نقد و بررسی
نقد Shin Ultraman | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازآفرینی یک اسطورهٔ تلویزیونی «شین اولترامن» نه بازسازیای صرفاً نوستالژیک است و نه فیلم ابرقهرمانیای که گذشته را بهانهای برای تکرار الگوهای آشنا کند. اثر میکوشد جهان ساده و پرهیجان مجموعهٔ کلاسیک اولترامن را با زبانی تازه به سینما بازگرداند؛ زبانی که در آن، هیولاهای عظیم، مأموران دولتی، موجودات فضایی و قهرمانی نقرهایرنگ همگی در کنار هم حضوری نامتعارف دارند.
فیلم از همان ابتدا اعلام میکند که قرار نیست جهانش را با مقدمهچینی مفصل و توضیحی آرام بنا کند. بحرانها یکی پس از دیگری رخ میدهند و آدمها ناچارند پیش از آنکه فرصت فهمیدن همهچیز را پیدا کنند، واکنش نشان دهند. این شتاب، بخشی از هویت فیلم است. «شین اولترامن» مخاطب را به دل جهانی میاندازد که در آن، ظهور هیولا دیگر رویدادی دور از تصور نیست، بلکه مسئلهای تکرارشونده و اداری شده است.
همین نگاه، فاصلهٔ اثر را با داستان ابرقهرمانی متعارف روشن میکند: قهرمان در مرکز جهان نیست؛ او بخشی از مجموعهای بزرگتر از نهادها، تصمیمها و بحرانهایی است که انسانها باید در برابرشان موضع بگیرند. روایتی فشرده و گاه آشفته فیلم با تدوینی پرشتاب و توالیای از موقعیتهای ناگهانی آغاز میشود.
اطلاعات، نامها و رخدادها گاه چنان سریع از برابر چشم میگذرند که مخاطب ممکن است برای مدتی کوتاه احساس کند بخشی از زمینه را از دست داده است. نوشتههای آغازین و قطعهای ناگهانی نیز این حس را تقویت میکنند؛ انگار فیلم میخواهد همزمان چندین پروندهٔ بحران را روی میز بگذارد و انتظار دارد تماشاگر در جریان حرکت، میان آنها ارتباط برقرار کند.
« فیلم از همان ابتدا اعلام میکند که قرار نیست جهانش را با مقدمهچینی مفصل و توضیحی آرام بنا کند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این انتخاب از یک جهت با مضمون اثر سازگار است. گروه ویژهٔ مقابله با هیولاها در جهانی کار میکند که مدام با تهدیدهای تازه روبهرو میشود؛ بنابراین، آشفتگی اولیه میتواند بازتابی از سردرگمی نهادها و جامعه باشد. با این حال، سازگاری روایی همیشه به معنای سهولت تماشا نیست. گاهی فیلم آنقدر به جلو میتازد که فرصت کافی برای تثبیت موقعیتها یا عمیقتر کردن واکنش شخصیتها باقی نمیگذارد.
بعضی رخدادها بیشتر به گذر از یک مرحله به مرحلهٔ بعد شباهت دارند تا فصلهایی کامل در یک روایت پیوسته. در نیمهٔ نخست، این فشردگی ممکن است فیلم را پراکنده جلوه دهد. اما هرچه جهان داستانی گستردهتر میشود و تهدیدها ابعاد تازهای پیدا میکنند، اجزای آن کمکم شکل منسجمتری میگیرند. فیلم در نهایت بیش از آنکه بر یک خط داستانی کاملاً یکپارچه تکیه کند، از کنار هم قرار گرفتن برخوردها و مواجهههای گوناگون نیرو میگیرد.
هیولاهایی با شخصیت بصری مستقل یکی از برجستهترین جذابیتهای «شین اولترامن» طراحی کایجوهاست. هر هیولا صرفاً تودهای بزرگ و ویرانگر نیست؛ ظاهر، حرکت و شیوهٔ حضورش، حس متفاوتی از خطر و غرابت ایجاد میکند. فیلم از تخیل بصری خود برای ساختن موجوداتی بهره میگیرد که هم تهدیدآمیزند و هم به شکلی عجیب، تماشایی.
این موجودات میتوانند لحظهای هراسانگیز باشند و لحظهای دیگر با شکل و رفتار نامأنوسشان، لبخندی ناخواسته بر لب تماشاگر بیاورند. نبردها نیز بر همین پایه استوارند. آنها از برخوردهای صرفاً پرسروصدا فراتر میروند و با تأکید بر اندازه، حرکت و تضاد میان بدنهای عظیم، حس رویدادی خارقالعاده را زنده میکنند.
