نقد و بررسی
نقد عملیات کریسمس دراپ (Operation Christmas Drop) | 2020
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان کریسمس و اقیانوس آرام «Operation Christmas Drop» ساختهٔ Martin Wood، کمدی عاشقانهای مناسبتی است که حالوهوای آشنای فیلمهای کریسمسی را از خیابانهای برفی و خانههای آراسته به چراغهای رنگارنگ بیرون میآورد و به چشمانداز گرم و آفتابی گوام میبرد. همین جابهجایی جغرافیایی، نخستین امتیاز مهم فیلم است: درخت کریسمس و موسیقی فصلی در کنار ساحل، آسمان پهناور و مسیر پرواز هواپیماهای باری قرار میگیرند.
نتیجه، اثری است که بهجای بازآفرینی کامل قالب آشنای خود، به آن رنگوبویی تازه میبخشد. داستان با حضور اریکا، دستیار یک نمایندهٔ کنگره، در پایگاه نیروی هوایی آغاز میشود؛ مأموریتی که در ظاهر بررسی هزینههاست، اما در عمل با هدف یافتن بهانهای برای تعطیلی پایگاه پیش میرود. اندرو، سروانی که در تدارک عملیات سالانهٔ رساندن کمک به جزیرههای دورافتاده نقش دارد، راهنمای او میشود.
تقابل نگاه حسابگرانهٔ اریکا با رویکرد مردممدار اندرو، نیروی محرک روایت است؛ هرچند فیلم از همان ابتدا نشانههای روشنی میدهد که کشمکش کاری قرار نیست تنها موضوع میان آن دو باقی بماند. کلیت داستان از الگوی آشنای کمدی رمانتیک پیروی میکند و همین آشنایی، هم سرچشمهٔ آسودگی آن است و هم محدودیتش.
فیلم در سال ۲۰۲۰ ساخته شده و بر پایهٔ عملیاتی واقعی با همین نام، البته با آزادیهای داستانی، شکل گرفته است. جغرافیایی که به فیلم جان میدهد گوام در این فیلم صرفاً پسزمینهای چشمنواز نیست؛ بخش مهمی از هویت و جذابیت آن را میسازد. رنگهای روشن، ساحل، دریا و گرمای استوایی با نشانههای متعارف کریسمس تضاد دلپذیری دارند.
« نتیجه، اثری است که بهجای بازآفرینی کامل قالب آشنای خود، به آن رنگوبویی تازه میبخشد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این تضاد به فیلم امکان میدهد فضای جشن را بدون برف و زمستان بازسازی کند و در عین حال، حس مقصدی دور از زندگی روزمره را به مخاطب بدهد. موقعیت جزیرهای همچنین با ایدهٔ اصلی فیلم پیوند دارد: فاصلهٔ جغرافیایی، دشواری دسترسی و نیاز به رساندن تدارکات به اجتماعات پراکنده. با این همه، چشمانداز زیبا همیشه به معنای کارگردانی تصویری خلاقانه نیست.
فیلم بیشتر به ثبت زیبایی مکان و ایجاد حس تعطیلات دل میبندد تا آنکه از فضا برای ساختن میزانسن یا زبان بصری متمایز بهره بگیرد. مناظر گاه نقش کارتپستالهایی خوشرنگ را دارند که میان گفتوگوها و لحظات عاشقانه قرار گرفتهاند. همین کارکرد، برای یک فیلم مناسبتی سبک و آرامبخش کافی است، اما اگر از اثر انتظار تصویری ماندگار یا نگاه عمیق به محیط داشته باشیم، دستاوردش محدود میماند.
با وجود این، فضای ساحلی بهدرستی از تکرار فضای برفی بسیاری از فیلمهای همخانواده جلوگیری میکند. ایدهٔ کمکرسانی و عاطفهٔ جمعی محور انسانی اثر، عملیات رساندن کمکها به جزیرههای دوردست است. این بخش به فیلم چیزی میدهد که از یک عاشقانهٔ صرف فراتر میرود: هدفی جمعی که شخصیتها را در کنار هم قرار میدهد و به روابطشان زمینهای بیرونی میبخشد.
