نقد و بررسی
نقد شگفتی (The Wonder) | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان واقعیت و ایمان «The Wonder» در ظاهر از معمایی ساده اما ناآرامکننده آغاز میشود: دختری یازدهساله در روستایی دورافتاده در ایرلند مدعی است ماهها چیزی نخورده و بااینحال زنده مانده است. پرستاری انگلیسی مأمور میشود او را زیر نظر بگیرد و روشن کند با پدیدهای خارقالعاده روبهروست یا با حقیقتی انسانی که در لفافه ایمان و خرافه پنهان شده است.
اما فیلم بهتدریج نشان میدهد پرسش مهمتر این نیست که چگونه چنین چیزی ممکن است؛ بلکه این است که چه کسانی از باورکردن آن سود میبرند و بهای این باور را چه کسی میپردازد. داستان در سال ۱۸۶۲ میگذرد؛ زمانی که اثر قحطی بزرگ هنوز بر زندگی و حافظه مردم ایرلند سنگینی میکند. همین پسزمینه تاریخی، معما را از یک کنجکاوی عجیب به مسئلهای اجتماعی و اخلاقی بدل میسازد.
فیلم در پی آن نیست که صرفاً تماشاگر را با پرسش «معجزه یا فریب؟» سرگرم کند؛ میخواهد نشان دهد چگونه رنج واقعی میتواند در فضای ترس، فقر و اقتدار مذهبی به روایتی دلخواه تبدیل شود. لیب؛ پرستار، ناظر و غریبه فلورنس پیو در نقش لیب رایت، نیروی محوری فیلم است. او زنی است حرفهای، محتاط و سختجان که در مقام پرستار با نشانههای جسمانی و واقعیتهای عینی سروکار دارد؛ اما گذشتهای دردناک نیز همراه اوست و فاصلهای عاطفی میانش و جهان اطراف ایجاد میکند.
پیو این دو وجه را با بازیای کمادعا کنار هم مینشاند: در ظاهر، لیب ممکن است سرد و منضبط به نظر برسد، اما زیر این خویشتنداری، اندوه و آسیبپذیریای موج میزند که بهتدریج آشکار میشود. مهمتر آنکه لیب در این روستا فقط ناظر نیست؛ خودش نیز بیرونی و بیگانه است. انگلیسیبودنش، جایگاهش را در اجتماع پیچیده میکند و اعتماد مردم را دشوارتر میسازد.
« داستان در سال ۱۸۶۲ میگذرد؛ زمانی که اثر قحطی بزرگ هنوز بر زندگی و حافظه مردم ایرلند سنگینی میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
نگاه او به ماجرا بر مشاهده و آزمون استوار است، حال آنکه جامعه از پیش چارچوبی برای تفسیر آن ساخته است. این تقابل، بازی پیو را از ایفای نقش یک کارآگاه ساده فراتر میبرد: او زنی است که باید هم با معمای پیش رویش دستوپنجه نرم کند و هم با دیواری از پیشداوری، سوگ و مناسبات قدرت. آنا و سنگینی روایتهای خانوادگی آنا اودانل، با بازی کیلا لرد کسیدی، در مرکز معما قرار دارد؛ اما فیلم او را به صرف یک «مورد» یا پدیدهای تماشایی تقلیل نمیدهد.
حضور آرام و شکنندهاش، در کنار اصرار کودکانه و در عین حال جدیاش بر باورهای خود، حس ناآرامی قصه را تقویت میکند. آنا در جهانی زندگی میکند که بزرگسالان مدام درباره بدن، روح و سرنوشتش تصمیم میگیرند، بیآنکه لزوماً صدای او را بشنوند. خانوادهاش نیز صرفاً مانعی برای کشف حقیقت نیستند.
