نقد و بررسی
نقد خاطره: خاستگاه بیگانه (Memory: The Origins of Alien) | 2019
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
مستندی دربارهٔ آنچه پیش از هیولا وجود داشت «Memory: The Origins of Alien» ساختهٔ الکساندر او. فیلیپ، به سراغ فیلمی میرود که شهرتش معمولاً با تصویر هیولایی بیهمتا، فضای خفقانآور سفینه و لحظههای تکاندهندهٔ وحشت گره خورده است. اما پرسش مستند صرفاً این نیست که «بیگانه» چگونه ساخته شد؛ میخواهد بداند این کابوس از چه حافظهها و خیالهایی سر برآورد.
پاسخ آن، رشتهای از اسطورههای کهن، ادبیات وحشت، کمیکهای زیرزمینی، هنر مدرن و ترسهای غریزی انسان است. فیلم با این رویکرد، بهجای بازگویی معمول مراحل تولید، میکوشد ریشههای فرهنگی و روانی اثری را واکاوی کند که از مرزهای ژانر خود فراتر رفت. این انتخاب، هم سرچشمهٔ جذابیت مستند است و هم علت بخشی از ناهماهنگی آن.
«Memory» مخاطب را به کاوشی پرشاخه دعوت میکند؛ گاهی از یک نشانهٔ تصویری به اسطورهای باستانی میرسد و گاهی از خاطرات سازندگان به پیوندهای ادبی و هنری. بنابراین نباید انتظار روایتی خطی و کامل از پشتصحنهٔ فیلم داشت. موضوع اصلی، نه صرفاً تاریخ تولید، بلکه چرایی ماندگاری تصویر «بیگانه» در تخیل جمعی است.
اسطوره، وحشت و حافظهٔ جمعی یکی از ایدههای محوری فیلم آن است که «بیگانه» را نمیتوان فقط محصول چند تصمیم فردی یا مجموعهای از ترفندهای سینمایی دانست. مستند میان هیولای فیلم و الگوهای قدیمیترِ تهدید، تولد،侵入 و بازگشت نیروی سرکوبشده ارتباط برقرار میکند. اشاره به اسطورههای یونانی و مصری، در این چارچوب، نه زینت روشنفکرانه، بلکه تلاشی برای توضیح این است که چرا بعضی تصویرها بیآنکه به زمینهٔ تاریخیشان آگاه باشیم، در ما واکنشی فوری و عمیق برمیانگیزند.
« مستندی دربارهٔ آنچه پیش از هیولا وجود داشت «Memory: The Origins of Alien» ساختهٔ الکساندر او. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این استدلال در بهترین لحظههایش قانعکننده است. فیلم به جای آنکه وحشت را تنها حاصل غافلگیری یا خشونت بداند، آن را به ترسهایی پیوند میزند که در فرهنگها و دورههای مختلف تکرار شدهاند. بااینحال، مستند گاهی بیش از آنکه پیوندها را بهصورت روایی و منسجم باز کند، آنها را کنار هم میچیند و از مخاطب میخواهد خودش رابطهشان را بسازد.
این شیوه برای بینندهٔ علاقهمند به تحلیل نمادین پربار است، اما ممکن است برای کسی که به دنبال توضیح روشن و مرحلهبهمرحله است، پراکنده به نظر برسد. لاوکرفت و سرچشمههای کابوس ردّ اچ. پی. لاوکرفت در بحث مستند اهمیت ویژهای دارد؛ نه فقط به سبب موجودات هولناک، بلکه به خاطر تصور جهانی که در آن انسان مرکز آفرینش نیست و با نیروهایی مواجه میشود که از فهم و مهار او بیروناند.
«بیگانه» نیز از این احساسِ کوچکی و ناآگاهی تغذیه میکند: تهدیدی که نه با منطق انسانی سازگار است و نه بهآسانی در قالب دشمنی آشنا جای میگیرد. مستند با پیوند دادن این نگرش به جهان تاریک دن اوبانون و اچ. آر. گایگر، راهی برای فهم کیفیت بیگانهبودنِ هیولا پیش میگذارد. ارزش این بخش در آن است که تأثیر ادبی را به تقلید ساده فرو نمیکاهد.