بستهها، برنامهریزی پروازها و همکاری نیروهای پایگاه، تصویری از تلاش گروهی میسازند؛ تصویری که ارزش عاطفی فیلم بیش از هر چیز به آن وابسته است. لحظههایی که توجه روایت از کشمکش دونفره به کسانی معطوف میشود که چشمانتظار کمکاند، گرمایی صادقانهتر از بسیاری از شوخیها و دلخوریهای عاشقانه ایجاد میکنند.
« با این همه، چشمانداز زیبا همیشه به معنای کارگردانی تصویری خلاقانه نیست. »
شخصیتها و اجرا
اما فیلم پیچیدگی این عمل خیرخواهانه را چندان واکاوی نمیکند. کمکرسانی عمدتاً در قالب روایتی پاکیزه و خوشنیت عرضه میشود و پیامدهای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی حضور پایگاه نظامی در منطقه در حاشیه میمانند. این انتخاب با لحن سبک اثر سازگار است، ولی دامنهٔ پرسشهای بالقوهٔ داستان را کوچک میکند.
در نتیجه، فیلم بیشتر میخواهد مخاطب را به مهربانی و بخشندگی امیدوار کند تا آنکه تناقضهای نهادی پیرامون مأموریت را بررسی کند. این سادگی، برای تماشای خانوادگی و حالوهوای جشن مناسب است، اما از ظرفیت موضوع برای بحثی جدیتر میکاهد. اریکا و اندرو؛ جاذبهای آشنا اریکا و اندرو بر پایهٔ تضادی شکل گرفتهاند که بارها در کمدیهای رمانتیک دیدهایم: یکی منظم، هدفمدار و گرفتار منطق اداری است؛ دیگری خوشبرخورد، آسودهخاطر و متکی بر تجربهٔ میدانی.
چنین تقابلی بهسرعت امکان شوخی و اصطکاک فراهم میکند و به فیلم ریتمی قابلفهم میدهد. بازی Kat Graham و Alexander Ludwig نیز در حفظ لحن سبک و صمیمی اثر مؤثر است. آنها به شخصیتهایشان گرمای لازم را میبخشند، اما فیلمنامه فرصت چندانی برای پیچیدهکردن رابطه یا آشکارکردن لایههای تازهٔ روانی فراهم نمیکند.
رابطهٔ عاطفی آن دو تقریباً از لحظهٔ نخست در مسیر قابلپیشبینی خود قرار میگیرد. اختلافنظرها، نزدیکی تدریجی و نرمشدن موضع اریکا، نشانههای آشنای این نوع روایتاند. از همین رو، تنش میانشان گاه بهجای آنکه واقعاً شخصیتپرداز باشد، مانعی موقت به نظر میرسد که باید برای پیشبردن رابطه از آن عبور کرد.
« اما فیلم پیچیدگی این عمل خیرخواهانه را چندان واکاوی نمیکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
برخی از مشاجرهها نیز بیش از اندازه کش میآیند و میتوانند حوصلهٔ مخاطبی را که منتظر حرکت داستان است، کم کنند. بااینحال، فیلم از رابطهٔ اصلی انتظار شگفتی ندارد؛ کارکردش ایجاد شیرینی و سرگرمی است، و در این اندازه تا حدی موفق میشود. ریتم، شوخیها و کیفیت اجرا ریتم فیلم در مجموع آرام و بیتنش است؛ خصیصهای که با فضای کریسمسی آن هماهنگی دارد، اما همیشه به نفع روایت تمام نمیشود.
بعضی بخشها بیش از اندازه مکث میکنند و گویی داستان برای رسیدن به نقطهٔ بعدی، زمان بیشتری از نیازش صرف میکند. از سوی دیگر، همین آرامش برای تماشاگرانی که بهدنبال اثری سبک و کمدغدغهاند، میتواند خوشایند باشد. فیلم قرار نیست تعلیق جدی بسازد یا ساختار ژانر را دگرگون کند؛ بیشتر میخواهد مخاطب را در فضایی مطبوع نگه دارد و سرانجام با حسی امیدوارانه بدرقه کند.
