نقد و بررسی
نقد للههای اجباری (Rob-B-Hood) | 2006
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان خلافکاری و پدرانگی «راب-بی-هود» ساختهٔ بنی چان، کمدی اکشن هنگکنگیای است که از برخورد دو جهان ناهمگون نیرو میگیرد: جهان خلافکاران خردهپا، قمار و بدهی، و جهان شکنندهٔ مراقبت از نوزادی که حتی نمیتواند نیازهایش را به زبان بیاورد. فونگ، قماربازی بیمسئولیت و بدهکار، همراه با اختاپوس و صاحبخانه در نقشهای برای ربودن کودکی گرفتار میشود.
اما ماجرا، برخلاف انتظارشان، به مراقبت از همان نوزاد میانجامد؛ مسئولیتی که برای مردانی چون آنان دشوارتر از هر تعقیبوگریز و درگیری است. فیلم از همین تضاد ساده کمدی میسازد، اما زیر لایهٔ شوخی و حادثه، پرسشی انسانی هم دارد: آیا کسی که عادت کرده از پیامدهای انتخابهایش بگریزد، میتواند در برابر موجودی کاملاً وابسته به او احساس مسئولیت پیدا کند؟
«راب-بی-هود» در پاسخ به این پرسش گاهی دلنشین و گاهی شتابزده است؛ اثری که انرژی بازیگران و صحنههای اکشنش را بهخوبی به نمایش میگذارد، اما در پرداخت روایت و احساسات همیشه به همان اندازه استوار نیست. جکی چان؛ کمدی در حرکت جکی چان در نقش فونگ، تکیهگاه اصلی فیلم است. او خلافکاری بیعیبونقص یا قهرمانی آرمانی نیست؛ مردی خودخواه و سبکسر است که عادت دارد دردسر را به آینده حواله کند.
همین نقصها به بازی چان امکان میدهد وجهی کمابیش آسیبپذیر از شخصیتش نشان دهد. او در کمدی فیزیکی همچنان چیرهدست است: یک نگاه هراسان، مکثی حسابشده یا تلاش ناشیانه برای انجام کاری ساده، میتواند موقعیتی معمولی را به صحنهای خندهدار بدل کند. کمدی چان بیش از آنکه به دیالوگ متکی باشد، از بدن او سرچشمه میگیرد.
« فونگ، قماربازی بیمسئولیت و بدهکار، همراه با اختاپوس و صاحبخانه در نقشهای برای ربودن کودکی گرفتار میشود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
در برابر نوزاد، بدن چابک و آشنای قهرمان اکشن ناگهان دستوپاگیر میشود؛ حرکتهایی که در سکانسهای مبارزه نشانهٔ تسلطاند، هنگام مراقبت از بچه به اضطراب و آشفتگی تبدیل میشوند. این جابهجایی، هستهٔ جذاب نقشآفرینی اوست. بااینحال، فیلم گاه چنان به تکرار شوخیهای مربوط به ناتوانی فونگ در بچهداری وابسته میشود که تازگی موقعیتها از میان میرود.
همراهی لوئیس کو و شکلگیری یک گروه لوئیس کو در نقش اختاپوس، مکمل مناسبی برای چان است. رابطهٔ این دو بر تفاوت خلقوخو و عادتهایشان بنا شده، اما بازی مشترکشان به تقابل سادهٔ دو تیپ محدود نمیماند. آنها در موقعیتهای دشوار به یکدیگر واکنش نشان میدهند و از دل همین واکنشها، حس رفاقتی پدید میآید که فیلم برای بخش عاطفی خود به آن نیاز دارد.
