نقد و بررسی
نقد بتمن و سوپرمن: نبرد پسران ابرقهرمان (Batman and Superman: Battle of the Super Sons) | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
دو وارث در آستانه قهرمانی «بتمن و سوپرمن: نبرد ابرپسران» ماجرای خود را نه از دل جدال دو ابرقهرمان نامدار، بلکه از تجربهای آشنا و انسانی آغاز میکند: نوجوانی که هنوز نمیداند چه کسی است و ناگهان درمییابد که جهان از او انتظاراتی بزرگ دارد. جاناتان کنت، پسر یازدهسالهٔ کلارک کنت و لوئیس لین، با ظهور قدرتهایش با پرسشی دشوار روبهرو میشود؛ پرسشی که برای او فقط به پرواز یا نیروی بدنی محدود نیست، بلکه به معنای یافتن جایگاه خود در خانواده و میراث پدرش مربوط میشود.
در سوی دیگر، دیمین وین قرار دارد؛ پسری تربیتشده در خشونت و انضباط، که رفتار سرد و غرورآمیزش در برخورد با جان آشکار میشود. داستان با گرفتارشدن قهرمانان بزرگسال و تهدیدی بیگانه علیه زمین، این دو را ناچار به همکاری میکند. چنین تمهیدی ممکن است در نگاه نخست آشنا و حتی قابلپیشبینی به نظر برسد، اما فیلم بیش از آنکه به پیچیدهکردن طرح خود دل ببندد، بر رابطهٔ دو شخصیت مرکزی تکیه میکند.
از همین رو، ارزش اصلی اثر نه در شگفتیهای روایی، بلکه در تفاوت خلقوخو و مسیر نزدیکی تدریجی این دو پسر نهفته است. تضاد شخصیتها؛ موتور اصلی فیلم جاناتان و دیمین از همان ابتدا دو قطب متضادند. جان صمیمی، کنجکاو و تا اندازهای بیخبر از پیچیدگیهای جهان ابرقهرمانان است؛ دیمین اما خود را آمادهتر و شایستهتر میداند و بهسختی میتواند آسیبپذیریاش را نشان دهد.
برخورد این دو، منبع بسیاری از لحظههای طنز فیلم است: جان با خوشبینی و واکنشهای بیتکلفش فضای خشک دیمین را برهم میزند و دیمین نیز با جدیت اغراقآمیزش به موقعیتهای ساده حالوهوایی مضحک میبخشد. طنز میان آنها صرفاً زینتی برای سبککردن فضای ماجراجویی نیست؛ راهی است برای نشاندادن فاصلهٔ عاطفی و اخلاقیشان.
« داستان با گرفتارشدن قهرمانان بزرگسال و تهدیدی بیگانه علیه زمین، این دو را ناچار به همکاری میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
هر بار که یکی از آنها دیگری را دستکم میگیرد، فیلم فرصت مییابد تا تصور اولیهشان از یکدیگر را به چالش بکشد. البته این تحول گاه با شتاب پیش میرود و بعضی تغییرات رفتاری بیش از آنکه از دل موقعیتها بجوشند، نتیجهٔ نیاز داستان به همراهشدن قهرماناناند. با این همه، بازیگوشی و انرژی رابطهٔ آنها چنان دلنشین است که بخش مهمی از این ناپیوستگیها را میپوشاند.
زوج جان و دیمین، بیتردید، جاندارترین عنصر فیلم است. روایت ساده، با کارکردی دوگانه فیلمنامه مسیر سرراستی دارد: کشف توانایی، رویارویی با بحران و شکلگیری همکاری میان دو قهرمان جوان. این سادگی برای فیلمی ماجراجویانه با محوریت دو نوجوان مزیت محسوب میشود. مخاطب بیدرنگ میفهمد چه چیزی در خطر است و چرا جان و دیمین باید دست به کار شوند؛ اثر نیز مجال دارد توجه خود را بر شخصیتها و موقعیتهای سرگرمکننده متمرکز کند.
ریتم کلی، تماشای فیلم را آسان میسازد و نیاز چندانی به آشنایی قبلی با تاریخچهٔ گستردهٔ دنیای دیسی ندارد. اما همین انتخاب، محدودیتهای آشکاری هم به همراه دارد. مسیر حوادث برای مخاطبی که به روایتهای ابرقهرمانی خو گرفته، چندان غافلگیرکننده نیست و تهدید اصلی نیز همیشه از نیروی دراماتیک کافی برخوردار نمیشود.
