نقد و بررسی
نقد پرستار سلطنتی (The Royal Nanny) | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جاسوسی در جامهٔ قصهٔ کریسمسی «The Royal Nanny» ساختهٔ Jonathan Wright، از همان ایدهٔ مرکزی خود وعدهٔ ترکیبی نامتعارف میدهد: مأمور امآیفایو، کلر، برای حفاظت از خانوادهٔ سلطنتی هویت پرستار بچهها را میپذیرد؛ در همان حال که باید به وظایف تازهاش خو بگیرد، مراقب خطرهای پنهان باشد و در برابر جذابیت شاهزاده کالین مقاومت کند.
فیلم میکوشد همزمان هیجان مأموریتی مخفی، شوخیهای موقعیتی، رومانس سلطنتی و گرمای آشنای تعطیلات را در یک روایت جمع کند. همین آمیختگی، هم مهمترین امتیاز اثر است و هم سرچشمهٔ بخشی از ناهماهنگیهایش. «The Royal Nanny» نه یک تریلر جاسوسی جدی است و نه صرفاً عاشقانهای آرام در پسزمینهٔ کریسمس؛ در میانهٔ این دو میایستد و از تماشاگر میخواهد قواعد هر دو را با اندکی آسانگیری بپذیرد.
کلر؛ مأموری میان نقش و هویت کلر در آغاز، زنی است که به مهارت، انضباط و تواناییهای حرفهایاش تکیه دارد. اما مأموریت او تنها تغییر ظاهر نیست؛ باید در نقشی قرار گیرد که با تجربه و عادتهایش فاصله دارد. مراقبت از بچهها، جلب اعتماد اعضای خانواده و جاافتادن در محیطی پر از تشریفات، همانقدر برایش چالشبرانگیز است که پیگیری نشانههای تهدید.
فیلم از این تقابل برای ساختن کمدی استفاده میکند: زنی آموزشدیده برای مواجهه با خطر، حالا باید از پس نیازهای روزمرهٔ کودکان و مناسبات ظریف خانه برآید. این موقعیت ظرفیت خوبی برای شخصیتپردازی دارد. کلر میان وظیفهٔ مأمورانه و رابطههایی که ناخواسته شکل میگیرند، گرفتار میشود و ناچار است دربارهٔ معنای اعتماد و نزدیکی دوباره بیندیشد.
« همین آمیختگی، هم مهمترین امتیاز اثر است و هم سرچشمهٔ بخشی از ناهماهنگیهایش. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بااینحال، پرداخت روانشناختی او بیشتر در حد اشاره باقی میماند. فیلم بیش از آنکه بر دگرگونی درونی او مکث کند، از تضاد میان ظاهر جدی یک مأمور و آشفتگیهای نقش تازهاش بهره میگیرد. نتیجه، قهرمانی دوستداشتنی و کارآمد است که فرصت چندانی برای پیچیدهشدن پیدا نمیکند. عاشقانهای بر مدار کشش و سوءتفاهم رابطهٔ کلر و شاهزاده کالین بر الگوی آشنای برخورد دو شخصیت با جهانبینیهای متفاوت شکل میگیرد.
نخست، اصطکاک و بدگمانی؛ سپس گفتوگو، نزدیکی و کششی که در فضای کریسمسی بهتدریج رنگ میگیرد. این مسیر بهخودیخود تازگی چندانی ندارد، اما فیلم آن را با موقعیت نامتعارف کلر پیوند میزند: او نمیتواند مانند یک مهمان عادی به کالین نزدیک شود، زیرا مأموریتش اقتضا میکند همواره مراقب باشد و بخشی از حقیقت را پنهان نگه دارد.
