نقد و بررسی
نقد وزیر امور خارجه فرانسه (The French Minister) | 2013
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
وزارتخانه بهمثابه صحنهٔ نمایش «The French Minister» به کارگردانی برتران تاورنیه، در ظاهر کمدیای دربارهٔ ورود آرتور ولامنک به وزارت خارجهٔ فرانسه است؛ جوانی که برای نوشتن سخنرانیهای وزیر استخدام میشود و خیلی زود درمییابد که کار با واژهها در این محیط، بهمراتب دشوارتر از کنار هم نشاندن جملههای خوشآهنگ است.
هر متن باید از صافی سلیقهٔ وزیر، رقابتهای مشاوران، ملاحظات سیاسی و تغییر پیدرپی اوضاع بگذرد. نتیجه، داستانی است که بهجای قهرمانی منفرد و مأموریتی سرراست، خودِ دستگاه اداری را در مرکز توجه میگذارد: شبکهای از اتاقها، راهروها، جلسهها و آدمهایی که میکوشند بحران بعدی را پیش از آنکه به بحران قبلی اضافه شود، مهار کنند.
فیلم از یک رمان تصویری نوشتهٔ آنتونن بودری و کریستف بلن اقتباس شده و فضای آن از تجربهٔ نزدیک به دستگاه دیپلماسی بهره میبرد. طنزِ شلوغی و آشفتگی مهمترین سرچشمهٔ طنز فیلم، فاصلهٔ میان ادعای نظم و واقعیت آشفتهٔ وزارتخانه است. دیپلماسی در حرف، کاری سنجیده، منظم و متکی بر اصولی بزرگ جلوه میکند؛ اما در عمل، نوشتن یک سخنرانی ممکن است به رقابت بر سر واژهها، بازنویسیهای پیاپی و کشمکش میان کسانی بدل شود که هر یک میخواهند نظر خود را به متن تحمیل کنند.
شلوغی دفترها، رفتوآمدهای تند، انبوه کاغذها و واکنشهای شتابزده، ریتم بصری و کمدی پرتحرکی میسازند. وزارتخانه در اینجا نه پسزمینهای خنثی، بلکه ماشینی زنده و پرصداست؛ ماشینی که ظاهراً برای مدیریت جهان به کار میافتد، اما گاهی درگیر مدیریت خودش میشود. این طنز بهندرت از تمسخر صرف فراتر میماند.
« هر متن باید از صافی سلیقهٔ وزیر، رقابتهای مشاوران، ملاحظات سیاسی و تغییر پیدرپی اوضاع بگذرد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم به اهل سیاست و کارمندان اداری میخندد، اما آنها را یکسره تهی یا بیمصرف نمیبیند. زیر گفتوگوهای پرطمطراق و رفتارهای نمایشی، آدمهایی دیده میشوند که باید با زمان محدود، اطلاعات ناقص و فشارهای گوناگون کار کنند. همین نگاه دوگانه، طنز را اندکی انسانیتر میکند: تشکیلات مضحک است، اما مسئلههایی که با آنها روبهروست همیشه مضحک نیستند.
وزیر؛ نیروی جاذبهٔ فیلم الکساندر تایار دو وُرم، با بازی تیری لرمیت، نیروی محرک و یکی از اصلیترین جذابیتهای فیلم است. او با اعتمادبهنفسی خیرهکننده وارد هر فضا میشود و گویی برای هر موقعیت، عبارتی حکیمانه و برنامهای بزرگ در آستین دارد. در ذهن او، وزارتخانه امتداد شخصیت خودش است؛ بنابراین سخنرانی، جلسه و حتی برخوردهای روزمره فرصتی میشوند برای نمایش حضورش.