بعضی صحنهها بیشتر کارکردی دارند؛ یعنی شخصیتها را از یک مرحله به مرحلهٔ بعد میرسانند، بیآنکه هر رخداد پیامد عاطفی یا روایی پررنگی پیدا کند. در نتیجه، فیلم گاه به ماجرایی اپیزودیک نزدیک میشود؛ مجموعهای از موقعیتهای سرگرمکننده که پیوندشان به اندازهٔ رابطهٔ دو قهرمان جذاب نیست.
« هر بار که یکی از آنها دیگری را دستکم میگیرد، فیلم فرصت مییابد تا تصور اولیهشان از یکدیگر را به چالش بکشد. »
شخصیتها و اجرا
میراث پدران و استقلال فرزندان یکی از ظرفیتهای مهم قصه، نسبت جان و دیمین با پدرانشان است. هر دو در سایهٔ چهرههایی زندگی میکنند که برایشان معنایی افسانهای دارند: سوپرمن و بتمن. بااینحال، فیلم بهدرستی میفهمد که این پسران نباید فقط نسخههایی کوچکتر از پدرانشان باشند. جان هنوز در مرحلهٔ شناخت تواناییها و خواستههای خود است و دیمین نیز باید از تصویری که تربیت سختگیرانهاش از او ساخته، فاصله بگیرد.
این مضمون، ساده اما مؤثر است: فرزندبودنِ قهرمانان بزرگ، بهخودیخود هویت نمیسازد. جان و دیمین ناچارند در موقعیتی قرار بگیرند که تصمیمهایشان را خودشان بگیرند و به یکدیگر اعتماد کنند. فیلم در پرداخت این ایده گاه به تأکیدهای آشنا دربارهٔ شجاعت و مسئولیتپذیری بسنده میکند، اما پیوند آن با رابطهٔ پدر و پسر به قصه گرمایی خانوادگی میبخشد.
برای جان، رازهای مربوط به پدرش تنها اطلاعاتی دربارهٔ زندگی کلارک نیستند؛ این رازها بر تصور او از خانواده و از خودش اثر میگذارند. سبک بصری و حرکت در قاب جذابیت بصری فیلم از انتخاب انیمیشن رایانهای سهبعدی و طراحیهایی میآید که بهدنبال بازسازی دقیق واقعگرایانه نیستند. چهرهها و بدنها گاه حالتی اغراقآمیز و کمیکوار دارند و همین امر با لحن نوجوانانهٔ ماجرا هماهنگ است.
بافت تصویری، اثر را از بسیاری از انیمیشنهای ابرقهرمانی همدورهاش متمایز میکند؛ نه کاملاً شبیه نقاشی دوبعدی است و نه میکوشد واقعیت را مو به مو تقلید کند. این فاصلهگذاری، به فیلم هویتی دیداری میدهد. در صحنههای کنش، حرکت و رنگآمیزی به ایجاد انرژی کمک میکنند و تقابل میان بدنهای نیرومند قهرمانان و جثهٔ کوچکتر پسران را برجسته میسازند.
« میراث پدران و استقلال فرزندان یکی از ظرفیتهای مهم قصه، نسبت جان و دیمین با پدرانشان است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
با این حال، سبک سهبعدی در همهٔ لحظهها یکدست نیست. برخی نماها بیش از اندازه صیقلی یا رایانهای به چشم میآیند و گاه طراحی شخصیتها از نظر تناسب و هماهنگی کمی ناهماهنگ میشود. این موارد لزوماً تجربهٔ تماشا را مختل نمیکنند، اما نشان میدهند که تازگی بصری فیلم همیشه به ظرافت یکسانی نمیرسد.
امتیاز اصلی این سبک، بیش از پرداخت بینقص، شخصیت و جسارت آن است. صدا، ریتم و کیفیت سرگرمی اجرای صداها نقش مهمی در باورپذیرشدن رابطهٔ دو نوجوان دارد. جان باید همزمان سرزنده و آسیبپذیر باشد و دیمین نیز پشت لحن خشک خود نشانههایی از ناامنی و نیاز به همراهی پنهان کند. تقابل این دو کیفیت، به گفتوگوها جان میدهد و شوخیها را از سطح جملههای بامزه فراتر میبرد.
