نقد و بررسی
نقد لاکپشت های نینجا (Teenage Mutant Ninja Turtles) | 2014
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازآفرینی پرشتاب در سایهٔ خاطرهها فیلم «لاکپشتهای نینجای جهشیافتهٔ نوجوان» ساختهٔ جاناتان لیبسمن، بازگشتی پرهزینه و پرهیاهو به دنیای قهرمانانی است که بخش بزرگی از جذابیتشان از تضاد میان ظاهر نامتعارف و روحیهٔ بازیگوششان سرچشمه میگیرد. روایت از نیویورکی آغاز میشود که زیر فشار تهدیدهای یک گروه تبهکار قرار دارد؛ چهار برادر لاکپشت که سالها دور از چشم مردم زیستهاند، ناچار میشوند از پناهگاه خود بیرون بیایند و با خطر روبهرو شوند.
فیلم میکوشد هم ماجرایی ابرقهرمانی برای مخاطب تازهوارد باشد و هم یادآور شخصیتی آشنا برای تماشاگران قدیمی. این دو خواسته گاه در کنار هم مینشینند، اما همیشه به تعادلی رضایتبخش نمیرسند. هویت جمعی و فردیت چهار برادر بزرگترین سرمایهٔ فیلم، خود لاکپشتها هستند؛ نه فقط بهعنوان چهار جنگجوی ماهر، بلکه بهمنزلهٔ خانوادهای پرتنش و صمیمی.
تفاوت خلقوخو و شیوهٔ واکنششان به بحران، زمینهٔ شوخیها و کلکلهایی را فراهم میکند که به فیلم گرما میبخشد. میکلآنژ با شور و شوق کودکانهاش، ریتمی سبکتر به جمع میدهد؛ دوناتلو هوش فنی گروه را نمایندگی میکند؛ لئوناردو میکوشد نقش رهبر را بر عهده گیرد و رافائل با تندی و استقلالطلبی، مدام نظم برادرانه را به چالش میکشد.
با این حال، فیلم در پرداخت این تفاوتها بیشتر به نشانههای سریع و قابلتشخیص تکیه میکند تا به تحول شخصیتی. تماشاگر زود درمییابد هر برادر چه جایگاهی در گروه دارد، اما فرصت چندانی برای دیدن لایههای پنهانتر یا دگرگونیهای جدی آنان پیدا نمیکند. رابطهٔ برادران، که میتوانست ستون عاطفی روایت باشد، اغلب در خدمت پیشبرد ماجرا یا افزودن شوخی قرار میگیرد.
« فیلم میکوشد هم ماجرایی ابرقهرمانی برای مخاطب تازهوارد باشد و هم یادآور شخصیتی آشنا برای تماشاگران قدیمی. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
حاصل، گروهی دوستداشتنی و سرگرمکننده است که حضوری پررنگ دارد، اما عمق پیوندهایش کمتر از ظرفیت داستان احساس میشود. اکشن و شتاب روایی فیلم از همان آغاز به حرکت گرایش دارد. تعقیبها، درگیریها و فرارهای پرسرعت، پیوسته تماشاگر را از نقطهای به نقطهٔ دیگر میبرند و هرگاه چهار قهرمان در مرکز قاب قرار میگیرند، انرژی صحنه بالا میرود.
طراحی حرکات رزمی نیز میکوشد تفاوت جسمانی لاکپشتها را به بخشی از زبان اکشن تبدیل کند: وزن و اندازهٔ آنان، برخلاف سبک رزمی انسانی، به ضربهها و برخوردها کیفیتی اغراقآمیز و دیدنی میدهد. اما شتاب، همیشه به معنای وضوح نیست. دوربین لرزان و تدوین پرشدار در بعضی نبردها، جهت حرکت شخصیتها و نسبت مکانی آنان را مبهم میکند.
تماشاگر گاه بهجای آنکه ضرباهنگ مبارزه را دنبال کند، ناچار است در میان برشهای سریع جای افراد را بازسازی کند. این آشفتگی از شدت بصری صحنهها کم نمیکند، اما از تأثیر نمایشیشان میکاهد؛ زیرا اکشن هنگامی رضایتبخشتر است که علاوه بر پرتحرکی، مسیر و منطق روشنی داشته باشد. جلوههای بصری و طراحی چهرهها بازآفرینی دیداری لاکپشتها یکی از انتخابهای تعیینکنندهٔ فیلم است.
آنان در این نسخه نه موجوداتی ساده و کارتونی، بلکه پیکرهایی بزرگ، پرجزئیات و نزدیک به واقعیت تصویر شدهاند. حرکت بدنها، حالت صورتها و شیوهٔ تعاملشان با محیط، نشان میدهد جلوههای بصری در پی آن بودهاند که موجوداتی ناممکن را در قاب زنده و باورپذیر جلوه دهند. نتیجه، هرچند ممکن است با تصور همهٔ دوستداران نسخههای پیشین همخوان نباشد، از نظر فنی چشمگیر است.
« اکشن و شتاب روایی فیلم از همان آغاز به حرکت گرایش دارد. »
شخصیتها و اجرا
این واقعگرایی ظاهری گاهی با روح شوخ و فانتزی مجموعه در تضاد قرار میگیرد. هرچه چهرهها و اندامها سنگینتر و زمختتر به نظر میرسند، لحن کمدیِ نوجوانانهٔ آنان بیشتر نیازمند ظرافت در اجرا میشود؛ ظرافتی که فیلم همیشه فراهم نمیکند. در عوض، جزئیات ظاهری و ابزارهای شخصی هر برادر، راهی مؤثر برای تمایزگذاری میان اعضای گروه است.
