نقد و بررسی
نقد تفنگدار (The Gunman) | 2015
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت مردی از خشونت «The Gunman» با تصویری از مردی آغاز میشود که کوشیده گذشتهاش را پشت سر بگذارد، اما نه خاطره و نه پیامدهای جسمی و اخلاقی آن گذشته بهآسانی رهایش نمیکنند. جیم تریر، آدمکش سابقی که سالها پیش در کنگو مأموریتی سیاسی را به انجام رسانده، اکنون در کار حفر چاه است؛ تلاشی برای جبران، یا دستکم برای ساختن چیزی که با ویرانی پیشین او در تضاد باشد.
این تقابل، ظرفیت دراماتیک روشنی دارد: مردی که زمانی مرگ را از فاصلهای امن رقم میزد، حالا میخواهد آب و زندگی را به زمین بازگرداند. فیلم از همان ابتدا به این پرسش نزدیک میشود که آیا جبران گذشته واقعاً ممکن است، یا آدمی ناگزیر است بار کردارهایش را با خود حمل کند. بااینحال، «The Gunman» بیش از آنکه این پرسش را در لایههای شخصیت و موقعیت بکاود، آن را بهانهای برای راهاندازی یک تعقیبوگریز بینالمللی میکند.
جیم پس از آنکه جانش در خطر قرار میگیرد، ناچار میشود در پی منشأ تهدید برود؛ جستوجویی که او را به لندن، بارسلونا و آدمهایی از گذشتهاش میکشاند. طرح آشناست و فیلم نیز چندان نمیکوشد آن را از مسیرهای شناختهشده دور کند. تریلری سیاسی با روایتی آشنا کارگردانی Pierre Morel، که پیشتر در سینمای اکشن نشان داده بود به تعقیب، درگیری و طراحی موقعیتهای پرتنش علاقه دارد، اینجا با روایتی سیاسیتر روبهروست.
فیلم میخواهد هم داستان انتقام و بقا باشد، هم درباره نقش شرکتهای قدرتمند در منازعات آفریقا حرف بزند، و هم مطالعهای بر عذاب وجدان یک مأمور سابق ارائه کند. این سه مسیر بالقوه میتوانستند یکدیگر را غنی کنند؛ اما در عمل، پیوندشان اغلب سست میماند. وجه سیاسی اثر در پسزمینهای مهم و قابلتوجه شکل میگیرد: منافع اقتصادی، خشونت سازمانیافته و سرنوشت مردمی که در معادلات قدرت به حاشیه رانده میشوند.
« طرح آشناست و فیلم نیز چندان نمیکوشد آن را از مسیرهای شناختهشده دور کند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
اما این مضمون بیشتر به صورت چارچوبی برای توجیه ماجرا حضور دارد تا نیرویی که روایت را از درون دگرگون کند. فیلم گاه بهروشنی اعلام میکند که درباره فساد و بهرهکشی است، ولی کمتر اجازه میدهد این ایدهها از دل انتخابهای شخصیتها و پیامدهای ملموس آنها سربرآورند. نتیجه، اثری است که نیت سیاسیاش روشنتر از پرداخت سیاسی آن است.
شان پن؛ بدن آماده، شخصیت ناتمام Sean Penn در نقش جیم تریر حضوری جدی و فیزیکی دارد. آمادگی بدنی او برای نقش، از نخستین لحظهها آشکار است و در صحنههای درگیری به شخصیت اعتبار میبخشد: این مرد صرفاً قهرمانی نیست که بهواسطه تدوین و بدلکاری از خطرها جان به در ببرد، بلکه بدنش باید داستان سالهای خشونت و تمرین را بازتاب دهد.
پن همچنین در لحظههای خاموش، با چهرهای فرسوده و نگاهی آکنده از بیخوابی و پشیمانی، میکوشد لایهای انسانی به قهرمان اکشن فیلم اضافه کند. بااینهمه، فیلمنامه بهاندازهای که از توان بازیگر بهره میگیرد، شخصیت را گسترش نمیدهد. آسیبهای روانی و جسمانی جیم میتوانند به محور اصلی تجربه او تبدیل شوند؛ نشانههایی از این آسیبها در فیلم هست، اما اغلب به کارکردی موقعیتی فروکاسته میشوند و هرگاه قرار است صحنهای پرتنشتر شود، دوباره به یادمان میآیند.
