نقد و بررسی
نقد سیکو و وانزتی (Sacco & Vanzetti) | 1971
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
نگاهی به فیلم و زمینهٔ تاریخی «ساکو و وانزتی» ساختهٔ جولیانو مونتالدو، درام تاریخی و دادگاهیای است که ماجرای دو مهاجر ایتالیایی را در بوستونِ دههٔ ۱۹۲۰ دنبال میکند؛ نیکولا ساکو و بارتولومئو وانزتی به دستداشتن در سرقتی مسلحانه و قتل متهم میشوند، اما محاکمهٔ آنان بهتدریج از بررسی یک پروندهٔ جنایی فراتر میرود و به صحنهٔ رویارویی با تعصب ضد مهاجران و هراس از اندیشههای چپگرا بدل میشود.
فیلم محصول مشترک ایتالیا و فرانسه است و با بازی جان ماریا ولونته و ریکاردو کوچولا، پروندهای تاریخی را به روایتی سینمایی دربارهٔ عدالت و قدرت پیوند میزند. مونتالدو از همان آغاز روشن میکند که مسئلهٔ محوری فیلم، صرفاً پاسخ به این پرسش نیست که چه کسی مرتکب جرم شده است. مسئله این است که دستگاه قضایی و افکار عمومی چگونه میتوانند پیشداوریهای سیاسی و اجتماعی را در لباس حقیقت عرضه کنند.
فیلم فضای سرکوب مخالفان و مهاجران را به پسزمینهای فعال بدل میسازد؛ فضایی که در آن باورهای آنارشیستی متهمان نه فقط بخشی از هویتشان، بلکه عاملی برای شکلدادن به نگاه دادگاه و جامعه به آنان است. روایت دادگاهی و کشش دراماتیک بخش مهمی از نیروی فیلم از صحنههای دادگاه میآید. بازجوییها، شهادتها و جدلهای حقوقی، بهجای آنکه مجموعهای از اطلاعات خشک باشند، به میدان کشمکشی پرتنش تبدیل میشوند.
« روایت دادگاهی و کشش دراماتیک بخش مهمی از نیروی فیلم از صحنههای دادگاه میآید. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
هر پاسخ میتواند مسیر قضاوت را تغییر دهد و هر مکث، تردید یا تناقض، بر فاصلهٔ میان حقیقت و آنچه پذیرفته میشود تأکید میکند. فیلم تماشاگر را در موقعیتی قرار میدهد که ناچار است نهفقط گفتههای شخصیتها، بلکه سازوکار تولید و تثبیت آن گفتهها را نیز بسنجد. بااینحال، روایت گاه پیچیدگی پرونده را به سود اثرگذاری عاطفی فشرده میکند.
برخی جزئیات و ابهامهای تاریخی مجال چندانی برای بررسی نمییابند و خط اصلی داستان، بیش از آنکه پژوهشی چندجانبه باشد، صورت کیفرخواستی علیه بیعدالتی پیدا میکند. این انتخاب، از یک سو به فیلم وضوح و قدرت روایی میبخشد؛ از سوی دیگر، ممکن است مخاطبی را که انتظار بازسازی متوازنتر و موشکافانهتری دارد، ناراضی بگذارد.
بازیگری؛ انسانهایی در برابر دستگاهی سرد جان ماریا ولونته در نقش وانزتی و ریکاردو کوچولا در نقش ساکو، دو شخصیت را با کیفیتهایی متمایز زنده میکنند. بازی ولونته بر هوشیاری، بیان اندیشمندانه و توانایی وانزتی در تبدیل تجربهٔ شخصی به موضعی اخلاقی تکیه دارد. کوچولا در سوی دیگر، حضوری درونگراتر و عاطفیتر میسازد؛ شخصیتی که نگرانی برای خانواده و فشار موقعیت، در سکوتها و واکنشهایش محسوس است.
« بااینحال، روایت گاه پیچیدگی پرونده را به سود اثرگذاری عاطفی فشرده میکند. »
شخصیتها و اجرا
تفاوت این دو، مانع از آن میشود که آنان صرفاً دو نماد همسان از مظلومیت باشند. بازیگران نقشهای مکمل نیز به فضای دادگاه وزن میدهند. شخصیتهای حقوقی و سیاسی، از وکیل مدافع تا دادستان و قاضی، در ساختن فضای تهدید و بیاعتمادی نقش دارند. هرچند گاه برخی چهرههای طرف مقابل بیش از اندازه به صورت نمایندگان یک دستگاه ستمگر تصویر میشوند، اجرای بازیگران همچنان کشمکش را ملموس نگه میدارد.
نتیجه، تقابلی است که در آن فشار نظام نه مفهومی انتزاعی، بلکه نیرویی حاضر در رفتار، گفتار و مناسبات روزمره به نظر میرسد. کارگردانی و زبان بصری مونتالدو برای بازسازی گذشته، به نمایش پرزرقوبرق تاریخی متکی نیست. لحن بصری فیلم کنترلشده و تلخ است و توجه دوربین بیشتر به چهرهها، سکوتها و فضای بستهٔ نهادها معطوف میشود.
دادگاه، زندان و اتاقهای بازجویی صرفاً مکان رویداد نیستند؛ به فضاهایی بدل میشوند که در آن فرد در برابر قدرت به حاشیه رانده میشود. حرکت دوربین در صحنههای دادگاهی عموماً بیتکلف است و اجازه میدهد تنش از برخورد نگاهها و کلمات شکل بگیرد. استفاده از سیاهوسفید در قابهایی با حالوهوای گزارش خبری، در کنار بخشهای رنگی فیلم، به اثر حس مستندگونه میدهد و مرز میان بازنمایی سینمایی و حافظهٔ عمومی را یادآوری میکند.
