نقد و بررسی
نقد باربی و درِ اسرارآمیز (Barbie and the Secret Door) | 2014
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
قصهای درباره عبور از آستانه «Barbie and the Secret Door» از ایدهای آشنا اما کارآمد آغاز میشود: شاهزادهای که در قلمرو امن و آشنای خویش پناه میگیرد، با دری پنهان به جهانی روبهرو میشود که از او چیزی بیش از تماشا میخواهد. الکسا، شاهزادهای کتابدوست و کمرو، از وظایف رسمی و موقعیتهایی که باید در آنها دیده و شنیده شود گریزان است.
ورود او به سرزمینی جادویی، صرفاً آغاز ماجرایی بیرونی نیست؛ سفری است برای آزمودن تواناییهایی که خودش هنوز باورشان نکرده است. فیلم از همان ابتدا میان خیال و تجربهٔ شخصی پیوند میزند: دری اسرارآمیز، هم راهی به سرزمین پریان و پریان دریایی و تکشاخهاست، هم استعارهای از مواجهه با ناشناختهها.
این تمهید برای مخاطب کودک روشن و قابلدریافت است و به فیلم امکان میدهد پیام اصلیاش را در قالب ماجراجویی عرضه کند، نه موعظهای مستقیم. بااینحال، گسترش جهان داستانی گاهی از ظرفیت زمانی فیلم پیشی میگیرد. چند ایده و موقعیت جذاب مطرح میشود، اما همه فرصت کافی برای پرداخت پیدا نمیکنند و برخی مسیرها زودتر از آنچه انتظار میرود کنار میروند.
الکسا و معنای شجاعت نقطهٔ قوت محوری فیلم، انتخاب قهرمانی است که شجاعت را از ابتدا در اختیار ندارد. الکسا نه با اعتمادبهنفس تمامعیار وارد ماجرا میشود و نه ناگهان به شخصیتی بیهراس بدل میگردد. تغییر او تدریجی است و از موقعیتهایی برمیآید که مجبورش میکنند به قضاوت خود اعتماد کند.
« الکسا، شاهزادهای کتابدوست و کمرو، از وظایف رسمی و موقعیتهایی که باید در آنها دیده و شنیده شود گریزان است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
همین ویژگی، او را برای مخاطبانی که خود را در آغازگریزی و کمروییاش بازمیشناسند، دلنشین میکند. فیلم اعتمادبهنفس را با بلندحرفزدن یا پیروزی بر دیگران یکی نمیگیرد؛ ارزش فردی الکسا در توانایی گوشدادن، همدلی و انتخاب مسئولانه نیز آشکار میشود. کتابخوانبودن او هم بخشی از شخصیتپردازی است، نه صرفاً تزئینی برای معرفی شاهزادهای متفاوت.
بااینهمه، تحول شخصیت در چارچوبی ساده و سرراست باقی میماند. برخی دگرگونیها بیشتر به اقتضای پیشبرد قصه رخ میدهند تا حاصل تردیدها و کشمکشهایی عمیق و چندلایه. برای مخاطب بزرگسال، این سادگی ممکن است قابلپیشبینی باشد؛ برای مخاطب کودک، وضوح مسیر احتمالاً مزیت محسوب میشود. جهان خیال و طراحی دیداری قلمرو جادویی فیلم با رنگهای تند، شکلهای نرم و پوششهای براق ساخته شده است.
پریها، پریان دریایی، تکشاخها و موجودات کوچک و نامتعارف، تصویری از جهانی میسازند که قرار است در نگاه نخست جذاب و سرزنده باشد. در بسیاری از لحظات، این طراحی با روحیهٔ موزیکال اثر هماهنگ است: رنگ و حرکت، دنیایی را میسازند که انگار برای آواز و رقص آماده شده است. اما همین وفور رنگ و جلوه گاهی به ازدحام بصری میانجامد.
قابها چنان از جزئیات درخشان و رنگهای اشباعشده پر میشوند که عناصر گوناگون کمتر فرصت مییابند در ذهن بمانند. ظاهر شخصیتها و لباسها نیز گاهی صیقلی و پلاستیکی به نظر میرسد؛ کیفیتی که بخشی از زبان تصویری مجموعهٔ باربی است، اما ممکن است برای تماشاگرانی که دنبال بافت بصری طبیعیتر یا فضاسازی رازآمیزترند، فاصله ایجاد کند.
« همین ویژگی، او را برای مخاطبانی که خود را در آغازگریزی و کمروییاش بازمیشناسند، دلنشین میکند. »
شخصیتها و اجرا
فیلم در ساختن جهان خیال موفق است، ولی همیشه نمیداند کجا باید از شلوغی فاصله بگیرد و به یک تصویر ساده و ماندگار مجال بدهد. موسیقی، آواز و حرکت آواز و رقص در این اثر تزئینی حاشیهای نیستند؛ از اجزای اصلی ریتم و شخصیت فیلماند. قطعههای موسیقایی فضای ماجراجویی را پرانرژی میکنند و کمک میکنند احساسات سادهٔ داستان، بهویژه امید و میل به تجربهکردن، با لحنی سرخوشانه منتقل شوند.
برخی ترانهها ممکن است از نظر ملودی یا مضمون برای همهٔ مخاطبان بهیادماندنی نباشند، اما طراحی حرکات و همراهی تصویر با موسیقی به صحنهها جان میدهد. اجرای رقصها از امتیازهای سرگرمکنندهٔ فیلم است؛ حرکتها با حالوهوای پرتحرک و رنگی جهان داستان جور درمیآیند و در لحظاتی که روایت از حرکت بازمیایستد، انرژی تازهای به آن میبخشند.
