نقد و بررسی
نقد در جنگ با ارتش (At War with the Army) | 1950
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
دو رفیق در چرخدندههای پادگان «در جنگ با ارتش» کمدی موزیکالی است که فضای نظامی را نه میدان نبرد و قهرمانی، بلکه مجموعهای از مقررات، انتظارها و کارهای روزمره تصویر میکند. فیلم به کارگردانی Hal Walker و با بازی Dean Martin و Jerry Lewis، دو همکار پیشینِ کلوپ شبانه را در موقعیتی تازه قرار میدهد: Vic Puccinelli گروهبانی است که خواهان انتقال به مأموریتی فعال در خارج از کشور است؛ Alvin Korwin، سربازی دستوپاچلفتی، بیشتر به گرفتن مرخصی و دیدار با خانوادهاش میاندیشد.
همزمان، آمادهسازی برای برنامهٔ هنری پادگان، بستری برای آواز، شوخی و آشفتگی فراهم میکند. این طرح ساده بیش از آنکه راهی به سوی کشمکش دراماتیک بزرگ باشد، بهانهای است برای تماشای برخورد دو شخصیت و سنجیدن ظرفیت کمدی آنها در موقعیتهای روزمره. کمدیِ روزمرگی و بروکراسی نیروی اصلی فیلم از تضاد میان انتظارات شخصیتها و واقعیت کُند و مقرراتزدهٔ پادگان میآید.
Puccinelli از یکنواختی کار اداری دلزده است و میخواهد کاری پرهیجانتر انجام دهد؛ Korwin، برخلاف او، میکوشد از دردسر دور بماند و فرصتی برای دیدن همسر و نوزادش پیدا کند. این اختلاف خواستهها، بنیان شوخیهای فیلم را شکل میدهد: یکی از وضع موجود ناراضی است چون میخواهد بیشتر درگیر شود، و دیگری چون میخواهد کمتر درگیر شود.
ارتش در این روایت کمتر نهادی حماسی است و بیشتر دستگاهی است که آدمها را در برنامهها و سلسلهمراتب خود جا میدهد. شوخی با همین تناقضها، فیلم را در بهترین لحظههایش سرزنده میکند. بااینحال، موقعیتها اغلب بهجای آنکه به یک خط روایی محکم خدمت کنند، جداجدا عرضه میشوند. پادگان و برنامهٔ هنری امکان میدهند تا صحنهای کمیک پس از صحنهٔ دیگر بیاید، اما پیوند میان آنها همیشه به اندازهای نیرومند نیست که تماشاگر را به دنبال نتیجهای دراماتیک بکشاند.
« همزمان، آمادهسازی برای برنامهٔ هنری پادگان، بستری برای آواز، شوخی و آشفتگی فراهم میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
در نتیجه، فیلم بیشتر شبیه رشتهای از دردسرها و اجراهای کوچک است تا داستانی که با گامهایی سنجیده به سوی نقطهٔ اوج حرکت کند. دوگانگیِ مارتین و لوئیس هستهٔ اجرایی اثر، تضاد میان خونسردی Dean Martin و انرژی جسمانی و آشفتهٔ Jerry Lewis است. Martin با طمأنینه و نوعی فاصلهگذاری بازی میکند؛ شخصیت او معمولاً چنین مینماید که آشوب پیرامونش را میبیند، اما حاضر نیست به همان اندازه در آن غرق شود.
Lewis در سوی مقابل، بدن و صدا را به ابزار اصلی کمدی بدل میکند: واکنشهای اغراقشده، دستپاچگی و شکستهای کوچک او، هر موقعیت را به فرصتی برای نمایش بدل میسازد. این دوگانگی در بهترین صحنهها تعادل خوشایندی دارد؛ یکی آشفتگی را به راه میاندازد و دیگری با خونسردی، آن را برجستهتر میکند.
بااینهمه، تقسیم کار میان آن دو گاه بیش از اندازه آشکار است. تماشاگر ممکن است احساس کند Lewis موظف است بار اصلی خنده را بر دوش بکشد و Martin عمدتاً نقش همراهِ آرام و تماشاگر را دارد. این عدمتوازن در برخی لحظات به سود فیلم است، زیرا تضاد روشن و قابلفهمی میسازد؛ اما گاهی نیز دامنهٔ بازی دو بازیگر را محدود میکند.
رابطهٔ قدیمی این دو شخصیت، بیش از آنکه با گفتوگوهای عمیق یا تحول عاطفی گسترش یابد، از راه عادت، کلکل و همکاری نمایشی قابلدرک است. آواز و نمایش در دل روایت وجه موزیکال فیلم، صرفاً آرایهای برای فاصلهگرفتن از داستان نیست؛ با پیشینهٔ دو شخصیت بهعنوان همکاران سرگرمی پیوند دارد. آوازها و اجرای برنامهٔ هنری، فضایی فراهم میکنند تا Martin و Lewis بار دیگر مهارتهایی را به نمایش بگذارند که پیش از ورودشان به ارتش داشتهاند.
« بااینهمه، تقسیم کار میان آن دو گاه بیش از اندازه آشکار است. »
شخصیتها و اجرا
موسیقی به فیلم لحنی سبکتر میدهد و گاهی از صحنههای روزمرهٔ پادگان، موقعیتی برای اجرا میسازد. بازآفرینی طنزآمیز بخشی از «Going My Way» نیز نشان میدهد که فیلم از ارجاع به فرهنگ عامه و بازی با شکلهای آشنای سرگرمی پرهیز ندارد. اما همین پیوند میان داستان و نمایش همیشه کامل نیست. گاهی ترانه یا اجرای کمدی چنان مستقل میایستد که انگار فیلم برای مدتی از روایت اصلی کناره میگیرد.
