نقد و بررسی
نقد سایه روشن روز (The Cold Light of Day) | 2012
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
طرحی آشنا در لباسی پرتحرک «The Cold Light of Day» با موقعیتی آشنا در سینمای جاسوسی آغاز میشود: ویل شاو، تاجر جوانی که برای تعطیلات به اسپانیا آمده، پس از بازگشت به قایق درمییابد خانوادهاش ناپدید شدهاند. جستوجوی او برای یافتن آنان، خیلی زود پایش را به ماجرایی امنیتی باز میکند؛ ماجرایی که پدرش و کیفدستی مرموزی در مرکز آن قرار دارند.
فیلم از همان ابتدا وعدهٔ تعقیب، تهدید و افشای راز میدهد و میکوشد تماشاگر را بیدرنگ وارد جریان حادثه کند. این شتاب اولیه، نقطهٔ قوتی برای شروع است؛ اما در ادامه، آشکار میشود که فیلم بیش از آنکه بخواهد به الگوی آشنای خود عمق بدهد، به نیروی حرکت و هیجان بیرونی تکیه کرده است. قهرمانی که باید ناگهان تغییر کند ویل در آغاز نه مأموری کارآزموده، بلکه مردی عادی از جهان کسبوکار است.
قرار است فاصلهٔ میان این زندگی معمولی و موقعیت خطرناک، سرچشمهٔ تعلیق و تحول شخصیت باشد: او باید در شرایطی که هیچ آمادگیای برای آن ندارد، تصمیم بگیرد و واکنش نشان دهد. این ایده ظرفیت دراماتیک خوبی دارد، زیرا مخاطب میتواند ترس و سردرگمی او را در برابر تهدیدهای تازه درک کند. بااینحال، فیلم گاه این گذار را بیش از اندازه آسان میگیرد.
ویل در لحظههایی رفتاری نشان میدهد که با تجربه و تواناییهای معرفیشدهٔ او سازگاری چندانی ندارد؛ در نتیجه، تحولش بیشتر به اقتضای صحنههای اکشن رخ میدهد تا حاصل روندی تدریجی و باورپذیر. هنری کاویل در نقش اصلی حضوری دیدنی دارد و ظاهر و تمرکز فیزیکیاش با قالب قهرمان اکشن سازگار است.
« فیلم از همان ابتدا وعدهٔ تعقیب، تهدید و افشای راز میدهد و میکوشد تماشاگر را بیدرنگ وارد جریان حادثه کند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
او میتواند اضطراب و دستپاچگی ویل را منتقل کند، اما نقش فرصت چندانی برای پرورش لایههای شخصیتی یا نمایش کشمکشهای درونی پیچیده فراهم نمیکند. به همین دلیل، جذابیت بازیگر گاهی بیش از خود شخصیت به چشم میآید؛ تمایزی که در فیلمهای پرحادثه میتواند مخاطب را سرگرم کند، اما بهتنهایی جای شخصیتپردازی را نمیگیرد.
قصهای که از آشنایی خود فراتر نمیرود طرح فیلم از عناصر تثبیتشدهٔ ژانر جاسوسی و اکشن ساخته شده است: خانوادهٔ گروگانگرفتهشده، مأموران دوپهلو، اطلاعات پنهان، مهلتی محدود و قهرمانی که باید بهتنهایی از پس بحران برآید. این الگوها ذاتاً ایرادی ندارند؛ بسیاری از فیلمهای موفق نیز با مصالح آشنا کار میکنند.
مسئله آن است که «The Cold Light of Day» کمتر میکوشد به این مصالح زاویهای تازه ببخشد یا پیامدهای انسانی ماجرا را با حوصله بکاود. قصه بیشتر از آنکه مخاطب را با پرسشی دشوار روبهرو کند، او را از یک تهدید به تهدید بعدی میبرد. رازهای مربوط به پدر ویل میتوانستند هم رابطهٔ پدر و پسر را پیچیدهتر کنند و هم نگاه تازهای به گذشتهٔ خانواده بیفزایند.
اما روایت، اطلاعات را عمدتاً در خدمت پیشبرد تعقیبوگریزها قرار میدهد. در نتیجه، افشاگریها اهمیت دارند، ولی وزن عاطفیشان به اندازهای نیست که انتظار میرود. بیننده ممکن است مسیر کلی رویدادها را زود حدس بزند و بخشهایی از داستان را پیش از آنکه فیلم آشکارشان کند، در ذهن خود مرتب کند.
« این الگوها ذاتاً ایرادی ندارند؛ بسیاری از فیلمهای موفق نیز با مصالح آشنا کار میکنند. »
شخصیتها و اجرا
این پیشبینیپذیری تعلیق را از بین نمیبرد، اما از غافلگیری و کشش روایی میکاهد. ریتم: شتاب در تعقیب، مکث در روایت فیلم در لحظات اکشن از تحرک خوبی برخوردار است. فرارها، تعقیبوگریزهای خیابانی و رویاروییهای مسلحانه به روایت انرژی میدهند و گاه تماشاگر را بهراستی درگیر میکنند. فضای اسپانیا نیز پسزمینهای مناسب برای حرکت و گریز فراهم میآورد؛ شهرها و مسیرهای پررفتوآمد میتوانند احساس ناامنی و محاصره را تقویت کنند.
این بخشها نشان میدهند که فیلم در ساختن هیجان لحظهای توانایی دارد، حتی اگر این توانایی همیشه به تعلیقی ماندگار تبدیل نشود. در سوی دیگر، میان صحنههای پرتنش، بخشهایی وجود دارند که داستان را با توضیحهای مستقیم و رفتوآمدهای روایی پیش میبرند، بیآنکه اطلاعات تازه یا رابطهای معنادار به آن بیفزایند.
