نقد و بررسی
نقد ترانووا (Terra Nova) | 2011
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهٔ مرکزی و جهان داستان «ترا نووا» از تقابل دو جهان نیرو میگیرد: زمینی در آیندهای نزدیک که توسعهٔ بیمهار، آلودگی و ازدحام جمعیت آن را به مرز فروپاشی رسانده، و زمینی پیشاتاریخی که با وجود خطرهای عریانش، امکان آغاز دوباره را پیش مینهد. خانوادهٔ شنون، در کنار گروهی از مهاجران، از راهی میان زمانها به سکونتگاهی در گذشته میرسند؛ جایی که نامش وعدهٔ «زمین نو» را در خود دارد.
این سفر، هم ماجرایی علمیتخیلی است و هم تمثیلی دربارهٔ میراث انسان: آیا بشر میتواند در جهانی تازه، خطاهای جهان پیشین را تکرار نکند؟ طرح سریال از همان آغاز ظرفیت روایی چشمگیری دارد، زیرا سفر در زمان را نه صرفاً وسیلهای برای تماشای دایناسورها، بلکه فرصتی برای آزمودن اخلاق و سیاستِ ساختن یک جامعهٔ تازه میسازد.
ماجراجویی در سرزمین ناشناخته جاذبهٔ بیواسطهٔ سریال، حس کشف است. بیرون از حصارهای سکونتگاه، طبیعت قلمرویی رامنشده و تهدیدآمیز دارد؛ هر خروج از محدوده میتواند به رویارویی با جانورانی بزرگ و پیشبینیناپذیر بینجامد. حضور دایناسورها به قصه مقیاسی خیالانگیز میدهد و پیوسته یادآوری میکند که مهاجران، با وجود دانش و ابزارهای پیشرفتهشان، در این جهان تازه صاحبخانه نیستند.
طبیعت نه پسزمینهای تزئینی، بلکه نیرویی مستقل است که برنامههای انسان را برهم میزند. سریال در بهترین لحظههایش از همین ناآشنایی بهره میبرد: محیطی زیبا و باشکوه که در عین حال میتواند مرگبار باشد. چنین فضایی فرصت مناسبی برای تعلیق و ماجراجویی فراهم میکند و به مخاطب اجازه میدهد همراه شخصیتها، قواعد جهان تازه را قدمبهقدم بیاموزد.
« ماجراجویی در سرزمین ناشناخته جاذبهٔ بیواسطهٔ سریال، حس کشف است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
با این حال، این ظرفیت همیشه به یک اندازه به کار گرفته نمیشود. گاهی خطرهای بیرونی بیشتر نقش محرک رویداد را دارند تا عاملی که تجربهٔ مهاجرت و زیستن در طبیعت را عمیقتر کند؛ در نتیجه، هیجان صحنهها جای تأمل دربارهٔ رابطهٔ انسان و محیط را میگیرد. خانواده در مرکز روایت قرار دادن خانوادهٔ شنون در مرکز ماجرا تصمیمی سنجیده است.
جابهجایی تاریخی عظیم، از نگاه این خانواده ملموس میشود: والدینی که باید امنیت فرزندانشان را حفظ کنند، نوجوانانی که با مدرسه، دوستی و استقلال دستوپنجه نرم میکنند، و کودکی که حضورش یادآور شکنندگی زندگی در چنین محیطی است. این پیوند خانوادگی به مجموعه گرما میبخشد و مانع میشود داستان در سطحی صرفاً نظامی یا علمی باقی بماند.
در جهانی که هر روز میتواند با خطری تازه روبهرو شود، اعتماد و همکاری میان اعضای خانواده به یکی از منابع اصلی تابآوری تبدیل میشود. با این همه، شخصیتپردازی خانواده همیشه به ژرفای ایدهٔ اصلی نمیرسد. نقشهای اعضا گاه بیش از آنکه از تناقضها و دگرگونیهای درونیشان شکل بگیرد، تابع نیازهای اپیزودهاست.
