نقد و بررسی
نقد روزهای ۳۶ (Days of '36) | 1972
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
تریلری سیاسی در هیئت یک معما «روزهای ۳۶» ساختهٔ تئو آنجلوپولوس، اثری است که از دل یک ماجرای ظاهراً محدود، تصویری گسترده از جامعهای گرفتار بحران میسازد. در یونانِ سال ۱۹۳۶، سوفیانوس به اتهام ترور یک رهبر کارگری زندانی شده است. او اتهام را نمیپذیرد و هنگامی که نمایندهای محافظهکار به ملاقاتش میآید، مرد را گروگان میگیرد.
از این نقطه، ماجرا به آزمونی برای دولت بدل میشود: هر تصمیمی میتواند حمایت یکی از نیروهای سیاسی را از میان ببرد و هر تأخیری نیز نشانهای از ضعف و سردرگمی حکومت باشد. آنجلوپولوس این طرح را به شکل یک تریلر پرشتاب پیش نمیبرد. تعلیق فیلم از تعقیبوگریز یا رویاروییهای پرهیاهو نمیآید؛ سرچشمهاش انتظار، سکوت و مشاهدهٔ رفتار دستگاهی است که نمیتواند قاطعانه عمل کند.
همین انتخاب، «روزهای ۳۶» را به اثری نامتعارف بدل میکند: فیلمی دربارهٔ بحران که خود نیز از هیاهوی بحران فاصله میگیرد و تماشاگر را وامیدارد در دل سکون، فشار و تهدید را حس کند. زندان بهمثابه تصویر یک نظام زندان در فیلم صرفاً محل وقوع بخش مهمی از داستان نیست؛ صورت فشردهای از جهانی است که مرزهای آزادی را پیوسته تنگتر میکند.
« در یونانِ سال ۱۹۳۶، سوفیانوس به اتهام ترور یک رهبر کارگری زندانی شده است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
دیوارها، راهروها، اتاقها و درهای بسته فضایی میسازند که در آن حرکت همواره محدود و نظارت دائمی به نظر میرسد. آدمها در این محیط، بیش از آنکه آزادانه تصمیم بگیرند، به موقعیتهایی رانده میشوند که ساختار قدرت برایشان تعیین کرده است. میزانسنهای دقیق و قاببندیهای کنترلشده این احساس را تقویت میکنند.
دوربین اغلب از فاصله به شخصیتها مینگرد و بهجای آنکه بیدرنگ در هیجان فردی آنان شریک شود، مناسبات قدرت را زیر نظر میگیرد. نتیجه، نوعی سردی بصری است که با فضای سرکوب سازگاری دارد، اما در عین حال فاصلهای میان مخاطب و شخصیتها ایجاد میکند. فیلم نمیکوشد ما را به درون روان آنان ببرد؛ بیشتر نشان میدهد چگونه بدنها در محیطی بسته جای میگیرند و چگونه هر کنش فردی در برابر سازوکار بزرگتر حکومت کوچک میشود.
سیاست در سایهٔ سکوت یکی از مهمترین انتخابهای فیلم، پرهیز از توضیح مستقیم است. اطلاعات سیاسی و تاریخی بهتدریج و گاه با ابهام عرضه میشوند؛ گفتوگوها نیز همیشه روشنگر نیستند. سکوت در اینجا فقط خلأ میان کلمات نیست، بلکه نیرویی روایی است: نشان میدهد سخنگفتن در جامعهای زیر فشار تا چه اندازه دشوار و پرمخاطره شده است.
« دیوارها، راهروها، اتاقها و درهای بسته فضایی میسازند که در آن حرکت همواره محدود و نظارت دائمی به نظر میرسد. »
شخصیتها و اجرا
شخصیتها گاه بیش از آنکه حقیقت را بیان کنند، آن را پنهان میکنند، از کنارش میگذرند یا در لفافه به آن اشاره میکنند. این شیوه به فیلم امکان میدهد بحران سیاسی را بدون تبدیلکردن آن به خطابهای صریح به تصویر بکشد. حکومت در برابر گروگانگیری گرفتار موازنهای شکننده است و تصمیمگیریهایش نه بر پایهٔ اقتدار روشن، بلکه در میدان رقابت، مصلحت و ترس شکل میگیرد.
از این منظر، مسئله فقط سرنوشت یک زندانی یا یک نماینده نیست؛ موضوع اصلی، نظامی است که برای حفظ ظاهر نظم، به پنهانکاری و چانهزنی متوسل میشود. تعلیق داستان نیز از همینجا سرچشمه میگیرد: هر واکنش رسمی، بیش از آنکه راهحلی قاطع باشد، نشانهای از بنبست تازه است. بازیگری خویشتندار و ضدملودرام بازیها بهجای نمایشهای پرحرارت، بر خویشتنداری تکیه دارند.
این پرهیز از اغراق با جهان سرد و مراقب فیلم همخوان است؛ گویی شخصیتها حتی در موقعیتهای خطرناک نیز نمیتوانند آزادانه احساساتشان را بروز دهند. آنان در برابر دوربین همچون افراد گرفتار در سازوکاری ناشناس و بزرگتر از خود ظاهر میشوند، نه قهرمانانی که با گفتارهای پرشور صحنه را به تسخیر درمیآورند.
