نقد و بررسی
نقد فیلم ابرقهرمان (Superhero Movie) | 2008
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان هجو و لودگی «Superhero Movie» ساختهٔ کریگ مازین، کمدی هجوی سال ۲۰۰۸ است که شمایل آشنای فیلمهای ابرقهرمانی را به میدان شوخی میآورد. محور اصلی آن ریک رایکر است؛ نوجوانی خجالتی که پس از نیش یک سنجاقک دستکاریشده، تواناییهایی غیرعادی پیدا میکند و قدم در مسیر قهرمانشدن میگذارد.
فیلم از الگوهای شناختهشدهٔ داستان ابرقهرمانی بهره میگیرد، اما هدفش نه بازآفرینی جدی این جهان، بلکه وارونهکردن قراردادها و تبدیل موقعیتهای آشنا به صحنههای کمدی است. در کنار قهرمان جوان، لو لندرز و هویت شرورانهاش، ساعتشنی، نیروی مقابل داستان را شکل میدهند. این چارچوب ساده و سرراست، بستری برای شوخی با منشأ قدرتها، لباسهای قهرمانی، نبردهای پرهیاهو و رابطهٔ قهرمان با اطرافیانش فراهم میکند.
فیلم همچنین با نشانههایی از چند اثر ابرقهرمانی شناختهشدهٔ آن دوران بازی میکند؛ بهویژه «Spider-Man» و «Batman Begins». روایت آشنا، با کارکردی دوگانه داستان ریک از همان آغاز بر مسیری بنا شده که تماشاگرانِ سینمای ابرقهرمانی بارها دیدهاند: نوجوانی بیرون از حلقهٔ محبوبها، فرصتی تصادفی برای دگرگونی پیدا میکند و بهتدریج باید معنای قدرت تازهاش را دریابد.
فیلم این مسیر را با لحنی سبک و اغراقآمیز روایت میکند؛ گویی روایت قهرمانانه در درجهٔ نخست وسیلهای است برای رسیدن به شوخی بعدی. همین انتخاب، ریتمی روان و قابلفهم به اثر میدهد و مخاطب برای دنبالکردن ماجرا به آشنایی قبلی با جهان کمیکبوکها نیاز ندارد. اما سادگی روایت بهای خود را نیز دارد.
« در کنار قهرمان جوان، لو لندرز و هویت شرورانهاش، ساعتشنی، نیروی مقابل داستان را شکل میدهند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
از آنجا که بسیاری از ایستگاههای داستان از پیش قابلحدساند، کشمکشها بهندرت حس کشف یا تعلیق ایجاد میکنند. انتظار اصلی نه دانستن سرانجام یک بحران، بلکه دیدن شکل تازهای از شوخی با کلیشههای آن است. به همین دلیل، فیلم گاهی بهجای آنکه داستانی مستقل و جاندار بسازد، مجموعهای از بازسازیها و دگرگونیهای کمیکِ لحظههای آشنا به نظر میرسد.
پیرنگ وجود دارد، اما اغلب در خدمت چیدن موقعیتهای طنز است، نه پرورش جدی شخصیتها یا مضمون. سازوکار شوخیها و محدودیتهای آن کمدی فیلم بر چند ابزار مشخص تکیه دارد: بازی با کلمات، وارونهسازی موقعیتهای آشنا، اغراق بدنی و شوخیهای زمخت. در لحظاتی که میان تصویر قهرمانانهٔ یک صحنه و نتیجهٔ مضحک آن فاصله میافتد، فیلم میتواند غافلگیرکننده و سرگرمکننده باشد.
شوخیهای کلامی نیز گاه از تقابل لحن جدی شخصیتها با محتوای بیپروا یا نامنتظر جملههایشان نیرو میگیرند. این تضاد، بهخصوص وقتی بازیگران با جدیت کامل در دل موقعیتی پوچ باقی میمانند، ظرفیت کمیک خوبی دارد. بااینحال، تنوع این ابزارها محدود است. شوخیهای بدنی و اشارههای رکیک بارها تکرار میشوند و اثر غالباً بهجای پرداخت دقیقتر یک ایده، آن را با شدت بیشتر تکرار میکند.
در نتیجه، فاصلهٔ میان هجو و لودگی کمرنگ میشود: فیلم گاهی کلیشهای را بهدرستی شناسایی میکند، اما بهجای افزودن معنایی تازه، صرفاً آن را بهانهای برای شوخیِ درشتتر قرار میدهد. این رویکرد ممکن است برای مخاطبی که کمدی بیپروا و سبک میخواهد خوشایند باشد، اما بهندرت به طنزی ظریف یا ماندگار میرسد.
« از آنجا که بسیاری از ایستگاههای داستان از پیش قابلحدساند، کشمکشها بهندرت حس کشف یا تعلیق ایجاد میکنند. »
شخصیتها و اجرا
بازیها و حضور برجستهٔ لسلی نیلسن لسلی نیلسن با طنز خشک و خونسردیِ آشنایش از امتیازهای اصلی فیلم است. او بهخوبی میداند چگونه در برابر آشفتگی صحنه، چهرهای جدی نگه دارد و اجازه دهد خودِ موقعیت مضحک جلوه کند. این شیوه، یادآور سنت کمدیهایی است که بازیگر در آنها شوخی را با تأکید و چشمکزدن به تماشاگر توضیح نمیدهد؛ بلکه با جدیت کامل به آن تن میدهد.
نتیجه، لحظاتی است که حتی وقتی خود شوخی چندان تازه نیست، حضور و زمانبندی نیلسن به آن جان میبخشد. او در میان بازیگران فیلم بیش از دیگران به مرکز ثقل کمیک آن نزدیک میشود. در سوی دیگر، اجرای دریک بل در نقش ریک به همان اندازه مؤثر نیست. شخصیت اصلی باید هم دستپاچگی نوجوانانه را منتقل کند و هم بهتدریج باورپذیرتر و قهرمانانهتر شود، اما بازی او همیشه کشش لازم را ندارد.