همین ناهمواری باعث میشود ریتم گاهی کند و کشدار احساس شود. فیلم میخواهد در عین حال پرشتاب و جدی باشد، اما فاصلهٔ میان اوجهای اکشن و صحنههای انتقالی همیشه با ظرافت پر نمیشود. برخی صحنههای تیراندازی نیز با اغراق در بقا و توانایی شخصیتها، از باورپذیری فاصله میگیرند؛ آنچه قرار است تنش بسازد، ممکن است برای بخشی از مخاطبان ناخواسته خندهآور شود.
بازیگران نامآشنا و فرصتهای محدود حضور بروس ویلیس و سیگورنی ویور، انتظاری طبیعی برای روبهروشدن با شخصیتهایی پرنفوذ و پررمزوراز ایجاد میکند. ویلیس در نقش پدر، بهسبب سابقهٔ حضورش در فیلمهای اکشن، بیدرنگ نوعی اقتدار آشنا با خود میآورد؛ اما فیلم مجال کافی برای بسط رابطهٔ او با ویل فراهم نمیکند.
« این پیشبینیپذیری تعلیق را از بین نمیبرد، اما از غافلگیری و کشش روایی میکاهد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
پیوند پدر و پسر باید هستهٔ عاطفی ماجرا باشد، ولی بخش مهمی از ظرفیت آن زیر فشار ضرورتهای طرح باقی میماند. در نتیجه، اطلاعاتی که دربارهٔ گذشتهٔ پدر آشکار میشود، بیش از آنکه به تجربهای عاطفی بدل شود، به قطعهای دیگر از معمای داستان شباهت دارد. ویور نیز با حضور سرد و کنترلشدهاش به فضای بیاعتمادی کمک میکند، اما شخصیت او بیشتر بر کارکرد داستانی تکیه دارد تا پیچیدگی درونی.
مسئله الزاماً کمبود استعداد بازیگران نیست؛ فیلمنامه برای آنان نقشهایی محدود و کملایه نوشته است. بازیگران جوانتر نیز در چنین ساختاری بیشتر در خدمت تعقیب ماجرا هستند تا شکلدادن به روابطی ماندگار. ترکیب چهرههای آشنا و بازیگر اصلی کاریزماتیک، جذابیت اولیه میآفریند، اما فیلم از این سرمایه برای ساختن درامی عمیقتر بهرهٔ کامل نمیبرد.
اکشن و لحن جدی کارگردانی مابروک المچری میکوشد میان هیجان فیزیکی و حالوهوای یک تریلر جاسوسی جدی تعادل برقرار کند. در بعضی صحنهها، دوربین متحرک و تدوین پرشتاب، حس آشفتگی و خطر را تقویت میکنند؛ بهویژه وقتی قهرمان ناچار است در محیطی ناآشنا راه فرار پیدا کند. در صحنههایی دیگر، همین شیوهٔ تصویری وضوح کنش را کاهش میدهد و مخاطب را از مسیر حرکت شخصیتها دور میکند.
دوربین پرتحرک زمانی مؤثر است که آشفتگی صحنه را به تجربهای حسی تبدیل کند؛ اگر صرفاً بر نماهای پرپیچوخم بیفزاید، هیجان را جایگزین روشنی نمیکند. لحن جدی فیلم نیز همیشه با کیفیت اجرا همخوان نیست. روایت با فوریت و خطر بسیار پیش میرود، اما گاه تصمیمهای شخصیتها یا اغراقهای اکشن، شکافی میان قصد فیلم و اثری که بر مخاطب میگذارد پدید میآورند.
« پیوند پدر و پسر باید هستهٔ عاطفی ماجرا باشد، ولی بخش مهمی از ظرفیت آن زیر فشار ضرورتهای طرح باقی میماند. »
قوتها و کاستیها
فیلم چندان علاقهای به طنز یا خودآگاهی ندارد و جهان خود را کاملاً جدی میگیرد؛ ازاینرو، هر لغزش در منطق داستان بیشتر به چشم میآید. اگر فیلم اندکی فاصلهٔ شوخطبعانه از قراردادهای ژانر میگرفت، شاید بخشی از این لحظات بهجای ناخواسته مضحکشدن، به سرگرمی آگاهانه بدل میشدند. جمعبندی «The Cold Light of Day» تریلری جاسوسی است که در لحظههای اکشن میتواند سرگرمکننده باشد، اما از داستانی آشنا، ریتمی نابرابر و شخصیتهایی کمپرداخت رنج میبرد.
هنری کاویل برای تماشاگرانی که به حضور او علاقه دارند، جذابیت خاصی دارد و تعقیبوگریزها نیز گاه انرژی لازم را به فیلم میبخشند؛ بااینحال، این امتیازها ضعفهای روایت را کاملاً جبران نمیکنند. رابطهٔ پدر و پسر، رازهای خانوادگی و موقعیت یک مرد عادی در دل توطئه، همگی ظرفیتهای خوبی هستند که فیلم تنها بخشی از آنها را به کار میگیرد.
تماشاگرانی که از تریلرهای پرحادثه با چهرههای مشهور لذت میبرند، ممکن است در بخشهایی با فیلم همراه شوند؛ اما کسی که به دنبال تعلیقی دقیق، شخصیتپردازی پرمایه یا پیچشی واقعاً غافلگیرکننده است، احتمالاً با اثری معمولی و زودفراموششدنی روبهرو خواهد شد. «The Cold Light of Day» بیشتر به نیروی چند صحنهٔ پرتحرک متکی است تا به انسجام و تازگی داستانی که آن صحنهها را به هم پیوند میدهد.



ثبت دیدگاه