفتاری و میل مشترکشان به آخرین حرفزدن نیرو میگیرد. هرکدام میخواهند نگاه خود را بر جمع تحمیل کنند و درست همین سماجت، زمینهٔ برخوردهای سرگرمکننده را میسازد. بازی Christian Clavier در نقش کلود همچنان بر طرز بیان، مکث و واکنشهایش تکیه دارد؛ او میتواند با کمترین تغییر در لحن، یک گفتوگوی عادی را به صحنهای کمیک تبدیل کند.
« با این همه، آشنایی سازوکارها شمشیری دو لبه است. »
شخصیتها و اجرا
Pascal N’Zonzi نیز در نقش آندره به این بازی واکنشی جاندار میدهد و تقابل آن دو را از یکنواختی بیرون میکشد. البته این رابطه صرفاً به کیفیت بازی وابسته نیست؛ فیلم میداند که تماشاگر برای دیدن همین اصطکاک آشنا بازگشته است. در بهترین لحظهها، کلکل آنها از تکرار صرف فراتر میرود، زیرا هر دو شخصیت را وادار میکند موضع بگیرند و حضور یکدیگر را تاب بیاورند.
در لحظههای ضعیفتر، اما صحنهها بیش از اندازه بر همان تفاوتهای شناختهشده تکیه میکنند. نتیجه سرگرمکننده است، ولی همیشه عمق تازهای به شخصیتها نمیدهد. گروه بازیگران؛ گرمای آشنایی و شلوغی جمع یکی از امتیازهای دنباله، بازگشت بازیگرانی است که پیوند عاطفی مخاطب با این مجموعه را شکل دادهاند.
کنار آنها، بازیگران تازهتر و شخصیتهای تازهوارد قرار میگیرند تا جمع بزرگ خانواده را کامل کنند. حضور این چهرهها به فیلم امکان میدهد ترکیبهای تازهای بسازد و شوخیها را فقط به رابطهٔ کلود و آندره محدود نکند. این تنوع، بهویژه در صحنههای گروهی، انرژی قابلتوجهی ایجاد میکند؛ تماشای چند خانواده با منشها و عادتهای متفاوت که باید در یک خانه کنار هم دوام بیاورند، خود بهتنهایی ظرفیت کمیک دارد.
« Pascal N’Zonzi نیز در نقش آندره به این بازی واکنشی جاندار میدهد و تقابل آن دو را از یکنواختی بیرون میکشد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
اما بزرگشدن گروه بهمعنای پرورش همهٔ شخصیتها نیست. هرچه تعداد آدمها بیشتر میشود، فرصت فیلم برای پرداختن به تکتک آنها کمتر میشود. بعضی چهرهها بیش از آنکه در شکلگیری درام نقشی مستقل داشته باشند، به قطعهای دیگر در چیدمان شلوغ فیلم تبدیل میشوند. حضورشان ممکن است صحنه را پرجنبوجوشتر کند، اما همیشه به داستان عمق یا مسیر تازهای نمیبخشد.
در نتیجه، فیلم میان لذتِ دیدن دوبارهٔ گروه آشنا و دشواریِ ادارهٔ این جمعیت بزرگ در نوسان است. خانواده بهمثابه میدان آزمون زیر لایهٔ شوخیها، فیلم همچنان به مواجههٔ آدمهایی میپردازد که بهواسطهٔ پیوندهای خانوادگی ناچارند در کنار یکدیگر باشند. جشن سالگرد، فقط بهانهای برای گردهمآمدن نیست؛ موقعیتی است که تفاوتها را از فاصلهٔ امن بیرون میکشد و آنها را وارد زندگی روزمره میکند.
افراد میتوانند در دیدارهای کوتاه مؤدب بمانند، اما چند روز کنار همبودن، عادتها و پیشداوریهایشان را آشکارتر میکند. این چارچوب، به فیلم اجازه میدهد از یک مهمانی ساده، مجموعهای از کشمکشهای کوچک بسازد. با این حال، طنز فیلم همیشه میان نقد و بازتولید کلیشهها مرز روشنی نمیکشد.