Rachel Skarsten و Dan Jeannotte در کنار هم انرژی خوشایندی دارند. بازی آنها به شوخیها و لحظههای صمیمانه جان میبخشد و کمک میکند رابطه، دستکم در سطح اجرا، طبیعیتر از طرح آشنای آن به نظر برسد. بااینهمه، فیلم گاهی به سوءتفاهمهای متداول و مانعتراشیهای روایی پناه میبرد؛ گرههایی که بیش از آنکه از ویژگیهای منحصربهفرد شخصیتها برخیزند، برای بهتعویقانداختن نزدیکی آنها به کار میروند.
بنابراین، جذابیت عاشقانه بیشتر از هماهنگی بازیگران نیرو میگیرد تا از تازگی مسیر داستان. کمدی و جاسوسی؛ دو لحن در یک قاب یکی از تصمیمهای جسورانهٔ فیلم، واردکردن عناصر جاسوسی به قالب یک فیلم تعطیلاتی است. مراقبت امنیتی از خانوادهٔ سلطنتی، نشانههای تهدید و احتمال نفوذ از درون قصر، به داستان حرکتی میدهد که در یک عاشقانهٔ کریسمسی معمول کمتر دیده میشود.
« بااینحال، پرداخت روانشناختی او بیشتر در حد اشاره باقی میماند. »
شخصیتها و اجرا
از سوی دیگر، جایگاه کلر بهعنوان پرستار مخفی، موقعیتهایی برای طنز میسازد و اجازه میدهد روایت از ریتمی یکنواخت دور بماند. اما این دو جنس در همهٔ لحظهها به یک اندازه با هم سازگار نیستند. خطرهای مأموریت گاه جدیتر از آناند که با فضای سبک و مطمئن فیلم جور درآیند، و گاه شوخی یا رمانس چنان زود وارد میشود که اضطراب داستان فرصت شکلگرفتن نمییابد.
اثر در بعضی صحنهها میخواهد مخاطب را نگران امنیت شخصیتها کند و در صحنهای دیگر، همان موقعیت را بهانهای برای شوخی یا دلدادگی قرار میدهد. این نوسان الزاماً تجربه را خراب نمیکند، اما مانع میشود فیلم به تعلیق جاسوسی واقعی یا کمدیای یکدست و پیوسته دست یابد. جهان سلطنتی و گرمای جشن فضای قصر، تشریفات خانوادگی و جلوههای کریسمسی، زمینهای دیداری و عاطفی برای قصه فراهم میکنند.
تزیینات، گردهماییها و حالوهوای فصل تعطیلات از همان عناصر آشناییاند که مخاطب چنین فیلمی از آنها انتظار دارد: امنیت، صمیمیت خانوادگی و وعدهٔ نوعی آشتی یا امید. این جهان، از نظر واقعگرایی سیاسی و اجتماعی قرار نیست پیچیده باشد؛ بیشتر نقش صحنهای دلپذیر را دارد که ماجرای مأموریت و رابطهٔ عاشقانه در آن جریان پیدا کند.
بااینحال، خانوادهٔ سلطنتی در فیلم بیش از آنکه مجموعهای از شخصیتهای مستقل و پرلایه باشد، بخشی از سازوکار قصه است. کودکان و اعضای خانواده به کلر امکان میدهند در نقش تازهاش جا بیفتد و در عین حال، آسیبپذیری کسانی را نشان دهند که مأموریتش برای محافظت از آنهاست. همین کاربرد روایی، گاه از پرداخت فردی آنان میکاهد؛ اما فضای گرم و خانوادگی فیلم همچنان برای مخاطبی که به قصههای فصلی و سبک علاقه دارد، دلنشین است.
« اما این دو جنس در همهٔ لحظهها به یک اندازه با هم سازگار نیستند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
اجرا و ریتم روایت بازی Skarsten ستون اصلی فیلم است. او میتواند هم وجه حرفهای و مراقب کلر را حفظ کند و هم دستپاچگیها و موقعیتهای ناخواستهٔ او را در نقش پرستار باورپذیر سازد. Jeannotte نیز برای کالین وقار لازم را فراهم میکند، بیآنکه شخصیت را کاملاً از شوخطبعی و جذابیت رمانتیک تهی کند.