طنز اثر نیز در همین محدوده حرکت میکند: شوخیها عموماً بیخطر و ملایماند و به ندرت به موقعیتهایی واقعاً غافلگیرکننده میرسند. بعضی جزئیات فنی و جلوههای تصویری، از جمله حضور گکوی رایانهای، ممکن است بیش از آنکه به باورپذیری جهان فیلم کمک کنند، توجه مخاطب را به مصنوعیبودن اجرا جلب کنند.
این لغزشها فیلم را از هم نمیپاشند، اما نشان میدهند که ظرافت فنی آن همواره همپای نیت عاطفیاش نیست. فیلم در لحظههایی که بر آدمها و همکاریشان تمرکز میکند، دلنشینتر از لحظههایی است که برای ایجاد شوخی یا تزئین قاب به جلوهای آشکارا ساختگی متوسل میشود. میان سرگرمی و تصویرسازی نهادی یکی از نکتههای قابلتأمل فیلم، پیوند میان داستان عاشقانه و تصویری است که از پایگاه نظامی ارائه میدهد.
« برخی از مشاجرهها نیز بیش از اندازه کش میآیند و میتوانند حوصلهٔ مخاطبی را که منتظر حرکت داستان است، کم کنند. »
قوتها و کاستیها
اریکا در آغاز قرار است هزینهها را بسنجد و دربارهٔ ضرورت ادامهٔ فعالیت پایگاه قضاوت کند؛ اما داستان، تجربهٔ عملیات کمکرسانی را به نیروی اصلی تغییر نگاه او بدل میکند. این مسیر از نظر دراماتیک روشن و کارآمد است، ولی مخاطب را به دیدن پایگاه عمدتاً از دریچهٔ کار خیر و فداکاری سوق میدهد.
ابعاد پیچیدهتر حضور نظامی در گوام و نسبت آن با جوامع محلی مجال چندانی نمییابد. بنابراین بهتر است فیلم را نه گزارشی همهجانبه از یک عملیات واقعی، بلکه داستانی رمانتیک و مناسبتی دانست که از واقعیتی انسانی برای ساختن روایتی امیدبخش بهره میبرد. چنین انتخابی لزوماً اثر را بیارزش نمیکند؛ فقط مرزهای ادعای آن را مشخص میسازد.
«Operation Christmas Drop» دربارهٔ امکان بخشندگی و اثر همکاری جمعی سخن میگوید، اما کمتر میپرسد که چه ساختارهایی این نیازها را پدید آوردهاند یا کمکرسانی چگونه میتواند با قدرت سیاسی درآمیزد. تماشاگر میتواند از گرمای عاطفی فیلم لذت ببرد و همزمان بداند که نگاه آن به موضوع، گزینشی و سادهشده است.
جمعبندی «Operation Christmas Drop» فیلمی صمیمی و خوشمنظره است که جذابیت اصلیاش را از ترکیب کریسمس با فضای استوایی گوام و از ایدهٔ یاریرساندن به جوامع جزیرهای میگیرد. عاشقانهٔ اریکا و اندرو شیرین، اما آشنا و زودقابلپیشبینی است؛ ریتم نیز گاهی کش میآید و بعضی شوخیها یا جلوههای تصویری از ظرافت لازم برخوردار نیستند.
« ابعاد پیچیدهتر حضور نظامی در گوام و نسبت آن با جوامع محلی مجال چندانی نمییابد. »
جمعبندی
بااینحال، اثر در ایجاد حس گرما و امید موفقتر از آن است که در نوآوری روایی یا تحلیل اجتماعی باشد. این فیلم برای شبی آرام، زمانی که انتظار پیچیدگی دراماتیک یا نقدی جدی از مناسبات سیاسی نداریم، انتخابی مناسب است. نقطهٔ قوتش نه تازگی داستان عاشقانه، بلکه پیوند آن با تصویری مهربانانه از همکاری و بخشندگی است.
اثری که ادعای بزرگی ندارد، اما با منظرههای دلنشین و نیت عاطفی روشن، میتواند لحظاتی خوشایند فراهم کند.
« بااینحال، اثر در ایجاد حس گرما و امید موفقتر از آن است که در نوآوری روایی یا تحلیل اجتماعی باشد. »
ثبت دیدگاه