« تفاوت این دو، مانع از آن میشود که آنان صرفاً دو نماد همسان از مظلومیت باشند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این تمهید، فیلم را از یک ملودرام صرف دور میکند، هرچند بهتنهایی تضمینکنندهٔ بیطرفی نیست. فیلم با گزینش زاویهٔ دید و تأکیدهای روایی خود، همچنان تفسیر مشخصی از تاریخ ارائه میدهد. موسیقی و نیروی عاطفی موسیقی انیو موریکونه از عناصر ماندگار فیلم است. آهنگسازی او، بهجای آنکه صرفاً برانگیزانندهٔ هیجان باشد، لایهای از اندوه و تعلیق به روایت میافزاید.
حضور آوازهای خواندهشده بهوسیلهٔ جوآن بائز نیز به یادماندنی است: موسیقی گاهی همچون پژواک صدایی بیرون از دادگاه عمل میکند؛ صدایی که رنج شخصیتها را به مسئلهای عمومیتر و جمعیتر پیوند میزند. این همراهی موسیقایی در لحظات عاطفی اثرگذار است، اما ممکن است برای بعضی تماشاگران بیش از اندازه جهتدهنده باشد.
فیلم نهتنها موقعیت را نشان میدهد، بلکه با موسیقی و لحن اجرایی خود راهی روشن برای احساسکردن آن پیش پای مخاطب میگذارد. همین ویژگی بخشی از قدرت فیلم است و همزمان یکی از سرچشمههای یکسویهشدن آن. سیاست، عدالت و محدودیتهای نگاه فیلم «ساکو و وانزتی» آشکارا جانبدارانه است؛ نه به این معنا که الزاماً هر واقعیت تاریخی را نادیده میگیرد، بلکه از آن رو که همدلی خود را بیپرده به متهمان اختصاص میدهد و سازوکارهای قدرت را در جایگاه متهم مینشاند.
« این تمهید، فیلم را از یک ملودرام صرف دور میکند، هرچند بهتنهایی تضمینکنندهٔ بیطرفی نیست. »
قوتها و کاستیها
این موضع با موضوع فیلم سازگار است: در روایتی دربارهٔ تعصب سیاسی و بیعدالتی، بیطرفی ظاهری ممکن است به نادیدهگرفتن نابرابری نیروها بینجامد. بااینحال، جانبداری گاهی فرصت تحلیل پیچیدهتر را محدود میکند. باورهای آنارشیستی دو شخصیت، در فیلم اهمیت دارند، اما بهاندازهای که بتوان ابعاد فکری و تناقضهای سیاسیشان را بهطور کامل شناخت، واکاوی نمیشوند.
همچنین زمینهٔ خشونت سیاسی و رابطهٔ آن با سرکوب دولتی، بیشتر در خدمت فضای کلی اثر قرار میگیرد تا آنکه موضوعی مستقل برای بررسی باشد. منتقدانی نیز به سادهسازی روایت و تمرکز فیلم بر همدلی با دو شخصیت اصلی اشاره کردهاند؛ نکتهای که از ارزش اثر کم نمیکند، اما یادآور میشود با یک بازسازی تاریخی بیطرف و جامع روبهرو نیستیم.
جایگاه فیلم در سینمای تاریخی اهمیت فیلم در این است که پروندهای مربوط به گذشته را به پرسشی زنده دربارهٔ کارکرد عدالت تبدیل میکند: آیا قانون همیشه حقیقت را کشف میکند، یا گاه به ابزاری برای تثبیت ترسها و منافع غالب بدل میشود؟ اثر پاسخ خود را با صراحت عرضه میکند، اما ارزشش تنها در حکم نهاییاش نیست؛ در نشاندادن روندی است که طی آن، هویت سیاسی و مهاجرتی افراد میتواند بر ارزیابی شواهد سایه بیندازد.
« بااینحال، جانبداری گاهی فرصت تحلیل پیچیدهتر را محدود میکند. »
جمعبندی
درعینحال، تماشای فیلم بهتنهایی جای مطالعهٔ تاریخی پرونده را نمیگیرد. سینما ناگزیر انتخاب میکند، حذف میکند و رویدادها را در قالب درام سامان میدهد. «ساکو و وانزتی» در مقام فیلمی سیاسی و عاطفی موفقتر است تا گزارشی جامع از همهٔ پیچیدگیهای پرونده. شناخت این محدودیت، نه مانع همدلی با اثر است و نه از اهمیت پرسشهایش میکاهد؛ بلکه امکان میدهد هم نیروی سینمایی آن را ببینیم و هم فاصلهاش را با تاریخنگاری مستقل حفظ کنیم.
جمعبندی «ساکو و وانزتی» درامی پرتنش و تأثیرگذار است که با بازیهای قدرتمند، فضاسازی تلخ و موسیقی ماندگار، تجربهٔ محاکمه را به تأملی دربارهٔ تعصب، قدرت و عدالت پیوند میدهد. نقطهٔ قوتش، تبدیل یک پروندهٔ تاریخی به تجربهای انسانی و اخلاقی است؛ نقطهٔ ضعفش، سادهسازی برخی پیچیدگیها و جانبداری آشکاری است که دامنهٔ بررسی سیاسی و تاریخی را محدود میکند.
فیلم را باید بیش از آنکه روایتی خنثی از پرونده دانست، بیانیهای سینمایی علیه سازوکارهای تبعیض و محکومیت پیشداورانه دید؛ بیانیهای که اثر عاطفی نیرومند دارد، اما برای فهم کامل موضوع، به گفتوگو با منابع و روایتهای دیگر نیازمند است.
« درعینحال، تماشای فیلم بهتنهایی جای مطالعهٔ تاریخی پرونده را نمیگیرد. »



ثبت دیدگاه