هنگامی که واکنشهای ریک قرار است ضربهٔ طنز را کامل کنند، کمبود ظرافت در اجرا میتواند شوخی را کماثر سازد. در نتیجه، بار زیادی از جذابیت کمدی بر دوش نیلسن و بازیگران نقشهای مکمل میافتد. فیلم به گروهی از بازیگران شناختهشده و چهرههای مهمان نیز میدان میدهد، ولی این حضورها بیش از آنکه به گسترش جهان داستان کمک کنند، غالباً بخشی از بازیِ فیلم با ارجاعات و چهرههای آشنا هستند.
هجوِ سینمای ابرقهرمانی و نسبت آن با ارجاع یکی از جاذبههای «Superhero Movie» این است که قواعد ژانر را بهعنوان زبانی مشترک با تماشاگر به کار میگیرد. منشأ قدرت، دوگانگی هویت، مسئولیت قهرمان، تهدید شهر و رویارویی با دشمنی قدرتمند، همگی عناصر آشناییاند که زمینهٔ هجو را میسازند. فیلم علاوه بر «Spider-Man» و «Batman Begins»، به آثار دیگری چون «X-Men» و «Fantastic Four» نیز نظر دارد.
« بازیها و حضور برجستهٔ لسلی نیلسن لسلی نیلسن با طنز خشک و خونسردیِ آشنایش از امتیازهای اصلی فیلم است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این ارجاعات برای مخاطبی که آن فیلمها را میشناسد، لایهای از شناخت و لذت میافزایند؛ دیدنِ یک صحنهٔ آشنا که به شکلی نامنتظر منحرف میشود، بخشی از سازوکار اصلی سرگرمی است. در عین حال، ارجاعمحوری به اثری کهنهشونده نیز تبدیل میشود. شوخی وابسته به یک فیلم یا چهرهٔ مشهور ممکن است در زمان اکران تازگی بیشتری داشته باشد، اما با گذر زمان بخشی از نیروی خود را از دست بدهد.
افزون بر آن، هجوِ یک اثر زمانی کاملتر است که فراتر از شناسایی مرجع، دیدگاه یا زاویهٔ تازهای دربارهٔ آن عرضه کند. «Superhero Movie» بیشتر به تغییر شکل اجزای آشنا علاقه دارد تا تحلیل جدیِ فرهنگ قهرمانپروری یا مناسبات قدرت در این داستانها. از این منظر، فیلم بیش از آنکه ژانر را به پرسش بکشد، از نشانههای مشهورش برای ساختن شوخی استفاده میکند.
ریتم، ساختار و تجربهٔ تماشا ریتم تند فیلم با هدف سرگرمی مستقیم آن هماهنگ است. شوخیها پشت سر هم میآیند و فرصت چندانی برای سکون یا تأمل باقی نمیماند؛ در نتیجه، تماشای اثر آسان و کمدردسر است. این فشردگی، بهویژه برای کمدیای که بر موقعیتهای کوتاه و ارجاعهای سریع متکی است، مزیت محسوب میشود.
ماجرا کمتر در شاخههای فرعی طولانی گم میشود و مسیر کلی آن را میتوان بیزحمت دنبال کرد. اما همین شتاب، پیوند میان شوخیها را گاهی سست میکند. وقتی هدف اصلی رسیدن به لطیفهٔ بعدی باشد، شخصیتپردازی و شکلگیری رابطهها فرصت کافی برای رشد نمییابند. برخی صحنهها صرفاً به این دلیل کنار هم قرار گرفتهاند که امکان یک شوخی دیگر را فراهم کنند؛ بنابراین فیلم از نظر انسجام احساسی و روایی به اندازهٔ ریتم کمدیاش موفق نیست.
« در عین حال، ارجاعمحوری به اثری کهنهشونده نیز تبدیل میشود. »
قوتها و کاستیها
تماشاگر ممکن است در لحظه سرگرم شود، اما کمتر با شخصیتها یا دشواریهایشان درگیر میماند. جمعبندی «Superhero Movie» اثری سبک و پرتحرک است که سرگرمیاش را از آشنایی تماشاگر با کلیشههای قهرمانانه و برخورد بیپروا با آنها میگیرد. حضور لسلی نیلسن و طنز خشک او، ریتم سریع و شماری از شوخیهای کلامی و موقعیتی، فیلم را برای تماشایی بیتکلف مناسب میسازند.
در مقابل، تکرار شوخیهای دمدستی، اتکای زیاد به لودگی بدنی، روایت قابلپیشبینی و اجرای نهچندان گیرای نقش اصلی، مانع از آن میشوند که هجو فیلم به طنزی هوشمندانه و پایدار تبدیل شود. ارزش اثر بیش از هر چیز در لحظههایی است که بازیگر با جدیت، موقعیتی آشکارا مضحک را باورپذیر اجرا میکند؛ اما این لحظهها بهتنهایی برای پوشاندن یکنواختی و محدودیتهای کلی فیلم کافی نیستند.
«Superhero Movie» در نهایت کمدیای گذرا و وابسته به ارجاع است: سرگرمکننده برای مخاطبی که دنبال شوخیهای سریع میگردد، اما کممایهتر از آنکه نگاهی تازه و ماندگار به جهان ابرقهرمانان عرضه کند.
« تماشاگر ممکن است در لحظه سرگرم شود، اما کمتر با شخصیتها یا دشواریهایشان درگیر میماند. »
ثبت دیدگاه