تصویر، در مجموع، از داستان پختهتر به نظر میرسد: فیلم در ساختن جهانی دیدنی موفقتر است تا در توضیح دقیق قواعد و روابط آن. روایت، کلیشهها و خلأهای منطقی ساختار داستانی فیلم از الگوی آشنای تهدید شهری، کشف راز و شکلگیری گروهی برای مقابله با خطر پیروی میکند. این آشنایی بهخودیخود ایراد نیست؛ بسیاری از ماجراهای ابرقهرمانی بر الگوهایی مشترک بنا شدهاند.
مشکل آنجاست که فیلم کمتر میکوشد به این الگوها پیچوتابی تازه بدهد. بعضی رویدادها چنان آشکارا برای رساندن شخصیتها به ایستگاه بعدی چیده شدهاند که تصمیمها و پیوندهای علّی میانشان سست به نظر میرسد. چند شکاف روایی نیز بر این احساس میافزاید. اطلاعاتی که باید انگیزهٔ شخصیتها یا منطق خطر را روشن کند، گاه دیر، کوتاه یا نامنسجم عرضه میشود؛ در نتیجه، تماشاگر ممکن است بیش از آنکه درگیر پیامدهای اخلاقی و عاطفی اتفاقها شود، به پرسش از چگونگی وقوعشان فکر کند.
فیلم از معرفی زمینههای گوناگون هراسی ندارد، اما همهٔ آنها را به یک اندازه نمیپروراند. همین شتاب در توضیح و جمعبندی، داستان را قابلپیشبینیتر میکند و از ظرفیت تعلیق آن میکاهد. شخصیتهای انسانی و رویارویی با تهدید ایوریل اونیل، روزنامهنگاری که در مسیر کشف ماجرا به لاکپشتها نزدیک میشود، نقش واسطهٔ میان دنیای پنهان آنان و شهر انسانی را بر عهده دارد.
« این واقعگرایی ظاهری گاهی با روح شوخ و فانتزی مجموعه در تضاد قرار میگیرد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
حضور او برای بهحرکتدرآوردن روایت ضروری است، اما فیلم گاهی بیش از آنکه به استقلال و مهارت حرفهایاش توجه کند، از او بهعنوان وسیلهای برای اتصال رویدادها بهره میگیرد. شخصیتهای انسانی دیگر نیز معمولاً در حد کارکردهای داستانی باقی میمانند؛ کمتر فرصتی مییابند تا به اندازهٔ قهرمانان اصلی، فردیتی ماندگار پیدا کنند.
شخصیت منفی فیلم نیز از همین کمبود رنج میبرد. او تهدیدی جدی در ظاهر و مقیاس ماجراست، اما انگیزهها و جهانبینیاش به اندازهای روشن و پرداختشده نیست که حضورش را به نیرویی واقعاً جذاب بدل کند. شرارت او بیشتر به نقش موردنیاز داستان شباهت دارد تا به شخصیتی با منطق درونی مشخص. از این رو، رویارویی نهایی بیش از آنکه حاصل برخورد دو دیدگاه یا دو شخصیت پیچیده باشد، به مقابلهٔ قهرمانان با مانعی بزرگ میماند.
طنز، لحن و میراث مجموعه طنز، در بهترین لحظههای فیلم، از تفاوت شخصیتها و از موقعیت نامتعارف قهرمانان سرچشمه میگیرد. شوخیهای میان برادران حس زندگی روزمرهای به آنان میدهد و کمک میکند از قالب جنگجویان صرف بیرون بیایند. فیلم هنگامی که اجازه میدهد این شوخیها از دل رابطهٔ آنان شکل بگیرد، به روح بازیگوش مجموعه نزدیکتر میشود.
در مقابل، برخی شوخیها و لحظات سبک در کنار تهدیدهای جدی، لحنی ناپایدار پدید میآورند؛ گویی فیلم هنوز تصمیم نگرفته است تا چه اندازه میخواهد جدی، خشن یا کودکانه باشد. این نوسان بخشی از مسئلهٔ بزرگتر اثر است: کوشش برای جلب همزمان مخاطبان گوناگون. فیلم گاه به شکوه یک ماجرای ابرقهرمانی پرخرج تکیه میکند و گاه به جذابیت کمدی خانوادگی و نوستالژی.
« شخصیت منفی فیلم نیز از همین کمبود رنج میبرد. »
قوتها و کاستیها
عناصر لازم برای هر دو را دارد، اما پیوند میانشان همیشه طبیعی نیست. با وجود این، حضور پرانرژی لاکپشتها و شوخیهایشان مانع میشود که فیلم کاملاً زیر بار جدیت مصنوعی یا صحنههای پرزرقوبرق خود دفن شود. جمعبندی «لاکپشتهای نینجای جهشیافتهٔ نوجوان» فیلمی است که بیش از هر چیز با حرکت، جلوه و حضور قهرمانانش به یاد میماند.
اکشنهای پرتحرک، طراحی بصری چشمگیر و شوخیهای برادرانه، آن را به سرگرمیای قابلقبول برای دوستداران ماجراجوییهای پرهیجان تبدیل میکنند. در برابر این امتیازها، داستانی آشنا و کمانعطاف، شخصیت منفی کمرمق، چند گسست منطقی و تدوینی که گاه وضوح صحنههای درگیری را مخدوش میکند، مانع از آن میشوند که فیلم به اثری ماندگارتر بدل شود.
این بازآفرینی نه از جذابیت چهار قهرمانش تهی است و نه از کاستیهای رواییاش رهایی مییابد: تجربهای پرجنبوجوش که در لحظه سرگرم میکند، اما کمتر از آنچه وعده میدهد در ذهن میماند.
« عناصر لازم برای هر دو را دارد، اما پیوند میانشان همیشه طبیعی نیست. »
ثبت دیدگاه