نقد و بررسی
نقد شهرستان رینتری (Raintree County) | 1957
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جاهطلبیِ یک حماسهٔ آمریکایی «Raintree County» ساختهٔ ادوارد دمیتریک، ملودرامی تاریخی است که زندگی خصوصی را در برابر گسترهٔ پرتلاطم تاریخ آمریکا قرار میدهد. داستان از سال ۱۸۵۹ و شهری کوچک در ایندیانا آغاز میشود؛ جایی که جان ویکلیف شاونسی، جوانی آرمانگرا و شیفتهٔ ادبیات و افسانهٔ درخت باران، میان دلبستگی دیرینش به نل گیتر و کشش پرشور به سوزانا دریک گرفتار میشود.
با ازدواج جان و سوزانا و نزدیکشدن جنگ داخلی، زندگی این سه نفر به میدان برخورد آرمانها، رازهای خانوادگی و شکافهای اجتماعی بدل میشود. فیلم میخواهد هم قصهٔ عاشقانه باشد، هم روایت بلوغ یک مرد و هم تصویری فراخ از جامعهای که به سوی جنگ میرود. همین بلندپروازی، هم نیروی آن است و هم سرچشمهٔ بینظمیاش: «Raintree County» مدام میان صمیمیت شخصی و نمایش تاریخی رفتوآمد میکند و همیشه نمیتواند این دو را در ساختاری یکپارچه نگه دارد.
سرزمینی میان افسانه و تاریخ شهرستان رینتری صرفاً پسزمینهٔ رویدادها نیست؛ درخت افسانهای آن، تصویری از جستوجوی ریشه و معناست. جان میخواهد چیزی را بیابد که از روزمرگی فراتر میرود، اما خودِ این جستوجو نیز بهتدریج با پرسشهایی دربارهٔ تعلق، هویت و مسئولیت پیوند میخورد. فیلم از این راه، منظرهٔ طبیعی را به استعارهای برای ذهن شخصیتها بدل میکند.
« فیلم میخواهد هم قصهٔ عاشقانه باشد، هم روایت بلوغ یک مرد و هم تصویری فراخ از جامعهای که به سوی جنگ میرود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
در سوی دیگر، جنوبِ سوزانا با شکوه، تشریفات و سلسلهمراتب اجتماعیاش در برابر سادگی نسبی شهرستان قرار میگیرد. این تقابل گاه بیش از اندازه صریح است، اما به فیلم حالوهوایی ویژه میدهد: جغرافیا در آن، بخشی از روانشناسی شخصیتهاست. فضای تبآلود و پرجزئیات فیلم، آمریکای پیش از جنگ داخلی را نه همچون تصویری خنثی از گذشته، بلکه همچون جهانی آکنده از تنش و پیشآگاهی میسازد.
مثلثی عاطفی، فراتر از رقابت عاشقانه رابطهٔ جان، نل و سوزانا را نمیتوان فقط رقابتی بر سر عشق دانست. نل نمایندهٔ پیوندی دیرپا و آرام با خانه و گذشته است؛ سوزانا با جذابیت، نیروی عاطفی و رازهای ناگفتهاش، جان را به تجربهای پرخطرتر میکشاند. جان در میانهٔ این دو، بیش از آنکه انتخابی روشن و سنجیده داشته باشد، بارها زیر فشار میل، وظیفه و تصویری که از خودش ساخته تصمیم میگیرد.
این کشمکش ظرفیت دراماتیکی فراوان دارد، اما فیلم گاهی آن را با توضیحهای پرشمار و جابهجاییهای ناگهانی در مسیر روایت تضعیف میکند. برخی لحظهها، تنش میان شخصیتها را با ظرافت و سکوت پیش میبرند؛ برخی دیگر چنان شتابزده از مرحلهای به مرحلهٔ بعد میرسند که پیوند عاطفی میانشان مجال کافی برای شکلگیری نمییابد.
« در سوی دیگر، جنوبِ سوزانا با شکوه، تشریفات و سلسلهمراتب اجتماعیاش در برابر سادگی نسبی شهرستان قرار میگیرد. »
شخصیتها و اجرا
حاصل، داستانی است که احساساتش اغلب پرقدرتاند، اما نظم رواییاش به همان اندازه استوار نیست. بازیها و روانشناسی شخصیتها مونتگمری کلیفت در نقش جان، آسیبپذیری و آرمانگرایی را به شخصیتی میبخشد که گاه در تصمیمهایش مردد و حتی منفعل به نظر میرسد. بازی او بهجای آنکه قهرمان را یکسره ستایشپذیر سازد، تردیدهایش را آشکار میکند؛ جان مردی است که میخواهد به اصولی بزرگ وفادار بماند، اما در زندگی خصوصی بارها از پیامد انتخابهای خود عقب میماند.
