نقد و بررسی
نقد هیچکس امشب در جنگل نمیخوابد ۲ (Nobody Sleeps in the Woods Tonight 2) | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
دنبالهای که مسیر خود را عوض میکند «Nobody Sleeps in the Woods Tonight 2» ساختهٔ Bartosz M. Kowalski، ادامهای مستقیم بر فیلم نخست است و روایتش از پیامدهای همان قتلعام آغاز میشود. فیلم با مأمور پلیس جوان و کماعتمادبهنفسی همراه میشود که در میان پروندهای هولناک، بازماندهٔ ماجرا و تهدیدی تازه قرار میگیرد.
همین چارچوب آشنا در ابتدا نوید یک اسلشر دلهرهآور را میدهد؛ اما فیلم خیلی زود روشن میکند که قصد ندارد صرفاً فرمول قسمت پیشین را تکرار کند. این انتخاب، هم سرچشمهٔ جذابیت آن است و هم عامل اصلی ناهماهنگیاش. شروع پرتحرک و ضرباهنگ آغازین شروع فیلم بیدرنگ تماشاگر را وارد آشوب میکند.
اطلاعات داستانی بهسرعت عرضه میشوند، شخصیتها در موقعیت خطر قرار میگیرند و فضای آشنای پلیسی و جنایی بهتدریج جای خود را به وحشتی جسمانی میدهد. این شتاب، برای اثری که میخواهد تماشاگر را درگیر جهانی خونین و نامتعارف کند، مؤثر است: رخدادها مجال زیادی برای سکون نمییابند و هر صحنه میتواند مقدمهٔ حادثهای ناخوشایند باشد.
« دنبالهای که مسیر خود را عوض میکند «Nobody Sleeps in the Woods Tonight 2» ساختهٔ Bartosz M. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بااینحال، سرعت آغازین گاهی به بهای پرداخت دقیقتر داستان تمام میشود. فیلم بیش از آنکه در پی ساختن تدریجی تعلیق باشد، به سوی رخداد بعدی میشتابد. بنابراین، هیجان اولیه هرچند چشمگیر است، همیشه به پیوندی محکم میان موقعیتها و شخصیتها نمیانجامد. نتیجه، آغازی سرگرمکننده اما نه چندان استوار است.
خشونت نمایشی و کارکرد جلوهها مهمترین امتیاز بصری فیلم، بیپردهبودن آن در نمایش خشونت است. گریم موجودات، بافت بدنهای آسیبدیده و جلوههای خونآلود با جزئیات فراوان عرضه میشوند؛ گویی فیلم میخواهد از اغراق و زنندگی، بخشی از زبان تصویری خود بسازد. برای مخاطبی که از اسلشرهای خشن انتظار صحنههایی پراثر و ملموس دارد، این جلوهها جذابترین بخش تجربهاند.
اما نمایش خون بهتنهایی نمیتواند تعلیق بسازد. در قسمتهایی، خشونت چنان به جاذبهای مستقل تبدیل میشود که پیوندش با ترس، شخصیتپردازی یا پیشرفت روایت سست به نظر میرسد. وقتی صحنهها بیش از آنکه نگرانی برای سرنوشت آدمها برانگیزند، بر میزان غافلگیری و شوک تکیه میکنند، اثرگذاریشان زودگذر میشود.
« بااینحال، سرعت آغازین گاهی به بهای پرداخت دقیقتر داستان تمام میشود. »
شخصیتها و اجرا
فیلم در اینجا دستکم از حیث اجرا جسور است، ولی همیشه در تبدیل این جسارت به وحشت ماندگار کامیاب نیست. کمدی سیاه و تغییر لحن فیلم بهتدریج از اسلشر متعارف فاصله میگیرد و به قلمرو کمدی ترسناک نزدیک میشود. این تغییر صرفاً به شوخیهای پراکنده محدود نیست؛ حالوهوای اثر و نوع نگاهش به موجودات و خشونت را نیز دگرگون میکند.
بعضی پیچشهای نامنتظر، بهویژه آنگاه که فیلم از جدیت ظاهری خود فاصله میگیرد، لحظاتی واقعاً سرگرمکننده میسازند. فیلم همچنین گهگاه از کلیشههای ژانر آگاه است و با آنها بازی میکند؛ آگاهیای که میتواند برای تماشاگر علاقهمند به طنز سیاه دلپذیر باشد. مشکل آنجاست که مرز میان هجو و شوخیِ صرف همیشه روشن نمیماند.
بخشی از شوخیها چنان لوس یا نامتناسباند که بهجای تقویت فضای هراس، آن را از بین میبرند. همین ناپایداری در لحن باعث میشود برخی تماشاگران تغییر مسیر را خلاقانه و جسورانه ببینند و برخی دیگر آن را گسستی بیقاعده از حالوهوای قسمت نخست تلقی کنند. فیلم خطر میکند، اما همیشه کنترل پیامدهای این خطر را در دست ندارد.