« این شیوه به فیلم امکان میدهد بحران سیاسی را بدون تبدیلکردن آن به خطابهای صریح به تصویر بکشد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این سبک بازی، فضای تهدید را باورپذیر میکند و به فیلم حالتی نزدیک به بازسازی مستند میبخشد. بااینحال، همین رویکرد ممکن است برای تماشاگرانی که به شخصیتپردازی روانشناختی آشکار یا پیوند عاطفی سریع نیاز دارند، مانعی جدی باشد. چهرهها و واکنشها همیشه راهی روشن به احساسات درونی شخصیتها نمیگشایند؛ گاه تماشاگر باید از سکون، مکث و رفتارهای کوچک چیزی را دریابد که فیلم به زبان نمیآورد.
این ابهام در عین آنکه بخشی از زبان اثر است، میتواند فاصلهای عاطفی ایجاد کند. ریتم کند و کارکرد انتظار «روزهای ۳۶» فیلمی کمحادثه و آهستهگام است. رویداد مرکزی ظرفیت یک روایت پرتنش را دارد، اما آنجلوپولوس از شتابدادن به آن پرهیز میکند. زمان در فیلم کش میآید و انتظار به تجربهای ملموس بدل میشود: انتظار برای تصمیم مقامها، واکنش نیروهای سیاسی و روشنشدن جایگاه آدمها در بحرانی که از کنترلشان فراتر رفته است.
این کندی را نمیتوان صرفاً نقص یا فضیلت دانست؛ کارکردش به نوع تماشای مخاطب بستگی دارد. برای کسی که در پی ضرباهنگ تند، اطلاعات روشن و دگرگونیهای پیدرپی است، بخشهایی از فیلم ممکن است فرساینده به نظر برسد. اما برای مخاطبی که با سینمای تأملی همراه میشود، همین مکثها مجال میدهند فشار سیاسی بهجای آنکه فقط در گفتار توضیح داده شود، در زمان و فضا رسوب کند.
« این سبک بازی، فضای تهدید را باورپذیر میکند و به فیلم حالتی نزدیک به بازسازی مستند میبخشد. »
قوتها و کاستیها
فیلم بهجای آنکه مدام اتفاق تازهای رو کند، تماشاگر را درون وضعیتی نگه میدارد که راه خروج از آن معلوم نیست. زمینهٔ تاریخی و دشواری ورود رویدادهای فیلم در دورهای حساس از تاریخ یونان میگذرند و روایتش با فضای سیاسی زمان ساخت اثر نیز پیوندی معنادار دارد. اما فیلم این پیوندها را به شکل درسگفتاری تاریخی عرضه نمیکند.
نامها، گرایشها و مناسبات قدرت همیشه با توضیح کافی همراه نیستند؛ ازاینرو تماشاگر ناآشنا با زمینهٔ یونانِ آن دوره ممکن است در آغاز برای تشخیص جایگاه نیروها و معنای رقابتهای سیاسی به دشواری بیفتد. این کمبودِ توضیح را میتوان با روش روایی فیلم مرتبط دانست: ابهام و حذف، خود بخشی از بیان آن است.
بااینحال، نتیجه برای مخاطب یکسان نیست. در برخی لحظهها، ابهام حس پیچیدگی و ناامنی میآفریند؛ در برخی دیگر، اطلاعات ناکافی مانع از آن میشود که پیوند میان بحران فردی و بحران ملی بهتمامی روشن شود. فیلم بهجای آنکه زمینه را برای تماشاگر هموار کند، او را در میانهٔ سازوکاری سیاسی رها میکند و از او میخواهد مناسبات را از نشانههای پراکنده بازسازی کند.
« فیلم بهجای آنکه مدام اتفاق تازهای رو کند، تماشاگر را درون وضعیتی نگه میدارد که راه خروج از آن معلوم نیست. »
جمعبندی
جمعبندی «روزهای ۳۶» بیش از آنکه داستانی دربارهٔ گروگانگیری باشد، مطالعهای سینمایی دربارهٔ قدرت، سکوت و ناتوانی سیاسی است. فضای سرد و محصور زندان، قابهای سنجیده، بازیهای خویشتندار و ریتم کند، همگی در خدمت جهانیاند که در آن بحران نه با انفجارهای دراماتیک، بلکه با تأخیر و سردرگمی پیش میرود.
فیلم در ساخت تعلیقی آرام اما مداوم موفق است و از دل یک موقعیت محدود، تصویری تلخ از حکومتی گرفتار مصلحتسنجی میسازد. در مقابل، کندی روایت، فاصلهٔ بصری و کمبود توضیح تاریخی ممکن است تماشاگر را از اثر دور کند. این فیلم تجربهای آسان یا عاطفی به معنای متعارف نیست؛ بیشتر دعوتی است به مشاهده و تأمل.
ارزش آن نیز در همین انتخاب نهفته است: بهجای تشریح کامل بحران، شکل و سکوتِ آن را به تصویر میکشد و اجازه میدهد فشار سیاسی از لابهلای قابهای بسته و مکثهای طولانی احساس شود.
« در مقابل، کندی روایت، فاصلهٔ بصری و کمبود توضیح تاریخی ممکن است تماشاگر را از اثر دور کند. »



ثبت دیدگاه