شیمی میانشان کمک میکند مراقبت از نوزاد صرفاً مجموعهای از شوخیهای مستقل نباشد و به تجربهای مشترک تبدیل شود. مایکل هوی نیز با حضور کمادعا و طنز خشک خود به گروه رنگ دیگری میبخشد. شخصیت او بیشتر از آنکه محور تحول باشد، بخشی از شبکهٔ رابطهها و گرفتاریهای داستان است. در مجموع، ترکیب بازیگران اصلی به فیلم گرما میدهد؛ بااینحال، فیلمنامه همیشه برای همهٔ شخصیتها فرصت کافی فراهم نمیکند تا از نقشهای کمیک یا کارکردهای روایی فراتر بروند.
نوزاد بهمثابه موتور روایت نوزاد در فیلم فقط موضوع یک ماجرای آدمربایی نیست؛ حضورش تمام مناسبات میان شخصیتها را تغییر میدهد. نیازهای پیوسته و بیوقفهٔ او، خلافکارانی را که عادت دارند فقط به سود و آسایش خود فکر کنند، در موقعیتی قرار میدهد که باید به دیگری توجه کنند. این ایده ظرفیت عاطفی روشنی دارد، زیرا تغییر شخصیتها را نه از راه سخنرانی و اعتراف، بلکه از خلال کنشهای کوچک و روزمره پی میگیرد.
« این جابهجایی، هستهٔ جذاب نقشآفرینی اوست. »
شخصیتها و اجرا
نوزاد همچنین به قصه نوعی بیپناهی و لطافت میبخشد که با فضای خشن دنیای خلافکاران در تضاد است. این تضاد، بسیاری از لحظات بامزه را میسازد و به فیلم اجازه میدهد میان تعقیبوگریز و شوخیهای خانگی رفتوآمد کند. اما همین ابزار گاهی بیش از اندازه به کار گرفته میشود. شوخیهای مربوط به پوشک، شیر دادن، گریه و دشواری نگهداری از بچه پس از مدتی قابلپیشبینی میشوند؛ در نتیجه، ایدهای که ابتدا تازه و سرگرمکننده است، در بخشهایی تکرارپذیری خود را از دست میدهد.
بدلکاری و اکشن؛ زبان آشنای جکی چان اکشن فیلم یکی از نیرومندترین دلایل تماشای آن است. جکی چان در طراحی و اجرای لحظات فیزیکی، همان ذوقی را نشان میدهد که آثار مشهورترش را متمایز کرده است: استفادهٔ خلاقانه از محیط، تبدیل اشیای معمولی به ابزار حرکت یا دفاع، و پیوند دادن خطر با شوخی.
صحنههای اکشن فقط وقفههایی میان بخشهای داستانی نیستند؛ آنها به شخصیتها امکان میدهند فشار و استیصال خود را به شکل دیداری بیان کنند. ویژگی مهم بدلکاریها، اتکای آنها به وضوح حرکت است. تماشاگر میتواند مسیر بدنها و پیامد هر حرکت را دنبال کند و همین خوانایی، هیجان را افزایش میدهد.
حضور چان در موقعیتهایی که خطر را با بازیگوشی ترکیب میکنند، همچنان جذاب است؛ گویی مبارزه برای او نوعی حل مسئله با بدن است. البته همهٔ پیوندهای میان سکانسها به یک اندازه پرداختشده نیستند و گاهی تدوین یا گذارهای شتابزده، انسجام صحنهها را کم میکنند. با وجود این، در لحظات اکشن اصلی فیلم، مهارت اجرایی و تخیل بصری آن آشکار است.
« نوزاد همچنین به قصه نوعی بیپناهی و لطافت میبخشد که با فضای خشن دنیای خلافکاران در تضاد است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
روایت پرنوسان و ریتم نامتوازن بزرگترین ضعف «راب-بی-هود» در سازماندهی روایت دیده میشود. فیلم چند مسیر را همزمان پیش میبرد: بدهی و قمار فونگ، رابطهٔ او با همدستانش، ماجرای نوزاد، تهدیدهای جنایی و تلاش برای ایجاد پیوندی عاطفی میان مردان و کودک. این عناصر بالقوه میتوانند به یکدیگر نیرو بدهند، اما همیشه با تناسب و ریتم یکسان کنار هم قرار نمیگیرند.
