نقد و بررسی
نقد مت و مارا (Matt and Mara) | 2024
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشتِ یک دوستی به منطقهای نامعلوم «مت و مارا» ساختهٔ Kazik Radwanski، در ظاهر قصهای آشنا دارد: زنی متأهل دوباره با مردی از گذشته روبهرو میشود و نزدیکی میان آن دو، پرسشهایی را دربارهٔ وفاداری، میل و انتخاب پیش میکشد. اما فیلم علاقهای به تبدیل این موقعیت به ملودرامی پرحادثه ندارد.
بهجای آن، بر لحظههای کوچک و مکثهای ظاهراً بیاهمیت متمرکز میشود؛ جاهایی که شخصیتها حرف میزنند، موضوع را عوض میکنند، به هم نگاه میکنند و در عین حال از بیان آنچه واقعاً میخواهند طفره میروند. حاصل، روایتی کمصدا و صمیمی است که نیروی خود را نه از پیچشهای داستانی، بلکه از ابهام رابطهای میگیرد که هرگز بهسادگی در یک تعریف جا نمیشود.
مارا و فاصلهای که در زندگیاش شکل گرفته مارا، با بازی Deragh Campbell، استاد جوان نویسندگی خلاق است؛ زنی که روزگارش میان کلاس درس، مسئولیتهای خانوادگی و رابطهای کمرمق با همسر موسیقیدانش تقسیم شده است. او در ظاهر زندگیای باثبات دارد، اما فیلم بهتدریج از نوعی فاصله درونی پرده برمیدارد: فاصلهای میان آنچه مارا انجام میدهد و آنچه شاید از زندگی میخواهد.
او به دیگران آموزش میدهد چگونه بنویسند، اما نسبت خودش با نوشتن، آرزوهای گذشته و صدای شخصیاش پیچیده و نامطمئن به نظر میرسد. فیلم این ناهمخوانی را با توضیح مستقیم یا گفتوگوی اعترافگونه آشکار نمیکند. شخصیت مارا در رفتارهای کوچک و واکنشهای گذرا شکل میگیرد: در مکثی پیش از پاسخ، در بیحوصلگیای که از آستانهٔ صبرش عبور میکند، یا در تلاش برای حفظ ظاهری عادی در وضعیتی که برایش چندان عادی نیست.
« اما فیلم علاقهای به تبدیل این موقعیت به ملودرامی پرحادثه ندارد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
Campbell در این نقش بهجای نمایش پررنگ احساسات، آنها را در زیرِ سطح نگه میدارد. همین بازیِ مهارشده، مارا را از قالب «زنی ناراضی در آستانهٔ انتخابی بزرگ» بیرون میآورد و به انسانی بدل میکند که حتی برای فهمیدن میل خودش هم به زمان نیاز دارد. مت؛ جذابیت و مزاحمتِ یک بازگشت بازگشت مت، نویسندهای آزادمنش و کاریزماتیک از گذشتهٔ مارا، تعادل شکنندهٔ زندگی او را بههم میزند.
Matt Johnson در نقش مت، انرژی و خوداطمینانی خاصی به فیلم میآورد؛ حضوری که میتواند هم دلنشین باشد و هم اندکی فرساینده. مت با آسودگی حرف میزند، به زندگی هنری خود تکیه دارد و اغلب چنان رفتار میکند که گویی صمیمیتِ گذشته هنوز مجوزی برای نزدیکی امروز است. او بهسادگی به زندگی مارا وارد میشود، اما فیلم اجازه نمیدهد این ورود را بیچونوچرا رمانتیک ببینیم.
نکتهٔ مهم آن است که جذابیت مت، همهٔ پیچیدگی او را نمیپوشاند. او گاهی از نظر اجتماعی بیملاحظه است و در عین حال، برخورداریاش از اعتمادبهنفس و موفقیت ادبی در برابر مسیر کمفروغتر مارا قرار میگیرد. بازگشت او فقط احیای خاطرهای خوش نیست؛ آینهای است که مارا را وادار میکند به تفاوت میان دو زندگی و دو تصور از خلاقیت نگاه کند.
