نقد و بررسی
نقد زنان بامزهٔ یک سنوسال (Funny Women of a Certain Age) | 2019
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
کمدی از منظر تجربه «Funny Women of a Certain Age» برنامهای استندآپمحور است که فرن درشر در آن گروهی از کمدینهای زن را گرد هم میآورد؛ از جمله کارول مونتگمری، لونل، لین کوپلیتز، کری لوئیز و ونسا هالینگزهد. هستهٔ جذابیت اثر نه در روایت داستانی یا تغییرات چشمگیر صحنه، بلکه در حضور اجراکنندگانی است که تجربهٔ زیستهشان را به مادهٔ خام شوخی بدل میکنند.
عنوان برنامه نیز از همین آغاز موضع خود را روشن میسازد: سن موضوعی حاشیهای و پنهانشدنی نیست، بلکه بخشی از هویت و موضوع طنز است. این رویکرد به اجراها نوعی صراحت میبخشد. کمدینها بهجای آنکه برای پذیرفتهشدن در قالبی جوانپسند بکوشند، دربارهٔ زندگی، بدن، روابط و گذر زمان از جایگاه خود سخن میگویند.
حاصل، شبی است که بیش از آنکه بر ظرافتهای روایی تکیه کند، بر صدای شخصی و جسارت اجراکنندگان بنا شده است. ساختار گروهی و تنوع صداها فرم برنامه بر اجرای پیاپی چند کمدین استوار است؛ بنابراین تماشاگر با یک صدای واحد یا شخصیتی مرکزی روبهرو نیست. هر اجراکننده جهان طنز خود را میآورد و همین تفاوت، به برنامه امکان میدهد از یکنواختی کامل فاصله بگیرد.
« این رویکرد به اجراها نوعی صراحت میبخشد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
ریتم بیان، میزان بیپروایی و نوع موضوعاتی که هر کمدین انتخاب میکند، بخشها را از یکدیگر متمایز میسازد. این چندصدایی در بهترین لحظهها، معنایی فراتر از تنوع سادهٔ سبک پیدا میکند: تجربهٔ زنان در سنین بالاتر یک تجربهٔ یکدست نیست و برنامه نیز با کنار هم گذاشتن صداهای متفاوت، از ارائهٔ تصویری کاملاً همگون پرهیز میکند.
بااینحال، تفاوت سبکها همیشه به انسجام نمیانجامد. گذر از یک اجرا به اجرایی دیگر ممکن است ضرباهنگ را قطع کند و بعضی بخشها در کنار بخشهای پرانرژیتر کماثرتر به نظر برسند. این نوسان، بیش از آنکه نشانهٔ ضعف یک اجراکننده باشد، پیامد طبیعی ساختاری است که پیوند میان بخشهایش محدود است.
قدرت شوخی بیپرده یکی از امتیازهای اصلی اثر، بیپروایی آن در پرداختن به موضوعاتی است که معمولاً در کمدی جریان اصلی با احتیاط یا تعارف مطرح میشوند. شوخیها از تجربههای روزمره فاصلهٔ زیادی ندارند؛ همین نزدیکی، به آنها حس ملموسبودن میدهد. وقتی کمدینها دربارهٔ مسائلی شخصی یا اجتماعی با لحنی صریح حرف میزنند، طنز از قالبی صرفاً نمایشی بیرون میآید و به نوعی بازپسگیری حق سخنگفتن تبدیل میشود.
« ریتم بیان، میزان بیپروایی و نوع موضوعاتی که هر کمدین انتخاب میکند، بخشها را از یکدیگر متمایز میسازد. »
شخصیتها و اجرا
این بیپروایی، بااینحال، بهتنهایی تضمینکنندهٔ تازگی نیست. گاهی شوخی بهجای آنکه از مشاهدهای دقیق یا چرخشی غیرمنتظره نیرو بگیرد، بر صراحت موضوع تکیه میکند. در چنین لحظههایی، جسارت جای ظرافت را میگیرد و اثرگذاری کلام به میزان همراهی تماشاگر با موضوع وابسته میشود. برنامه در بخشهای موفقتر، از تجربهٔ شخصی پلی به سوی شناختی مشترک میسازد؛ در بخشهای کمفروغتر، صرفاً بر آشنایی با موقعیتی کلی بسنده میکند.
سن، کلیشه و امکان بازتعریف محور سنی برنامه هم سرچشمهٔ هویت آن است و هم یکی از نقاط آسیبپذیرش. از یکسو، اثر این فرض را به چالش میکشد که کمدیِ زنانه باید با معیارهای جوانی، جذابیت یا مقبولیت عمومی سنجیده شود. حضور اجراکنندگان باتجربه به خودی خود نوعی اعلام موضع است: زندگی و شوخی پس از جوانی پایان نمییابد و زنان مسنتر نیز حق دارند موضوعات خود را با زبان خود بیان کنند.