گاهی قصه میان کمدی خانگی و تعلیق جنایی جابهجا میشود، بیآنکه گذار آنها کاملاً طبیعی به نظر برسد. نیمهٔ نخست فیلم نیز برای رسیدن به ضرباهنگ مطلوب زمان میخواهد. برخی شوخیها طولانیتر از ظرفیتشان ادامه پیدا میکنند و روایت پیش از آنکه به حرکت پرشتابتر خود برسد، مکثهای زیادی دارد.
در ادامه، اکشن و خطر موقعیتها را پرتحرکتر میکند، اما شلوغی روایی کاملاً از میان نمیرود. فیلم در بخشهای پایانی نیز گاه به تراکم حادثه و احساسات متوسل میشود؛ راهی که هیجان میآفریند، اما ظرافت لازم برای جمعبندی همهٔ خطوط را همیشه حفظ نمیکند. احساسات؛ میان صداقت و تصنع مسیر عاطفی فیلم بر تغییر تدریجی آدمهایی استوار است که در آغاز، مسئولیت را مانعی در برابر خواستههای خود میبینند.
از این منظر، نوزاد وسیلهای برای آشکار شدن ظرفیتهای نهفتهٔ آنان است. لحظههای مراقبت و نگرانی، وقتی از دل رفتار روزانه و تعامل میان شخصیتها بیرون میآیند، اثرگذارترند؛ زیرا تماشاگر تغییر را میبیند، نه اینکه صرفاً دربارهاش توضیح بشنود. در مقابل، بخشهایی از عاطفهٔ فیلم بیش از حد بر نشانههای آشنا تکیه دارند.
« روایت پرنوسان و ریتم نامتوازن بزرگترین ضعف «راب-بی-هود» در سازماندهی روایت دیده میشود. »
قوتها و کاستیها
موسیقی، واکنشهای اغراقشده و تأکید مستقیم بر پیوند میان کودک و مراقبانش گاهی احساسی را مطالبه میکنند که روایت هنوز بهاندازهٔ کافی آن را پرورش نداده است. این ناهمواری، بهویژه برای تماشاگرانی که با طنز و اکشن فیلم همراهترند، محسوس میشود. بااینهمه، صمیمیت رابطهٔ میان چان و کو و حضور دوستداشتنی نوزاد تا حدی این فاصله را جبران میکند.
جمعبندی «راب-بی-هود» فیلمی است که بیش از هر چیز با انرژی اجرایی و جذابیت بازیگرانش به یاد میماند. کمدی فیزیکی جکی چان، همراهی خوب لوئیس کو، حضور دلنشین نوزاد و بدلکاریهای خلاقانه، آن را به سرگرمیای پرتحرک تبدیل میکنند. در سوی دیگر، روایت گاه پراکنده است، نیمهٔ نخست کند پیش میرود و بعضی شوخیها یا لحظات احساسی بیش از اندازه تکرار و تأکید میشوند.
ارزش فیلم در بینقص بودنش نیست، بلکه در تواناییاش برای پیوند دادن اکشن هنگکنگی با کمدی خانوادگی و لحظههایی از تحول انسانی است. این پیوند همیشه هموار نیست، اما در بهترین لحظات، هم خنده میآفریند و هم گرمایی واقعی به قصه میبخشد. «راب-بی-هود» برای دوستداران جکی چان و تماشاگرانی که از بدلکاریهای خلاقانه و کمدی پرجنبوجوش لذت میبرند، اثری سرگرمکننده است؛ هرچند ضعفهای رواییاش مانع از آن میشود که همهٔ ظرفیت عاطفی و کمدی خود را یکپارچه به ثمر برساند.
« این ناهمواری، بهویژه برای تماشاگرانی که با طنز و اکشن فیلم همراهترند، محسوس میشود. »



ثبت دیدگاه