فیلم در داوری دربارهٔ مت محتاط میماند و همین احتیاط، رابطهٔ دو شخصیت را از تقابل سادهٔ «همسر نامناسب» و «معشوق آرمانی» دور میکند. شیمی بازیگران و گفتوگوهای نیمهتمام قدرت اصلی فیلم در شیمی طبیعی میان Campbell و Johnson نهفته است. رابطهٔ آنها نه با اعترافهای بزرگ، بلکه با سرعت پاسخگویی، شوخیهای خشک، جابهجاییهای ناگهانی موضوع و سکوتهایی شکل میگیرد که از خود کلمات معنادارترند.
« Campbell در این نقش بهجای نمایش پررنگ احساسات، آنها را در زیرِ سطح نگه میدارد. »
شخصیتها و اجرا
گفتوگوها حالوهوای مکالمهٔ واقعی دارند: گاهی پراکنده و نامرتباند، گاهی از موضوعی پیشپاافتاده آغاز میشوند و به نقطهای عاطفی میرسند، بیآنکه شخصیتها آن نقطه را صریحاً نامگذاری کنند. همین طبیعیبودن، هم فضیلت فیلم است و هم چالش آن. وقتی بازیگران از پس انتقال زیرمتن برمیآیند، مخاطب میتواند در فاصلهٔ میان جملهها مشارکت کند و معنای رابطه را خودش بسازد.
اما اگر این ضرباهنگ با تماشاگر همراه نشود، مکالمههای طولانی ممکن است تکراری یا بیشازحد کمحادثه جلوه کنند. فیلم از ما میخواهد نه فقط به آنچه گفته میشود، بلکه به آنچه ناگفته باقی میماند گوش بدهیم؛ خواستهای که برای برخی تماشاگران دلپذیر و برای برخی دیگر دشوار خواهد بود. صمیمیت، میل و مسئلهٔ تعریفناپذیری «مت و مارا» در مرکز خود پرسشی ساده اما دشوار دارد: آیا نزدیکی عاطفی الزاماً باید به رابطهای عاشقانه تبدیل شود؟
فیلم پاسخ قطعی عرضه نمیکند و بهجای آن، ناپایداری مرزهای میان دوستی، کشش و وابستگی را بررسی میکند. مارا در زندگی زناشوییاش با خلأهایی روبهروست، اما این بهتنهایی توضیح نمیدهد چرا مت برای او اهمیت دارد. حضور او یادآور نسخهای دیگر از گذشته و شاید امکانهای محققنشده است، اما رابطهشان در همان حال از عدمتوازن و سوءتفاهم نیز خالی نیست.
سفر مشترک آن دو به کنفرانسی بیرون از شهر، این ابهام را به فضای فیزیکی تازهای میبرد. فاصله گرفتن از محیط روزمره، امکان گفتوگویی نزدیکتر را فراهم میکند، اما جاده و مقصد بهانهای برای حل آسان تنشها نیستند. فیلم از سفر بهعنوان سکوی پرتاب یک ماجرای پرهیجان استفاده نمیکند؛ آن را به امتداد همان مکالمههای ناتمام بدل میسازد.
« همین طبیعیبودن، هم فضیلت فیلم است و هم چالش آن. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
کشش میان مارا و مت بیشتر از آنکه با اتفاقی بیرونی تعریف شود، از تغییر تدریجیِ شیوهٔ حضورشان در کنار یکدیگر پدید میآید. شیوهٔ تصویرگری و توجه به جزئیات روزمره دوربین فیلم به چهرهها نزدیک میشود و اغلب تماشاگر را در فاصلهای صمیمی از شخصیتها قرار میدهد. این انتخاب، با تمرکز روایی بر نگاهها و واکنشهای ریز هماهنگ است: صورتها به میدان اصلی درام تبدیل میشوند و کوچکترین تغییر حالت میتواند معنایی عاطفی پیدا کند.