البته تکیهٔ مکرر بر ترانهها میتواند برای تماشاگرانی که با موزیکالهای کودکانه ارتباط نمیگیرند، یکنواخت شود. موسیقی در بهترین لحظات، شخصیتها و فضای خیال را تقویت میکند؛ در لحظات کماثرتر، بیشتر میانپردهای جذاب است تا نیرویی که داستان را به لایهای تازه ببرد. شخصیتهای همراه و تهدید اصلی الکسا در سرزمین جادویی تنها نیست.
نوری و رومی، دو همراهی که با او آشنا میشوند، به داستان تحرک و شوخطبعی میدهند و هر یک حالوهوای خود را دارند. تقابل میان محتاطبودن الکسا و جسارت بیشتر همراهانش، فرصتهایی برای همکاری و شناخت متقابل فراهم میکند. همین رابطهها سبب میشوند ماجرا فقط آزمونی انفرادی نباشد و اهمیت اعتماد و همراهی نیز در آن دیده شود.
« موسیقی، آواز و حرکت آواز و رقص در این اثر تزئینی حاشیهای نیستند؛ از اجزای اصلی ریتم و شخصیت فیلماند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
مالوسیا، فرمانروایی خودخواه و بازیگوش، از نظر لحن با شرورهای سنگین و هراسانگیز فاصله دارد. رفتارهای پرجنبوجوش و اغراقآمیزش به او وجهی کمیک میدهد، اما میلش به تصاحب جادو تهدیدی واقعی برای ساکنان سرزمین است. این ترکیبِ شیطنت و خطر، شخصیت را از یک ضدقهرمان کاملاً یکبعدی اندکی متمایز میکند.
بااینحال، برخی شخصیتهای فرعی بیش از آنکه زندگی مستقل داشته باشند، برای پیشبرد ماجرا یا ایجاد لحظهای بامزه به کار گرفته میشوند. جهان فیلم پرجمعیت است، اما همهٔ چهرههایش به یک اندازه فرصت نمییابند به یادماندنی شوند. روایت و مخاطب هدف ساختار داستان آشناست: قهرمانی مردد وارد جهانی تازه میشود، با مشکلی بزرگتر از خود روبهرو میگردد و در مسیر یاریدادن به دیگران، تصویری تازه از تواناییهایش پیدا میکند.
فیلم از این الگو با وضوح استفاده میکند و برای مخاطب کمسنوسال، مسیر ماجرا را قابلپیگیری نگه میدارد. خطرها نیز در محدودهٔ یک ماجراجویی خانوادگی باقی میمانند و فضای کلی اثر، بهرغم حضور دشمن و تهدید، تلخ یا خشن نمیشود. در مقابل، تعدد عناصر جهانسازی و خطهای فرعی همیشه با انسجام روایی همراه نیست.
بعضی ایدهها چنان کوتاه معرفی میشوند که پیش از آنکه معنای کاملشان روشن شود، روایت به سراغ موقعیتی دیگر میرود. به همین سبب، داستان گاهی بیش از آنکه پیوسته گسترش یابد، از یک تصویر جذاب به تصویر بعدی حرکت میکند. این شتاب با ریتم موزیکال فیلم سازگار است، اما به شخصیتها و کشمکشها مجال عمقبخشیدن نمیدهد.
« مالوسیا، فرمانروایی خودخواه و بازیگوش، از نظر لحن با شرورهای سنگین و هراسانگیز فاصله دارد. »
قوتها و کاستیها
بنابراین اثر بیش از هر چیز برای مخاطبی مناسب است که از افسانههای رنگارنگ، شخصیتهای دوستداشتنی و پیامهای روشن لذت میبرد، نه کسی که در پی روایتی پیچیده و چندلایه است. جمعبندی «Barbie and the Secret Door» اثری صمیمی و خوشرنگ در سنت انیمیشنهای موزیکال باربی است که هستهٔ عاطفیاش را بر رشد تدریجی اعتمادبهنفس بنا میکند.
الکسا قهرمانی است که شجاعت را نه بهعنوان ویژگیای ازپیشآماده، بلکه بهصورت انتخابی که باید بارها انجام شود، تجربه میکند. موسیقی و رقص به فیلم انرژی میدهند و جهان جادوییاش، با همهٔ ازدحام و براقبودن، لحظاتی خیالانگیز و شیرین میآفریند. در برابر این امتیازها، روایت گاه شتابزده و پراکنده میشود؛ برخی ایدهها نیمهپرداخته میمانند و طراحی پرزرقوبرق ممکن است برای بخشی از مخاطبان بیش از اندازه شلوغ به نظر برسد.
بااینحال، فیلم در هدف اصلی خود—ساختن ماجرایی خانوادگی دربارهٔ آزمودن تواناییها، دوستی و ایستادگی در برابر خودخواهی—موفق است. برای دوستداران دنیای باربی و تماشاگران کودک، تجربهای سرگرمکننده و دلنشین فراهم میکند؛ برای بزرگسالان، بیش از هر چیز یادآور خیالپردازیهای رنگی و سادهای است که ارزششان در گرمای احساس و خاطره نهفته است.



ثبت دیدگاه