نقد و بررسی
نقد ملکه اسپانیا (The Queen of Spain) | 2016
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به صحنهای آشنا «The Queen of Spain» دنبالهای است که پس از فاصلهای طولانی به سراغ شخصیتهای فیلم «The Girl of Your Dreams» بازمیگردد؛ داستان این بار در اسپانیای دههٔ ۱۹۵۰ میگذرد، جایی که ماکارنا گرانادا، پس از رسیدن به شهرت در هالیوود، برای بازی در فیلمی تاریخی دربارهٔ ایزابلا، ملکهٔ کاستیل، به کشورش بازمیگردد.
بازگشت او صرفاً بازگشت یک ستاره به زادگاهش نیست: خاطرهٔ تجربههای تلخ گذشته، فضای سیاسیِ زیر سایهٔ حکومت فرانکو و حضور دوبارهٔ دوستان قدیمی، به این سفر معنایی عاطفی و تاریخی میدهند. فیلم در کنار ماجرای تولید یک اثر پرهزینه، خطی از دسیسه و تلاش برای نجات بلاس را نیز پیش میبرد؛ ترکیبی که در آن سینما، سیاست و کمدی قرار است یکدیگر را غنی کنند.
اما همین گستردگی، از همان ابتدا هم امکان فیلم است و هم دشواریاش. فیلمبرداریِ اثر در دل فیلم، ستارهای که میان دو فرهنگ قرار گرفته، گروهی از بازیگران و عوامل قدیمی، و تهدید سیاسیِ بیرون از صحنه، هر یک ظرفیت روایی مستقلی دارند. مسئله این است که فیلم همیشه نمیتواند این ظرفیتها را در مسیری واحد جمع کند.
بنابراین تماشاگر با جهانی پرجمعیت و پررفتوآمد روبهرو میشود که گاه جاذبه دارد و گاه به سبب پراکندگی، تمرکز خود را از دست میدهد. کمدی در سایهٔ اقتدار یکی از ایدههای مرکزی فیلم، کنار هم نشاندن سازوکار سرگرمی و سازوکار قدرت است. گروهی میخواهد فیلمی باشکوه بسازد و همزمان در فضایی کار میکند که حکومت، بر تولید فرهنگی و تصویر عمومی کشور نظارت دارد.
« اما همین گستردگی، از همان ابتدا هم امکان فیلم است و هم دشواریاش. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این موقعیت بهخودیخود زمینهای مناسب برای طنز فراهم میکند: سینما در برابر سیاست، خیال در برابر سانسور، و نمایش تاریخی در برابر واقعیت معاصر. فیلم بهدرستی درمییابد که صحنهٔ فیلمبرداری میتواند تصویری کوچکشده از جامعه باشد؛ جایی که هر کس نقش خود را بازی میکند، اما قواعد صحنه را همیشه خودش تعیین نمیکند.
بااینحال، طنز سیاسی اثر معمولاً بیش از آنکه به تأملی تلخ یا گزنده بدل شود، در حد موقعیتهای عجیب و شوخیهای روایی باقی میماند. اختلاف میان چیزی که گروه سازنده میخواهد بسازد و چیزی که فضای رسمی تحمل میکند، میتوانست منبعی نیرومند برای کشمکش باشد؛ ولی فیلم گاهی بهجای پرورش این تنش، با افزودن رخداد یا شوخی تازه از آن عبور میکند.
حاصل، لحظاتی است که بامزگیشان به چشم میآید، اما اثرشان دیرپا نمیشود. فیلم با فاشیسم مخالفتی روشن دارد، اما این موضع همیشه به درامی به همان اندازه منسجم تبدیل نمیشود. ماکارنا و حضور پنهلوپه کروز پنهلوپه کروز در نقش ماکارنا مهمترین تکیهگاه عاطفی فیلم است. او شخصیت را نه همچون ستارهای خودشیفته و دستنیافتنی، بلکه زنی با اعتمادبهنفس، تجربه و زخمی قدیمی تصویر میکند.