« اما بزرگشدن گروه بهمعنای پرورش همهٔ شخصیتها نیست. »
قوتها و کاستیها
گاهی شوخی از رفتار متعصبانه یا خودخواهانهٔ شخصیتها فاصله میگیرد و آن را به موضوع خنده تبدیل میکند؛ گاهی نیز خودِ قالب شوخی چنان به کلیشههای آشنا تکیه میکند که تشخیص موضع فیلم دشوار میشود. همین ابهام بر کیفیت اجتماعی کمدی اثر میگذارد: فیلم میخواهد از برخورد تفاوتها خنده بسازد، اما همیشه فرصت نمییابد نشان دهد این برخوردها چه معنایی فراتر از لحظهٔ کمیک دارند.
بنابراین، عمق اجتماعی فیلم محدودتر از ظرفیت بالقوهٔ موقعیت آن باقی میماند. روایتی آشنا با کشش محدود ساختار داستان بهجای آنکه بر معمایی پیچیده یا چرخشی غیرمنتظره بنا شود، از انباشتهشدن موقعیتهای خانوادگی و برخوردهای پیاپی نیرو میگیرد. این انتخاب با لحن سبک فیلم سازگار است: تماشاگر بیش از آنکه منتظر کشف راز یا تحولی تکاندهنده باشد، به دنبال واکنشهای شخصیتها و آشفتگی جمعی است.
از این منظر، قابلپیشبینیبودن الزاماً نقصی مطلق نیست؛ بخشی از آسودگیِ تماشای دنبالهای است که میداند مخاطب چه نوع فضایی را از آن انتظار دارد. مشکل زمانی پدیدار میشود که آشنایی به گردش درجا تبدیل شود. ماجرای تازه آنقدر نامتعارف یا نیرومند نیست که همهٔ روابط را از نو تعریف کند، و گسترش جمع نیز گاه قصه را از تمرکز دور میکند.
« بنابراین، عمق اجتماعی فیلم محدودتر از ظرفیت بالقوهٔ موقعیت آن باقی میماند. »
جمعبندی
اگر برخی بخشها برای گروهی از تماشاگران بامزه و خوشریتم باشند، برای گروهی دیگر ممکن است شبیه امتداد کمتغییر قسمتهای پیشین جلوه کنند. این دو واکنش متضاد، هر دو از دل انتخاب اصلی فیلم بیرون میآیند: تکیه بر وفاداری به فرمول، نه دگرگونکردن آن. جمعبندی «Serial (Bad) Weddings 3» پایانی آبرومند برای سهگانهای است که هویت خود را بر کمدیِ برخوردهای خانوادگی و شخصیتهای پرادعا بنا کرده است.
فیلم با بازیهای دلنشین، حضور گروهی آشنا و شوخیهای پرتعداد، بهویژه در تقابل کلود و آندره، لحظههای سرگرمکنندهای میسازد. گردهمایی خانوادهها نیز به آن انرژی میدهد و فرصتی فراهم میکند تا چندین رابطه در کنار هم به حرکت درآیند. در سوی دیگر، این قسمت از سایهٔ دو فیلم پیشین کاملاً بیرون نمیآید.
تازگی موقعیت محدود است، بعضی شوخیها بیش از اندازه آشنا به نظر میرسند و شخصیتهای تازه گاهی جمع را شلوغتر میکنند، بیآنکه به عمق روایت بیفزایند. با این وصف، فیلم برای تماشاگرانی که با دنیای ورنویها خو گرفتهاند، انتخابی خوشتماشا و خندهآور است؛ نه بازآفرینی درخشانی برای مجموعه، بلکه وداعی گرم با خانوادهای که همچنان میتواند با یک دورهمی، اختلافهایش را به نمایش بگذارد و از دل آنها خنده بیرون بکشد.
« این دو واکنش متضاد، هر دو از دل انتخاب اصلی فیلم بیرون میآیند: تکیه بر وفاداری به فرمول، نه دگرگونکردن آن. »



ثبت دیدگاه