برای تماشاگرانی که از ترکیب موسیقی و شوخیهای صحنهای لذت میبرند، این توقفها بخشی از جذابیت اثر است؛ برای کسانی که انتظار دارند هر صحنه مسیر داستان را پیش ببرد، ممکن است فاصلهگیر و کندکننده باشد. موسیقی رنگی دلنشین به اثر میافزاید، ولی بهتنهایی نمیتواند پراکندگی ساختار را برطرف کند.
کارگردانی و حس تئاتری فیلم از نمایشی به قلم James Allardice اقتباس شده و این خاستگاه در شکل اجرای آن احساس میشود. بخش قابلتوجهی از کنش در فضاهای محدود و موقعیتهایی میگذرد که بر گفتوگو، ورود و خروج شخصیتها، و اجرای مستقیم شوخی تکیه دارند. در این انتخاب، نوعی سادگی و صمیمیت وجود دارد: تماشاگر بهسرعت قواعد فضا را میشناسد و میتواند توجه خود را بر بازی بازیگران متمرکز کند.
در عوض، محدودماندن صحنهها و تأکید بر اجرای رودررو، به فیلم حالوهوایی تئاتری میدهد. دوربین و میزانسن کمتر میکوشند جهان پادگان را به فضایی گسترده و پرتحرک تبدیل کنند؛ بنابراین، حرکت فیلم بیشتر از تغییر مکانها، از حضور بازیگران و واکنشهایشان نیرو میگیرد. این شیوه با ماهیت نمایشمحور فیلم سازگار است، اما در بخشهایی ریتم را کند میکند.
« موسیقی به فیلم لحنی سبکتر میدهد و گاهی از صحنههای روزمرهٔ پادگان، موقعیتی برای اجرا میسازد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
وقتی شوخیها پیاپی به نتیجهای تازه نمیرسند، تکرار همان الگوها بیش از آنکه ضرباهنگ بسازد، احساس ایستایی پدید میآورد. شوخیهایی میان کامیابی و تکرار کمدی فیلم بیش از آنکه بر پیچیدگی موقعیت یا ظرافت زیرمتن تکیه کند، از برخورد شخصیتها با نظم پادگان و از ناکامیهای روزمرهٔ Korwin بهره میگیرد.
این روش در آغاز مؤثر است، زیرا تماشاگر با نوع رابطهها و قواعد فضای نظامی آشنا میشود و میتواند از فاصلهٔ میان قصد شخصیت و نتیجهٔ ناخواستهٔ کارش لذت ببرد. حضور گروهبان McVey نیز امکان برخورد با اقتدار خشک و مقررات را فراهم میکند؛ شخصیتی که فشار بیرونی را به آشفتگی درونی دو دوست پیوند میزند.
ضعف زمانی پدیدار میشود که شوخیها به الگوهای آشنا محدود بمانند: دستپاچگی، سوءتفاهم، واکنش اغراقآمیز و تقابل با مافوق. این عناصر همچنان میتوانند لحظههایی خندهآور بسازند، اما فیلم همیشه آنها را بهقدر کافی دگرگون نمیکند. ازاینرو، کیفیت کمدی یکنواخت نیست؛ صحنههایی سرحال و مؤثر در کنار بخشهایی قرار میگیرند که بیش از آنکه پیشرفت کنند، همان انرژی را بازتولید میکنند.
فیلم در بهترین حالتش از شناخت دقیق تیپهای کمدی خود بهره میبرد، و در ضعیفترین حالت، به همان تیپها بسنده میکند. جایگاه فیلم در کارنامهٔ دو بازیگر «در جنگ با ارتش» را میتوان بهمنزلهٔ نمایشی از سازوکار دو نفرهٔ Martin و Lewis دید: تقابل میان بازیگرِ خونسرد و اجراگرِ پرجنبوجوش، همراه با آواز و شوخیهای صحنهای.
« این عناصر همچنان میتوانند لحظههایی خندهآور بسازند، اما فیلم همیشه آنها را بهقدر کافی دگرگون نمیکند. »
قوتها و کاستیها
اثر بیش از آنکه از طرحی منسجم و پرکشش بهیاد بماند، از لحظههایی یاد میشود که این دو کنار هم قرار میگیرند و تفاوت سبکشان به نیروی کمدی تبدیل میشود. از این نظر، فیلم هم سندی از جذابیت شراکت آنهاست و هم نمونهای از محدودیتهای کمدیای که بیش از اندازه به شخصیتپردازی ثابت و مجموعهای از قطعات نمایشی وابسته است.
جمعبندی «در جنگ با ارتش» کمدی موزیکالی خوشنیت و گاه بسیار سرگرمکننده است که پادگان را صحنهٔ برخورد دو خواستهٔ متضاد میسازد: میل به مأموریت پرهیجان در برابر اشتیاق به مرخصی و زندگی خانوادگی. شیمی میان Dean Martin و Jerry Lewis، شوخیهای موقعیتمحور و ترانهها به فیلم گرما و جنبوجوش میبخشند.
در سوی دیگر، پراکندگی روایت، تکرار برخی شگردهای کمدی و اجرای تئاتری، مانع از آن میشوند که اثر به یک کمدی منسجم و پیوسته بدل شود. ارزش آن بیش از هر چیز در تماشای هماهنگی و تفاوت دو بازیگر اصلی و در لحظههای سبک و نمایشیاش نهفته است؛ فیلمی که با وجود نابرابری کیفیت بخشهایش، جذابیت شراکت هنریِ مرکز خود را آشکار میکند.
« شیمی میان Dean Martin و Jerry Lewis، شوخیهای موقعیتمحور و ترانهها به فیلم گرما و جنبوجوش میبخشند. »



ثبت دیدگاه