نقد و بررسی
نقد زنان طبقه ششم (The Women on the 6th Floor) | 2011
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان دو طبقه، میان دو جهان فیلم «The Women on the 6th Floor» ساختهٔ Philippe Le Guay، کمدیای گرم و خوشمشرب است که از یک اختلاف سادهٔ معماری، شکافی اجتماعی و انسانی میسازد: طبقهٔ پنجم، قلمرو آپارتمانهای آراسته و زندگی بورژوایی است؛ طبقهٔ ششم، اتاقکهای تنگ و سادهای که خدمتکاران اسپانیایی در آن روزگار میگذرانند.
در پاریسِ اوایل دههٔ ۱۹۶۰، این دو جهان تنها با چند پله از هم جدا شدهاند، اما فاصلهٔ تجربهها و امکانهایشان بسیار بیشتر است. فیلم این فاصله را نه با لحنی تلخ و خطابهوار، بلکه از مسیر برخورد روزمرهٔ آدمها، شوخی و کنجکاوی نشان میدهد. قصهای آشنا با مسیری دلنشین ژانلویی ژوبر، کارگزار بورس ثروتمند و پایبند به نظم، در زندگیای جاافتاده اما کمرمق گرفتار است.
ورود ماریا، خدمتکار تازهوارد خانه، او را با جمعی از زنان اسپانیایی آشنا میکند؛ زنانی که در شرایط دشوار، برای ساختن زندگی بهتر به فرانسه آمدهاند و در کنار سختیها، از سرزندگی و همبستگی نیز دست نکشیدهاند. ژوبر کمکم به جمع آنان نزدیک میشود و در این معاشرت، امکان دیگری برای زیستن را میبیند.
چارچوب داستانی فیلم غافلگیرکننده نیست. تماشاگر بهسرعت حدس میزند که برخورد دو محیط متفاوت، عادتهای مرد خانه را دگرگون خواهد کرد. بااینحال، جذابیت اثر بیش از آنکه به مقصد قصه وابسته باشد، در مسیر تدریجی این دگرگونی است: مردی که سالها زندگی را در قالب وظیفه، موقعیت اجتماعی و قواعد خانوادگی فهمیده، آرامآرام با شور و پیوندی روبهرو میشود که در جهان خودش کمرنگ بوده است.
« فیلم این فاصله را نه با لحنی تلخ و خطابهوار، بلکه از مسیر برخورد روزمرهٔ آدمها، شوخی و کنجکاوی نشان میدهد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم از این تحول، داستانی کوچک و قابلتماشا میسازد، بیآنکه آن را به واقعهای ناگهانی یا دگرگونیای ناممکن بدل کند. ژوبر؛ مردی که از عادت بیرون میآید نقطهٔ اتکای روایت، تغییر ژوبر است؛ اما این تغییر نه به هیئت اصلاح اخلاقیِ ناگهانی درمیآید و نه فیلم از او قهرمانی بینقص میسازد.
او پیش از آشنایی با زنان طبقهٔ ششم، مردی بدخواه نیست؛ بیشتر اسیر آسایش، نظم موروثی و بیخبری از جهان بیرون است. همین تفاوت مهم است: مسئلهٔ او شرارت آشکار نیست، بلکه محدودشدن نگاهش به آن چیزی است که برایش آشنا و پذیرفتهشده به نظر میرسد. Fabrice Luchini این محدودیت را با بازیای دقیق و کماغراق تصویر میکند.
در آغاز، حرکات و واکنشهای او حالتی کنترلشده و اندکی خشک دارند؛ سپس حضورش در جمعی تازه، بهتدریج از آن انضباط ظاهری فاصله میگیرد. بازیگر بهجای آنکه تغییر شخصیت را با تأکیدهای پررنگ نمایش دهد، آن را در مکثها، نگاهها و واکنشهای کوچک مینشاند. نتیجه، شخصیتی است که تحولش باورپذیر میماند، حتی وقتی خود مسیر داستان رنگوبوی فانتزی و شیرین پیدا میکند.
