نقد و بررسی
نقد شب بزرگ (The Big Night) | 1959
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
شهری که مجال آسودن نمیدهد «The Big Night» ساختهٔ Mauro Bolognini، درام جنایی و اجتماعی ایتالیاییِ سال ۱۹۵۹ است که با عنوان اصلی «La notte brava» شناخته میشود. فیلم در رم میگذرد؛ شهری که در آن خیابانها، حاشیهها و مکانهای گذری صرفاً پسزمینه نیستند، بلکه بخشی از نیروی پیشبرندهٔ روایتاند.
داستان در پی چند جوان خلافکار است که روزشان را با دزدیدن اسلحه آغاز میکنند و در رفتوآمد میان معاملههای ناموفق، خوشگذرانی و برخورد با زنان خیابانی، شب را پشت سر میگذارند. فیلمنامه را Pier Paolo Pasolini نوشته و همین پیوند، فیلم را به تصویری از جوانان حاشیهنشین بدل میکند که نه قهرمانانی آرمانیاند و نه صرفاً تبهکارانی برای سرگرمکردن تماشاگر.
عنوان فیلم وعدهٔ شبی پرماجرا را میدهد، اما معنای «شب بزرگ» در اینجا بیشتر طعنهآمیز است تا باشکوه. شخصیتها ظاهراً در پی پول، تفریح و غلبه بر دیگراناند؛ بااینحال، هر دستاوردی در جهان آنان کوتاهمدت و شکننده به نظر میرسد. شب فرصتی برای گریختن از روزمرگی نیست، بلکه امتداد همان بیثباتی و رقابت فرساینده است.
فیلم با دنبالکردن این جوانان در مسیرهای پرپیچوخم شهر، بهتدریج نشان میدهد که هیاهوی بیرونی میتواند پوششی برای خلأ درونی باشد. روایت اپیزودیک؛ سرگردانی بهمثابه ساختار یکی از ویژگیهای برجستهٔ فیلم، ساختار اپیزودیک آن است. روایت از یک ماجرای مشخص آغاز میشود، اما بهجای آنکه بیوقفه در مسیری مستقیم به سوی هدفی واحد حرکت کند، از برخوردها و موقعیتهای متوالی شکل میگیرد.
« عنوان فیلم وعدهٔ شبی پرماجرا را میدهد، اما معنای «شب بزرگ» در اینجا بیشتر طعنهآمیز است تا باشکوه. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
هر ملاقات، معامله یا تصمیم تازه، دریچهای به بخشی دیگر از زندگی شخصیتها باز میکند و سپس آنان را به مسیر بعدی میفرستد. این شکل روایت با سرگردانی قهرمانان تناسب دارد: آنان برنامهای روشن برای آینده ندارند و بیشتر به محرکهای لحظهای پاسخ میدهند. این انتخاب در عین حال هزینهای دارد.
گاه رخدادها چنان پشت سر هم میآیند که انسجام دراماتیک کاهش مییابد و پیوند میان بخشهای گوناگون بیش از آنکه از تحول شخصیتها نیرو بگیرد، به حرکت داستان وابسته میشود. تماشاگر ممکن است در بعضی مقاطع بیش از آنکه در انتظار نتیجهٔ یک کشمکش باشد، احساس کند شاهد رشتهای از ماجراهای پراکنده است.
بااینهمه، همین گسستگی را میتوان بازتابی از زندگی بیقرار شخصیتها دانست: آنان از موقعیتی به موقعیت دیگر میلغزند، بیآنکه فرصتی برای تأمل یا ساختن معنایی پایدار داشته باشند. جوانان بیقرار و اخلاقِ معامله مردان فیلم غالباً خودخواه، فرصتطلب و آزاردهندهاند؛ این نکته از ضعفهای شخصیتپردازی هم هست و هم بخشی از نگاه اجتماعی اثر.
آنان در روابط خود با دیگران، بهندرت از منطق سود و زیان فاصله میگیرند. اعتماد برایشان کالایی موقت است و دوستی اغلب تا جایی دوام میآورد که مانع منفعت شخصی نشود. چنین رفتاری آنان را از قهرمانان متعارف دور میکند و فیلم هم برای محبوبکردنشان شتابی ندارد. با وجود این، فاصلهگرفتن از قهرمانسازی همیشه به پیچیدگی نمیانجامد.
« آنان در روابط خود با دیگران، بهندرت از منطق سود و زیان فاصله میگیرند. »
شخصیتها و اجرا
بعضی از مردان بیش از آنکه شخصیتهایی با لایههای متعارض باشند، نمونههایی از یک منش مشترک به نظر میرسند: جوانانی که از سر ملال، نیاز یا عادت دست به عمل میزنند و کمتر مکث میکنند تا پیامد رفتارشان را بسنجند. این امر ممکن است تماشاگر را از نظر عاطفی دور نگه دارد. در مقابل، همین ناتوانی در برانگیختن همدلی، سویهای تلخ دارد: فیلم نشان میدهد که چگونه فقدان افق، در کنار فقر و بیثباتی، میتواند به تکرار کنشهای مخرب بینجامد.
زنان؛ کنشگری در دل مناسبات نابرابر زنان حاضر در فیلم در جهانی زندگی میکنند که نگاه مردان آن را به عرصهای برای میل، بهرهکشی و چانهزنی تبدیل کرده است. اما فیلم آنان را بهتمامی در جایگاه قربانیان منفعل نمینشاند. در برخوردهایشان با مردان، هوشمندی و توانِ پاسخدادن به بازیهای آنان دیده میشود.