در عوض، چنین رویکردی تنوع بصری فیلم را محدود میکند. نماهای نزدیکِ پیدرپی و گفتوگوهای ممتد ممکن است حس یکنواختی بسازند، بهویژه برای کسی که از درام انتظار حرکت بصری یا دگرگونیهای پررنگتری دارد. بااینحال، نگاه فیلم به امور عادی صرفاً حاصل کمبود حادثه نیست. جزئیاتی که در روایتی متعارف بهسادگی حذف میشدند، اینجا به حامل معنا بدل میشوند؛ از رفتوآمدهای معمول گرفته تا موقعیتهایی که در آن شخصیتها در حال آمادهشدن، منتظرماندن یا روبهروشدن با تصویر خود هستند.
طنز خشک فیلم نیز از همین نگاه میجوشد. شوخیها اغلب بهجای آنکه صحنه را به خندهای آشکار برسانند، غرابت رفتار اجتماعی را برجسته میکنند و به تلخی ملایم روابط میافزایند. ریتم و حدود درام کمحادثه فیلم با آگاهی از محدودیتهای روایت خود پیش میرود: حادثهٔ بزرگ یا گرهگشایی پرطمطراقی در کار نیست و تنشها بیشتر در فضای میان شخصیتها انباشته میشوند.
این انتخاب با مضمون اثر تناسب دارد، زیرا در زندگی واقعی بسیاری از تصمیمهای عاطفی در لحظهای نمایشی و روشن رخ نمیدهند؛ گاهی رابطهای تغییر میکند، بیآنکه طرفین بتوانند دقیقاً بگویند چه زمانی و چگونه. از این نظر، خویشتنداری فیلم بخشی از دقت مشاهدهگرانهٔ آن است. اما همین امتناع از اوجگیری میتواند به ضعف بدل شود.
« در عوض، چنین رویکردی تنوع بصری فیلم را محدود میکند. »
قوتها و کاستیها
بعضی موقعیتها از نظر احساسی وعدهٔ تحولی مهم میدهند، ولی فیلم تعمداً از تبدیل آن وعده به اوج دراماتیک روشن پرهیز میکند. نتیجه ممکن است برای تماشاگرانی که انتظار دارند تنشها به تصمیمی قاطع یا پیامدی آشکار برسند، کممایه به نظر برسد. پایانبندی نیز بهتر است نه بهعنوان پاسخ نهایی، بلکه در امتداد همین علاقه به ابهام و جزئیات دیده شود؛ فیلم بیشتر بر اثرِ باقیماندهٔ یک رابطه تکیه میکند تا بر حلوفصل کامل آن.
جمعبندی «مت و مارا» درامی کوچکمقیاس و شخصیتمحور است که به جای ساختن ماجرایی پرحادثه، به کیفیت شکنندهٔ ارتباط انسانی نزدیک میشود. بازیهای ظریف Deragh Campbell و Matt Johnson، گفتوگوهای زنده و طنز خشک فیلم، رابطهای باورپذیر و چندپهلو میسازند؛ رابطهای که هم جذابیت دارد و هم ناراحتی، هم یادآور گذشته است و هم پرسشبرانگیز در اکنون.
تمرکز بر نماهای نزدیک، ریتم آرام و نبودِ اوج دراماتیک ممکن است برای بخشی از مخاطبان صبرآزما باشد، اما برای تماشاگرانی که از سکوتها و رفتارهای روزمره معنایی عاطفی میجویند، این خویشتنداری بخشی از جذابیت اثر است. فیلم در نهایت بیش از آنکه دربارهٔ رسیدن به پاسخ باشد، دربارهٔ دشواریِ فهمیدن پرسشهایی است که آدمی از خودش و از دیگری پنهان میکند.



ثبت دیدگاه