آنچه اهمیت دارد، انتقال حالوهوا و جهانبینی است: ترس از ناشناخته، بیاعتنایی کیهان به انسان و مواجهه با چیزی که قوانین طبیعت را به شکلی ناآرامکننده بازتعریف میکند. این نگاه، بهویژه برای کسانی که «بیگانه» را بارها دیدهاند، میتواند ابعاد تازهای از فضای فیلم را آشکار کند. البته هر پیوندی که مستند مطرح میکند به یک اندازه بسط نمییابد؛ برخی ایدهها چنان زود مطرح میشوند که فرصت کافی برای رسوخ در ذهن تماشاگر پیدا نمیکنند.
« این استدلال در بهترین لحظههایش قانعکننده است. »
شخصیتها و اجرا
فرانسیس بیکن و بدنِ دگرگونشده از جذابترین مسیرهای مستند، بررسی تأثیر هنرهای تجسمی بر ظاهر و حسوحال «بیگانه» است. پرداختن به فرانسیس بیکن، بهویژه برای مخاطبی که مستندهای معمولِ پشتصحنه را دیده، تازگی دارد. در اینجا هنر بیکن تنها منبعی برای یافتن شباهتهای تصویری نیست؛ اهمیتش در نگاه بیرحمانه و ناآرامش به بدن، گوشت و دگرگونی است.
چنین نگاهی با جهان طراحی گایگر همنشین میشود؛ جهانی که در آن مرز میان ارگانیک و صنعتی، زیبایی و انزجار، و زایش و نابودی پیوسته لغزان است. این بخش نشان میدهد که طراحی ماندگار یک هیولا را نمیتوان به ظاهر عجیب آن فروکاست. ترس از چیزی برمیآید که هم آشناست و هم بهشدت بیگانه: پیکری که نشانههایی از زیست دارد، اما به شکل متعارفِ موجود زنده تن نمیدهد.
مستند با کنار هم گذاشتن هنر، طراحی و واکنش بدنی تماشاگر، یکی از مؤثرترین استدلالهایش را شکل میدهد. در این لحظات، تحلیل نمادین از حالت نظری بیرون میآید و به تجربهٔ دیداری مخاطب متصل میشود. آفرینش جمعی و مسئلهٔ اعتبار «Memory» همچنین یادآوری میکند که فیلمی چون «بیگانه» حاصل نبوغ یک نفر نیست.
شهرت عمومی معمولاً نام کارگردان را در مرکز مینشاند، اما شکلگیری چنین جهانی به همکاری نویسنده، طراح، هنرمندان، بازیگران و گروههای فنی وابسته است. مستند با برجستهکردن سهم چندین سازنده، تصویری منصفانهتر از آفرینش سینمایی ترسیم میکند: اثری که هویت نهاییاش در برخوردِ دیدگاهها و مهارتهای گوناگون شکل میگیرد.
« پرداختن به فرانسیس بیکن، بهویژه برای مخاطبی که مستندهای معمولِ پشتصحنه را دیده، تازگی دارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این تأکید، بیش از یک اصلاح تاریخی است. به استدلال کلان فیلم نیز خدمت میکند: اگر «بیگانه» از اسطورهها و تصویرهای پیشین بهره گرفته، و اگر در روند تولید از همکاری افراد بسیاری نیرو گرفته است، پس آفرینش هنری خود نوعی گفتوگو با گذشته و دیگران است. فیلم در این معنا، نه چیزی است که از ذهنی منفرد و منزوی بیرون آمده باشد، بلکه نقطهٔ تلاقی حافظههای شخصی و فرهنگی است.
بااینهمه، مستند همهٔ مسیرهای تولید را به یک اندازه دنبال نمیکند و برخی جنبههای پشتصحنه را کنار میگذارد؛ از همین رو برای کسی که خواهان تاریخ جامع ساخت فیلم است، ممکن است ناکافی بماند. ساختار پرشدار و آغاز کمجاذبه ضعف اصلی مستند در نحوهٔ چیدن ایدههایش دیده میشود. حرکت از اسطوره به ادبیات، از خاطرهٔ شخصی به هنر مدرن و سپس به تاریخ تولید، همیشه با پلی محکم همراه نیست.