مناسبات خانوادگی لحظههایی صمیمی و باورپذیر میآفریند، اما فرصت کمتری برای کاوش در پیامدهای روانیِ ترک خانه و ورود به جهانی بیگانه پیدا میکند. به همین دلیل، خانواده برای سریال نقطهٔ اتکایی عاطفی است، اما نه همیشه سرچشمهٔ درامی با پیچیدگی پایدار. جامعهٔ تازه و سایهٔ گذشته «ترا نووا» تنها دربارهٔ بقا در طبیعت نیست؛ پرسش دشوارتر آن، چگونگی ادارهٔ یک اجتماع نوپاست.
« با این حال، این ظرفیت همیشه به یک اندازه به کار گرفته نمیشود. »
شخصیتها و اجرا
سکونتگاه به نظمی جمعی، رهبری و تقسیم مسئولیت نیاز دارد، اما مهاجران با خود اختلافها، ترسها و جاهطلبیهای جهان پیشین را نیز آوردهاند. تعارض میان امنیت و آزادی، اعتماد و بدگمانی، و آرمان جمعی و منفعت فردی، بستری برای درام فراهم میکند. حضور نیرویی بیرونی و اختلاف بر سر نیتهای پنهان، این پرسش را برجسته میسازد که آیا سرنوشت این جامعه را طبیعت تعیین میکند یا انتخابهای خود انسانها.
این وجه سیاسی از جذابترین امکانات مجموعه است، زیرا ایدهٔ «شروع دوباره» را از شعار فراتر میبرد. اگر آدمها همان ساختارهای قدرت و همان شیوههای بهرهکشی را با خود به گذشته ببرند، تغییر مکان بهتنهایی نجاتبخش نخواهد بود. با این حال، سریال این پرسشها را همیشه با حوصله نمیپروراند.
برخی تعارضها بهسرعت به گرههای روایی تبدیل میشوند و حلوفصلشان در خدمت پیشبرد ماجرا قرار میگیرد. ازاینرو، جهان اجتماعی مجموعه گاه غنیتر از آن به نظر میرسد که روایت مجال پرداختن به آن را پیدا میکند. ریتم و ساختار روایی ساختار سریال میان ماجراجوییهای مستقل و خط داستانی بلندمدت حرکت میکند.
هر قسمت میتواند تهدیدی تازه، مأموریتی دشوار یا مسئلهای درون سکونتگاه را پیش بکشد؛ همزمان، رازها و کشمکشهای گستردهتر نیز در پسزمینه پیش میروند. این ترکیب بالقوه برای مجموعهای ماجرامحور مناسب است، اما نتیجه همیشه یکدست نیست. بعضی بخشها با شتاب کافی به سراغ بحران میروند، در حالی که بخشهایی دیگر پیش از رسیدن به نقطهٔ عطف، اطلاعات و توضیحات متعددی روی هم میگذارند.
« تعارض میان امنیت و آزادی، اعتماد و بدگمانی، و آرمان جمعی و منفعت فردی، بستری برای درام فراهم میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
توضیح دادن قواعد جهان داستان ضرورت دارد، اما وقتی شرح سازوکارها بر تجربهٔ شخصیتها غلبه کند، روایت از حرکت میایستد. مخاطب باید همزمان گذشتهٔ سیاسی سکونتگاه، ماهیت تهدیدهای تازه و مناسبات میان گروهها را دنبال کند؛ گاه این حجم اطلاعات، بهجای افزایش تعلیق، دریافت قصه را دشوار میسازد.
ناهماهنگی ریتم نیز از همینجا ناشی میشود: ایدهها و رخدادها فراواناند، اما فاصلهٔ میان معرفی و بسط آنها همیشه متناسب نیست. سریال میخواهد هم داستانی خانوادگی باشد، هم ماجرایی پرحادثه و هم معمایی دربارهٔ آینده؛ جمعکردن این لحنها گاهی به انسجام آن آسیب میزند. بازیگری، دیالوگ و اجرای ایدهها بازیگران در مجموع به جهان سریال نیروی انسانی میبخشند.