از سوی دیگر، وقتی سن پیوسته به یک نشانهٔ ثابت برای شوخی تبدیل شود، خطر تکرار کلیشهها پدید میآید. شوخیهایی دربارهٔ روابط یا تجربههای معمولِ میانسالی و سالمندی ممکن است برای گروهی از تماشاگران آشنا و رهاییبخش باشد، اما برای گروهی دیگر بیش از اندازه قابلپیشبینی جلوه کند. ظرافت اثر در این است که میان خندیدن به محدودیتها و بازتولید همان محدودیتها فاصلهای باریک وجود دارد.
« این بیپروایی، بااینحال، بهتنهایی تضمینکنندهٔ تازگی نیست. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
برنامه همیشه این فاصله را بهطور یکسان حفظ نمیکند و ارزش بخشهایش تا اندازهای به توان هر اجراکننده در یافتن زاویهای تازه بستگی دارد. ریتم صحنه و محدودیتهای قالب قالب اجرای پشتسرهم، فضای اصلی را به کلام و حضور اجراکننده واگذار میکند. این انتخاب با ماهیت استندآپ سازگار است و مجال میدهد تماشاگر توجه خود را بر لحن، مکث، واکنش و شخصیت هر کمدین متمرکز کند.
سادگی صحنه نیز میتواند به سود اجرا تمام شود؛ زیرا شوخیها برای جلب توجه به جلوههای جانبی وابسته نیستند. اما همین سادگی، در طول برنامه محدودیتهایی ایجاد میکند. تغییر اندک در فضای بصری و تداوم ساختار مشابه، ممکن است از تنوع حسی بکاهد. وقتی بخشها پشت سر هم و با سازوکاری کمابیش ثابت پیش میروند، بار حفظ توجه تقریباً بهطور کامل بر دوش اجراها قرار میگیرد.
اگر شوخیها یا ریتم یک بخش با تماشاگر ارتباط برقرار نکند، برنامه ابزارهای دیگری برای دگرگونکردن فضا در اختیار ندارد. ازاینرو، انسجام کلی اثر به کیفیت لحظهبهلحظهٔ اجرا وابسته میماند. جایگاه تماشاگر و تجربهٔ تماشا «Funny Women of a Certain Age» بیش از آنکه اثری داستانگو باشد، مجموعهای از برخوردهای مستقیم با تماشاگر است.
« ریتم صحنه و محدودیتهای قالب قالب اجرای پشتسرهم، فضای اصلی را به کلام و حضور اجراکننده واگذار میکند. »
قوتها و کاستیها
لذت تماشای آن در دنبالکردن یک مسیر روایی یا انتظار برای گرهگشایی شکل نمیگیرد؛ بلکه از کشف تفاوت صداها و واکنش به شوخیهایی میآید که گاه صمیمی، گاه گزنده و گاه آگاهانه نامتعارفاند. همین ویژگی، برنامه را به تجربهای وابسته به سلیقه بدل میکند: تماشاگرانی که از طنز بیپرده و تجربهمحور استقبال میکنند، احتمالاً با آن ارتباط بیشتری برقرار خواهند کرد.
بااینهمه، برنامه در هر لحظه به یک اندازه تازه یا منسجم نیست. تکرار برخی مضمونهای آشنا و نبود تغییر بصری چشمگیر میتواند اثر را برای تماشاگرانی که خواهان تنوع فرمیاند، محدود کند. نقطهٔ قوت اثر بیشتر در شخصیتهای روی صحنه و تفاوت نگاه آنهاست تا در طراحی کلی برنامه؛ هرجا این صداها مجال مییابند از تجربهای مشخص به شوخیای دقیق برسند، اجرا جان میگیرد.
جمعبندی «Funny Women of a Certain Age» برنامهای استندآپ با هویتی روشن و موضوعی معنادار است: گروهی از کمدینهای زن، تجربه و سن خود را نه بهعنوان مانعی برای طنز، بلکه بهعنوان بخشی از زبان آن عرضه میکنند. انرژی اجراها، بیپروایی در پرداختن به تجربههای شخصی و تفاوت سبکها، از مهمترین امتیازهای اثر است.
« بااینهمه، برنامه در هر لحظه به یک اندازه تازه یا منسجم نیست. »
جمعبندی
در مقابل، تکیهٔ گاهبهگاه بر کلیشههای سنی، نوسان ریتم و محدودیت قالبی کمتنوع، مانع از آن میشود که همهٔ بخشها به یک اندازه اثرگذار باشند. ارزش نهایی برنامه در بینقصبودن آن نیست، بلکه در فراهمکردن فضایی برای صداهایی است که کمتر در مرکز کمدی قرار میگیرند. اثر در لحظههایی که صراحت را با مشاهدهگری و تجربه را با ظرافت پیوند میدهد، از یک اجرای سرگرمکننده فراتر میرود و به بیانی دربارهٔ حق زنان برای تعریفکردن زندگی خود با زبان طنز تبدیل میشود.



ثبت دیدگاه