نقد و بررسی
نقد بهای ارث مادربزرگ (The Price of Nonna's Inheritance) | 2024
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
طرحی که از آزمون اخلاق میگریزد «The Price of Nonna’s Inheritance» کمدی سیاهی است که از موقعیتی عامدانه نامتعارف آغاز میکند: مادربزرگی ثروتمند دلباختهٔ خواستگاری میشود که خانوادهاش به نیت او بدگماناند. اما مسئله فقط نگرانی از یک مرد مشکوک نیست؛ فرزندان و نوهها آیندهٔ مالی خود را در این میراث میبینند و همین وابستگی، مرز میان مراقبت و منفعتطلبی را کدر میکند.
نقشهٔ مخفیانهٔ خانواده برای کنار زدن خواستگار، موتور ماجراهای کمیک فیلم است و از همان ابتدا روشن میکند که قرار نیست با یک کمدی خانوادگی آرام روبهرو باشیم. فیلم بهجای آنکه پرسش را ساده کند ــ آیا خواستگار واقعاً خطرناک است؟ ــ آن را به آزمونی برای خود خانواده بدل میکند: آیا نگرانی آنان از مادربزرگ است، یا از پولی که ممکن است از دسترسشان خارج شود؟
این ایده ظرفیت طنزی گزنده دارد. بااینحال، روایت گاه چنان بر اغراق و زنجیرهٔ اتفاقهای نامحتمل تکیه میکند که پرسش اخلاقی زیر سروصدای ترفندهای داستانی کمرنگ میشود. کمدی سیاه با دندانهای کُند تصمیم به تبدیل ترس از فریبخوردن به نقشهای جنایتبار، بیتردید جسورانه است. شکاف میان نیت ظاهراً خیرخواهانهٔ خانواده و راهحل هولناکی که انتخاب میکنند، سرچشمهٔ اصلی کمدی سیاه فیلم است.
موقعیتهایی که باید با اضطراب و خندهٔ عصبی همراه باشند، بارها از همین تناقض نیرو میگیرند: خانواده میخواهد میراث را حفظ کند، اما رفتار اعضایش آنان را بیش از خواستگار در معرض داوری قرار میدهد. مشکل آن است که طرح، بهتنهایی، شوخی نمیسازد. برای آنکه طنز سیاه اثر کند، اغراق باید از دقت در شخصیتها و ریتمی حسابشده برخوردار باشد؛ اینجا بسیاری از نقشهها بهسرعت به شکستهای زنجیرهای بدل میشوند، بیآنکه هر ناکامی لزوماً خندهای تازه یا معنایی عمیقتر به همراه آورد.
« فیلم بهجای آنکه پرسش را ساده کند ــ آیا خواستگار واقعاً خطرناک است؟ »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
در نتیجه، فیلم میان کمدی موقعیت و طنز تلخ معلق میماند: برای اولی گاه فاقد ضرباهنگ کافی است و برای دومی فاقد تیزی لازم. میراث، مالکیت و خانواده جذابترین لایهٔ فیلم در تصویری است که از خانوادهای میدهد که پیوند عاطفیاش با حسابوکتاب مالی آمیخته شده است. اعضا خود را دلسوز و نگران نشان میدهند، اما نگرانیشان با انتظار سهمی از ثروت مادربزرگ درهم تنیده است.
این تضاد میتوانست به واکاوی موشکافانهتری از معنای ارث، وابستگی و حق انتخاب در خانواده بینجامد. فیلم نشانههایی از این ظرفیت را عرضه میکند، ولی همیشه تا انتهای آن پیش نمیرود. در مرکز این کشمکش، مادربزرگ قرار دارد؛ زنی که دیگران گمان میکنند باید دربارهٔ زندگیاش تصمیم بگیرند، حال آنکه او خواست و برنامهٔ خودش را دارد.
اهمیت این جابهجایی در آن است که شخصیت سالمند از جایگاه موضوعِ مراقبت یا مانعِ رسیدن به ثروت بیرون میآید و به کنشگری صاحب اراده بدل میشود. فیلم از این راه به تصوری رایج و محدودکننده میتازد: اینکه عشق، میل و تصمیمگیری برای آینده فقط به جوانان تعلق دارد. با وجود این، مادربزرگ گاه بیشتر نیرویی برای چرخاندن طرح است تا شخصیتی که دنیای درونیاش با جزئیات کاویده شود.
شخصیتهایی گرفتار منافع خود یکی از انتخابهای آگاهانهٔ فیلم این است که خانواده را بهسادگی دوستداشتنی نمیکند. اعضای آن، با تصمیمهای خودخواهانه و نقشههای شتابزده، همدلی مخاطب را دشوار میسازند. این انتخاب میتواند در کمدی سیاه مؤثر باشد: تماشاگر لازم نیست شخصیتها را تحسین کند، اما باید بفهمد چه چیزی آنان را به رفتارشان سوق میدهد.
« اعضا خود را دلسوز و نگران نشان میدهند، اما نگرانیشان با انتظار سهمی از ثروت مادربزرگ درهم تنیده است. »
شخصیتها و اجرا
فیلم در این زمینه نابرابر است؛ انگیزهٔ مالی روشن است، ولی تحول عاطفی و اخلاقی شخصیتها چندان پیوسته و قانعکننده پرداخت نمیشود. از میان اعضای خانواده، نوهای که در برابر نقشهها احساس تردید و عذاب وجدان دارد، میتوانست نقطهٔ اتکای اخلاقی داستان باشد؛ شخصیتی که رفتار دیگران را برای تماشاگر قابلسنجش کند.
