نقد و بررسی
نقد میل ربودهشده (Stolen Desire) | 1958
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاهی میان صحنه و جاده «Stolen Desire» نخستین فیلم بلند شُوهی ایمامورا در مقام کارگردان است؛ اثری سیاهوسفید و ژاپنی که در سال ۱۹۵۸ ساخته شد و از همان ابتدا علاقهٔ او را به زندگی روزمره، میل انسانی و آدمهایی که بیرون از مرکزِ محترم و آراستهٔ جامعه روزگار میگذرانند نشان میدهد.
داستان گروهی بازیگر دورهگرد را دنبال میکند که نمایشهای کوتاه کابوکی را با اجراهای برهنهنمایی درمیآمیزند و برای یافتن تماشاگر از شهری به نواحی روستایی میروند. این موقعیت، هم زمینهای برای کمدی پرتحرک فراهم میآورد و هم فرصتی برای تماشای گروهی که هنر، معاش و خواستههای شخصیاش از یکدیگر جداییپذیر نیستند.
عنوان انگلیسی فیلم ممکن است انتظار ملودرامی عاشقانه را ایجاد کند، اما اثر بیش از آنکه در پی قصهپردازی رمانتیک باشد، به جهان پشت صحنهٔ نمایش علاقه دارد: به بازیگرانی که با عادت و تجربه، نقشهایشان را سرهم میکنند؛ به تماشاگرانی که هر یک به بخشی متفاوت از برنامه واکنش نشان میدهند؛ و به جوانی که ورودش به گروه با تصوری آرمانگرایانه از هنر همراه است.
ایمامورا از همین برخورد میان خیال و ضرورت، نیروی اصلی فیلم را میسازد. کمدیِ معاش و نمایش کانون جذابیت فیلم، کنار هم گذاشتن دو نوع سرگرمی است: میراث نمایشی کابوکی و جاذبهٔ عامهپسندِ اجراهای نیمهعریان. این تلفیق نه چون ترکیبی نظری یا آراسته، بلکه همچون راهحلی عملی برای جلب تماشاگران به چشم میآید.
« ایمامورا از همین برخورد میان خیال و ضرورت، نیروی اصلی فیلم را میسازد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
گروه باید خرج سفر و زندگی را درآورد؛ ازاینرو هر آنچه بتواند مردم را به چادر نمایش بکشاند، در برنامه جا میگیرد. همین منطق، طنزی زمینی و گاه بیپروا پدید میآورد که بهجای ستایش پرطمطراق هنر، مدام آن را به پرسش معاش و پسند مخاطب بازمیگرداند. فیلم در این نگاه، تماشاگر را نیز از بیرون صحنه به درون ماجرا میکشاند.
استقبال یا بیاعتنایی مردم فقط واکنشی به کیفیت اجرا نیست؛ نشان میدهد چه چیزی در هر محیط خواستنی یا کنجکاویبرانگیز است. در نتیجه، نمایش در «Stolen Desire» صرفاً سرگرمی نیست، بلکه نوعی معامله میان اجراکنندگان و جماعتی است که برای لحظاتی از زندگی روزمره فاصله میگیرند. کمدی فیلم از همین فاصلهٔ کوچک، اما معنادار، نیرو میگیرد.
برخورد سنت و آرمانگرایی ورود شینایچی، جوانی تحصیلکرده، به گروه زمینهای برای مواجههٔ دو تصور از هنر فراهم میکند. او میخواهد نمایش را دگرگون کند و به آن جهتی هنریتر بدهد؛ اما اعضای گروه، که با اجراهای کوتاه و آشنای خود راهی برای زیستن ساختهاند، لزوماً ضرورت چنین اصلاحی را حس نمیکنند.
از نظر آنان، نمایش پیش از هر چیز باید دوام گروه را تضمین کند. اختلاف این دو نگاه، جدالی ساده میان نوآوری و عقبماندگی نیست: فیلم از یکسو محدودیتهای کار تکراری را میبیند و از سوی دیگر، بیاعتنایی به واقعیت اقتصادی را در آرمانگرایی جوانانه به رخ میکشد. این تنش به فیلم لایهای اجتماعی میدهد.
« فیلم در این نگاه، تماشاگر را نیز از بیرون صحنه به درون ماجرا میکشاند. »
شخصیتها و اجرا
هنرمندانی که در صحنه ظاهر میشوند، در زندگی بیرون از آن چندان از نیازهای مادی و روزمره جدا نیستند. ایمامورا نه زندگی آنان را به افسانهای رمانتیک بدل میکند و نه دشواریهایشان را بهانهای برای ترحم میسازد. گروه همچنان پر از عادتهای عجیب، غرور، میل و اختلاف است؛ و همین ناسازگاریها، تصویری زندهتر از یک جمع واقعی به دست میدهد.
بازیها و حیات گروهی یکی از امتیازهای اصلی فیلم، حس جمعیِ بازیهاست. اعضای گروه چنان به نظر میرسند که گویی زندگیشان پیش از آغاز هر صحنه ادامه داشته و پس از پایان آن نیز ادامه خواهد یافت. این کیفیت برای اثری که بخش مهمی از جذابیتش به رفتوآمد و اصطکاک میان شخصیتها وابسته است، اهمیت ویژه دارد.
