نقد و بررسی
نقد گراند ژته (Grand Jete) | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به رابطهای که هرگز شکل نگرفت فیلم «Grand Jeté» به کارگردانی Isabelle Stever درامی آلمانی است که از همان آغاز در پی آرامکردن تماشاگر نیست. نادیا، معلم رقص و مادری که سالها پیش پسر خردسالش، ماریو، را به مادربزرگ سپرده، دوباره وارد زندگی او میشود؛ اما بازگشت، به معنای ترمیم گذشته نیست.
میان این دو نه خاطرهای مشترک و استوار وجود دارد و نه زبان عاطفی روشنی که بتواند فاصلهٔ سالیان را پر کند. آنچه شکل میگیرد، صمیمیتی آشفته و مرزشکن است؛ رابطهای که فیلم آن را نه با داوری صریح، بلکه با سردی و فاصلهٔ حسابشدهٔ دوربین پیش میبرد. این خویشتنداری، هم سرچشمهٔ جسارت اثر است و هم علت اصلی ناآرامی آن.
بدن؛ میدان انضباط و فرسودگی یکی از هوشمندانهترین انتخابهای فیلم، پیوند دادن وضعیت نادیا به جهان رقص است. باله در اینجا صرفاً شغل یا پسزمینهای تزئینی نیست؛ نظامی از انضباط، تکرار و سرکوب است که بدن را به ابزار اجرای کمال بدل میکند. نادیا سالها با همین منطق زیسته است: حرکت باید دقیق باشد، ضعف باید پنهان بماند و درد، بخشی از مسیر است.
اما بدن که زمانی وسیلهٔ تسلط او بر جهان بوده، اکنون نشانههای فرسودگی را آشکار میکند. تضاد میان مهارت حرفهای و آسیب جسمانی، تصویری موجز از شخصیتی میسازد که هنوز میخواهد بر همهچیز مسلط باشد، درحالیکه کنترل از دستش میگریزد. عنوان فیلم نیز با این جهان جسمانی ارتباط دارد. «Grand Jeté» نام جهشی در باله است؛ حرکتی که در آن بدن برای لحظهای از زمین جدا میشود و در هوا امتداد مییابد.
« میان این دو نه خاطرهای مشترک و استوار وجود دارد و نه زبان عاطفی روشنی که بتواند فاصلهٔ سالیان را پر کند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این تصویر میتواند استعارهای از میل به گریز، عبور از محدودیت و تعلیق قواعد باشد. بااینحال، فیلم گاه آنقدر بر این پیوند تأکید میکند که نمادپردازیاش بهجای گشودن معنایی تازه، معنای موجود را دوباره تکرار میکند. قابهایی که به بدن نزدیک میشوند فضای بصری فیلم از نقاط قوت برجستهٔ آن است.
دوربین غالباً به بخشهایی از بدن نزدیک میشود: گردن، شانه، پوست یا حرکت عضلات. این انتخاب، نگاه را از تصویر کامل و آشنا دور میکند و تماشاگر را وامیدارد بدن را نه همچون کلیتی بیمسئله، بلکه بهعنوان محل ثبت فشار، آسیب و میل ببیند. قابهای تنگ و فضاهای محدود، حس محصورشدن را تقویت میکنند؛ گویی شخصیتها نه فقط در خانهها و اتاقها، بلکه در عادتها و نقشهایی نیز گرفتارند که خودشان در شکلگیریشان سهم داشتهاند.
تصویرپردازی همچنین از توضیحدادن پرهیز میکند. گاهی آنچه بیرون قاب میماند بهاندازهٔ آنچه دیده میشود اهمیت دارد. این فاصلهگذاری با موضوع فیلم تناسب دارد: رابطهای که گفتوگو و توضیح قادر به مهار آن نیست، در تصاویر ناقص و نزدیک بهتر نمایان میشود. البته همین شیوه همیشه به لایهمندی نمیانجامد.
برخی نماها بیش از آنکه تجربهٔ شخصیتها را روشن کنند، بر زیبایی سرد و طراحیشدهٔ تصویر پافشاری میکنند. بازیهایی مهارشده در دل موقعیتی افراطی Sarah Nevada Grether در نقش نادیا، شخصیتی را میسازد که سخت میتوان او را در قالبهای سادهٔ قربانی یا فریبکار جای داد. بازی او متکی به نمایش بیرونی پرهیاهو نیست؛ نگاهها، مکثها و حرکات کنترلشده حامل بخش مهمی از شخصیتاند.
« این تصویر میتواند استعارهای از میل به گریز، عبور از محدودیت و تعلیق قواعد باشد. »
شخصیتها و اجرا
در او میتوان هم غرور حرفهای زنی را دید که به انضباط خو گرفته، هم خلأیی عاطفی را که پس از سالها جدایی آشکارتر شده است. این دوگانگی، نقش را از یک چهرهٔ صرفاً رسواگرانه دور میکند، حتی اگر فیلم در توضیح ریشههای روانی آن چندان پیش نرود. Emil von Schönfels نیز در نقش ماریو حضوری آرام و تا حدی رازآلود دارد.
این خویشتنداری با ابهام شخصیت سازگار است، اما به بهایی مهم: انگیزهها و نیازهای او بهاندازهٔ نادیا صورتبندی نمیشوند. تماشاگر کمتر درمییابد ماریو این بازگشت را چگونه معنا میکند و چه چیزی او را در این پیوند نگه میدارد. بنابراین، بازیها در سطح حسی مؤثرند، اما فیلمنامه همیشه مواد کافی برای تبدیل آن حس به شناختی عمیقتر فراهم نمیکند.