زنان طبقهٔ ششم؛ گرما، شوخطبعی و همبستگی ماریا دروازهٔ ورود ژوبر به طبقهٔ ششم است، اما آنچه این فضای تازه را زنده میکند، حضور جمعی زنان است. آنان در فیلم صرفاً زمینهای برای دگرگونی مرد فرانسوی نیستند؛ هر یک بخشی از روح جمعی قصه را شکل میدهند. رابطههای دوستانه، شوخیهای روزمره و حمایت متقابلشان، در برابر فضای رسمی و حسابشدهٔ خانهٔ ژوبرها قرار میگیرد.
« Fabrice Luchini این محدودیت را با بازیای دقیق و کماغراق تصویر میکند. »
شخصیتها و اجرا
بازی Natalia Verbeke در نقش ماریا، با گرمی و بیتکلفی همراه است و Carmen Maura نیز به شخصیت Concepción حضوری محکم و بهیادماندنی میبخشد. بااینهمه، این بخش از فیلم در مرز میان جذابیت و سادهسازی حرکت میکند. زنان طبقهٔ ششم گاه چنان سرزنده و یکدست تصویر میشوند که دشواریهای واقعی زندگیشان از پسِ فضای دلپذیر فیلم عقب مینشیند.
شرایط مهاجران و خدمتکاران در پسزمینه حضور دارد، اما فیلم کمتر میخواهد در سنگینی آن مکث کند. انتخابی آگاهانه در خدمت لحن کمدی و ملایم اثر، هرچند بهایی هم دارد: برخی شخصیتها بیش از آنکه فردیت کامل بیابند، نمایندهٔ گرما و همبستگی جمعی باقی میمانند. بازیها و رابطههای انسانی در کنار Luchini و Verbeke، بازی Sandrine Kiberlain در نقش Suzanne نیز به فیلم تعادل میدهد.
همسر ژوبر میتوانست بهآسانی به تصویری یکبعدی از زن بورژوازی بدل شود؛ اما Kiberlain به او نشانههایی از پیچیدگی و آسیبپذیری میبخشد. در نتیجه، تقابل میان زوج فقط رویاروییِ مردی بیدارشده با زنی سرد و مانعتراش نیست. Suzanne نیز درون نظم اجتماعی و عاطفی مشخصی زندگی میکند و رفتارهایش از همان چارچوب شکل گرفتهاند.
بازیگران فرعی نیز به فضای گروهی فیلم جان میدهند. حضور آنان باعث میشود طبقهٔ ششم صرفاً مکانی متفاوت نباشد، بلکه محیطی آکنده از گفتوگو، رفتوآمد و عادتهای مشترک به نظر برسد. شیرینی فیلم تا حد زیادی از همین تعاملها میآید: از لحظههایی که آدمها، با وجود تفاوت طبقاتی و فرهنگی، برای مدتی کوتاه به یکدیگر نزدیک میشوند.
« بااینهمه، این بخش از فیلم در مرز میان جذابیت و سادهسازی حرکت میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
رابطهها اغلب ساده و روشناند، اما بازیها اجازه نمیدهند سادگی به بیروحی بدل شود. کمدیِ موقعیت و محدودیتهای آن فیلم از برخورد دو سبک زندگی برای ساختن کمدی بهره میگیرد. ژوبر که با دقت و تشریفات در خانهٔ خود زندگی میکند، در فضایی قرار میگیرد که قواعدش برای او ناآشناست. این جابهجایی زمینهٔ شوخیهای ملایم و موقعیتهای بامزه را فراهم میکند.
طنز اثر بیشتر بر تضاد رفتارها و واکنشهای شخصیتها تکیه دارد تا بر شوخیهای تند یا هجو اجتماعی صریح. اما همین راهبرد گاهی به تکرار میرسد. بخشی از شوخیها بر همان تفاوتهای آشنای طبقاتی و فرهنگی استوارند و پس از مدتی تازگی نخستین خود را از دست میدهند. قصه نیز از الگوی شناختهشدهٔ مردی بهره میبرد که با ورود به جهانی تازه، ارزشهای زندگیاش را بازنگری میکند.