آنان در فضایی از ایمان، عزا و فشار اجتماعی شکل گرفتهاند و رفتارشان را نمیتوان جدا از این شرایط فهمید. فیلم با دقت نشان میدهد که چگونه یک روایت خانوادگی میتواند به سپری در برابر پرسشهای بیرونی تبدیل شود؛ روایتی که ممکن است برای اعضای خانواده معنای آرامش یا رستگاری داشته باشد، اما در عمل برای کودک آسیبپذیر پیامدهایی سنگین به همراه آورد.
همین تنش، رابطه لیب و آنا را به قلب عاطفی اثر بدل میکند. ایمان، علم و قدرت جامعه تقابل ایمان و علم در «The Wonder» حضوری روشن دارد، اما فیلم از تبدیل آن به جدالی ساده میان خرد و جهل پرهیز میکند. لیب نماینده مشاهده و مراقبت پزشکی است؛ در سوی دیگر، چهرههای بانفوذ روستا میکوشند پدیده را در قالبی دینی و اجتماعی معنا کنند.
« نگاه او به ماجرا بر مشاهده و آزمون استوار است، حال آنکه جامعه از پیش چارچوبی برای تفسیر آن ساخته است. »
شخصیتها و اجرا
مسئله آن است که هیچیک از این چارچوبها در خلأ عمل نمیکند: باورها با حیثیت خانواده، اقتدار نهادها و نیاز جمعی به امید درهمتنیدهاند. از اینرو، روستا خود به یکی از شخصیتهای اصلی فیلم تبدیل میشود. نگاه مردم، شایعهها و حضور زائران و کنجکاوان، دختر را از انسانی زنده به موضوعی برای تماشا بدل میکند.
پرسشهای پزشکی لیب ممکن است به نظر برخی توهین به ایمان یا تعرض به نظم محلی برسد؛ در مقابل، اصرار جامعه بر معنایی از پیش تعیینشده نیز بدن آنا را در معرض خطر قرار میدهد. فیلم در این کشاکش، بیش از آنکه بیانیهای ضد دین عرضه کند، از سازوکار قدرت میپرسد: چه کسی حق دارد حقیقت را تعریف کند و چه کسی مجبور است پیامد آن تعریف را تحمل کند؟
فضاسازی و زبان تصویر مهمترین دستاورد «The Wonder» ساختن فضایی سرد، محصور و رازآلود است. خانهها و چشماندازهای روستایی، بهجای آنکه صرفاً پسزمینهای تاریخی باشند، حس انزوا را تشدید میکنند. قابها اغلب اجازه نمیدهند جهان بیرون کاملاً در دسترس قرار گیرد؛ در نتیجه، تماشاگر همراه لیب در محیطی قدم میزند که هر نشانهاش میتواند معنایی دوگانه داشته باشد.
سکوتها و مکثها نیز به این ابهام دامن میزنند. انتخابهای دیداری فیلم گاهی آشکارا نمایشیاند. آغاز و پایان اثر با یادآوری ساختگیبودن روایت، تماشاگر را از جهان قصه بیرون میکشد و وادارش میکند درباره خودِ داستانگویی بیندیشد. این قاببندی با مضمون اصلی اثر ــ نیروی داستانها در ساختن باور و معنا ــ پیوند دارد، اما اثرگذاری آن برای همه یکسان نیست.
« از اینرو، روستا خود به یکی از شخصیتهای اصلی فیلم تبدیل میشود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
برای برخی، این تمهید لایهای تأملبرانگیز میسازد؛ برای برخی دیگر، بیش از اندازه خودآگاه و تصنعی است و پیوند عاطفی با قصه را سست میکند. ریتم و تعلیق فیلم از نوع آثار معمایی پرشتاب نیست. تعلیق آن نه از پیدرپیآمدن حادثهها، بلکه از انباشت جزئیات و کشمکش میان دانستهها و ناگفتهها شکل میگیرد.