صداپیشگان شخصیتهای بزرگسال نیز حضور آشنایی برای دوستداران این جهان فراهم میکنند، بیآنکه فیلم در همهٔ لحظهها توجه را از نسل جوان بدزدد. موسیقی و تدوین به حفظ شتاب ماجراجویی کمک میکنند، گرچه موسیقی کمتر از شخصیتها یا طراحی تصویری در ذهن میماند. فیلم در مجموع برای تماشایی راحت ساخته شده است: زمان روایت طولانی نیست، فضای آن بیش از اندازه تیره نمیشود و شوخیها در کنار موقعیتهای خطرناک تعادل قابلقبولی ایجاد میکنند.
همین ویژگی باعث میشود اثر برای مخاطبانی که خواهان داستانی سبک و سرگرمکنندهاند مناسب باشد؛ اما تماشاگرانی که انتظار جهانسازی پیچیده، تعلیق ممتد یا دگرگونی عمیق شخصیتها دارند، ممکن است آن را کممایهتر از انتظار بیابند. مخاطب فیلم و مرزهای آن «نبرد ابرپسران» از آن دسته آثار ابرقهرمانی است که بیش از هر چیز بر لذت همراهی با شخصیتها تکیه میکند.
« با این حال، سبک سهبعدی در همهٔ لحظهها یکدست نیست. »
قوتها و کاستیها
آشنایی با سوپرمن و بتمن میتواند لایهای افزوده از لذت فراهم کند، اما شرط فهم قصه نیست. فیلم همچنین از آنرو که محور خود را بر نوجوانان گذاشته، برای مخاطب جوان دسترسپذیر است؛ با این حال، شوخیهایش چنان کودکانه نیستند که تماشاگر بزرگسال را بهکلی کنار بگذارند. در عوض، محدودیت اثر در همان جایی آشکار میشود که مخاطب از آن انتظار پیچیدگی بیشتری دارد.
بحران بزرگ داستان گاهی بیشتر بهانهای برای کنار هم قرار دادن قهرمانان است تا مسئلهای که با دقت و تدریج دراماتیک شود. شخصیتهای فرعی نیز فرصت چندانی برای گسترش پیدا نمیکنند و برخی گرهها بهسرعت حلوفصل میشوند. بنابراین، فیلم در مقام ماجراجویی خانوادگی موفقتر است تا اثری که بخواهد تصویری تازه و عمیق از جهان ابرقهرمانی ارائه دهد.
جمعبندی «بتمن و سوپرمن: نبرد ابرپسران» فیلمی خوشریتم و دوستداشتنی است که سرمایهٔ اصلی خود را در شیمی جاناتان کنت و دیمین وین پیدا میکند. تضاد میان خوشبینی جان و غرور دیمین، شوخیهای طبیعی و تحول تدریجی رابطهشان، به قصه گرما میبخشد. سبک تصویری متفاوت نیز به اثر هویتی مستقل میدهد و آن را از نمونههای متعارف انیمیشن ابرقهرمانی جدا میکند.
در برابر این امتیازها، داستان ساده و تا حدی قابلپیشبینی باقی میماند و فیلمنامه در بعضی بخشها از پرداخت دقیق شخصیتها و پیوند محکم رخدادها بازمیماند. فیلم نه به دنبال پیچیدگی چشمگیر است و نه در همهٔ لحظهها از ظرفیت دنیای خود بهره میگیرد؛ اما بهعنوان ماجرایی سرگرمکننده دربارهٔ دو پسر که زیر سایهٔ پدران مشهورشان راه خود را پیدا میکنند، وظیفهاش را با طراوت انجام میدهد.
« آشنایی با سوپرمن و بتمن میتواند لایهای افزوده از لذت فراهم کند، اما شرط فهم قصه نیست. »
جمعبندی
ارزش تماشای آن بیش از هر چیز در همراهی با این دو شخصیت است: دو قهرمان جوان که کنار هم، از آنچه جداگانه هستند جذابتر میشوند.



ثبت دیدگاه