این پرشها گاه حس کشف و تداعی میآفرینند، اما گاه تمرکز را از دست میدهند و اجازه نمیدهند یک مسیر تحلیلی تا پایان بهخوبی شکل بگیرد. فیلم اطلاعات و برداشتهای جذابی عرضه میکند، ولی برخی از آنها بیشتر شبیه یادداشتهایی در حاشیهٔ یک موضوع بزرگاند تا اجزای یک استدلال پیوسته. آغاز مستند نیز ممکن است برای بخشی از مخاطبان فاصلهگذار باشد.
فیلم از همان ابتدا با رویکردی تفسیری و نمادین پیش میرود و فوراً به جذابیت آشنای بازگوییِ روند تولید تکیه نمیکند. این انتخاب با هدف اثر سازگار است، اما ورود به جهان آن را دشوارتر میسازد؛ بهخصوص برای تماشاگری که انتظار دارد ابتدا با روایت روشن و ملموسی از ساختهشدن فیلم روبهرو شود.
« ساختار پرشدار و آغاز کمجاذبه ضعف اصلی مستند در نحوهٔ چیدن ایدههایش دیده میشود. »
قوتها و کاستیها
در ادامه، هنگامی که پیوندها و پرسشهای محوری آشکارتر میشوند، مستند جان میگیرد، اما شروع آن برای همه به یک اندازه گیرایی ندارد. تجربهٔ تماشا و مخاطب مناسب این فیلم بیش از آنکه راهنمایی جامع برای تمام جزئیات «بیگانه» باشد، دعوتی است به دوبارهدیدن آن با پرسشهایی تازه. مخاطبی که با فیلم اصلی آشناست، احتمالاً از پیوندهای فرهنگی و هنری و از توجه به سهم چندین نفر در آفرینش اثر لذت خواهد برد.
در مقابل، بینندهای که به دنبال مجموعهای منظم از اطلاعات تولید، شرح کامل تصمیمهای سازندگان یا روایتی جامع از پشتصحنه است، ممکن است از تأکید مستند بر تفسیر و نمادپردازی رضایت کامل نداشته باشد. «Memory» در بهترین لحظاتش کاری فراتر از گردآوری اطلاعات انجام میدهد: تماشاگر را وامیدارد تصویر هیولا را در زمینهای گستردهتر ببیند و از خود بپرسد چه چیزی یک کابوس را به اسطورهای پایدار تبدیل میکند.
اما در لحظات کماثرتر، چنان شتابزده میان ایدهها جابهجا میشود که پاسخها پیش از آنکه شکل بگیرند، جای خود را به پرسش بعدی میدهند. همین دوگانگی، تجربهٔ تماشا را هم پربار میکند و هم نابرابر. جمعبندی «Memory: The Origins of Alien» مستندی کنجکاو و بلندپروازانه است که به جای تکرار صرفِ روایتهای آشنای پشتصحنه، میکوشد از ریشههای اسطورهای، ادبی و هنری «بیگانه» پرده بردارد.
توجه به لاوکرفت، فرانسیس بیکن، گایگر و نقش سازندگان متعدد، به آن ظرفیت کشف و بازاندیشی میدهد؛ بهویژه آنجا که نشان میدهد یک اثر سینمایی چگونه از حافظهٔ فرهنگی و همکاری جمعی نیرو میگیرد. در برابر این امتیازها، ساختار پراکنده، آغاز نهچندان گیرا و جاافتادن برخی بخشهای تاریخ تولید قرار دارد.
« همین دوگانگی، تجربهٔ تماشا را هم پربار میکند و هم نابرابر. »
جمعبندی
بنابراین، این فیلم را باید نه گزارشی کامل از چگونگی ساختهشدن «بیگانه»، بلکه جستاری تصویری دربارهٔ سرچشمههای کابوس آن دانست. جستاری که همهٔ مسیرهایش را به یک اندازه به پایان نمیرساند، اما پرسشهای جذابی پیش میکشد و تماشاگر را با نگاهی تازه به یکی از ماندگارترین هیولاهای سینما بازمیگرداند.



ثبت دیدگاه