این جنبه به روایت نیرویی میبخشد و توازن سادهٔ میان مردانِ مسلط و زنانِ درمانده را برهم میزند. بااینحال، فیلم همیشه موفق نمیشود تجربهٔ زنان را با همان وسعتی بپرورد که رفتار مردان را دنبال میکند. گاهی آنان بیشتر از خلال واکنشهای مردانه و موقعیتی که در آن قرار گرفتهاند شناخته میشوند تا از راه جهان ذهنی مستقل خودشان.
از این رو، نگاه اثر به مناسبات جنسیتی واجد تناقض است: از یک سو، زنان را صاحب اراده و توان مقابله نشان میدهد؛ از سوی دیگر، آنان را درون همان محیطی به تصویر میکشد که بدن و میلشان را به ابزار معامله بدل کرده است. همین تنش، بخش مهمی از وجه اجتماعی فیلم را میسازد. بازیها و نیروی جمعی گروه بازیها از نقاط قوت فیلماند.
« این امر ممکن است تماشاگر را از نظر عاطفی دور نگه دارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بازیگران به شخصیتها کیفیتی طبیعی میبخشند و از تبدیلکردن آنان به تیپهای کاملاً نمایشی پرهیز میکنند. حتی زمانی که رفتار شخصیتها ناخوشایند است، اجراها بهگونهای پیش میروند که میتوان منطق لحظهای و عادتهایشان را باور کرد. این طبیعیبودن برای فیلمی که بخش زیادی از نیروی خود را از رفتوآمد و برخوردهای کوتاه میگیرد، اهمیت ویژهای دارد.
حضور گروهی بازیگران نیز به روایت کمک میکند تا حس یک جهان اجتماعیِ گستردهتر را ایجاد کند. شخصیتها فقط درون یک رابطهٔ اصلی محصور نیستند؛ پیوسته در برابر آدمهای تازه قرار میگیرند و هر برخورد، موقعیت آنان را در شبکهای از منفعتها و سوءظنها روشنتر میکند. در نتیجه، بازیها بیش از آنکه بر لحظههای پرشور و قهرمانانه تکیه کنند، بر جزئیات رفتاری و واکنشهای روزمره استوارند.
البته همانگونه که خود شخصیتپردازی گاه کمعمق میماند، بازی خوب هم همیشه نمیتواند به همهٔ چهرهها عمق یکسان ببخشد. تصویر، فضا و ریتم شبانه فضای شهری فیلم زنده و پرتنش است. رم در اینجا نه کارتپستالی باشکوه، بلکه مکانی برای معامله، رفتوآمد و برخوردهای ناپایدار است. شهر مدام پیش چشم شخصیتها گشوده میشود، اما به آنان آرامش یا تعلقی پایدار نمیبخشد.
این تضاد میان حرکت مداوم و بیسرانجامی، به فیلم کیفیتی تلخ میدهد. سیاهوسفیدبودن تصویر نیز با حالوهوای اثر سازگار است و به برجستهشدن چهرهها و فضاهای شهری کمک میکند. در عین حال، اجرای بصری فیلم گاه بیش از اندازه ساده و کمتحرک به نظر میرسد. دوربین و میزانسن همیشه از ظرفیت محیط برای ساختن معنا یا تشدید تنش بهره نمیگیرند؛ برخی صحنهها بیشتر به ثبت موقعیت بسنده میکنند تا آنکه با زبان تصویر، لایهای تازه به آن بیفزایند.
« بازیگران به شخصیتها کیفیتی طبیعی میبخشند و از تبدیلکردن آنان به تیپهای کاملاً نمایشی پرهیز میکنند. »
قوتها و کاستیها
این سادگی با رئالیسم اثر همخوان است، اما در پارهای لحظهها از نظر بصری کمرمق میشود. موسیقی Piero Piccioni نیز در شکلدادن به فضای شبانه نقش دارد و میان سرخوشی ظاهری و تهیبودن موقعیتها فاصلهای مؤثر ایجاد میکند. جمعبندی «The Big Night» فیلمی است که جذابیتش نه در قهرمانان دوستداشتنی یا پیرنگی کاملاً منسجم، بلکه در مشاهدهٔ بیواسطهٔ جوانانی ریشه دارد که زندگی را به رشتهای از فرصتهای زودگذر و بازیهای ویرانگر فروکاستهاند.
روایت اپیزودیک و پراکندگی آن ممکن است از نیروی دراماتیک اثر بکاهد؛ مردانش گاه یکنواخت و کمعمقاند و بیان بصری نیز همیشه فراتر از ثبت فضا نمیرود. بااینحال، بازیهای باورپذیر، انرژی برخوردهای شهری و نگاه تلخ فیلم به روابط مبتنی بر منفعت، آن را به اثری تأملبرانگیز بدل میکند. این فیلم بیش از آنکه دربارهٔ یک ماجرای جنایی باشد، دربارهٔ زیستن در لحظههایی است که پیدرپی میآیند و چیزی پایدار از خود باقی نمیگذارند.
ارزش آن در این است که بیآنکه شخصیتهایش را تبرئه کند، تماشاگر را با جهانی روبهرو میسازد که در آن میل به لذت و فرار از ملال، بارها به همان چرخهٔ فریب و تنهایی بازمیگردد.
« این سادگی با رئالیسم اثر همخوان است، اما در پارهای لحظهها از نظر بصری کمرمق میشود. »



ثبت دیدگاه