بازیگران تنها حامل شوخی یا ابزار پیشبرد پیرنگ نیستند؛ هر یک بخشی از بافت گروه را میسازند و با رفتارهای کوچک، به آن وزن و گرما میبخشند. هیرُیوکی ناگاتو در نقش شینایچی، بیقراری و دودلی شخصیت را بهگونهای بروز میدهد که با خصلت زمینی و پرهیاهوی محیط تضاد دارد. در کنار او، اُسامو تاکیزاوا و کُو نیشیمورا به فضای گروهی قوت میبخشند.
فیلم از این تفاوتها بهره میگیرد: شینایچی گاه با جدیتی بیش از اندازه به میدان میآید، درحالیکه اطرافیانش به مقتضیات روزمره و شوخیهای بیتکلف نزدیکترند. حاصل، جمعی است که نه یکدست و هماهنگ، بلکه پرجنبوجوش و باورپذیر جلوه میکند. میل، جنسیت و نگاه امروز عنوان فیلم بهخوبی به حضور میل و کشش در جهان آن اشاره میکند؛ اما این مضمون به رابطهٔ عاشقانهٔ مرکزی محدود نمیماند.
« هنرمندانی که در صحنه ظاهر میشوند، در زندگی بیرون از آن چندان از نیازهای مادی و روزمره جدا نیستند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
میل در اینجا نیرویی روزمره و گاه خام است که بر معاشرتها، رقابتها و تصمیمهای شخصیتها اثر میگذارد. ایمامورا آن را از قلمروی احساسات پالوده بیرون میآورد و در کنار خستگی، پول و سرگرمی مینشاند. چنین رویکردی به فیلم صراحتی خاص میدهد، هرچند این صراحت همیشه به معنای ظرافت نیست. برای تماشاگر امروز، برخی شوخیهای جنسی و تأکید بر بدن زنان میتواند آزاردهنده یا کهنه به نظر برسد.
در پارهای لحظات، زنان بیش از آنکه صاحبان نگاه و خواست مستقل باشند، در معرض نگاه مردانه قرار میگیرند. فیلم البته فضایی یکسویه و بیتنش نمیسازد، اما نگاهش از معیارهای روزگار خود جدا نیست. ارزش دیدن آن، بنابراین، نه در آن است که این بخشها را بیچونوچرا بپذیریم، بلکه در دیدن تنشی است که میان شوخی، میل و مناسبات نابرابر شکل میگیرد.
لحن، ضرباهنگ و محدودیتها «Stolen Desire» بیش از آنکه بر ساختاری کاملاً یکپارچه تکیه کند، از انباشت موقعیتها و برخوردهای رنگارنگ انرژی میگیرد. ریتمش زنده و پرتحرک است و همین سرزندگی، با شکل سیار زندگی گروه تناسب دارد. فضای روستایی نیز به فیلم نوعی گشودگی میدهد: چادر نمایش، جماعت کنجکاو و اجراهایی که برای مخاطبان گوناگون معنای متفاوت دارند، همگی حس مکانی را میسازند که در آن هر اتفاق میتواند به شوخی، تنش یا فرصتی تازه برای کسب درآمد بدل شود.
بااینحال، فیلم همیشه در حفظ تعادل لحن موفق نیست. کشمکش عاشقانه در بعضی لحظهها جدیتی پیدا میکند که با کمدی زمخت و بازیگوشانهٔ پیرامونش هماهنگ نمیشود. گاهی نیز شوخیها بیش از آنکه از ظرافت مشاهده برخیزند، بر اغراق و تکرار تکیه دارند. تماشاگرانی که طنزی کمصدا و سنجیدهتر میپسندند، ممکن است این شیوه را یکنواخت بیابند.
« میل در اینجا نیرویی روزمره و گاه خام است که بر معاشرتها، رقابتها و تصمیمهای شخصیتها اثر میگذارد. »
قوتها و کاستیها
این ناهماهنگیها از جذابیت فیلم نمیکاهند، اما نشان میدهند که اثر هنوز در حال جستوجوی زبان و تعادل خاص خود است. جمعبندی «Stolen Desire» را میتوان بیش از هر چیز فیلمی دربارهٔ زیستن در دل نمایش دانست: دربارهٔ گروهی که هنر را نه جدا از جهان مادی، بلکه در متن آن تجربه میکند. ترکیب کابوکی و سرگرمی عامهپسند، بازیهای جمعی، شوخطبعی زمینی و توجه به فاصلهٔ میان آرمان و معاش، به فیلم هویتی خاص میبخشد.
در برابر این امتیازها، برخی شوخیهای جنسی، نگاه مسئلهدار به بدن زنان و نوسان میان کمدی و ملودرام ممکن است برای مخاطب امروز دشوار باشد. بااینهمه، اثر نخست ایمامورا بهسبب انرژی بیپیرایه و علاقهاش به آدمهای حاشیهای و پرتناقض، همچنان دیدنی است. فیلم نه گروه دورهگرد را به قهرمانانی بینقص بدل میکند و نه از آنان تصویری تحقیرآمیز میسازد؛ به آنها اجازه میدهد با نیازها، خودفریبیها و شور زندگیشان روی پرده حضور داشته باشند.
همین نگاه است که کمدی پرهیاهوی فیلم را از سرگرمی صرف فراتر میبرد و به آن طعمی انسانی و اجتماعی میدهد.
« همین نگاه است که کمدی پرهیاهوی فیلم را از سرگرمی صرف فراتر میبرد و به آن طعمی انسانی و اجتماعی میدهد. »


ثبت دیدگاه