نقد و بررسی
نقد لانه (The Lair) | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاه فیلم در سینمای ژانر «The Lair» فیلمی ترسناک و اکشن از Neil Marshall است که در سال ۲۰۲۲ ساخته شد. نقطهٔ عزیمت آن ساده و آشناست: خلبانی بریتانیایی در افغانستان سقوط میکند، در پناهگاهی زیرزمینی پناه میگیرد و با موجوداتی روبهرو میشود که حاصل آزمایشهای زیستیاند. فیلم از همان ابتدا خود را بهعنوان اثری واقعگرا یا روانشناختی معرفی نمیکند؛ مقصدش ترکیب تعقیبوگریز نظامی، هیولای مهاجم و خشونتِ پرتحرک است.
همین انتخاب، هم روشنترین امتیاز فیلم به شمار میرود و هم محدودیتی که اجازه نمیدهد از قالبهای آشنای ژانر فراتر برود. «The Lair» بیش از آنکه بخواهد وحشت را بهتدریج در ذهن تماشاگر رسوب دهد، او را به دل موقعیتهایی میاندازد که خطر در آنها آشکار و فوری است. در نتیجه، اثر را بهتر است در مقام سرگرمیِ عامهپسند سنجید؛ فیلمی که در پی ساختن جهانی پیچیده یا پرسشبرانگیز نیست و بیشتر به دنبال آن است که با فضایی تنگ، موجوداتی هراسآور و درگیریهای پیدرپی، ضرباهنگی پرتنش بسازد.
قصه و منطق روایت قصه با سقوط کیت سینکلر و تلاش او برای جانبهدربردن آغاز میشود. پناهگاه زیرزمینی، در ظاهر مکانی برای پنهانشدن است، اما خیلی زود به فضایی بدل میشود که خطر اصلی را در خود جای داده است. پس از آن، فیلم میان وحشتِ ناشناخته و قواعد آشنای فیلمهای نظامی رفتوآمد میکند: گروهی سرباز، هشدارهایی که جدی گرفته نمیشوند، و تهدیدی که بیش از توان جمعی افراد به نظر میرسد.
این طرح، ظرفیت ایجاد تعلیق را دارد؛ بهخصوص چون محیط بسته و مسیرهای محدود، امکان فرار را کم میکنند. بااینحال، روایت گاهی بهجای پروراندن تدریجی موقعیت، به سراغ حرکت بعدی میرود. برخی رخدادها بیشتر برای پیشبردن صحنههای اکشن لازماند تا آنکه از دل تصمیمهای پیچیده یا شخصیتپردازی دقیق بیرون بیایند.
« جایگاه فیلم در سینمای ژانر «The Lair» فیلمی ترسناک و اکشن از Neil Marshall است که در سال ۲۰۲۲ ساخته شد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بنابراین، اگر تماشاگر انتظار روایتی منسجم و پرجزئیات دربارهٔ منشأ خطر یا پیامدهای اخلاقی آزمایشهای زیستی داشته باشد، احتمالاً فیلم آن انتظار را بهطور کامل پاسخ نمیدهد. در مقابل، بینندهای که با داستانی مستقیم و پرحادثه کنار میآید، میتواند از سرعت و سادگی آن لذت ببرد. تعلیق و فضای زیرزمینی یکی از موفقترین انتخابهای فیلم، استفاده از فضای زیرزمینی بهعنوان قلب بصری و دراماتیک داستان است.
راهروها، اتاقهای تاریک و مسیرهای محدود حس محصورشدن میآفرینند؛ ترسی که فقط از حضور موجودات نمیآید، بلکه از دشواریِ دیدن، شناختن و یافتن راه خروج نیز سرچشمه میگیرد. پناهگاه، در این معنا، صرفاً پسزمینه نیست: معماری آن بخشی از تهدید است. بااینحال، فیلم همیشه از این ظرفیت به بهترین شکل بهره نمیبرد.