فیلم این الگو را با مهارت و خوشقلبی اجرا میکند، اما کمتر میکوشد آن را به شکلی بنیادین دگرگون سازد. کسانی که به دنبال کمدیای تندتر، پیچیدهتر یا اجتماعیتر هستند، ممکن است از این احتیاط و آشنایی دلزده شوند. پاریس و مرزهای نامرئی طبقه فضای تاریخی فیلم تنها تزئینی نوستالژیک نیست؛ پاریسِ دههٔ ۱۹۶۰ امکان میدهد اختلاف طبقه و موقعیت اجتماعی در جزئیات زندگی روزانه دیده شود.
ساختمان، با طبقات جداگانهاش، به استعارهای روشن تبدیل میشود: صاحبان خانه و کسانی که در خدمت آناناند، زیر یک سقف زندگی میکنند، اما برخوردشان با آسایش، کار و آینده یکسان نیست. دوربین با رفتوآمد میان این فضاها، مرز اجتماعی را ملموس میکند. بااینحال، فیلم بیش از آنکه ساختار نابرابری را واکاوی کند، بر امکان دوستی و دگرگونی فردی تأکید میگذارد.
« رابطهها اغلب ساده و روشناند، اما بازیها اجازه نمیدهند سادگی به بیروحی بدل شود. »
قوتها و کاستیها
این انتخاب، به اثر سبکی دلنشین میدهد و اجازه میدهد تماشاگر بدون فرورفتن در تلخی، با شخصیتها همراه شود؛ اما همزمان پرسشهای دشوارتر را کمرنگ میکند. زندگی زنان مهاجر عمدتاً از خلال نگاه ژوبر وارد روایت میشود و فیلم کمتر از زاویهٔ تجربهٔ مستقل آنان پیش میرود. این محدودیت، بهویژه برای تماشاگرانی که انتظار نقد اجتماعی پررنگتری دارند، محسوس خواهد بود.
ریتم و لحن «The Women on the 6th Floor» در مجموع به لحن آرام و دلگرمکنندهٔ خود وفادار میماند. فیلم از تنشهای شدید و تغییرات ناگهانی فاصله میگیرد و ترجیح میدهد تحول شخصیتها را در رشتهای از لحظههای روزمره بسازد. این آرامش برای بخشی از تماشاگران امتیاز است: فیلم فرصت میدهد رابطهها شکل بگیرند و حالوهوای محیط بهتدریج جا بیفتد.
اما ریتم همیشه به یک اندازه روان نیست. برخی بخشها بیش از اندازه کش میآیند و تکرار موقعیتها از شتاب روایت میکاهد. آنجا که فیلم بهجای افزودن لایهای تازه به شخصیتها، دوباره بر سرزندگی زنان یا سردی زندگی بورژوایی تأکید میکند، انرژی قصه اندکی فروکش میکند. بااینحال، لحن مهربان و بازیهای خوشنشسته مانع از آن میشوند که این کندی به بیحوصلگی کامل بدل شود.
جمعبندی «The Women on the 6th Floor» کمدیای صمیمی و خوشتماشا است که از مواجههٔ دو طبقه و دو شیوهٔ زندگی، قصهای دربارهٔ عادت، تنهایی و امکان تغییر میسازد. فیلم در روایت خود محافظهکار و تا حدی قابلپیشبینی است؛ شوخیهایش همیشه تازه نیستند و ریتمش گاه افت میکند. بااینحال، بازیهای باورپذیر، گرمای روابط و نمایش تدریجیِ بیرونآمدن ژوبر از زندگی یکنواختش، به اثر نیرویی دلنشین میبخشند.
« این محدودیت، بهویژه برای تماشاگرانی که انتظار نقد اجتماعی پررنگتری دارند، محسوس خواهد بود. »
جمعبندی
این فیلم بیش از آنکه بخواهد تحلیلی تند از نابرابری اجتماعی عرضه کند، دعوتی است به دیدن آدمهایی که در نزدیکی یکدیگر زندگی میکنند، اما جهانهایشان از هم جدا مانده است. تماشاگرانی که به کمدیهای آرام و انساندوستانه علاقه دارند، احتمالاً از همراهی با آن لذت خواهند برد؛ کسانی که تازگی روایی یا نقد اجتماعی صریحتری میجویند، ممکن است آن را سادهتر از انتظار بیابند.
ثبت دیدگاه