Jason O’Mara در نقش پدر خانواده، میان سرسختی و دلبستگی تعادل برقرار میکند و Stephen Lang با حضوری مقتدر، جایگاه فرماندهٔ سکونتگاه را برجسته میسازد. این چهرهها بهویژه در صحنههایی که تصمیمگیری و مسئولیتپذیری محور ماجراست، حضور مؤثری دارند. با این حال، کیفیت بازیگری بهتنهایی نمیتواند محدودیت متن را برطرف کند.
دیالوگها گاهی بیش از اندازه توضیحیاند و در برخی موقعیتها، شخصیتها آنچه را مخاطب باید بداند با صراحت بیان میکنند، بیآنکه گفتوگو از لایههای ضمنی یا صدای متمایز برخوردار شود. نتیجه آن است که ایدههای سریال معمولاً جذابتر از پرداخت نهایی آنها هستند. بحران محیطزیستی، ساخت یک تمدن در گذشته و مواجههٔ خانواده با جهانی بیرحم، هرکدام میتوانند سرچشمهٔ درامی عمیق باشند؛ اما مجموعه گاه پیش از آنکه پیامدهای یک ایده را کاملاً بررسی کند، به سراغ مسئلهٔ بعدی میرود.
« بازیگری، دیالوگ و اجرای ایدهها بازیگران در مجموع به جهان سریال نیروی انسانی میبخشند. »
قوتها و کاستیها
همین شتاب در بسط مفاهیم، گاهی شخصیتها را نیز به کارکردهای روایی محدود میکند و از پیچیدگی واکنشهایشان میکاهد. تصویر و ظرفیت جهانسازی از نظر بصری، تضاد میان آیندهٔ فرسوده و طبیعت سرسبز گذشته، ستون مهمی برای جهانسازی است. این دو فضا صرفاً دو پسزمینهٔ متفاوت نیستند؛ هرکدام حامل معناییاند.
یکی نتیجهٔ زیادهخواهی و ناتوانی در مهار پیامدهای توسعه است و دیگری وعدهٔ امکان، همراه با خطر و مسئولیتی تازه. طراحی کلی سکونتگاه نیز میکوشد میان نظم انسانی و بیکرانگی طبیعت فاصله بگذارد. چنین تقابلی به سریال هویتی روشن میدهد، حتی اگر جلوههای بصری و نمایش جانوران همیشه به اندازهٔ تصور اولیه، حس عظمت و واقعیت را برنینگیزند.
جمعبندی «ترا نووا» مجموعهای است که بیش از هر چیز با وسعت ایدههایش به یاد میماند: خانوادهای از آیندهای رو به زوال به گذشتهای دور میرود تا در کنار دیگران زندگی تازهای بنا کند. دایناسورها و خطرهای طبیعت، حس ماجراجویی را زنده نگه میدارند و روابط خانوادگی به این جهان پرمخاطره گرمایی انسانی میبخشند.
در زیر سطح ماجرا نیز پرسشی جدی جریان دارد: آیا انسان، وقتی فرصت دوبارهای مییابد، میتواند شیوهٔ زیستن خود را تغییر دهد؟ پاسخ سریال به این پرسش همیشه به اندازهٔ خود پرسش پیچیده و دقیق نیست. ریتم نابرابر، توضیحات فراوان، دیالوگهای گاه کماثر و شخصیتپردازیای که از ظرفیت ایدهها عقب میماند، مانع میشوند مجموعه به تمامیِ پتانسیلش دست یابد.
« این دو فضا صرفاً دو پسزمینهٔ متفاوت نیستند؛ هرکدام حامل معناییاند. »
جمعبندی
بااینحال، ترکیب علمیتخیلی، ماجراجویی و درام خانوادگی آن جذابیتی پایدار دارد. «ترا نووا» بیش از آنکه روایتی کاملاً پرداختشده باشد، طرحی خیالانگیز از جهانی است که تماشاگر را به کشف و اندیشیدن دعوت میکند؛ جهانی که در آن نجات آینده، شاید از بازنگری در رفتار انسان آغاز شود.
« بااینحال، ترکیب علمیتخیلی، ماجراجویی و درام خانوادگی آن جذابیتی پایدار دارد. »
ثبت دیدگاه