نقد و بررسی
نقد بیب: خوک در شهر (Babe: Pig in the City) | 1998
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
دنبالهای که از مزرعه بیرون میزند «Babe: Pig in the City» بهجای آنکه موفقیت فیلم نخست را با تکرار همان فرمول دنبال کند، قهرمان کوچک خود را از قلمرو آشنای مزرعه بیرون میبرد و در دل شهری پرآشوب رها میکند. بیب که پس از پیروزی در مسابقهٔ چوپانی به خانه بازگشته، با زخمیشدن کشاورز هاگت ناچار میشود همراه خانم هاگت راهی شهر شود؛ سفری که قرار است فرصتی برای نجات مزرعه فراهم کند، اما بهسرعت به رشتهای از گرفتاریها و برخوردهای غیرمنتظره بدل میشود.
جورج میلر، که در نگارش فیلم نخست نیز نقش داشت، این بار کارگردانی را برعهده گرفته و آشکارا به دنبال ساختن اثری متفاوت است؛ فیلمی که ماجراجویی خانوادگی را با خیالپردازی نامتعارف و لحظاتی از اضطراب و تیرگی درهم میآمیزد. این فاصلهگرفتن از قسمت اول هم مهمترین جسارت فیلم است و هم منشأ اصلی اختلاف نظر دربارهٔ آن.
دنیای روستایی و نسبتاً آرام فیلم نخست جای خود را به محیطی میدهد که قواعدش کمتر روشن و چهرهاش بهمراتب بیقرارتر است. در نتیجه، «بیب در شهر» نه دنبالهای برای بازآفرینی همان حسوحال، بلکه اثری است که میخواهد تصور تماشاگر از جهان بیب را گسترش دهد؛ تصمیمی خلاقانه که گاه به نتیجهای درخشان و گاه به آشفتگی میانجامد.
« این فاصلهگرفتن از قسمت اول هم مهمترین جسارت فیلم است و هم منشأ اصلی اختلاف نظر دربارهٔ آن. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
شهری ساختهشده از رویا و اضطراب شهر فیلم بازنمایی واقعگرایانهٔ یک مکان مشخص نیست؛ منظرهای خیالی است که نشانهها و معماریهای گوناگون را کنار هم میچیند و به فضایی تقریباً افسانهای تبدیل میکند. کانالها، ساختمانهای نامتجانس و چشماندازی که یادآور چند شهر و چند فرهنگ است، از همان ابتدا حس بیثباتی میسازند.
این شهر بهجای آنکه پسزمینهای خنثی باشد، نیرویی فعال در روایت است: مکانِ برخورد بیب با ناشناختگی، فقر، خطر و تنوعی از موجودات و آدمها که هیچکدام را نمیتوان با سادگیِ روابط مزرعه شناخت. جزئیات صحنهها از جذابیتهای اصلی فیلماند. قابها اغلب شلوغاند و گوشههای تصویر نیز میتوانند میزبان شوخی، حرکت یا چهرهای تازه باشند.
تماشاگر در نخستین مواجهه ممکن است از این تراکم لذت ببرد و در عین حال اندکی سردرگم شود؛ زیرا شهر کمتر فرصت میدهد که نگاه در جایی ثابت بماند. همین ویژگی آن را به فضایی بهیادماندنی بدل میکند، اما گاهی نیز مانع میشود که رویدادها و احساسات بهآسانی در ذهن بنشینند. بیب؛ مهربانی در برابر بیرحمی در مرکز این آشوب، بیب همچنان موجودی است که با نرمی و اعتمادبهنفس کودکانهاش جهان را میسنجد.
« جزئیات صحنهها از جذابیتهای اصلی فیلماند. »
شخصیتها و اجرا
سادگی او به معنای ناآگاهی کامل نیست؛ او میبیند که دیگران ترسیدهاند، گرسنهاند یا گرفتارند، و واکنشش غالباً نه داوری، بلکه کوشش برای کمککردن است. همین ویژگی، پیوند عاطفی فیلم با اثر پیشین را حفظ میکند. هرچند پیرامون او جهان تغییر کرده، منش اخلاقیاش دستنخورده باقی مانده است. فیلم این مهربانی را در محیطی قرار میدهد که همیشه پاسخ مهربانانه نمیدهد.
برخی مواجههها تلخ یا خشناند و گاه لحن روایت ناگهان از شوخی به تهدید تغییر میکند. از این رو، بیب صرفاً وسیلهای برای ایجاد لحظههای بامزه نیست؛ حضور او پرسشی ساده اما جدی دربارهٔ رفتار با موجودات آسیبپذیر طرح میکند. تضاد میان نگاه بیآزار او و بیرحمیهایی که در شهر میبیند، به لحظههای عاطفی فیلم وزن میدهد و سبب میشود لطافت شخصیتش در میان شلوغی گم نشود.
گروهی از شخصیتهای نامتعارف شهر با مجموعهای از حیوانات و انسانهای فرعی جان میگیرد؛ شخصیتهایی که هر یک خصلت و گرفتاری خاص خود را دارند. فیلم برای حیواناتش صرفاً صدایی بامزه و نقشهایی حاشیهای در نظر نمیگیرد، بلکه آنها را به اعضای جامعهای کوچک و شکننده بدل میکند. در کنار بیب، همین شخصیتهای گوناگوناند که به فضای داستان رنگ میدهند و نشان میدهند زندگی در شهر برای هر موجودی شکل متفاوتی از دشواری دارد.