« فیلم در اینجا دستکم از حیث اجرا جسور است، ولی همیشه در تبدیل این جسارت به وحشت ماندگار کامیاب نیست. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
شخصیتها و ظرفیتهای ناتمام مأمور تازهکار، در ظاهر، فرصتی مناسب برای ساختن قهرمانی آسیبپذیر است: کسی که باید با ترس و تردید خود روبهرو شود، آن هم در شرایطی که هراس بیرونی با بحران درونیاش گره خورده است. حضور شخصیتهایی چون زوسیا، بازماندهٔ قسمت نخست، نیز پیوند داستان را با گذشته حفظ میکند.
بااینهمه، فیلم زمان و تمرکز کافی در اختیار این خطوط عاطفی نمیگذارد تا به اندازهٔ ظرفیت بالقوهشان رشد کنند. رابطهٔ عاطفی نامتعارف میان موجودات، نمونهٔ روشنترِ این دوگانگی است. ایدهای که میتوانست پرسشی طنزآمیز دربارهٔ هیولا، انسانیت و میل به پیوند مطرح کند، در اجرا برای بسیاری از مخاطبان عجیب یا پسزننده از کار درمیآید.
فیلم به جای آنکه این رابطه را با ظرافتی حسابشده به بخشی از جهان خود بدل کند، گاه بر غرابت آن تکیه میکند؛ ازاینرو، تأثیرش بیش از آنکه عاطفی باشد، شوکهکننده یا کمیک است. فاصله از قسمت نخست قسمت اول، دستکم در تصور بسیاری از تماشاگران، بر الگوی آشنای اسلشر و حرکت تدریجی گروهی از شخصیتها در دل خطر تکیه داشت.
« حضور شخصیتهایی چون زوسیا، بازماندهٔ قسمت نخست، نیز پیوند داستان را با گذشته حفظ میکند. »
قوتها و کاستیها
دنباله اما نهتنها دامنهٔ رخدادها را گسترش میدهد، بلکه با تغییر جهت روایی و tonal، قراردادهای آن را نیز بههم میریزد. این تصمیم به فیلم هویتی جداگانه میبخشد، اما تداوم احساسی میان دو قسمت را دشوار میکند. ممکن است تماشاگر در آغاز انتظار بازگشت به همان نوع ترس و تعلیق را داشته باشد، حال آنکه اثر بهسوی ترکیبی نامتجانستر از خشونت، هجو و ملودرام حرکت میکند.
این فاصله لزوماً عیب نیست؛ دنبالهای که تنها نسخهای بزرگتر از فیلم پیشین باشد، خطر تکرار دارد. بااینحال، تفاوت زمانی به انتخابی موفق بدل میشود که اجزای تازه درون ساختاری منسجم جای بگیرند. اینجا تغییر لحن گاه بیش از آنکه تکامل جهان داستان باشد، به چرخشی ناگهانی میماند. نیمهٔ دوم و فرسودگی روایت پس از آنکه تازگیِ موقعیت و شوکهای نخستین فروکش میکند، فیلم برای حفظ کشش به تکرار موقعیتهای عجیب و تشدید اغراق روی میآورد.
نیمهٔ دوم بهتدریج کش میآید؛ نه به این معنا که اتفاقی در آن رخ نمیدهد، بلکه چون رخدادها همیشه حس پیشرفت معناداری ایجاد نمیکنند. صحنههای خونین همچنان چشمگیرند و بعضی چرخشها میتوانند مخاطب را غافلگیر کنند، اما این عناصر بهتنهایی جای ریتم روایی منظم را نمیگیرند. از همین رو، تجربهٔ فیلم به میزان پذیرش تماشاگر بستگی دارد.
« این تصمیم به فیلم هویتی جداگانه میبخشد، اما تداوم احساسی میان دو قسمت را دشوار میکند. »
جمعبندی
کسی که با ناهماهنگی، شوخیهای زمخت و تغییرهای ناگهانی کنار میآید، ممکن است نیمهٔ دوم را بازیگوشانه و متفاوت بیابد. اما مخاطبی که انتظار داستانی فشردهتر یا وحشتی پیوسته دارد، احتمالاً با افت انرژی و پراکندگی روبهرو خواهد شد. جمعبندی «Nobody Sleeps in the Woods Tonight 2» دنبالهای خونین، غریب و عامدانه نامتعارف است که میکوشد از قالب اسلشر بیرون بزند.
آغاز پرجنبوجوش، جلوههای عملیِ خشن و چند چرخش کمیک از آن فیلمی تماشایی میسازند؛ ولی تغییر لحن مهارنشده، شخصیتپردازی ناتمام و کشآمدن نیمهٔ دوم، مانع از آن میشوند که این جسارت به تجربهای منسجم تبدیل شود. فیلم بیش از هر چیز برای کسانی مناسب است که از کمدی ترسناکِ افراطی و خونریزی اغراقآمیز استقبال میکنند و با فاصلهگرفتن آن از قسمت نخست مسئلهای ندارند.
برای دیگران، همین تفاوت ممکن است نه نشانهٔ نوآوری، بلکه دلیل اصلی نارضایتی باشد.
« اما مخاطبی که انتظار داستانی فشردهتر یا وحشتی پیوسته دارد، احتمالاً با افت انرژی و پراکندگی روبهرو خواهد شد. »
ثبت دیدگاه