در عوض، فیلم گاهی میان جدیت این کشمکش و لحن سبکسرانهٔ ماجرا رفتوآمد میکند، بیآنکه همیشه پلی محکم میان این دو بسازد. حاصل، گروهی است که رفتارشان بیشتر برای پیشبردن موقعیتهای کمیک طراحی شده تا برای ساختن روابطی باورپذیر. بازیها و لحن اجرایی بازیگران با مصالح یک کمدی جمعی کار میکنند: بدگمانی، آشفتگی و اعتمادبهنفس کاذب، اجزای اصلی رفتار شخصیتهاست.
حضور Angela Finocchiaro به مادربزرگ وقار و استقلالی میدهد که در برابر دستپاچگی خانواده تضاد دلپذیری میسازد. دیگر بازیگران نیز در لحظههای موقعیتی، از واکنشهای اغراقآمیز و برخوردهای ناهموار برای پیشبردن طنز بهره میگیرند. بااینحال، وقتی متن شوخی کماثر یا موقعیت بیش از حد ساختگی است، بازی بهتنهایی نمیتواند خندهٔ مورد انتظار را تضمین کند.
لحن اجرایی فیلم نیز گاهی میان خیالپردازی کمدی و جدیتی که مضمونِ نقشهٔ قتل طلب میکند، سرگردان میشود. اگر فیلم خطر را کاملاً مضحک میگرفت، شاید سبکبالتر میشد؛ اگر به پیامدهای اخلاقی آن بیشتر میپرداخت، شاید طنزی تاریکتر و ماندگارتر میساخت. در وضعیت فعلی، این دو گرایش کنار هم حضور دارند، اما همیشه یکدیگر را تقویت نمیکنند.
« حاصل، گروهی است که رفتارشان بیشتر برای پیشبردن موقعیتهای کمیک طراحی شده تا برای ساختن روابطی باورپذیر. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فضای ساحلی و زبان تصویر فضای ساحلی یکی از امتیازهای دیداری فیلم است. منظرهها و قاببندیهای نامتعارف، حالوهوایی بازیگوش و اندکی غریب میسازند که با نقشههای آشفتهٔ خانواده تناسب دارد. محیطِ روشن و تعطیلاتمانند در برابر نیتهای تاریک شخصیتها تضادی بصری پدید میآورد؛ همین فاصله، بهطور بالقوه میتواند طنز را پررنگتر کند.
قابهای کج یا ترکیببندیهای غیرمعمول نیز به تصویر اندکی شخصیت میبخشند و آن را از ثبت بیروح کنشها دور میکنند. اما جذابیت بصری، جای خالی ریتم یا شوخی مؤثر را پر نمیکند. گاهی چشماندازها و ایدههای تصویری بیش از آنکه در خدمت تشدید تنش یا ساختن موقعیت باشند، صرفاً فضایی خوشنما فراهم میکنند.
فیلم از این نظر دیدنیتر از آن است که کاملاً بیهویت به نظر برسد، اما زیبایی محیط نمیتواند بهتنهایی به داستان نیروی ماندگار ببخشد. ریتم، شوخی و فرصتهای ازدسترفته نقطهٔ ضعف اصلی اثر، فاصلهٔ میان ظرفیت طرح و نتیجهٔ اجرایی آن است. ایدهٔ محوری بهخودیخود چندین امکان برای طنز و تعلیق فراهم میکند، اما تکرار شکست نقشهها همیشه روندی رو به رشد نمیسازد.
گاهی اتفاقها صرفاً یکی پس از دیگری رخ میدهند، بیآنکه تنش یا شناخت تازهای از شخصیتها به آنها افزوده شود. از همین رو، بخشهایی که باید پرشتاب و خندهآور باشند، ممکن است بیش از اندازه کشدار یا کماثر به نظر برسند. دیالوگهای زیرکانه در لحظههایی به فیلم جان میدهند و شوخیهای موقعیتی نیز گاه از تفاوت میان ظاهر آبرومند خانواده و رفتار آشفتهاش بهره میبرند.
« فضای ساحلی و زبان تصویر فضای ساحلی یکی از امتیازهای دیداری فیلم است. »
قوتها و کاستیها
بااینحال، این لحظهها به اندازهای پرتعداد یا بهیادماندنی نیستند که ضعفهای کلی ریتم را جبران کنند. فیلم ایدهای دارد که میتوانست هم تماشاگر را بخنداند و هم او را دربارهٔ حرص و حق انتخاب به فکر وادارد، اما میان این دو هدف پیوندی کمرمق برقرار میکند. جمعبندی «The Price of Nonna’s Inheritance» با ترکیب ارث، عشق در سالمندی و نقشههای جنایی خانوادگی، طرحی نامتعارف و بالقوه سرگرمکننده میسازد.
فضای ساحلی، برخی شوخیهای موقعیتی و حضور مادربزرگی که نمیخواهد دیگران بهجای او تصمیم بگیرند، از امتیازهای فیلماند. بااینحال، ضعف ریتم، شوخیهایی که اغلب اثر کامل خود را نمیگذارند و شخصیتهایی که رفتارشان بهسختی همدلیبرانگیز است، مانع میشود این ظرفیت به تجربهای واقعاً ماندگار تبدیل شود.
نتیجه کمدی سیاهی است که گاه ایدهاش از اجرای خود جذابتر مینماید: اثری برای یک سرگرمی سبک، نه طنزی که پس از پایان همچنان در ذهن بماند.
« بااینحال، این لحظهها به اندازهای پرتعداد یا بهیادماندنی نیستند که ضعفهای کلی ریتم را جبران کنند. »



ثبت دیدگاه