فضای تنگ زمانی میتواند اضطرابآفرین باشد که اطلاعات را حسابشده آشکار کند و هر صدای نامعلوم، هر سایه و هر مکث را به عاملی برای انتظار بدل سازد. «The Lair» در بعضی لحظهها چنین اثری دارد، اما در بخشهایی دیگر شتابِ اکشن فرصت مکث و انباشت دلهره را میگیرد. از همین رو، ترس در فیلم نوسان میکند: گاه محیط بسته بهخوبی فشار روانی میسازد و گاه جای خود را به نمایش مستقیمتر خشونت میدهد.
موجودات و جلوههای بصری طراحی موجودات از عناصر بهیادماندنی فیلم است. ظاهر نیمهانسانی و غیرعادی آنها بهسرعت توجه را جلب میکند و به اثر هویتی هیولایی میبخشد. این موجودات تهدیدی ملموساند و حضورشان به صحنههای تعقیب و نبرد نیروی لازم را میدهد. در عین حال، شکلوشمایلشان ممکن است برای برخی تماشاگران یادآور آثار دیگری دربارهٔ هیولاهای آزمایشگاهی و موجودات جهشیافته باشد؛ شباهتی که از جذابیت طراحی نمیکاهد، اما تازگی آن را محدود میکند.
« در مقابل، بینندهای که با داستانی مستقیم و پرحادثه کنار میآید، میتواند از سرعت و سادگی آن لذت ببرد. »
شخصیتها و اجرا
جلوههای ویژه در همهٔ لحظهها کیفیت یکسانی ندارند. گاهی ظاهر موجودات و خشونت صحنهها اثرگذار است، اما در نماهایی دیگر، محدودیتهای تولید به چشم میآید و تصویر از باورپذیری فاصله میگیرد. این نابرابری بهویژه وقتی محسوس میشود که فیلم میکوشد از نمایش هیولاها هیبت بسازد: اگر جلوهها اندکی خام یا ارزان به نظر برسند، ترس ممکن است بهجای آنکه تشدید شود، رنگی ناخواسته مضحک پیدا کند.
فیلم بااینحال کاملاً بر جلوههای تصویری تکیه ندارد؛ طراحی صوتی، تاریکی محیط و شتاب برشها نیز در ساختن حس خطر سهم دارند. اکشن، تدوین و ضرباهنگ اکشن جایی است که «The Lair» بیشترین انرژی خود را نشان میدهد. صحنههای پرتحرک، درگیریهای مسلحانه و هجومهای ناگهانی، فیلم را از ایستایی دور نگه میدارند.
Neil Marshall، که پیشتر نیز در آثار ژانریاش به خشونت و حرکت تند توجه نشان داده، در اینجا بیشتر به کارگردانیِ صحنههای رویارویی تکیه میکند تا ساختن تعلیقی طولانی و آرام. در نتیجه، فیلم در لحظات پرتنش جان میگیرد و از نظر سرگرمی، بهویژه برای علاقهمندان به ترکیب اکشن و وحشت، کارکرد قابلقبولی دارد.
اما پرتحرکی همیشه معادل هیجان نیست. وقتی حادثه پشت حادثه میآید، فرصت کمتری برای تأمل دربارهٔ خطر یا واکنش شخصیتها باقی میماند. تدوین و ریتم سریع، تماشاگر را در جریان نگه میدارند، ولی گاه به قیمت آن تمام میشوند که صحنهها فرصت پیدا نکنند اثر عاطفی خود را کامل کنند. فیلم در بخشهایی بیشتر پرسروصداست تا واقعاً پرتعلیق؛ یعنی توجه را حفظ میکند، اما الزاماً ترس یا هیجان را عمیقتر نمیسازد.
« جلوههای ویژه در همهٔ لحظهها کیفیت یکسانی ندارند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
شخصیتها و بازیها کیت سینکلر در مرکز روایت قرار دارد و فیلم برای او نقش قهرمانی کنشگر در نظر میگیرد؛ شخصیتی که باید هم از خطر بگریزد و هم دیگران را متقاعد کند که تهدیدی واقعی در کار است. بااینحال، فیلمنامه کمتر از آنچه لازم است به درونمایهٔ شخصی او میپردازد. گذشته و تجربهٔ او بیشتر در خدمت حرکت داستاناند تا آنکه به لایههایی مستقل از شخصیت تبدیل شوند.
