نقد و بررسی
نقد تاکستان (The Vineyard) | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
روایت میان دو جهان «The Vineyard» با عنوان اصلی «La templanza»، سریالی عاشقانه و تاریخی برگرفته از رمانی از María Dueñas است که در دههٔ ۱۸۶۰ میلادی میگذرد. داستان، مسیر زندگی مائورو لارئا و سولداد مونتالوو را در چند فضای جغرافیایی دنبال میکند: از مکزیک و کوبا تا لندن و اندلس. مائورو، مردی که پس از شکستهای مالی در پی فرصتی تازه است، و سولداد، زنی از خانوادهای شناختهشده در صنعت شرابسازی، هر یک درگیر بحرانی هستند که موقعیت اجتماعی و تصورشان از آینده را دگرگون میکند.
برخورد این دو، تنها آغاز یک قصهٔ عاشقانه نیست؛ سریال میکوشد از پیوند آنان برای روایت افول و بازسازی، زوال ثروت و پایداری امید بهره بگیرد. این مجموعه در ده قسمت ساخته شده و بازیگران اصلی آن Leonor Watling و Rafael Novoa هستند. عشق بهمثابه نیروی بازسازی رابطهٔ مائورو و سولداد زمانی جذاب میشود که آن را نه صرفاً عشقی میان دو غریبه، بلکه مواجههٔ دو انسان با گذشتههای متفاوت ببینیم.
مائورو با تجربهٔ شکست و اضطراب مالی، بیش از هر چیز به دنبال راهی برای ازسرگرفتن زندگی است؛ سولداد نیز در جهانی قرار دارد که میراث خانوادگیاش در معرض تهدید است. هر دو در آستانهٔ تغییر ایستادهاند، اما تغییر برایشان معنای یکسانی ندارد: یکی میکوشد آنچه را از دست داده دوباره به دست آورد و دیگری باید تصمیم بگیرد با میراثی که به ارث برده چه کند.
« این مجموعه در ده قسمت ساخته شده و بازیگران اصلی آن Leonor Watling و Rafael Novoa هستند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این تقارن، زمینهٔ مناسبی برای شکلگیری کشش داستانی فراهم میکند. سریال در بهترین لحظاتش نشان میدهد که علاقه و اعتماد چگونه در دل ناامنی پدید میآیند؛ نه در خلأ، بلکه زیر فشار بدهی، مناسبات طبقاتی و انتظارات خانوادگی. بااینحال، پیوند عاطفی گاه بیش از آنکه از رفتار و سکوت شخصیتها رشد کند، به توضیح و اعلام مستقیم متکی میشود.
همین تفاوت میان ظرفیت احساسی طرح و شیوهٔ بیان آن، یکی از تنشهای اصلی مجموعه است. شخصیتپردازی و بازیها Leonor Watling در نقش سولداد، زنی را تصویر میکند که هم ظرافت اجتماعی دارد و هم نیرویی درونی برای مقاومت. شخصیت او در مرز میان وظیفه و خواست شخصی حرکت میکند و بازی Watling، بهویژه در لحظههایی که سولداد ناچار است احساساتش را مهار کند، به نقش وقار و پیچیدگی میبخشد.
Rafael Novoa نیز مائورو را با نوعی خستگی و عزم توأمان میسازد؛ مردی که ضربههای زندگی او را سخت کردهاند، اما کاملاً از امید تهی نکردهاند. بازیها در مجموع از نقاط قوت اثرند، زیرا به ماجراهای پرحادثهاش وزن انسانی میدهند. شخصیتها بهجای آنکه فقط مهرههایی در بازیهای اقتصادی و خانوادگی باشند، گاهی با واکنشهای کوچک و ملموس از خود نشانهای بهجا میگذارند.
« این تقارن، زمینهٔ مناسبی برای شکلگیری کشش داستانی فراهم میکند. »
شخصیتها و اجرا
با این همه، شخصیتپردازی همیشه به همین اندازه زنده نیست. برخی گفتوگوها اطلاعات لازم را چنان آشکارا به مخاطب میرسانند که فرصت کشف تدریجی انگیزهها از میان میرود. در نتیجه، گاه آنچه باید از رفتار شخصیت فهمیده شود، پیشاپیش در قالب توضیحی صریح بیان میشود. فضای تاریخی و جغرافیای قصه از امتیازهای چشمگیر «The Vineyard» توجه آن به مکان است.
تاکستانها، خانههای خانوادگی و شهرهای دور از یکدیگر صرفاً پسزمینههایی زیبا نیستند؛ هر کدام حامل بخشی از جهانبینی سریالاند. تاکستان نماد میراث، کار و پیوند با گذشته است، اما در همان حال یادآور شکنندگی داراییهایی است که ظاهراً ماندگار به نظر میرسند. در برابر آن، شهرهای پرجنبوجوش و مسیرهای تجاری، جهانی متغیر و بیقرار را پیش چشم میآورند؛ جهانی که در آن ثروت و اعتبار میتوانند با سرعتی بیش از انتظار فروبپاشند.
چشماندازهای تاریخی و طراحی دیداری، به اثر جذابیتی آرام و کلاسیک میبخشند. سریال از تضاد میان رونق و زوال بهره میگیرد: شکوه گذشته در کنار نشانههای فرسودگی، و امید به آینده در برابر خاطرهٔ آنچه از دست رفته است. این کیفیت بصری، گاه حتی زمانی که روایت از شتاب لازم برخوردار نیست، بیننده را در فضای داستان نگه میدارد.