احساس گناه او نیز بیشتر در چهره و رفتارهای محدودش دیده میشود تا در تصمیمهایی که معنای اخلاقی پیچیدهای داشته باشند. پن برای نقشی کموبیش متعارف حضوری پرقدرت فراهم میکند، اما مواد دراماتیک فیلم مجال چندانی برای ژرفا یافتن او باقی نمیگذارند. بازیگران مکمل و فرصتهای ازدسترفته Javier Bardem، با توانایی شناختهشدهاش در ساختن شخصیتهایی آشفته و چندپهلو، از جمله نقاط جذاب گروه بازیگران است.
« اما این مضمون بیشتر به صورت چارچوبی برای توجیه ماجرا حضور دارد تا نیرویی که روایت را از درون دگرگون کند. »
شخصیتها و اجرا
او به نقشی که در اصل میتوانست به تیپی ساده از مرد ثروتمند و فریبکار محدود بماند، نوعی بیثباتی و تلخی میبخشد. بااینحال، شخصیت Felix بیشتر در خدمت ایجاد تنش و پیشبرد گرههای داستانی است تا آنکه به فردی مستقل با انگیزههایی کاملاً پرداختشده تبدیل شود. Idris Elba نیز با حضوری محدودتر از آنچه جایگاهش در گروه بازیگران نوید میدهد، به فیلم انرژی و وقار میبخشد.
کمبود زمان حضور او فقط مسئلهای درباره سهم یک بازیگر محبوب نیست؛ از نظر روایی هم یکی از فرصتهای ازدسترفته اثر است، زیرا شخصیت او میتوانست تعارضی جدیتر میان قانون، مصلحت و گذشته جیم ایجاد کند. در سوی دیگر، Jasmine Trinca در نقش آنی، پیوند عاطفی داستان را بر دوش میکشد، اما رابطه او با جیم بیشتر به نشانهای از گذشته ازدسترفته شبیه است تا رابطهای که تماشاگر فرصت کند تحول و پیچیدگیاش را باور کند.
به همین دلیل، بخش عاشقانه فیلم معمولاً از نظر تأثیرگذاری عقبتر از بخش تعقیب و درگیری میماند. اکشن؛ دقیق، خشن، اما کمرمق صحنههای اکشن فیلم از نظر اجرا عموماً منظم و خوشساختاند. درگیریهای تنبهتن و تیراندازیها خشونتی نسبتاً ملموس دارند و فیلم در لحظههایی که به کنش رو میآورد، از آشفتگی بیهدف فاصله میگیرد.
جیم در میدان عمل توانمند است، اما فیلم گاهی میکوشد این توانایی را با محدودیتهای جسمی و آسیبهای گذشتهاش در تضاد بگذارد؛ ایدهای که میتوانست به تعلیق و شخصیتپردازی همزمان بینجامد. مشکل آن است که اکشن نه آنقدر پرتعداد و پرشتاب است که فیلم را به تریلری بیوقفه بدل کند و نه همیشه از نظر دراماتیک چنان معنایی دارد که وقفههای میان آن را جبران کند.
« Idris Elba نیز با حضوری محدودتر از آنچه جایگاهش در گروه بازیگران نوید میدهد، به فیلم انرژی و وقار میبخشد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
صحنهها گاه با دقت طراحی شدهاند، اما نیروی رواییشان از آنها کمتر است: درگیری تمام میشود، داستان دوباره به گفتوگو و توضیح بازمیگردد، و فیلم برای مدتی از حرارتی که ساخته فاصله میگیرد. همین رفتوبرگشت، ریتم را ناهموار میکند و باعث میشود بعضی بخشها کشدارتر از نیازشان به نظر برسند.
