نقد و بررسی
نقد امروز دنیا را درست میکنیم (Today We Fix the World) | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان برنامهٔ تلویزیونی و زندگی واقعی فیلم آرژانتینی «امروز دنیا را درست میکنیم» ساختهٔ آریل وینوگراد، از ایدهای جذاب و در عین حال آشنا آغاز میکند: داوید ساماراس، تهیهکنندهای که به «یونانی» شهرت دارد، در برنامهای تلویزیونی آدمها را روبهروی یکدیگر مینشاند تا اختلافهایشان را حل کنند؛ اما در زندگی شخصی، برای فهمیدن و پرورش نزدیکترین رابطهاش چندان آماده نیست.
شکاف میان حرفهٔ او و زندگی خصوصیاش، هستهٔ طنز و درام فیلم را میسازد. برنامه ادعا میکند جهان را سامان میدهد، حال آنکه داوید هنوز با مسائل کوچک و بنیادیِ پدر بودن دستوپنجه نرم میکند. روایتِ جستوجو و دگرگونی وقتی داوید درمییابد بنیتو پسر زیستی او نیست، مسیر داستان از رابطهای کموبیش روزمره به سفری برای یافتن پدر حقیقی کودک تغییر میکند.
اما جستوجوی بیرونی تنها بهانهای است برای مواجههٔ این دو با پرسشهایی درونیتر: پدر بودن را خون تعیین میکند یا حضور؟ آیا رابطهای که سالها شکل گرفته، با آشکار شدن حقیقت ناگهان بیاعتبار میشود؟ فیلم این پرسشها را نه در قالب بحثی نظری، بلکه از خلال موقعیتها و برخوردهای پدر و پسر پی میگیرد.
« شکاف میان حرفهٔ او و زندگی خصوصیاش، هستهٔ طنز و درام فیلم را میسازد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این انتخاب، ظرفیت عاطفی قابلتوجهی به روایت میدهد. داوید که تا پیش از این بیشتر در نقش مردی گرفتار کار و عادتهای خود دیده میشود، ناچار است به بنیتو توجهی واقعیتر نشان دهد. کودک نیز صرفاً همراهی خاموش در سفر نیست؛ نگاه و واکنشهای او به رابطه جان میبخشد و گاه بزرگسالان را با تناقضهای خودشان روبهرو میکند.
پیوندی که آرامآرام شکل میگیرد قویترین دستاورد فیلم، ترسیم رابطهای است که از پیش کامل و صمیمی نیست، بلکه باید ساخته شود. داوید و بنیتو در آغاز بیش از آنکه به یکدیگر نزدیک باشند، به واسطهٔ شرایط و مسئولیت کنار هم قرار گرفتهاند. همین فاصله، تغییرات کوچک میانشان را معنادار میکند: لحظههای توجه، گفتوگوهای ساده و گاه دستوپاچلفتی، و تلاشهایی که شاید در ظاهر کماهمیت باشند، اما بهتدریج صورت رابطه را عوض میکنند.
بخش مهمی از اثرگذاری این مسیر به بازی لئوناردو اسباراگلیا و بنجامین اوترو بازمیگردد. اسباراگلیا در نقش داوید، خودخواهی و بیاعتنایی را به صفاتی یکدست و نفرتانگیز تبدیل نمیکند؛ در پسِ شوخی و خشکی شخصیت، نوعی درماندگی و ناآشنایی با عاطفه دیده میشود. اوترو نیز بنیتو را از دامِ کودکِ بیش از اندازه شیرین و بینقص دور نگه میدارد.
« این انتخاب، ظرفیت عاطفی قابلتوجهی به روایت میدهد. »
شخصیتها و اجرا
تعامل این دو، در لحظههایی که فیلم به آن مجال میدهد، باورپذیر و گرم است. طنز در کنار اندوه لحن فیلم میان کمدی و درام حرکت میکند و بخش عمدهٔ جذابیتش از همین رفتوآمد میآید. عنوان برنامهٔ داوید، با وعدهٔ اصلاح جهان، طنزی روشن در خود دارد؛ زیرا زندگی واقعی معمولاً نه با یک گفتوگوی تلویزیونی مرتب میشود و نه با پاسخهای قاطع.
برخورد آدمها، اختلافهای خانوادگی و موقعیتهایی که در جریان جستوجو پیش میآیند، فضای لازم را برای شوخی فراهم میکنند، بیآنکه فیلم سراسر به کمدیِ پرشتاب بدل شود. در سوی دیگر، مرگ مادر بنیتو و آشکار شدن حقیقت دربارهٔ نسبت پدر و پسری، به قصه وزنی عاطفی میدهد. فیلم میکوشد اندوه را با شوخیهای روزمره قابلتحملتر کند، نه اینکه آن را پاک یا انکار کند.
این ترکیب در بهترین لحظهها ظریف است؛ خنده از نقصهای شخصیتها و موقعیتهای انسانی میآید، و احساس نیز از فاصلهای که میان آنان وجود داشته است. ریتم و پیوندهای سست روایت ریتم کلی آرام اما پیوسته است؛ روایت زمان میگذارد تا رابطهٔ داوید و بنیتو مجال رشد پیدا کند. این مکثها برای یک درام خانوادگی انتخابی منطقیاند، اما همیشه به نتیجهای یکسان نمیرسند.