« این انتخاب از یک جهت با مضمون اثر سازگار است. »
شخصیتها و اجرا
صحنههای مبارزه در بهترین لحظات، یادآور این نکتهاند که اولترامن در اصل به جهانی تعلق دارد که قواعد واقعگرایی روزمره را کنار میزند. فیلم از این آزادی برای خلق قابهایی استفاده میکند که گاهی عمداً نامتعارف و حتی اندکی خام به نظر میرسند؛ خامیای که میتواند بخشی از وفاداری اثر به روح نسخههای قدیمی باشد، نه نشانهٔ بیتوجهی به جلوههای سینمایی.
این طراحیها به فیلم هویت میدهند. حتی وقتی روایت در بخشهای گفتوگومحور کند میشود، انتظار برای دیدار بعدی با یک هیولا یا تماشای برخورد تازهای از اولترامن، نیروی محرک باقی میماند. فیلم بهتر از آنکه شخصیتهایش را در همهٔ لحظات پرورش دهد، موجودات و مواجهههای بصریاش را به حافظهٔ مخاطب میسپارد.
نوستالژی، طنز و لحن نامتعارف «شین اولترامن» به گذشته نگاه میکند، اما بازگشتش به خاطرهها را با جدیت کامل انجام نمیدهد. در آن نوعی شور کودکانه و طنزی خشک وجود دارد که گاه از فاصلهٔ میان عظمت تهدیدها و واکنشهای رسمی آدمها پدید میآید. هیولاها میتوانند ابعاد ویرانگر داشته باشند، اما انسانها همچنان میکوشند آنها را در قالب گزارش، تصمیم سازمانی و گفتوگوی کارشناسی توضیح دهند.
همین تضاد به فیلم حالوهوایی عجیب و دوستداشتنی میبخشد. نوستالژی در اینجا تنها اشارهای به گذشته نیست؛ شیوهای برای ساختن لحن است. فیلم گاهی بیپروا، ساده و سرراست جلوه میکند، درست همانگونه که از ماجرای قهرمانی با نیروی فراانسانی و هیولاهای غولپیکر انتظار میرود. در عین حال، میان این سادگی و لحظات جدیتر، نوعی نوسان وجود دارد.
« همین تضاد به فیلم حالوهوایی عجیب و دوستداشتنی میبخشد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این نوسان برای برخی تماشاگران جذاب و برای برخی دیگر ناهموار است. اثر همیشه نمیکوشد همهٔ اجزای جهانش را در لحنی یکدست حل کند؛ گاهی جدیت و شوخی، واقعگرایی نهادی و خیالپردازی آشکار، کنار هم باقی میمانند. همین ویژگی باعث میشود فیلم بیشتر از آنکه یک ابرقهرماننامهٔ متعارف باشد، نامهای عاشقانه به سنتی خاص از داستانهای هیولایی و قهرمانی به نظر برسد.
البته علاقهٔ آشکار فیلمسازان به این میراث، گاهی بر انسجام دراماتیک غلبه میکند؛ اما برای مخاطبی که با این جهان آشناست، همان بیپروایی میتواند بخشی از لذت تماشا باشد. انسانها در سایهٔ موجودات عظیم با وجود جاذبهٔ هیولاها، فیلم برای گروه ویژهٔ مقابله با آنها نیز اهمیت قائل است. اعضای گروه نه صرفاً ابزارهایی برای انتقال اطلاعات، بلکه بخشی از جذابیت عاطفی اثرند.
آنها در برابر رخدادهایی قرار دارند که از اندازه و دانش معمولشان فراتر میروند، اما واکنشهایشان همچنان انسانی و گاه صمیمانه است. حضورشان اجازه میدهد داستان از نمایش صرف نیروهای عظیم فاصله بگیرد و لحظههایی از همکاری، مسئولیتپذیری و همدلی را تجربه کند. با این همه، پرداخت شخصیتها به یک اندازه عمیق نیست.
فیلم بیشتر به ایجاد حس جمعی در میان اعضای گروه علاقهمند است تا ترسیم مسیرهای درونی پیچیده برای هر یک از آنها. در نتیجه، شخصیتها دوستداشتنیاند، اما همیشه فرصت نمییابند به اندازهٔ ظرفیتشان رشد کنند. بخشی از این محدودیت به ریتم فشردهٔ روایت بازمیگردد؛ وقتی فیلم پیوسته از بحرانی به بحران دیگر میرود، مکث لازم برای شناخت کامل آدمها دشوارتر فراهم میشود.