ماکارنا در برابر آشفتگیهای پیرامونش حضوری گرم دارد؛ حتی وقتی خود فیلم در انتخاب مسیر مردد است، بازی کروز به صحنهها مرکز ثقل میبخشد. او میتواند هم شکوه یک بازیگر مشهور را منتقل کند و هم آسیبپذیری کسی را که گذشتهاش هنوز کاملاً پشت سر گذاشته نشده است. این حضور، البته به معنای کامل بودن شخصیتپردازی نیست.
« حاصل، لحظاتی است که بامزگیشان به چشم میآید، اما اثرشان دیرپا نمیشود. »
شخصیتها و اجرا
گاهی ماکارنا بیشتر نیرویی برای پیوند دادن خطوط داستانی به نظر میرسد تا شخصیتی که تحولاتش با ریتمی دقیق و پیوسته دنبال شود. فیلم از شهرت و توان حرفهای او بهره میگیرد، اما فرصت نمییابد همهٔ تناقضهای زندگی او را بهتمامی بکاود: فاصلهٔ میان خانه و هالیوود، میان گذشته و اکنون، و میان زنی مستقل و چهرهای که صنعت سینما از او میسازد.
بااینهمه، کروز با ظرافت و سرزندگیاش مانع میشود که این کاستی به بیاعتنایی کامل نسبت به قهرمان فیلم بینجامد. گروهی پرشخصیت، روایتی پراکنده فیلم جمع بزرگی از بازیگران را گرد هم میآورد و بخش مهمی از لذت احتمالیاش از همین حضور گروهی میآید. شخصیتها با خلقوخوها، جاهطلبیها و عادتهای متفاوتشان، حس یک گروه هنری را میسازند؛ جمعی که در آن رقابت، دلبستگی، شوخی و ناخرسندی در کنار یکدیگر جریان دارند.
کارکرد چنین گروهی در کمدی میتواند بسیار ثمربخش باشد: کنش یک شخصیت، واکنش دیگری را برمیانگیزد و انرژی صحنه از برخوردشان پدید میآید. اما تعدد شخصیتها همیشه به معنای غنای بیشتر نیست. بعضی چهرهها فرصت مییابند لحظهای بهیادماندنی بسازند، ولی برخی دیگر بیشتر در حد حضورهای کوتاه و واکنشهای پراکنده باقی میمانند.
نتیجه آن است که در بعضی بخشها بهجای دنبال کردن یک درام روشن، از یک موقعیت به موقعیتی دیگر میرویم و پیشرفت داستان در میان معرفیها و شوخیهای فرعی کند میشود. این همان نقطهای است که گرمای بازیها نمیتواند کاملاً جای خالی انسجام را پر کند. ریتم، شوخیها و کیفیت دیالوگ ریتم «The Queen of Spain» بیش از آنکه شتابزده باشد، کشدار است.
« بااینهمه، کروز با ظرافت و سرزندگیاش مانع میشود که این کاستی به بیاعتنایی کامل نسبت به قهرمان فیلم بینجامد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم زمان قابلتوجهی صرف میکند تا جهان پرجزئیاتش را بگستراند، اما همهٔ این جزئیات به یک اندازه به پیشبرد روایت کمک نمیکنند. برخی صحنهها از مکث و بازی با شخصیتها سود میبرند؛ در مقابل، شماری دیگر به تکرار یک موقعیت یا رفتوآمد میان چند خط داستانی تبدیل میشوند، بیآنکه تنش تازهای بیافرینند.
ازاینرو، تماشاگر ممکن است در بخشهایی احساس کند فیلم بیش از آنکه به مقصدی روشن نزدیک شود، در فضای خود دور میزند. شوخیها نیز کیفیت یکسانی ندارند. شماری از آنها از تضاد میان جدیت تاریخیِ فیلم درونداستانی و آشفتگی پشت صحنه نیرو میگیرند؛ برخی دیگر به شوخیهای آشنا و دیالوگهایی معمولی متکیاند.