در نتیجه، تماشاگر میتواند مسیر او را دنبال کند، اما پیوند عاطفی با او همیشه عمیق نمیشود. این کمجانی به گروه نظامیان نیز سرایت میکند. شماری از شخصیتها بر اساس تیپهای آشنا ساخته شدهاند و گاه بیش از آنکه آدمهایی متمایز باشند، نمایندهٔ نقشهای معمول در فیلمهای جنگی و هیولاییاند.
دیالوگها نیز اغلب به جملههای آماده و توضیحهای مستقیم متکی میمانند؛ گفتوگوهایی که بیشتر اطلاعات لازم برای صحنه را منتقل میکنند تا آنکه شخصیتها را زنده کنند. بازیها در لحظههای جدی همیشه به اندازهٔ موقعیت باورپذیر نیستند و همین مسئله گاهی از وزن خطر میکاهد. از این منظر، مشکل را نمیتوان تنها به بازیگران نسبت داد: نوشتهٔ کلیشهای، دامنهٔ محدودی برای اجرای متفاوت در اختیار آنان میگذارد.
خشونت، لحن و انتظار تماشاگر خشونت در «The Lair» بخشی از هویت اثر است، نه عنصری حاشیهای. فیلم میخواهد تجربهای جسمانی و پرضربه بسازد؛ تجربهای که در آن تهدید بهسرعت به برخورد و زخم تبدیل میشود. این رویکرد برای مخاطبی که دنبال وحشتِ پرتحرک و صحنههای خشن است، میتواند سرگرمکننده باشد.
« بااینحال، فیلمنامه کمتر از آنچه لازم است به درونمایهٔ شخصی او میپردازد. »
قوتها و کاستیها
اما فیلم کمتر در پی وحشتِ زیرپوستی است: ترسی که از ابهام، انتظار و شناخت تدریجیِ امر ناشناخته ساخته شود. لحن اثر نیز میان جدیت نظامی و بازیگوشیِ فیلمهای درجهدو در نوسان است. این دوگانگی گاهی به سود فیلم تمام میشود، چون اجازه میدهد تماشاگر از اغراقهای ژانری لذت ببرد؛ اما در لحظههایی دیگر، جدیت صحنه و کیفیت اجرای آن با هم سازگار نیستند.
فیلم اگر آشکارا بر وجه سرگرمکننده و اغراقآمیز خود تکیه کند، لغزشهایش آسانتر پذیرفته میشوند. هرچه بیشتر بخواهد واقعگرایی یا عمق عاطفی القا کند، ضعف دیالوگ و جلوههای نابرابر آشکارتر میشود. جمعبندی «The Lair» اثری بیادعا در قلمرو اکشن و وحشت است که بهترین لحظههایش را در فضای محصور، هجومهای ناگهانی و صحنههای پرتحرک پیدا میکند.
طراحی تهدیدها چشمگیر است و فیلم در بخشهایی که به حرکت و درگیری مجال میدهد، سرگرمکننده میشود. در سوی دیگر، شخصیتپردازی محدود، دیالوگهای کلیشهای و ناهماهنگی جلوههای ویژه مانع از آناند که تجربهٔ ژانری فیلم به اثری ماندگار یا واقعاً ترسناک بدل شود. ارزش تماشای آن به انتظاری بستگی دارد که مخاطب با خود میآورد.
برای کسی که خواهان قصهای پیچیده، بازیهای ظریف و وحشتی حسابشده است، فیلم احتمالاً ناامیدکننده خواهد بود. اما برای تماشاگر علاقهمند به هیولا، خشونت و اکشنی که چندان درگیر منطق سختگیرانهٔ واقعگرایی نیست، میتواند سرگرمیِ پرهیاهو و گذرایی فراهم کند؛ فیلمی که کاستیهایش آشکارند، اما در لحظههای پرتحرکش گاه نیروی لازم برای پیشبردن تماشا را به دست میآورد.
« اما فیلم کمتر در پی وحشتِ زیرپوستی است: ترسی که از ابهام، انتظار و شناخت تدریجیِ امر ناشناخته ساخته شود. »



ثبت دیدگاه