« همین ویژگی، پیوند عاطفی فیلم با اثر پیشین را حفظ میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بااینحال، فراوانی این چهرهها همیشه به معنای عمق بیشتر نیست. بعضی از آنها بیشتر برای افزودن شوخی یا حرکت به صحنه وارد میشوند تا آنکه فرصتی کافی برای شکلگیری پیدا کنند. گاه تماشاگر پیش از آنکه با شخصیتی تازه خو بگیرد، به موقعیتی دیگر پرتاب میشود. این شتاب در معرفی و جابهجایی، یکی از علتهای پراکندگی روایت است؛ اما در مقابل، حس روبهروشدن با شهری پرجمعیت و غیرقابلپیشبینی را تقویت میکند.
لحن: میان افسانهٔ خانوادگی و کابوس شهری یکی از ویژگیهای شاخص فیلم، نوسان لحن آن است. لحظهای با شوخیهای تصویری و موقعیتهای سبک روبهرو هستیم و لحظهای بعد، خطر یا درماندگی به شکلی جدی وارد قاب میشود. این تغییرها به فیلم انرژی میدهند و آن را از یک ماجرای خانوادگیِ کاملاً قابلحدس دور میکنند.
در عین حال، ممکن است برای تماشاگرانی که انتظار ادامهای گرم و آرامتر از قسمت نخست دارند، ناهماهنگ یا حتی آزاردهنده باشد. تیرگی فیلم صرفاً به معنای ترسناکبودن چند صحنه نیست؛ در نگاه آن به شهر نیز ریشه دارد. اینجا محیطی است که در آن بیخانمانی، سوءظن و بیاعتنایی به رنج دیگران در کنار عناصر خیالانگیز حضور دارند.
« بااینحال، فراوانی این چهرهها همیشه به معنای عمق بیشتر نیست. »
قوتها و کاستیها
فیلم از این تضاد برای ساختن لحظاتی تکاندهنده استفاده میکند، بیآنکه کاملاً از قالب قصهٔ خانوادگی خارج شود. نتیجه اثری است که در دستهبندی سادهٔ «فیلم کودکانه» جا نمیگیرد: ممکن است برای بزرگسالان لایههایی از تلخی داشته باشد و برای کودکان نیز گاه بیش از اندازه غریب یا سنگین جلوه کند.
ریتم و انسجام روایت ساختار روایی فیلم بیشتر بر برخوردهای پیاپی و ماجراهای شهری تکیه دارد تا بر حرکت مستقیم به سوی هدفی واحد. این شیوه با سرگردانی بیب در محیطی ناشناخته همخوان است و به فیلم فرصت میدهد موقعیتهای بصری متنوعی بسازد. اما همین پراکندگی، در بخشهایی به افت ریتم میانجامد.
بعضی صحنهها بیش از اندازه ادامه پیدا میکنند و برخی اپیزودها، با وجود جذابیت مستقل، چندان به خط اصلی داستان پیوند نمیخورند. این نابرابری سبب میشود تماشاگر گاهی با شگفتی و کنجکاوی پیش برود و گاهی منتظر بازگشت روایت به مسیر روشنتری بماند. تدوین و انباشت اتفاقها همواره نمیتوانند توازن کاملی میان خیالپردازی و پیشروی داستان برقرار کنند.
« فیلم از این تضاد برای ساختن لحظاتی تکاندهنده استفاده میکند، بیآنکه کاملاً از قالب قصهٔ خانوادگی خارج شود. »
جمعبندی
بااینحال، کندیهای مقطعی را باید در کنار بلندپروازی فیلم دید: «بیب در شهر» حاضر است بخشی از انسجام متعارف را قربانی تجربهای نامعمول کند، و این انتخاب برای بعضی مخاطبان ارزشمند خواهد بود، برای بعضی دیگر خستهکننده. جمعبندی «Babe: Pig in the City» دنبالهای است که بهجای پناهگرفتن در سایهٔ محبوبیت قسمت نخست، مسیر مستقل خود را میسازد.
شهرِ پرجزئیات و خیالیاش، برخوردهای ناگهانی میان طنز و تیرگی، و پایداریِ مهربانی بیب در برابر دشواریها، به فیلم هویتی متمایز میبخشند. در سوی دیگر، شلوغی بصری، لحن نوساندار و ریتم نامتوازن ممکن است تجربه را برای برخی تماشاگران گسسته یا ناخوشایند کند. ارزش فیلم بیش از آنکه در تکرار موفقیت قبلی باشد، در جسارتِ تغییر نهفته است.
این اثر میخواهد نشان دهد قهرمانی کوچک میتواند از مزرعهای آشنا به جهانی بیگانه قدم بگذارد، بیآنکه مهربانیاش را کنار بگذارد. نتیجه بینقص نیست، اما جسور، غریب و بهیادماندنی است؛ فیلمی که یا با خیالپردازی نامتعارفش مخاطب را جذب میکند، یا فاصلهای آگاهانه میان خود و انتظارهای او میسازد.
« ارزش فیلم بیش از آنکه در تکرار موفقیت قبلی باشد، در جسارتِ تغییر نهفته است. »



ثبت دیدگاه