این ویژگی هم خندهساز است و هم گاه خستهکننده، زیرا انرژی پایانناپذیر وزیر دیگران را به حاشیه میراند و ریتم صحنهها را زیر سلطهٔ خود میگیرد. بازی لرمیت در ساخت این تناقض نقشی اساسی دارد. او وزیر را به کاریکاتوری یکبعدی تبدیل نمیکند؛ غرور، هوش، خودنمایی و بیقراریاش را با چنان سرعت و اطمینانی به هم میآمیزد که تماشاگر میتواند هم از او به ستوه آید و هم منتظر ورود دوبارهاش بماند.
تایار دو وُرم گاهی مضحک به نظر میرسد، اما حضورش چنان مسلط است که دیگران ناچارند خود را با ضرباهنگ او تنظیم کنند. این سلطهٔ صحنهای، بهخوبی نشان میدهد چگونه شخصیت سیاسی میتواند میان جذابیت فردی و دشواری کارکردن با او در نوسان باشد. آرتور و سیاستِ واژهها آرتور با بازی رافائل پرسوناز، دروازهٔ ورود تماشاگر به این جهان است.
« فیلم به اهل سیاست و کارمندان اداری میخندد، اما آنها را یکسره تهی یا بیمصرف نمیبیند. »
شخصیتها و اجرا
او نه بهاندازهٔ وزیر پرهیاهوست و نه از ابتدا قواعد نانوشتهٔ تشکیلات را میشناسد. وظیفهاش نوشتن است، اما خیلی زود میفهمد که در چنین جایی واژهها صرفاً وسیلهٔ انتقال معنا نیستند؛ میدان نبردند. هر واژه ممکن است تفسیری سیاسی پیدا کند و هر جمله باید میان خواستههای متفاوت تعادل برقرار سازد.
سخنران ممکن است متن را از آنِ خود بداند، مشاوران بر جزئیات آن چانه بزنند و شرایط بیرونی پیش از نهاییشدنش تغییر کند. این وضعیت به فیلم امکان میدهد دربارهٔ رابطهٔ زبان و قدرت تأمل کند، بیآنکه به رسالهای خشک تبدیل شود. آرتور میآموزد که نوشتن برای قدرت، با نوشتن برای بیان دیدگاه شخصی تفاوت دارد: متن باید هم قانعکننده باشد و هم قابلاستفاده، هم بلندپروازانه و هم سازگار با محدودیتهای لحظه.
بااینحال، فیلم گاهی چنان در جزئیات گفتوگوها و اصلاح متنها غرق میشود که تجربهٔ آرتور از فشار محیط، بهجای آنکه در مسیر داستانی پیوسته رشد کند، میان موقعیتهای متعدد پراکنده میماند. گروه بازیگران و مهندسی موقعیت در کنار وزیر و آرتور، کلود موپاس با بازی نیلز آرستروپ حضوری تعیینکننده دارد.
او نمایندهٔ سویهای دیگر از قدرت است: آرامتر، کمنمایشتر و متکی بر شناخت سازوکارهای واقعی وزارتخانه. اگر وزیر با انرژی و نمایش پیش میرود، موپاس میکوشد آشفتگی را مهار کند و مانع شود دستگاه کاملاً از کار بیفتد. تقابل این دو شیوه، بدون آنکه به مناظرهای آشکار تبدیل شود، به فیلم تعادل میبخشد.
« او نه بهاندازهٔ وزیر پرهیاهوست و نه از ابتدا قواعد نانوشتهٔ تشکیلات را میشناسد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
آرستروپ با خویشتنداری و واکنشهای سنجیده، شخصیتی میسازد که سکوتش گاه از سخنرانیهای وزیر رساتر است. گروه بازیگران در مجموع به ساختن حسی از زندگی جمعی کمک میکند: هیچکس بهتنهایی تمام صحنه را در اختیار ندارد، اما هر شخصیت در گردش اطلاعات، رقابت و کار روزانه سهمی دارد. این ویژگی با انتخاب فرمی که بهطور پیوسته از یک برخورد به برخورد دیگر میرود، هماهنگ است.