« تعامل این دو، در لحظههایی که فیلم به آن مجال میدهد، باورپذیر و گرم است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
برخی بخشها بهخوبی تنش یا شناخت تازهای به رابطه اضافه میکنند، در حالی که بعضی شوخیها و موقعیتهای فرعی به نظر میرسد پس از طرح شدن رها میشوند. در نتیجه، فیلم گاهی میان حرکت اصلی داستان و حاشیههای کماثر نوسان دارد. این مسئله بیش از همه در اجرای ایدهٔ مرکزی خود را نشان میدهد.
جستوجوی پدر حقیقی میتوانست مسیری منسجم باشد که در هر ایستگاه، برداشت داوید و بنیتو از خانواده را دگرگون کند؛ اما همهٔ برخوردها با یک اندازه از اهمیت دراماتیک پرداخت نمیشوند. بعضی صحنهها به شناخت شخصیتها کمک میکنند، اما برخی دیگر بیشتر حکم توقفهایی موقت را دارند. از این رو، پیوند میان بخشهای سفر همیشه به اندازهٔ رابطهٔ اصلی زنده و محکم نیست.
شخصیتپردازی و مضمون پدر بودن داوید شخصیتی است که کارش با حل اختلاف دیگران پیوند خورده، اما خودش از مهارتهای لازم برای مراقبت عاطفی از یک کودک برخوردار نیست. این تناقض به فیلم امکان میدهد دربارهٔ فاصلهٔ میان حرف و عمل، میان نقش اجتماعی و مسئولیت شخصی، سخن بگوید. او در تلویزیون با مسئلههای دیگران سروکار دارد، ولی در برابر نیازهای بنیتو اغلب دیر واکنش نشان میدهد.
« در نتیجه، فیلم گاهی میان حرکت اصلی داستان و حاشیههای کماثر نوسان دارد. »
قوتها و کاستیها
دگرگونی او نه جهشی ناگهانی، بلکه فرایندی تدریجی است؛ و همین تدریج، هرچند گاه کمکشش، به تحولش وجه انسانی میدهد. فیلم همچنین از تقلیل مفهوم خانواده به پیوند زیستی پرهیز میکند. پرسش اصلی فقط این نیست که پدر واقعی بنیتو کیست؛ مهمتر آن است که چه کسی در زندگی او حضور دارد و مسئولیت پیوندی را که ساخته شده میپذیرد.
اثر در این زمینه بیش از آنکه پاسخی صریح عرضه کند، بیننده را به توجه به رفتارهای روزمره و انتخابهای کوچک دعوت میکند. با این حال، بعضی ایدههایش آشکارتر از آناند که در روایت به کشفی تازه تبدیل شوند. اجرا و پایانبندی فیلم از بازیهای خوشنشسته و فضای صمیمیاش سود میبرد. نقشآفرینی اسباراگلیا و اوترو، بهویژه، کمک میکند رابطهای که در متن ممکن بود صرفاً مجموعهای از موقعیتهای داستانی باشد، شکل عاطفی پیدا کند.
بازیگران مکمل نیز به جهان اجتماعی فیلم رنگ میدهند، هرچند حضور همهٔ موقعیتهای فرعی به یک اندازه در مسیر اصلی اثرگذاری ندارد. ضعف اصلی در انسجام جمعبندی احساس میشود. فیلم در طول مسیر زمینهای برای تأمل دربارهٔ خانواده و پدر بودن میچیند، اما پایانبندی به همان اندازه که باید، همهٔ رشتهها را محکم به هم نمیبافد.
« فیلم همچنین از تقلیل مفهوم خانواده به پیوند زیستی پرهیز میکند. »
جمعبندی
نتیجه از نظر عاطفی ممکن است با مخاطب ارتباط برقرار کند، ولی از نظر روایی حسِ تمامشدگی و رضایت کامل به جا نمیگذارد. این ناهماهنگی از ارزش لحظههای صمیمانه کم نمیکند، اما مانع میشود ایدهٔ مرکزی به بیشترین نیروی ممکن برسد. جمعبندی «امروز دنیا را درست میکنیم» در بهترین لحظههایش فیلمی گرم دربارهٔ پیوندی است که نه از پیش تضمین شده و نه صرفاً با حقیقت زیستی تعریف میشود.
رابطهٔ داوید و بنیتو، بازیهای باورپذیر و آمیزش ملایم طنز و احساس، به اثر نیرویی انسانی میبخشند. در مقابل، پراکندگی برخی شوخیها، نوسان ریتم و جمعبندی نهچندان منسجم، مانع از آن میشوند که داستان به تمامی از ظرفیت ایدهاش بهره بگیرد. حاصل، اثری دلنشین و تأثیرگذار در بخشهایی از مسیر است؛ فیلمی که بیش از وعدهٔ بزرگِ عنوانش، در لحظههای کوچکِ نزدیک شدن دو آدم به یکدیگر معنا پیدا میکند.
« این ناهماهنگی از ارزش لحظههای صمیمانه کم نمیکند، اما مانع میشود ایدهٔ مرکزی به بیشترین نیروی ممکن برسد. »
ثبت دیدگاه