« این نوسان برای برخی تماشاگران جذاب و برای برخی دیگر ناهموار است. »
قوتها و کاستیها
در نیمهٔ دوم، با گسترش افق داستان و ورود مؤثرتر عناصر فضایی، شخصیتها در بستری پرکششتر قرار میگیرند. فیلم در این بخش جان تازهای میگیرد: تخیلش گستردهتر میشود و رابطهٔ میان انسان، موجود فرازمینی و قدرتی که از شناخت معمول فراتر میرود، برجستهتر به نظر میرسد. این تغییر، بهویژه برای تماشاگرانی که در نیمهٔ نخست هنوز با شتاب و پراکندگی فیلم کنار نیامدهاند، میتواند نقطهٔ جذب اصلی باشد.
گفتوگوهای طولانی و محدودیت درام یکی از کاستیهای محسوس فیلم، اتکای گاه بیش از اندازهاش به گفتوگو در اتاقهای بسته است. در چنین صحنههایی، شخصیتها دربارهٔ تهدیدها، گزینههای پیش رو و معنای رخدادها بحث میکنند؛ اما تکرار این الگو باعث میشود ریتم بهتدریج افت کند. مسئله خودِ گفتوگو نیست، بلکه زمانی است که فیلم برای توضیح دادن صرف میکند، بیآنکه همواره همان اندازه تنش یا کشف دراماتیک خلق کند.
در این لحظات، اثر گاهی میان دو میل گرفتار میشود: از یک سو، میخواهد به واکنش سازمانی و تصمیمگیری جمعی وزن بدهد؛ از سوی دیگر، میخواهد در قالب یک ماجرای هیولایی پرهیجان باقی بماند. نتیجه همیشه متوازن نیست. گفتوگوهای طولانی میتوانند به جهان فیلم رنگی نهادی بدهند، اما وقتی با قطعهای سریع و رخدادهای ناگهانی ترکیب میشوند، گاهی تناسب ریتمی را برهم میزنند.
مخاطب از یک سو با انبوهی از اطلاعات روبهروست و از سوی دیگر، باید مکثهای نسبتاً طولانی برای شنیدن توضیحها را بپذیرد. در مقایسه با «شین گودزیلا» مقایسهٔ «شین اولترامن» با «شین گودزیلا» تقریباً اجتنابناپذیر است؛ نه فقط به دلیل واژهٔ مشترک در عنوان، بلکه بهسبب پیوند خلاقانهٔ فیلمسازان و علاقهٔ هر دو اثر به برخورد میان موجودات عظیم و سازوکارهای انسانی.
« در نیمهٔ دوم، با گسترش افق داستان و ورود مؤثرتر عناصر فضایی، شخصیتها در بستری پرکششتر قرار میگیرند. »
جمعبندی
با این حال، هدف و نیروی اصلی دو فیلم یکسان نیست. «شین گودزیلا» بیش از هر چیز از فرایندهای اداری، سیاستگذاری و ناکارآمدی نهادی تنش میسازد. پیچیدگی آن از این پرسش برمیآید که جامعه و دولت چگونه در برابر فاجعهای ناشناخته واکنش نشان میدهند. «شین اولترامن» کمتر در پی آن است که همان سطح از موشکافی سیاسی و ساختاری را تکرار کند.
تمرکزش بیشتر بر اسطوره، نبرد، غرابت موجودات و جذابیت ابرقهرمانانهٔ جهان اولترامن است. به همین دلیل، ممکن است از نظر پیچیدگی روایی و هوشمندی تحلیل اجتماعی، سادهتر به نظر برسد. اما این تفاوت را میتوان انتخابی سبکی نیز دانست: فیلم نمیخواهد صرفاً نسخهای دیگر از «شین گودزیلا» باشد.
مسئله آن است که در برخی لحظات، همین گرایش به ماجرای ابرقهرمانی باعث میشود ظرفیت سیاسی و انتقادی جهان داستان کمتر از انتظار شکوفا شود. جمعبندی «شین اولترامن» فیلمی نامتعارف، پرانرژی و گاه ناهموار است؛ اثری که بیش از هر چیز با طراحی خلاقانهٔ هیولاها، نبردهای دیدنی، لحن نوستالژیک و تخیل فضاییاش در ذهن میماند.
شروع شتابزده، تدوین فشرده و گفتوگوهای طولا
« با این حال، هدف و نیروی اصلی دو فیلم یکسان نیست. »
ثبت دیدگاه