Greta Scacchi در نقش خانم لنسبری حضوری مکمل دارد و به بخشهایی از روایت که حول آموزش و انضباط پرستاری میچرخد، حالوهوایی آمیخته به جدیت و طنز میبخشد. ریتم فیلم عموماً متناسب با یک سرگرمی فصلی است: روایت زود وارد موقعیت اصلی میشود و میان پیشرفت مأموریت، رابطهٔ عاطفی و مناسبات خانوادگی رفتوآمد میکند.
این شتاب از اطالهٔ بیمورد جلوگیری میکند، ولی گاهی به قیمت فشردگی بیش از حد تمام میشود. بعضی تغییرهای رابطهای یا جابهجاییهای روایی، مجال کافی برای اثرگذاشتن پیدا نمیکنند و بیشتر همچون ایستگاههایی در مسیر آشنای قصه به نظر میرسند. فیلم از همین رو بیش از آنکه بر عمق و ظرافت تکیه کند، به روانی و خوشتماشایی متکی است.
پیشبینیپذیری و مرزهای فرمول «The Royal Nanny» از فرمولهای شناختهشدهٔ عاشقانههای کریسمسی بهره میگیرد: برخورد اولیهٔ پرتنش، نزدیکی تدریجی، رازهایی که نمیتوان فوراً آشکار کرد و سوءتفاهمهایی که مسیر رابطه را پیچیده میکنند. این عناصر برای بسیاری از تماشاگران بخشی از لذت چنین آثاریاند، اما برای مخاطبی که به دنبال غافلگیری یا منطق جاسوسی سختگیرانه است، قابلپیشبینی به نظر میرسند.
« اجرا و ریتم روایت بازی Skarsten ستون اصلی فیلم است. »
قوتها و کاستیها
فیلم از فرمول فاصله میگیرد تا ایدهٔ مأمور مخفی در قصر را وارد کند، اما در پرداخت روابط دوباره به الگوهای آشنا بازمیگردد. همچنین، بخش جاسوسی گاهی به جای آنکه پیامدهای واقعی و سنگین خطر را بپروراند، در خدمت پیشبرد قصهای سبکتر قرار میگیرد. این انتخاب با لحن کلی اثر هماهنگ است، اما فاصلهای میان عنوان پرهیجان مأموریت و تجربهٔ کمتنش تماشاگر ایجاد میکند.
فیلم بهروشنی سرگرمی را بر واقعنمایی ترجیح میدهد؛ بنابراین، بهتر است با انتظار یک ماجرای جاسوسی واقعگرایانه به سراغش نرفت. جمعبندی «The Royal Nanny» تجربهای سبک و خوشقصد است که با کنار هم گذاشتن مأموریت مخفی، عاشقانهٔ سلطنتی و فضای کریسمس، از الگوی سادهٔ رومانس فصلی اندکی فاصله میگیرد.
جذابیت اصلی آن در ایدهٔ مرکزی، بازی دلنشین بازیگران و ترکیب موقعیتهای خانوادگی با ماجرای جاسوسی نهفته است. در مقابل، تغییر لحن میان تعلیق، کمدی و عاشقانه همیشه روان نیست و بخشی از گرهها و سوءتفاهمها نیز آشنا و پیشبینیپذیر باقی میمانند. این فیلم بیش از آنکه اثری ژانری و پرتنش باشد، سرگرمیای گرم و بیتکلف است؛ مناسب تماشاگرانی که از قصههای کریسمسی لذت میبرند و حاضرند برای چند لحظهٔ جاسوسی، از جدیت و واقعگرایی چشمپوشی کنند.
« جذابیت اصلی آن در ایدهٔ مرکزی، بازی دلنشین بازیگران و ترکیب موقعیتهای خانوادگی با ماجرای جاسوسی نهفته است. »



ثبت دیدگاه