فیلم از مهارت گروهی خود برای تولید کمدی بهره میبرد؛ یک واکنش کوتاه، ورود ناگهانی کسی به اتاق یا انتقال شتابزدهٔ یک متن میتواند بهاندازهٔ یک شوخی کلامی اثرگذار باشد. اجرای لرمیت چشمگیر است، اما ساختن جهان فیلم تنها بر دوش او نیست. ریتم، گفتوگو و محدودیتهای کمدی ساختار پررفتوآمد فیلم هم بزرگترین امتیاز آن است و هم مهمترین منشأ فرسودگیاش.
بحرانها و کشمکشهای کوچک پیوسته روی هم تلنبار میشوند و حس حرکت دائمی ایجاد میکنند؛ ولی وقتی موقعیتها شکل مشابهی پیدا میکنند، تکرار به چشم میآید. برخی صحنهها بیش از اندازه در رفتوآمد و توضیح میمانند و گفتوگوهای انبوه، بهخصوص وقتی آکنده از اصطلاحات سیاسی و تعارفهای رسمیاند، ممکن است انرژی کمدی را کم کنند.
سرعت ظاهری فیلم همیشه به معنای پیشروی واقعی نیست؛ گاهی همه در حال دویدناند، اما روایت همانجا میچرخد. از این رو، میزان خندهای که فیلم برمیانگیزد احتمالاً برای همه یکسان نیست. مخاطبی که از طنز اداری، دیالوگهای سریع و شخصیتهای پراغراق لذت میبرد، احتمالاً از ازدحام و آشوب فیلم بهره خواهد برد.
« آرستروپ با خویشتنداری و واکنشهای سنجیده، شخصیتی میسازد که سکوتش گاه از سخنرانیهای وزیر رساتر است. »
قوتها و کاستیها
در مقابل، کسی که انتظار شوخیهای مکرر و ضربههای کمدی روشن دارد، ممکن است با بخشهایی کماثر یا طولانی روبهرو شود. طنز فیلم بیش از آنکه بر جوکهای مستقل استوار باشد، از تکرار رفتارها، تناقض میان ادعا و عمل و شخصیتهایی نیرو میگیرد که برای اجرای یک کار عادی، آن را به صحنهای بزرگ بدل میکنند.
این انتخاب هوشمندانه است، اما همواره به خندهای بهموقع نمیانجامد. جمعبندی «The French Minister» کمدیای پرجنبوجوش و گفتوگومحور است که وزارت خارجه را همچون صحنهای برای برخورد جاهطلبی، تشریفات، زبان و آشفتگی روزمره تصویر میکند. ارزش اصلی فیلم در مشاهدهٔ دقیق سازوکارهای اداری و سیاسی و در شخصیتپردازی وزیر پرانرژی آن نهفته است؛ اجرایی که میتواند هر صحنه را به قلمرو خود تبدیل کند.
در برابر، تکرار موقعیتها، کشآمدن برخی لحظهها و وفور دیالوگها از قدرت اثر میکاهند و ممکن است تماشاگر را از همراهی پیوسته بازدارند. با این همه، فیلم صرفاً مجموعهای از شوخیهای محیط کار نیست. در دل آشفتگی، پرسشی جدیتر دربارهٔ چگونگی شکلگیری تصمیمها و نقش زبان در سیاست مطرح میشود: چه کسی سخن میگوید، چه کسی کلمات را مینویسد و چگونه یک تشکیلات پر از اختلاف میتواند در برابر مسئلهای بزرگ موضعی واحد پیدا کند؟
پاسخ فیلم بیش از آنکه در یک شعار خلاصه شود، در رفتوآمد میان اتاقها، بازنویسیها و آدمهای ناسازگارش شکل میگیرد. نتیجه اثری سرگرمکننده اما نه بیعیب است؛ فیلمی که بهترین لحظاتش را در انرژی بازیگران و طنزِ شلوغی اداری مییابد و گاهی زیر بار همان گفتوگوهای پرتعداد کند میشود.
« این انتخاب هوشمندانه است، اما همواره به خندهای بهموقع نمیانجامد. »



ثبت دیدگاه