« با این همه، شخصیتپردازی همیشه به همین اندازه زنده نیست. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بااینحال، زیبایی تصویر بهتنهایی نمیتواند جای انسجام دراماتیک را بگیرد؛ هرجا پیوند میان مکان تازه و وضعیت شخصیتها بهروشنی شکل نمیگیرد، تغییر فضا بیشتر به جابهجاییای ناگهانی میماند تا بخشی ضروری از تحول قصه. ریتم و معماری روایت آغاز سریال کند است و زمان میبرد تا خطهای داستانی اصلی به هم نزدیک شوند.
اثر در ابتدا میان شخصیتها و مکانهای متفاوت رفتوآمد میکند و همین پراکندگی ممکن است تشخیص محور مرکزی روایت را دشوار سازد. تماشاگر باید مدتی صبر کند تا بفهمد این مسیرهای جداگانه چگونه به یکدیگر مربوط میشوند و چرا باید نسبت به سرنوشت هر کدام اهمیت نشان دهد. ایدهٔ دنبالکردن زندگی دو شخصیت در مراحل مختلف، بالقوه ظرفیت تعلیق و همپوشانی دارد، اما تدوین و ترتیب اطلاعات همیشه این ظرفیت را به بهترین شکل فعال نمیکنند.
این کندی فقط مسئلهٔ سرعت نیست؛ مسئلهٔ توزیع توجه نیز هست. هنگامی که سریال از یک موقعیت به موقعیتی دیگر میپرد، گاهی پیش از آنکه رابطهای عاطفی با فضای قبلی شکل بگیرد، تماشاگر به جهان تازهای منتقل میشود. نتیجه، نوعی گسست ابتدایی است که میتواند در قسمتهای آغازین تجربهٔ تماشا را دشوار کند.
« ریتم و معماری روایت آغاز سریال کند است و زمان میبرد تا خطهای داستانی اصلی به هم نزدیک شوند. »
قوتها و کاستیها
با پیشرفت داستان، پیوندهای روایی آشکارتر میشوند و حرکت دراماتیک جان میگیرد؛ اما برای رسیدن به آن مرحله، باید از ریتمی صبورانهتر از آنچه برخی مخاطبان انتظار دارند، عبور کرد. دیالوگ و میزانسن درام یکی از محدودیتهای محسوس مجموعه، اتکای گاهبهگاه آن به دیالوگهای توضیحی است. شخصیتها بعضی واقعیتها را نه در جریان کنش، بلکه با جملههایی بیان میکنند که بیشتر وظیفهٔ راهنمایی مخاطب را دارند.
این شیوه در یک درام تاریخیِ چندخطی قابلفهم است؛ زیرا روایت باید اطلاعاتی دربارهٔ روابط، پیشینهها و مناسبات اقتصادی منتقل کند. اما تکرار آن میتواند از ظرافت اثر بکاهد و گفتوگوها را تصنعی جلوه دهد. سریال هرگاه به تصویر، مکث و رفتار اعتماد میکند، تأثیرگذارتر است. نگاه یک شخصیت به خانهای که ممکن است از دست برود، یا فاصلهای که میان دو نفر باقی میماند، گاهی بیش از توضیحی مستقیم دربارهٔ نگرانی و اشتیاق معنا منتقل میکند.
اگر این سکوتها و کنشهای کوچک سهم بیشتری در روایت میداشتند، شخصیتها مجال مییافتند پیچیدهتر و طبیعیتر جلوه کنند. از این منظر، ایراد اصلی نه کمبود احساس، بلکه بیان بیشازحد آشکار احساسی است که میتوانست بهتدریج و از راه جزئیات دراماتیک شکل بگیرد. جمعبندی «The Vineyard» در بنیاد خود قصهای دربارهٔ عشق، میراث و امکان آغاز دوباره است؛ سریالی که از برخورد دو زندگی بحرانزده، روایتی تاریخی با چشماندازهای چشمنواز میسازد.
« دیالوگ و میزانسن درام یکی از محدودیتهای محسوس مجموعه، اتکای گاهبهگاه آن به دیالوگهای توضیحی است. »
جمعبندی
بازیهای باورپذیر، فضای دیداری گیرا و تقابل میان شکوه ازدسترفته و امید تازه، آن را برای دوستداران درامهای عاشقانهٔ تاریخی جذاب میکند. در سوی دیگر، شروع کند، جابهجاییهای رواییِ گاه آشفته و دیالوگهای توضیحی، از روانی و عمق شخصیتپردازی میکاهند. اثر بیش از آنکه با شتاب و غافلگیری مخاطب را پیش ببرد، به فضا و فرازونشیبهای عاطفی تکیه دارد.
بنابراین تماشاگر باید فرصت بدهد تا جهانهای جداگانهٔ آن به هم برسند و رابطهٔ مرکزی قصه استقرار پیدا کند. حاصل، مجموعهای نابرابر اما تماشایی است: گاهی اسیر توضیح و پراکندگی، و گاهی موفق در آفرینش حسی از زمان، مکان و عاطفه. «The Vineyard» در بهترین لحظاتش یادآوری میکند که بازسازی زندگی فقط به بازگرداندن ثروت وابسته نیست؛ گاه به پذیرفتن تغییر و یافتن پیوندی تازه با آینده نیاز دارد.
« اثر بیش از آنکه با شتاب و غافلگیری مخاطب را پیش ببرد، به فضا و فرازونشیبهای عاطفی تکیه دارد. »



ثبت دیدگاه