این فاصله میان خودپنداره و کردار، یکی از جذابترین لایههای شخصیت اوست. الیزابت تیلور، سوزانا را با ترکیبی از جذابیت اجتماعی و آشفتگی درونی میسازد. حضور او در قاب از همان ابتدا نیرویی مغناطیسی دارد، اما نقش در لحظههای حساس به بازیای فراتر از زیبایی و شکوه ظاهری نیازمند است؛ تیلور میکوشد تناقضهای سوزانا را محسوس کند و پشت چهرهٔ آراستهاش رنجی عمیق نشان دهد.
اوا ماری سنت نیز به نل وقار و گرمایی کمادعا میدهد. هرچند فیلم فرصت برابری برای پرورش هر سه شخصیت فراهم نمیکند، بازیگران اصلی بار عاطفی آن را به دوش میکشند. شکوه بصری و سنگینی زمان فیلم در مقیاس بصری خود بلندپرواز است. قابهای عریض و صحنهآرایی پرجزئیات، به روایت حسِ وسعت میدهند و بهویژه در لحظههایی که فضای شهر و طبیعت بر داستان سایه میاندازد، اثرگذارند.
« حاصل، داستانی است که احساساتش اغلب پرقدرتاند، اما نظم رواییاش به همان اندازه استوار نیست. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
رنگ، لباس و دکور تنها برای تجمل به کار نمیروند؛ آنها تفاوت جهانهای اجتماعی و دگرگونی زمان را نیز برجسته میکنند. در بهترین لحظهها، تصویر چنان پرشکوه است که تاریخ را همچون نیرویی حاضر و ملموس به چشم میآورد. بااینحال، عظمت تصویری همیشه با ریتمی مناسب همراه نیست. فیلم طولانی است و بعضی بخشها، بهجای آنکه تنش را انباشته کنند، در تکرار احساسات یا گسترش جزئیات فرعی متوقف میمانند.
این کندی بهویژه زمانی آشکار میشود که روایت از مرکز عاطفی خود فاصله میگیرد و میکوشد چندین خط داستانی را همزمان پیش ببرد. شکوه تولید، بهتنهایی نمیتواند جای انسجام روایی را بگیرد. روایت پراکنده و موسیقی کماثر بزرگترین کاستی فیلم، پراکندگی داستان است. اثر میان عاشقانه، درام خانوادگی و حماسهٔ جنگی در حرکت است، اما گذارهایش همیشه طبیعی نیستند.
گاه رخدادهای مهم پشت سر هم میآیند، بیآنکه پیامد روانی هرکدام به اندازهٔ کافی در شخصیتها رسوب کند؛ گاه نیز داستان برای تأکید بر یک مضمون، از مسیر اصلی دور میشود. برای تماشاگر، این ناپایداری میتواند تجربهای گیجکننده بسازد، بهخصوص در نیمههایی که فیلم میکوشد همزمان مقیاس تاریخی و آشوب خصوصی را حفظ کند.
« در بهترین لحظهها، تصویر چنان پرشکوه است که تاریخ را همچون نیرویی حاضر و ملموس به چشم میآورد. »
قوتها و کاستیها
موسیقی متن نیز در قیاس با بزرگی تصاویر و شدت موقعیتهای عاطفی، حضوری کمرمق دارد. موسیقی گاهی فضای صحنه را همراهی میکند، اما کمتر به نیرویی بدل میشود که احساسات پراکندهٔ فیلم را به یک وحدت شنیداری پیوند دهد. در نتیجه، لحظههایی که امکان اوج عاطفی دارند، همیشه از پشتیبانی موسیقایی متناسب برخوردار نیستند.
جمعبندی «Raintree County» اثری نابرابر اما تماشایی است؛ فیلمی که جاهطلبی حماسیاش گاه از توان روایتش پیشی میگیرد. فضای خاص و پرتنش، شکوه بصری و بازیهای کلیفت و تیلور به آن شخصیت میبخشند، درحالیکه طول زیاد، پراکندگی قصه و موسیقی کماثر از انسجام و نیروی آن میکاهند. برای بینندهای که انتظار روایتی فشرده و بیوقفه دارد، فیلم ممکن است فرساینده و گیجکننده باشد؛ اما کسی که از ملودرامهای تاریخیِ پرزرقوبرق و آمیخته با اندیشهٔ هویت و مسئولیت لذت میبرد، در آن لحظههایی ماندگار خواهد یافت.
این حماسه نه کاملاً به شکوهی که وعده میدهد میرسد و نه در آشفتگیاش محو میشود؛ جذابیتش دقیقاً در کشاکش میان این دو نهفته است.
« موسیقی متن نیز در قیاس با بزرگی تصاویر و شدت موقعیتهای عاطفی، حضوری کمرمق دارد. »



ثبت دیدگاه