همین ناهمگونی توضیح میدهد چرا تجربهٔ مخاطبان میتواند دوگانه باشد: گروهی از شخصیتهای عجیب و لحظات مفرح استقبال میکنند، درحالیکه برای گروهی دیگر، پراکندگی و تکرار مانع خندیدن یا درگیر شدن میشود. طنز زمانی بیشترین اثر را دارد که از دل شخصیت و موقعیت بیرون بیاید؛ فیلم گاهی به این نقطه میرسد، اما همیشه در آن نمیماند.
فیلمی دربارهٔ فیلمسازی وجه خودآگاهانهٔ اثر، یعنی فیلمی دربارهٔ ساختن فیلم، از امکانات تصویری و مضمونی جالبی برخوردار است. ماکارنا هم بازیگر یک محصول هالیوودی است و هم چهرهای که حضورش به پروژه اعتبار میدهد؛ در سوی دیگر، گروه سازنده باید میان خواست هنری، اقتضای تجاری و محدودیت سیاسی تعادل برقرار کند.
قوتها و کاستیها
این کشمکش میتوانست پرسشی فراتر از ماجرای اصلی طرح کند: وقتی سینما زیر نگاه قدرت ساخته میشود، چه چیزی از حقیقت میتواند در تصویر باقی بماند؟ فیلم پاسخ کاملاً صیقلی یا نظری به این پرسش نمیدهد و بهتر است آن را اثری دربارهٔ تناقضها و مصالحههای تولید سینما دانست، نه رسالهای سیاسی دربارهٔ هنر.
جذابیتش بیشتر در موقعیتهای ملموسِ پشت صحنه است: تصمیمهایی که با ملاحظهٔ قدرت گرفته میشوند، و هنرمندانی که میکوشند میان کار روزمره و تعهد شخصی راهی پیدا کنند. همین بخشها به فیلم عمق بالقوهای میدهند، هرچند پراکندگی روایت اجازه نمیدهد همهٔ این پرسشها به یک مضمون یکپارچه بدل شوند.
جمعبندی «The Queen of Spain» فیلمی است با ایدههایی پرظرفیت، گروه بازیگری خوشانرژی و حضوری محوری که بهواسطهٔ بازی پنهلوپه کروز جان میگیرد. بازگشت به شخصیتهای قدیمی و قرار دادن آنان در بستر اسپانیای فرانکویی، زمینهای جذاب برای آمیختن خاطره، کمدی و سیاست فراهم میکند. بعضی موقعیتهای عجیب و شوخیهای گروهی نیز میتوانند سرگرمکننده باشند، بهویژه برای تماشاگرانی که از کمدیهای پرشخصیت و فضای پشت صحنهٔ سینما لذت میبرند.
بااینحال، فیلم در سامان دادن به انبوه ایدهها و شخصیتهایش چندان موفق نیست. روایت گاه پراکنده میشود، ریتم در بخشهایی افت میکند و شوخیها همیشه به اندازهٔ موقعیتهایشان اثرگذار نیستند. نتیجه اثری است نه کاملاً بیروح و نه آنقدر منسجم که بتواند ظرفیت تاریخی و دراماتیکش را به تمامی محقق کند.
« بااینحال، فیلم در سامان دادن به انبوه ایدهها و شخصیتهایش چندان موفق نیست. »
جمعبندی
ارزش تماشایش بیش از هر چیز در حضور گرم کروز، فضای گروهی و ایدهٔ تلاقی سینما با اقتدار سیاسی است؛ اما تماشاگر نباید انتظار داشته باشد که هر خط داستانی با همان دقتی پرداخت شود که فیلم در آغاز نویدش را میدهد.
ثبت دیدگاه