تماشاگر، مانند لیب، میکوشد نشانهها را کنار هم بگذارد و انگیزههای آدمها را بفهمد. این روش با فضای سنگین قصه سازگار است و به اثر فرصت میدهد تا اندوه، بیاعتمادی و تنش اخلاقیاش را بپروراند. بااینحال، همان مکثهایی که در آغاز به ابهام و انتظار کمک میکنند، گاهی بیش از اندازه طولانی میشوند.
برخی صحنهها اطلاعات یا تحول تازهای به همراه ندارند و تکرار فضای غمبار، بهجای آنکه فشار دراماتیک را افزایش دهد، از نیروی آن میکاهد. بنابراین، کندی فیلم تنها یک انتخاب سبکی نیست؛ نقطهای است که میتواند برای تماشاگرِ علاقهمند به درامهای تأملی فضاساز باشد و برای مخاطبی دیگر به ملال بینجامد.
طراحی صدا، موسیقی و بازیهای مکمل فضای فیلم تنها با تصویر ساخته نمیشود. سکوتهای طولانی، صداهای محیطی و موسیقی، حس اضطرابی را پدید میآورند که همواره زیر سطح گفتوگوها جاری است. موسیقی بهجای آنکه در هر لحظه احساسات را توضیح دهد، معمولاً به سنگینی موقعیت میافزاید و به تماشاگر مجال میدهد در ابهام باقی بماند.
« ریتم و تعلیق فیلم از نوع آثار معمایی پرشتاب نیست. »
قوتها و کاستیها
این خویشتنداری با جهان روایی اثر تناسب دارد، هرچند در بعضی بخشها تأکیدهای صوتی و تصویری به مرز اغراق نزدیک میشوند. بازیهای مکمل نیز فضای اجتماعی قصه را باورپذیر میکنند. شخصیتهای روستایی هرکدام با زبان و انگیزهای خاص به ماجرا مینگرند و همین تفاوت، مانع از آن میشود که جامعه به تودهای یکدست از مخالفان لیب تبدیل شود.
بااینهمه، فیلم در نهایت بیش از هر چیز بر دو بازیگر اصلی تکیه دارد: پیو که بار عاطفی و فکری روایت را بر دوش میکشد، و کسیدی که با حضوری ظریف، آسیبپذیری آنا را به مرکز توجه بازمیگرداند. جمعبندی «The Wonder» درامی رازآلود و سنگین است که معمای یک دختر روزهدار را به پرسشی گستردهتر درباره ایمان، حقیقت، رنج و مسئولیت بدل میکند.
قوت اصلی آن بازی اثرگذار فلورنس پیو، حضور حساس کیلا لرد کسیدی و فضاسازی سردی است که تماشاگر را به دل انزوای روستا میبرد. فیلم همچنین در ترسیم این نکته موفق است که باورهای جمعی چگونه میتوانند هم پناهگاه باشند و هم نیرویی آسیبزا، بهویژه هنگامی که صدای فردی ضعیف در میان روایتهای بزرگسالان گم میشود.
در برابر این قوتها، ریتم کند و بعضی صحنههای کشدار، تداوم توجه را دشوار میکنند. قاببندی نمایشی ابتدا و انتهای اثر نیز ایدهای قابلتأمل دارد، اما ممکن است برای گروهی از تماشاگران مصنوعی جلوه کند. فیلم همه پرسشهایش را به شکلی رضایتبخش نمیبندد و از گشودگی پایانبندیاش میتوان هم بهعنوان دعوتی برای تأمل یاد کرد و هم آن را نوعی ناتمامی دانست.
« بازیهای مکمل نیز فضای اجتماعی قصه را باورپذیر میکنند. »
جمعبندی
در مجموع، اثری است که بیش از آنکه با پاسخهای قطعی به یاد بماند، با فضای خفهکننده، بازی محوری پیو و پرسش اخلاقیاش درباره کسانی که به جای دیگران حقیقت را روایت میکنند، در ذهن میماند.



ثبت دیدگاه