جغرافیای دیدنی و لحن ناهماهنگ گذر میان کنگو، لندن و اسپانیا به فیلم گسترهای بصری میدهد که از امتیازهای روشن آن است. محیطها فقط پسزمینهای خنثی نیستند؛ تضاد میان فضای مأموریتهای پیشین جیم و شهرهای اروپایی، فاصله میان خشونت دوردست و زندگی امنتر را برجسته میکند. قابها و لوکیشنها در لحظههایی به اثر شکوهی جهانگردانه میبخشند و به داستان کمک میکنند حس یک توطئه فرامرزی را منتقل کند.
اما زیبایی مکانها بهتنهایی نمیتواند ناهماهنگی لحن را برطرف کند. فیلم گاهی خود را همچون درامی جدی درباره گناه و مسئولیت عرضه میکند و گاهی به سازوکارهای یک تریلر متعارف و پرزدوخورد تکیه دارد. این دو وجه میتوانستند در کنار هم کار کنند، به شرط آنکه فیلم میانشان رابطهای دقیقتر بسازد.
در عوض، تغییر لحن بعضی لحظهها را کماثر میکند: نه درام فرصت مییابد کاملاً رسوخ کند، نه اکشن آنقدر بیملاحظه و رها میشود که صرفاً به سرگرمی پرانرژی بدل شود. ریتم، پیشبینیپذیری و محدودیت فیلمنامه ضعف اصلی «The Gunman» نه در فقدان ایده، بلکه در آشنایی بیش از حد با شکل اجرای آن است.
« همین رفتوبرگشت، ریتم را ناهموار میکند و باعث میشود بعضی بخشها کشدارتر از نیازشان به نظر برسند. »
قوتها و کاستیها
مردی با گذشته تاریک، همکاران قدیمی، شبکهای از منافع پنهان و زنی که به زندگی پیشین او تعلق دارد: این عناصر برای ساختن یک تریلر کارآمد کافیاند، اما فیلم آنها را چنان پیش میبرد که مسیر کلی ماجرا بهسرعت قابل حدس میشود. پیچیدگیهای ظاهری روایت نیز همیشه به تعلیق واقعی نمیانجامند؛ گاه تنها اطلاعات بیشتری به داستان میافزایند، بیآنکه نگاه تازهای به شخصیتها یا بحران اصلی بدهند.
از سوی دیگر، فیلم گاه میان پرداختن به عذاب وجدان جیم و پیشبردن ماجرای توطئه در رفتوآمد است، بیآنکه یکی را در خدمت دیگری قرار دهد. به همین دلیل، مضمون اخلاقی اثر بیشتر اعلام میشود تا تجربه. مخاطب میتواند دریابد که جیم در پی رستگاری است، اما فیلم بهندرت او را در موقعیتی میگذارد که رستگاریاش به انتخابی دشوار و واقعاً معنادار وابسته باشد.
حاصل، داستانی قابلتماشا اما کمماندگار است؛ فیلمی که لحظههای مؤثر دارد، ولی کمتر تصویری تازه یا احساسی ماندنی از خود باقی میگذارد. جمعبندی «The Gunman» اثری است با بازیگرانی توانمند، لوکیشنهای چشمنواز و چند صحنه درگیری خوشساخت؛ فیلمی که در بهترین لحظههایش میتواند خشونت حرفهای جیم و فرسودگی درونی او را در کنار هم قرار دهد.
Sean Penn برای نقش اصلی آمادگی و جدیتی چشمگیر دارد و Javier Bardem و Idris Elba نیز، هرچند با مجال محدود، به فیلم جذابیت میبخشند. اما این امتیازها زیر سایه فیلمنامهای آشنا، ریتمی نابرابر و شخصیتی قرار میگیرند که ظرفیت روانیاش بیش از آنچه روایت نشان میدهد است. فیلم میخواهد هم تریلری سیاسی باشد، هم درامی درباره جبران گذشته و هم ماجرایی اکشن؛ ولی این خواستهها به انسجام کامل نمیرسند.
« به همین دلیل، مضمون اخلاقی اثر بیشتر اعلام میشود تا تجربه. »
جمعبندی
نتیجه، اثری نه کاملاً بیاثر و نه واقعاً بهیادماندنی است: سرگرمیای پراکنده که صحنههایی از آن به چشم میآیند، اما کلیتش پس از پایان کمتر در ذهن میماند.



ثبت دیدگاه