تابوشکنی بدون داوری آسان موضوع محوری «Grand Jeté» عامدانه بیقرارکننده است. فیلم به رابطهای خانوادگی میپردازد که از حدود متعارف فراتر میرود و از آن انتظار نمیرود با یک حکم اخلاقی آماده، مسئله را حل کند. این موضع میتواند شجاعانه به نظر برسد: اثر نمیکوشد تماشاگر را با مجازات یا موعظه از موقعیت دشوار بیرون ببرد.
در عوض، رابطه را در وضعیت تناقضآمیزش نگه میدارد و بر خلأهای عاطفی، میل به نزدیکی و پیامدهای سالها غیبت تمرکز میکند. اما بیطرفی روایی، بهخودیخود به پیچیدگی اخلاقی یا روانشناختی نمیانجامد. گاه فیلم از داوری پرهیز میکند، بیآنکه به همان اندازه به فهم عمیق شخصیتها نزدیک شود.
« Emil von Schönfels نیز در نقش ماریو حضوری آرام و تا حدی رازآلود دارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
در نتیجه، تماشاگر با موقعیتی افراطی و پرسشهایی سنگین روبهرو میشود، ولی پاسخهای دراماتیک یا روانشناختی آنقدر پرورده نیستند که وزن این پرسشها را تحمل کنند. جسارت اثر واقعی است، اما گاهی جسارت بیشتر در انتخاب موضوع دیده میشود تا در کاوش همهجانبهٔ آن. روایتی کند با ضرباهنگی یکنواخت ساختار فیلم بهتدریج پیش میرود و از الگوی درام پرشتاب فاصله دارد.
این کندی با حالوهوای سرد و فاصلهگرفتهٔ اثر سازگار است؛ تماشاگر فرصت دارد به جزئیات بدنها، نگاهها و سکوتها توجه کند. بااینحال، کمشتابی بهمرور به یکنواختی نزدیک میشود. صحنهها گاهی بیشتر بر تداوم فضای ناراحتکننده تکیه دارند تا بر تحول شخصیتها یا تغییر محسوس در کشمکش مرکزی.
به همین دلیل، رابطهٔ محوری آنچنان که باید در مسیر داستانی خود شدت نمیگیرد و اثر ممکن است برای بعضی مخاطبان بیش از اندازه ایستا به نظر برسد. این مسئله وقتی برجستهتر میشود که بدانیم فیلم در پی ایجاد ابهام است. ابهام میتواند تماشاگر را درگیر کند، اما اگر اطلاعات عاطفی اندکی دربارهٔ یکی از دو شخصیت ارائه شود، بهجای چندمعنایی، فاصله و سردرگمی پدید میآید.
«Grand Jeté» در پرداخت نادیا دستکم نشانههایی از گذشته و انضباط حرفهای او عرضه میکند؛ ماریو، در مقابل، کمتر مجال مییابد به شخصیتی مستقل و پرلایه تبدیل شود. این نابرابری، تعادل درام را محدود میکند. نمادپردازی میان دقت و تکرار باله، بدن آسیبپذیر، حرکت و قابهای بسته، عناصر تصویریاند که میتوانند در کنار هم شبکهای معنایی بسازند.
« جسارت اثر واقعی است، اما گاهی جسارت بیشتر در انتخاب موضوع دیده میشود تا در کاوش همهجانبهٔ آن. »
قوتها و کاستیها
فیلم در بهترین لحظههایش از این عناصر برای پیوند دادن کنترل جسمانی به کنترل عاطفی بهره میگیرد: نادیا میخواهد بدن را تربیت کند، میل را مهار کند و گذشته را به شکلی تازه تصاحب کند؛ اما هرچه بیشتر میکوشد همهچیز را در اختیار بگیرد، مرزها لغزندهتر میشوند. این پیوند در نگاه نخست ظریف و ثمربخش است.
بااینهمه، نمادها گاهی بیش از اندازه آشکارند. وقتی تصویر، گفتار و موقعیت همگی یک مضمون را به شکلی مشابه تکرار میکنند، فضای تفسیر محدود میشود. اثر به جای آنکه به نشانهها اجازه دهد در ذهن مخاطب گسترش یابند، گاه همان معنا را با تأکید دوباره بازمیگرداند. این تکرار، از ظرافت بالقوهٔ زبان بصری فیلم میکاهد و برخی لحظهها را بیش از آنکه رازآمیز کند، صریح و قابلپیشبینی میسازد.
جمعبندی «Grand Jeté» فیلمی نامتعارف و چالشبرانگیز است که نیروی اصلی خود را از بازیهای مهارشده، تصویرپردازی نزدیک و جسارت در انتخاب موضوع میگیرد. پیوند میان انضباط باله و فرسودگی بدن، به شخصیت نادیا بعدی دیداری و حسی میبخشد؛ قابهای محدود نیز فضای رابطهای را میسازند که در آن نزدیکی و محصورشدن به هم گره خوردهاند.
در عین حال، کمعمقی نسبی شخصیتها، بهویژه ماریو، و یکنواختی روایت مانع میشود که اثر از سطح تحریک و تأمل فراتر رود و به مطالعهای تمامعیار از روان آدمها بدل شود. این فیلم بیش از آنکه پاسخ بدهد، تماشاگر را در برابر ناراحتی و تناقض نگه میدارد. چنین رویکردی برای اثری دربارهٔ پیوندهای خانوادگی و مرزهای شکستهشده، انتخابی قابلدفاع است؛ اما پرسشبرانگیز بودن بهتنهایی جای عمق دراماتیک را نمیگیرد.
« این پیوند در نگاه نخست ظریف و ثمربخش است. »
جمعبندی
حاصل، فیلمی است که بهسادگی فراموش نمیشود، هرچند همهٔ ظرفیتهای موضوع دشوار خود را نیز بهطور کامل به کار نمیگیرد.



ثبت دیدگاه